بیانات مقام معظم رهبری در دیدار كارگزاران نظام

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين‌.

 در دعاهائى كه چه در صحيفه‌ى مباركه‌ى سجاديه، چه در بقيه‌ى دعاهاى مأثورِ براى ماه رمضان وارد شده است، صفاتى براى اين ماه ذكر شده كه هر كدام از اين صفات و خصوصيات، قابل تأمل و تدبر است: «شهر التّوبة و الانابة» - كه من در مورد اين توبه و انابه، بعد چند جمله‌اى عرض خواهم كرد - «شهر الاسلام»، كه در دعاى صحيفه‌ى مباركه‌ى سجاديه است. مراد از اسلام هم همان چيزى است كه در آيه‌ى شريفه آمده است: «و من يسلم وجهه الى اللَّه و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى».(1) اسلام الوجه للَّه، يعنى دل و جان را تسليم كردن؛ در مقابل اراده‌ى الهى و حكم الهى و شريعت الهى، رام قرار دادن. «شهر الطّهور». طهور يا به معناى پاك كننده است - يعنى ماهى كه در آن، عنصر پاك كننده‌اى وجود دارد كه به انسان طهارت و پاكيزگى ميدهد - يا به صورت مصدر ذكر ميشود؛ يعنى شهر پاك شدن از آلودگى‌ها و از آلايشها. «شهر التّمحيص». تمحيص يعنى خالص شدن. فلز قيمتىِ آميخته‌ى با فلزهاى ناهمذات را وقتى كه در كوره ميگذارند - مثلاً طلا را - اين را تمحيص ميگويند. يعنى جدا كردن ذات پاكيزه‌ى انسانى از ناخالصى‌ها و ناپاكى‌ها. اينها خصوصياتى است كه درباره‌ى اين ماه ذكر شده است.

 به نظر انسان اينجور مى‌آيد كه ماه رمضان در بين ايام سال و ماه‌هاى سال، حكم اوقات نماز را دارد در شبانه‌روز. يعنى همان طورى كه در شريعت مقدس اسلامى براى ما كه محصور و محدود به عوامل ماده هستيم، يك فرصتهائى گذاشته شده است كه آن فرصتهاى نماز است - وقت صبح، وقت ظهر، وقت عصر، وقت مغرب، وقت عشا، يك زنگ بيدارباش است، يك خلوت دادن به خود براى ايجاد نورانيت در دل و نفس است؛ ساعات نماز را در شبانه‌روز براى ما قرار دادند، براى اينكه غرق نشويم؛ از اسارت ماده يك لحظه‌اى بيرون بيائيم، نفسى تازه كنيم، به ياد معنويت بيفتيم، يكسره غرق در ماديات نباشيم - به نظر ميرسد كه در دوره‌ى سال هم ماه رمضان يك چنين وضعيتى را دارد؛ نفس‌كش روح انسانى و روح ملكوتى انسان است؛ فرصتى است كه با اين رياضت طولانى يكماهه، نفس از تخته‌بند عوامل مادى كه ما را احاطه كرده است، خلاصى پيدا كند، نجاتى پيدا كند؛ يك نفسى بكشد، نورانيتى پيدا كند. شارع مقدس، ماه رمضان را براى اين قرار داده است. خوب، اين فرصتى است.

