منظور (گفت و شنود)- روزنامه کیهان
گفت: كروبي طي سخناني در جمع تعدادي از هوادارانش، خود را با «ابوذر» مقايسه كرده است!
گفتم: ابوذر كه - نستجير بالله- از شهرام جزايري رشوه هاي چند صد ميليون توماني نمي گرفت!
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم: جناب ابوذر كه - العياذ بالله- دنيا طلب نبود و براي كسب قدرت، خودش را به معاويه و عمروعاص آن روزها يعني آمريكا و اسرائيل و انگليس اين روزها، نمي فروخت!
گفت: باز هم چه عرض كنم؟!
گفتم: حضرت ابوذر كه - نستجيربالله- به خاطر خوش رقصي براي دشمنان اسلام از سركردگان كفر و پليدي، مرحبا و آفرين دريافت نمي كرد! با منافقين هم كاسه نمي شد! با بهايي ها فالوده نمي خورد! مباني اسلام را نفي نمي كرد! و...
گفت: پس بايد از شيخ اصلاحات پرسيد كه شايد جناب «ابوذر» را با معاويه و اشعث بن قيس و عبدالله بن ابي و مروان حكم اشتباه گرفته است!
گفتم: اگر اين سؤال را از او بپرسي، احتمالا به روال مناظره هاي تلويزيوني اش در دوران انتخابات، خواهد گفت؛ عرض شود كه بله! منظور بنده هم، همين بود!
وقتي پاچه خوار معاويه ادعا مي كند كه ابوذر است! (خبر ويژه)
توهم «ابوذر» بودن از بهاءالله مهاجراني و كديور افندي به كروبي هم سرايت كرد.
كروبي در ديدار چند روزنامه نگار زنجيره اي با اشاره به اين گفته كه «اگر رهبري نبود، برخي ياران انقلاب، انقلاب را منحرف مي كردند» اظهار داشت: من فكر مي كنم منظور گوينده بيشتر به آقاي هاشمي و بنده است. اينها مي خواهند افرادي را از تاريخ انقلاب حذف كنند در حالي كه اين افراد در هر صفحه اي از تاريخ انقلاب كه باز كنند، حضور دارند. البته بنده معتقدم از اين اظهارات مي شود 2 برداشت نمود. اول اينكه ياران انقلاب در جريان حوادث سخت پس از آن كم آوردند و از ادامه راه آن ناتوان شدند، مانند طلحه و زبير در صدر اسلام! دومين برداشت از اين سخن اين است كه اكنون سرنوشت كشور به دست نامحرمان و نااهلان افتاده و ياران انقلاب در مقابل اين انحراف از جمهوريت و اسلاميت، ايستادگي كرده اند. مانند ابوذر غفاري! حالا مردم بايد قضاوت كنند كه كدام برداشت از اين سخن درست است.
فارغ از نبوغ منحصر به فرد كروبي در مقايسه خود با آقاي هاشمي رفسنجاني كه مشابه آن در ادعاي همزمان تقلب از سوي وي در كنار موسوي رخ داد (نسبت 330هزار رأي به 13 ميليون)، جا دارد از نامزد ناكام آراي باطله پرسيده شود اولا آيا هر كس كه نامش در اوراق تاريخ ماند، نشانه سلامت و انقلابي گري اوست. يعني مثلاً نام يزيد و عمرسعد و شمر و مروان و وليد كه در تاريخ مانده سند حقانيت آنهاست؟ ثانياً آيا غير از اين است كه ابوذر در برابر اشرافيگري و غارتگري فاسقان و فاسداني چون وليد و مروان و... ايستاد و جان گرامي خود را بر سر اين راه گذاشت، حال آن كه شما يك قلم كوچك سابقه رفاقت با مفسد و غارتگري چون شهرام جزايري را داريد كه چند صد ميليون پول بي زبان را در حلقوم شما ريخت. ابوذر اسوه تواضع و راست گويي بود و شما مجسمه شهرت طلبي و جاه طلبي ولو به قيمت دروغ بافي و با منطق دروغ هر چه بزرگ تر، جالب توجه تر! در تيم و ستاد و حاميان شما از طرفداران نامزدي هم جنس گرايان و بهائيان -سحرخيز و عبادي و كديور- پيدا مي شود تا غارتگران اقتصادي و مفسدان سياسي فراري. ابوذر هم بعد از رحلت پيامبر(ص) هرگز به آرمان هاي آن حضرت و جانشينش خيانت نكرد و شما، نامه ذلت بار و شرم آلود به شيخ مطرود امام و آلت دست منافقين ننوشتيد كه نوشتيد، عليه ولايت فقيه-بنيان فكري امام- موضع نگرفتيد كه گرفتيد، با گروهك هاي گوناگون ضدانقلاب و ضداسلام ائتلاف نكرديد كه كرديد، به خاطر خيانت ها به جبهه مسلمين از نشان دارترين دشمنان اسلام و سران جبهه استكبار، آفرين و مرحبا نگرفتيد كه گرفتيد.
آقاي كروبي فكر نمي كنيد كه ابوذر را با عبدالله بن ابي و ابوسفيان و معاويه و وليد يا اشعث بن قيس و ابوموسي اشتباه گرفته ايد؟!