 در ميان خصوصياتى كه ذكر شده است - كه البته همه مهم است - آنچه كه نظر بنده را جلب ميكند و حالا بين من و شما كه مسئولين كشور هستيم، در ميان گذاشته ميشود، اين «شهر التّوبة و الانابه» است؛ ماه توبه است، ماه انابه است. توبه يعنى بازگشت از يك راه غلط، از يك كار غلط، از يك فكر غلط. انابه يعنى رجوع الى اللَّه، بازگشت به سمت خدا. اين توبه و انابه، به طور طبيعى يك معنائى را در خودش مندرج دارد. وقتى ميگوئيم از راه خطا برگرديم، معنايش اين است كه نقطه‌ى خطا را، راه خطا را شناسائى كنيم؛ اين خيلى مهم است. ما همين طور كه داريم حركت ميكنيم، غالباً اينجور هستيم كه از كار خودمان، از خطاى خودمان، از تقصيرى كه ميكنيم، غفلت ميكنيم؛ توجه نميكنيم به اشكالى كه در كار خودمان وجود دارد. اين خود، هم خود شخصى است، هم خود جماعى؛ ملت خودمان، حزب خودمان، جريان خودمان، جناح خودمان. هرچه كه به خود انسان ارتباط پيدا ميكند، عيوب آن غالباً مورد غفلت قرار ميگيرد؛ لذا ديگران عيب ما را بايد به ما بگويند. اگر خودمان ميفهميديم و اصلاح ميكرديم، نوبت نميرسيد به ديگران؛ احتياج نبود كه ديگران به ما بگويند. اين توبه و انابه كه فرمودند، قدم اوّلش اين است كه به عيب كار توجه كنيم، بفهميم كجاى كار ما اشكال دارد؛ خطامان كجاست، گناهمان كجاست، تقصيرمان كجاست. از شخص خودمان هم شروع كنيم، تا بعد برسيم به دايره‌هاى جماعى وسيع‌تر. اول شخص خود را محاسبه كنيم، ببينيم كجا اشتباه كرديم؛ اين وظيفه‌ى همه است. از ما آدمهاى معمولى كه تقصير و گناه و خطا در كارمان زياد است، بگيريد تا انسانهاى برجسته، تا بندگان صالح خدا، حتّى تا اولياءاللَّه؛ آنها هم همين جورند، آنها هم احتياج به استغفار دارند، آنها هم احتياج به توبه دارند. روايتى است از نبى مكرم اسلام (صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم)، كه اين حديث را هم شيعه نقل كرده‌اند، هم اهل سنت نقل كرده‌اند. از قول حضرت نقل شده است كه فرمود: «انّه ليغان على قلبى»؛ دل من را غبار ميگيرد، ابر ميگيرد. «يغان»، «غين» به معناى «غيم» است؛ يعنى ابر. مثل روى خورشيد را، روى ماه را كه ابر بپوشاند، يك حالت تيرگى نسبى، جلوگيرى از آن درخشش. فرمود: «ليغان على قلبى»؛ گاهى دل مرا آن حالت ابرآلودگى و مه‌آلودگى فرا ميگيرد. «و انّى لأستغفر اللَّه كلّ يوم سبعين مرّة»؛ در هر روزى من هفتاد مرتبه استغفار ميكنم. پيغمبر اين جمله را ميفرمايد؛ آن روح ملكوتى، آن ذات پاك. در يك روايت ديگر - كه اين از طرق ماست - دارد كه «كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و اله يتوب الى اللَّه فى كلّ يوم سبعين مرّة». اينجا ديگر تعبير توبه دارد. از قول امام صادق (عليه السّلام) نقل شده است كه پيغمبر روزى هفتاد مرتبه توبه ميكرد، «من غير ذنب»؛ بدون اينكه گناهى كرده باشد. خوب، پيغمبر كه معصوم است؛ از چى توبه ميكند؟ مرحوم فيض (رحمة اللَّه عليه) ميگويد: «انّ ذنوب الأنبياء و الأوصياء عليهم السّلام ليس كذنوبنا بل انّما هو ترك دوام الذّكر و الاشتغال بالمباحات». ممكن است در كوچه و بازار و زندگى معمولى براى نبى و ولى لحظه‌ى غفلتى پيش بيايد؛ آن چيزى كه اكثريت زندگى ما را تشكيل ميدهد، براى او ممكن است يك لحظه‌اى پيش بيايد، مشغول و سرگرم به يك امر مباحى بشود؛ خود همين براى پيغمبر استغفار دارد. بنابراين، اين مخصوص ما نيست؛ اين براى همه است.

 خوب، اين براى كارگزاران وظيفه‌ى لازمترى است. يعنى من و شما كه در بخشى از كارهاى كشور مسئوليتى داريم يا تأثيرى داريم، در يك حوزه‌ى خاص اجتماعى نفوذى داريم، وظيفه‌مان در امر استغفار و توبه‌ى الى اللَّه و انابه‌ى الى اللَّه سنگين‌تر است؛ خيلى بايد مراقب باشيم. گاهى حتّى در زيرمجموعه‌ى من و شما يك تخلفى صورت ميگيرد؛ اگر به نحوى اين تخلف مستند به ما باشد، ما مسئوليم. مثل اينكه مثلاً كوتاهى كرديم در ابلاغ، كوتاهى كرديم در گزينش اين شخص، كوتاهى كرديم در برخورد با تخلفات، اين موجب شده است كه تخلفى به وجود بيايد. «قوا انفسكم و اهليكم نارا وقودها النّاس و الحجارة».(2)

 پس نتيجه اين شد كه در ماه رمضان در حد توان خودمان بايد مراقبت كنيم، رفتار خودمان را تصحيح كنيم؛ فكرمان را، قولمان را، عملمان را تصحيح كنيم؛ بگرديم اشكالاتش را پيدا كنيم، آن اشكالات را برطرف كنيم. اين تصحيح در چه جهتى باشد؟ در جهت تقوا. در آيه‌ى شريفه‌ى روزه ميفرمايد: «لعلّكم تتّقون»؛(3) روزه براى تقواست. بنابراين، اين تلاشى كه در راه ماه مبارك رمضان انجام ميگيرد، در جهت تقوا باشد.

 در باب تقوا من يك جمله‌اى اينجا يادداشت كرده‌ام كه عرض بكنم. غالباً وقتى گفته ميشود تقوا، پرهيزگارى، ذهن انسان ميرود به رعايت ظواهر شرع و محرمات و واجباتى كه دم دست ماست؛ نماز بخوانيم، وجوهات شرعى‌مان را بدهيم، روزه بگيريم، دروغ نگوئيم. البته اينها مهم است، همه‌اش مهم است؛ ليكن تقوا ابعاد ديگرى هم دارد كه غالباً ما از اينها غفلت ميكنيم. در دعاى شريف مكارم الاخلاق يك فقره‌اى در توضيح اين ابعاد ديگر هست: «اللّهم صلّ على محمّد و اله و حلّنى بحلية الصّالحين و البسنى زينة المتّقين»؛(4) از خداى متعال درخواست ميكند كه پروردگارا! مرا با زيور صالحان زيور بده و با لباس پرهيزگاران ملبس كن. خوب، اين لباس پرهيزگاران چيست؟ آن وقت اين شرح جالب است: «فى بسط العدل»؛ لباس پرهيزگاران در گستردن عدالت، «و كظم الغيظ»؛ در فرو بردن خشم، «و اطفاء النّائرة»؛ در فرو نشاندن آتش؛ آتشهائى كه بين افراد جامعه برمى‌افروزند. اينها تقواست. «و ضمّ اهل الفرقة»؛ افرادى كه از شمايند، اما جدا شدند، سعى كنيد اينها را گرد بياوريد. اين جزو موارد تقواست، كه در دعاى شريف مكارم‌الاخلاق - دعاى بيستم صحيفه‌ى مباركه‌ى سجاديه - به آن اشاره شده است. اين دعا، بسيار دعاى مهمى است. من عقيده‌ام اين است كه همه، بخصوص كارگزاران، بايد اين دعا را بخوانند و در مضامينش دقت كنند؛ تعليم‌دهنده است. «و اصلاح ذات البين»؛ به جاى آتش‌افروزى، خبرچينى، اين را به جان آن انداختن، آن را در پوستين اين انداختن، اصلاح ذات‌البين كنند؛ بين برادران مؤمن، برادران مسلمان، ايجاد ائتلاف كنند؛ اينها تقواست.
ادامه نوشته

تفسير قرآن مقام معظم رهبری(40): جاودانگی اعجاز قرآن

گروه سياسی: رهبر معظم انقلاب در ادامه جلسه بيست ‌و ‌پنجم تفسير قرآن خود، به تبيين جاودانگی اعجاز قرآن پرداختند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آيت‌الله خامنه‌ای در جلسات تفسير قرآن خود به تبيين واژه‌های بنيانی و آيات كلام‌الله ‌مجيد می‌پردازند. اين خبرگزاری با عنايت به رسالت قرآنی خود بر آن است تا بصورت سلسله‌وار نظرات معظم‌له را در موضوعات مختلف قرآنی به مخاطبين خود ارائه دهد.

متن ذيل، نظرات ايشان در خصوص جاودانگی اعجاز قرآن است كه در ادامه جلسه بيست ‌و پنجم تفسير ايشان بيان شده است؛

قرآن را يك كسی كه آشنا به فنون فصاحت و بلاغت و اهل بيان و سخنوری نيست، شايد وقتی نگاه می‌كند، تفاوت او را با يك سخن عربی، بخصوص اگر آن سخن عربی دارای زر و زيورهای بيانی باشد، چندان نمی‌فهمد، اما آن كسانی كه خودشان اهل سخنوری بودند، همين كه سخن قرآن مطرح می‌شد آنها می‌ديدند يك چيز فوق‌العاده‌ای است و از نوع كار آنها نيست. ايمان می‌آوردند.

البته بعضی هم كه خيلی لجوج و عنود بودند يك چيزی می‌گفتند و ايمان نمی‌آوردند، بالاخره:

هر درونی كو خيال‌انديش شد چون دليل آری خيالش بيش شد

 مقام معظم رهبری
قرآن را يك كسی كه آشنا به فنون فصاحت و بلاغت و اهل بيان و سخنوری نيست، شايد وقتی نگاه می‌كند، تفاوت او را با يك سخن عربی، بخصوص اگر آن سخن عربی دارای زر و زيورهای بيانی باشد، چندان نمی‌فهمد،

اين هم يك نكته در مورد معجزه بودن قرآن، و نكته‌ی ديگر در اين باب اين است كه: وقتی خود آن حقيقت و پديده (يعنی قرآن) معجزه است، لازمه‌اش جاودانگی است و فرق می‌كند با يك عمل معجزآسا در يك زمان خاص.

فرض كنيد: حضرت موسی (ع) كه معجزه كرد و با عصای خودش در يك بخشی از بحر احمر آبها را پس زد راه خشكی را باز كرد و مردم را از آنجا عبور داد، اين معجزه است، اما اين معجزه يك حادثه بود و تمام شد، لكن قرآن جاودانه است. و اين جاودانگی قرآن با جاودانگی دين مرتبطند و چون دين اسلام دين آخر و دين جاودانه است، پس معجزه‌ی او هم بايد معجزه‌ی جاودانه و هميشگی باشد، و لذا اعجاز را در خود قرآن قرار داده‌اند.

پس اينكه عرض كرديم می‌فرمايد: فأتوا بسوره من مثله: يك سوره‌ای ازاين قبيل بياوريد، اين منحصر به زمان صدر اسلام نيست، بلكه همين الان هم يك چنين چيزی وجود دارد و چون الان هم نمی‌توانند اين كار را بكنند، در حالی كه اهل زبان اعتراف دارند به اينكه قرآن يك چيز فوق‌العاده‌ و برجسته‌ای هست، پس بنابراين: معجزه بودن قرآن حتی بعد از گذشت چهارده قرن همچنان به قوت خود باقی است.

كسانی از اهل معرفت و اهل دانش را در كتاب‌ها ذكر كرده‌اند كه در مقابل قرآن خضوع داشتند، يك نويسنده و شاعر فصيح بزرگ مسيحی در همين زمان‌های نزديك به زمان ما به نام شبلی شميل بود كه شايد گرايش‌های مادی هم داشت و من حالا خصوصياتش را در ذهن ندارم. همين شاعر اديب مسيحی يا قصيده‌ی مفصلی درباره‌ی قرآن و درباره‌ی پيغمبر ما دارد كه يك بيتش اين است:

 رهبر معظم انقلاب
آن كسانی كه خودشان اهل سخنوری بودند، همين كه سخن قرآن مطرح می‌شد آنها می‌ديدند يك چيز فوق‌العاده‌ای است و از نوع كار آنها نيست. ايمان می‌آوردند.

انی وان اكن لم ادين بدينه هل اكفرن بمحكم الاياتی

من اگر چه به دين او اعتقادی ندارم آيا می‌توانم كفر و انكار بورزم به اين آيات محكمه‌ی قرآن. او يك عرب مسيحی است، اعتقادی هم به قرآن ندارد و بالاخره هم قبول نكرده، يعنی برحسب آنچه كه ظواهر قضيه نشان می‌دهد، همان رسوبات و همان چيزهايی كه غالباً جلو اذعان و ايمان حركت صحيح انسان را می‌گيرد، جلو او را هم ظاهراً گرفته، شايد هم در خفا ايمان آورده كه ما خبر نداريم.

اما می‌گويد من حقايق قرآن را نمی‌توانم انكار كنم، يعنی او كه در قرن چهاردهم هجری زندگی كرده، چرا نزديك به چهارده قرن به نزول قرآن اين اعتراف را می‌كند؟ چون خودش هم اهل زبان است، هم عارف است و هم واقف است، لذا وقتی نگاه می‌كند به قرآن می‌فهمد كه اين كتاب چقدر مهم است. يا آن توماس كارلايل معروف انگليسی كه ظاهراً اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 می‌زيسته، درباره‌ی قرآن كتاب دارد و مفصل حقايق قرآن را گفته البته او اهل زبان نيست و احتمالاً مثل ما كه خيلی با لفظ و زيبائی‌های لفظی انسی نداريم و ممكن است نفهميم، او هم از الفاظ قرآن چيزی نفهميده، اما از مفاهيم و معانی قرآن چيزهايی فهميده.

يا همين جان‌ديون فورد انگليسی معروف كه در اين اواخر حدود 30 ، 40 سال پيش مرحوم غلامرضا سعيدی مترجم معروف، كتابش را ترجمه كرد، بنام عذر تقصير به پيشگاه محمد، همه‌ی اينها غير مسلمان و مسيحی هستند و چون خودشان اهل دانش و بينش هستند، وقتی نگاه می‌كنند به حقايق قرآن و محكمات آيات اين كتاب را می‌بينند، تشخيص می‌دهند كه اين حقايق مربوط به ذهن محدود بشر نيست. و لذا غير قابل انكار است و اين خودش معجزه‌ی جاودانه‌ی قرآن و جاودانگی اعجاز قرآن است.

اما نكته‌ی آخر درباب معجزه بودن قرآن از جهت لفظ را كه اشاره كردند چند جمله‌ای می‌گويم: چون در يك سخن مفاهيم را هم می‌توان با الفاظ معمولی و غيرزيبا و غيرهنرمندانه ادا كرد و هم می‌شود انسان مفاهيم را با الفاظ زيبا ادا بكند و الفاظ قرآن زيباترين الفاظ است.

همه‌ی فصحا و بلغای عرب كه پيرامون علوم مختلف ادبی عرب كتاب نوشتند، در جاهای مختلف به قرآن استشهاد می‌كنند؛ يعنی هرجا كه می‌خواهند زيبائی جمله يا عبارتی را ثابت كنند، استدلال می‌كنند به آيه قرآن و می‌گويند قرآن اينطور بيان كرده، يعنی قرآن معيار و استاندارد زبان عرب است و هيچكس ترديد ندارد كه وقتی چيزی در قرآن آمد، اين در اوج زيبايی و صحت و اتقان است.

آيت الله مصباح يزدي: كسي كه مكتب ايران را به جاي مكتب اسلام معرفي مي كندخودي نيست

آيت الله مصباح يزدي تاكيد كرد: افرادي كه بي شرمانه مكتب ايران را به جاي مكتب اسلام معرفي مي كنند، خودي نبوده بلكه غيرخودي اند.
به گزارش رسا، آيت الله محمدتقي مصباح يزدي رئيس موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره)، در جمع فرماندهان و مسئولان نيروي زميني، بنياد تعاون، قرارگاه سازندگي خاتم الانبيا و هوافضاي سپاه، خط امام را خط واقعي اسلام برشمرد و گفت: بايد نسبت به مباني نظام و اصول خط امام كه خط واقعي اسلام است شناخت داشته باشيم و مواظب باشيم كه خط ايشان كه همان روح اسلام است لطمه نخورد.
آيت الله مصباح يزدي با اشاره به برخي اظهارنظرها افزود: كساني كه بي شرمانه مكتب ايران را به جاي مكتب اسلام معرفي مي كنند، خودي نبوده غيرخودي اند و بايد حواسمان جمع باشد.
وي خاطرنشان كرد: شما كه ادعاي خط امام مي كنيد، امام راحل در كدام سخنراني خود از اسلام ده بار سخن نگفت و از ايران نام برد؛ ما كه پيرو او هستيم بايد همان روش را ادامه دهيم.
عضو خبرگان رهبري با بيان اينكه آنچه به ما عزت بخشيده، اسلام است، تصريح كرد: ايران در زمان رژيم پهلوي هم بود، آنها طرفدار ناسيوناليسم و ملي گرايي بودند؛ حالا ما بايد همان شعارها را زنده كنيم؟ پس اسلام و انقلاب چه شد؟
رئيس موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني اظهار داشت: برخي ها مي گويند نسبت به احكام اسلام سست شويم اينها كه مهم نيست! سؤال اين است كه پس چه چيزي مهم است! ملت براي اينها جان داده اند.
وي ادامه داد: بايد حواسمان جمع شود چرا كه انحراف از اينجا شروع مي شود، اصول فراموش نشود، اصول يعني تابع رهبر و ولايت فقيه و در اين اصول شرايط زمان و تصميمات سياسي نمي تواند تغيير ايجاد كند و تا ظهور امام زمان اين اصول خواهد بود.
نسبت به اصول اسلام
با كسي شوخي نداريم
آيت الله مصباح يزدي تاكيد كرد: مردم ما بر سر عقايد و اصول خود صدها هزار شهيد داده اند ما بر سر اين عقايد معامله نمي كنيم.
عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: ما اسلام را مي خواهيم و هركس اسلام را بخواهد خدمتگزار او هستيم و در اين مسير با كسي عقد اخوت نبستيم، هركس از اسلام كج برود، ردش مي كنيم.
آيت الله مصباح يزدي در ادامه به فتنه بعد از انتخابات سال گذشته اشاره كرد و بيان داشت: بايد سالها بگذرد تا معلوم شود كه چه خطري براي اسلام و ايران بود و خداوند چگونه اين خطر را از سر اسلام و ملت ايران رفع كرد.
فتنه تمام نشده است
وي با بيان اينكه نبايد بگوييم فتنه تمام شده است اظهار داشتند: هنوز كساني در سايت هايشان مي نويسند، كه حكومت امام، حكومت ديكتاتوري بود و ما طرفدار پلوراليسم سياسي هستيم.
اين استاد حوزه علميه قم ادامه داد: صريحا مي گويند ما به جاي جمهوري اسلامي؛ جمهوري ايراني مي خواهيم.
آيت الله مصباح يزدي گفت: امروز آن فتنه تمام شده، فردا نوبت فتنه ديگر و آزمايشي جديد در كلاس هاي بالاتر، نبايد خيال كنيم كسي كه چند روزي براي اسلام و كشور زحمت كشيد تضمين شده است، بايد تا آخر پشت سر رهبري باشيم تا منحرف نشويم.
كعبي: در مقابل اظهارات مشايي ساكت نخواهيم بود
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با انتقاد از سخنان اخير مشايي گفت: اگر مشايي بر اشتباهات خودش اصرار دارد، ما نسبت به اين مكتب سازي انحرافي ناسيوناليستي و نسبت دادن اين ديدگاهها به انقلاب اسلامي ساكت نمي نشينيم.
آيت الله عباس كعبي امروز در گفت وگو با فارس با اشاره به سخنان مشايي در مورد مكتب ايراني و اسلامي اظهار داشت: سخنان آقاي مشايي در خصوص مكتب ايران يك مكتب سازي ناسيوناليستي براي اسلام بوده و انديشه انحرافي است و اين طرز تفكر براي منحرف كردن انقلاب اسلامي تازگي ندارد.
وي افزود: مردم اجازه نمي دهند اين جريان انحرافي ميدان داري كند و متاسفانه در مصاحبه هاي بعدي هم شاهديم كه اين جريان بر اشتباهات خود اصرار مي كند.
عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت: مشايي سعي مي كند به گونه اي آن صحبت ها را توجيه كند، اگر وي منظورش از مكتب ايران، انديشه هاي تابناك امام و رهبري است، كه امام و رهبري هويت ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي را بر پايه اسلام مي دانند.
انتقاد كشورهاي مسلمان
از حرف هاي مشايي
كعبي سپس خاطرنشان كرد: در تماس بعضي از دوستداران انقلاب اسلامي از كشورهاي منطقه با بنده از اين اظهارات نسبت به مكتب اسلام اظهار تاسف كردند و آن را خلاف وحدت و برادري اسلامي دانستند و خواستار موضع گيري و تذكرات جدي مسئولان شده اند.
كعبي در ادامه تاكيد كرد: متاسفانه در جريان اين اظهارنظرها شاهديم يك عده بي دليل بر باطل خود اصرار دارند و اين موهومات خود رابه نام امام راحل و آيات قرآن نسبت مي دهند كه اين مايه تاسف است.
وي اذعان داشت: سخنان مشايي در توجيه گفته هايش اگر به عنوان اعلام اشتباه و تصحيح اظهارنظر است، حداقل بعد از موضع گيري علما صراحتا بگويد آن اظهارنظرها اشتباه بود و من تصحيح كردم.
وي تصريح كرد: اگر مشايي بر اشتباهات خودش اصرار دارد، ما نسبت به اين مكتب سازي انحرافي ناسيوناليستي و نسبت دادن اين ديدگاهها به انقلاب اسلامي ساكت نمي نشينيم.
عضو خبرگان رهبري ضمن حمايت از خدمات دولت افزود: از رئيس جمهور مي خواهيم اگر به هر دليل نمي خواهد وي را عزل كند، لااقل به وي دستور بدهد كه با توجه به منصب، موقعيت و جايگاهي كه دارد، تنها به كار اجرايي و اداري خود بپردازد.
وي خاطرنشان كرد: مشايي بهتر است در مسائل اسلامي موضع گيري نكند و اين كار را به اهلش بسپارد و از خطوط قرمز انقلاب اسلامي كه توسط امام و شاگردان حقيقي امام تبيين شده تجاوز نكند.

سورة القدر - سورة ٩٧ - عدد آيات ٥

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (١)وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ (٢)لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (٣) تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ (٤)سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ (٥)

نگاهي به مجموعه تلويزيوني فاصله ها

در جست و جوي آشتي

حسين كارگر

چند سال است كه سيما اقدام به پخش سريال هاي شبانه در فصل تابستان مي كند. اين مجموعه ها عمدتاً در قالب ملودرام اخلاقگرايانه هستند. به اين معني كه از يك طرف داستان هايي متكي بر احساس و با محوريت روابط پر كشمكش انساني در آن ها روايت مي شود و از طرف ديگر مقصود و مضمون اين نمايش ها ، توجه به مسائل اخلاقي است. رويكردي كه به درستي اتخاذ شده است. چرا كه قالب ملودرام، واجد تمام ويژگي هاي مورد نظر رسانه ملي است؛ هم قابليت جذب مخاطب و جذابيت آفريني دارد ، هم اصل و اساس آن خانواده و روابط انساني است و هم اين كه مي توان از طريق اين نوع آثار به تأثيرگذاري و آموزش مخاطب نيز اميدوار بود.
امسال نيز اين برنامه با مجموعه اي به نام «فاصله ها» به كارگرداني حسين سهيلي زاده عملي شده است. اين مجموعه نيز همچون اكثر ملودرام هاي تلويزيوني ، به نقد مسائل اخلاقي با داستاني درباره ارتباطات روزمره آدم ها در جامعه مي پردازد. با اين تفاوت كه اگر شروع ساير ملودرام ها ، صلح و آشتي بود و سپس تبديل به منازعه و تعارض مي شد، اين بار نقطه اتكا و آغاز درام ، قهر و تضاد است. همچنانكه نام اين مجموعه «فاصله ها» انتخاب شده و گوياي آن است كه تمركزش بر انشقاق و تفرقه ميان انسان ها است . به طوري كه همه ماجراها با دعواي پدر و پسر آغاز مي شود ؛ محسن كريمي مردي متدين و متعهد است كه با تمايز نگاه ارزشي خود با فرزندان نوجوانش درگير مي شود و اين تضاد در هر قسمت دامنه بيشتري مي يابد . به طوري كه اكثر آدم هاي داستان با اطرافيان يا برخي آدم هايي كه با آن ها در ارتباطند ، مشكل پيدا مي كنند.
مجموعه اين كشمكش ها به فضاسازي دراماتيك و پر كشش داستان اين سريال انجاميده . به خصوص اين كه اين وضعيت در هر قسمت شكل تازه اي به خود مي گيرد و هر شب با آدم هاي جديدي آشنا مي شويم.
رويكرد اصلي «فاصله ها» آسيب شناسي اين تعارضات است. به همين دليل هم قهرها و دعواها در اين مجموعه تا اين حد شاخ و برگ پيدا كرده و انواع و اقسام تخاصم هاي شخصي را در آن مي بينيم؛ از شكاف نسلي گرفته (كه در واقع محور و هسته اصلي اين روايت است) تا روابط دختر و پسر ، شكر آب شدن ميانه خواهر و برادر ، قهر دو دوست ، دعواي زن و شوهر ، جدايي مادر و فرزند و ... . با اين تمهيد فرصتي فراهم شده تا همه بينندگان سريال كه دچار يكي از اين مسائل هستند ، با آن ارتباط برقرار كنند .
اما نكته مهم اين است كه انتقال مفاهيم و آموزه هاي اخلاقي و آسيب شناسي ناهنجاري هاي رفتاري و فرهنگي در رسانه هاي مدرن و تصويري با دشواري ها و پيچيدگي هاي بسياري همراه است. علاوه بر وجود انگيزه و عزم خالق يك اثر هنري يا توليدكننده محصول رسانه اي براي تحقق راستين تأثيرگذاري مثبت اخلاقي بر مخاطب، بايد ابزارها و افزارهاي او نيز همرنگ هدفش شوند. به عبارتي ، تكنيك و روش هاي هنري كه از سوي خالق يك اثر سينمايي يا تلويزيوني به كار مي رود ، بايد در محتواي موردنظر هضم شود و آموزه موردنظر به ذهن و دل مخاطب تزريق شود. يعني فرم و ساختار اثر بايد با محتوا يكي شود، نه اين كه به صورت دو جزيره مجزا از هم شكل بگيرند. گاهي ديده مي شود كه در برخي آثار ، محتوا بر ساختار غلبه پيدا مي كند و به دليل ضعف فرم ، مضمون به صورت شعار تجلي مي كند. گاهي نيز جذابيت بر ارزش هاي متني يك فيلم يا سريال سلطه مي يابد و در چنين حالتي ابتذال رخ مي دهد.
اين وضعيت در مجموعه «فاصله ها» داراي نوسان است. همچنانكه شرح داده شد ، موضوع كشمكش و انشقاق در روابط انساني ، به خوبي در آن دراماتيك شده و مخاطب در مسير داستان ، به دركي متفاوت درباره موقعيت خود و افراد پيرامونش مي رسد.
هر چند در اين مسير نيز خلأها و حلقه هاي مفقوده اي وجود دارد. از جمله اين كه قهرمان داستان : محسن كريمي- از همان ابتدا به عنوان عامل ايجاد فاصله با فرزندانش معرفي مي شود و همين نقصان باعث شد كه در قسمت هاي اوليه ، نتواند به عنوان يك قهرمان تجلي پيدا كند- كاري كه در ادامه با مشاركت او در يافتن صبا و هستي انجام شد- لازم بود كه كشمكش ارتباط محسن و پسر هايش با يك مرحله تأخير انجام و قبل از آن ، برجستگي و روشنايي شخصيت او برملأ مي شد. در آن صورت ، تأثير اين شخصيت بر مخاطب بيشتر مي شد. با وجود برخي از نقاط ضعف اما فاصله ها در زمينه آسيب شناسي دراماتيك تضاد نسل ها متفاوت و جسور محسوب مي شود.
اما در حوزه آسيب شناسي روابط نامتعارف دختر و پسر ، داستان و جذابيت بر محتوا غلبه يافته است. به طوري كه ورود بيش از حد به جزئيات روند يك رابطه ناسالم به غلظت آن منجر شده است. به اين ترتيب كه با ورود سعيد به رستوران ، ريز به ريز رفتارهايي كه به دوستي و صميميت او و بيتا مي انجامد نمايش داده مي شود. به نظر مي رسد «فاصله ها» در اين مورد به يك فيلتر نياز داشت تا ضمن حفظ جذابيت داستاني ، هم واقعيت و عمق فاجعه اين نوع رابطه را نشان مي داد و هم به تنذير مخاطب مي پرداخت.
البته «فاصله ها» در ترسيم فضاها و موقعيت هاي مكاني نيز كليشه اي عمل كرده و آنچه به عنوان زندگي شهري و تهران مي بينيم ، تكرار مكررات و پيروي از الگوهاي بارها به كار رفته است؛ از جمله آپارتمان نشيني (به همان حالتي كه در اكثر فيلم ها و سريال ها ديده ايم) ، پارك ، كافي شاپ و رستوران ، پاساژ و مركز خريد و ... . مديريت رسانه ملي بايد فيلمسازان اين رسانه را به سمتي سوق دهند كه در ملودرام ها تصاويري بكرتر و كمتر ديده شده از زندگي اجتماعي در ايران نمايش دهند.
در مجموع، «فاصله ها» يك گام رو به جلو در حوزه ملودرام سازي تلويزيوني محسوب مي شود.

حفظ اسرار در بيهوشي!

در دوران دفاع مقدس،حقير چند سالي را در واحد اطلاعات عمليات لشكر 32 انصارالحسين (ع) مشغول انجام وظيفه بودم. فرمانده دلاور واحدمان سردار شهيد علي چيت سازيان در فرصت هايي كه پيش مي آمد به اهميت حفظ اسرار اشاره و به بچه ها سفارش مي كرد براي اينكه بخواهيم در مأموريت ها و عمليات ها موفق بشويم بايد اصول حفاظتي را كاملاً رعايت كنيم. در عمليات عاشورا مجروح شدم. به طوري كه در همان لحظه اول مجروحيت، بي هوش شده و بعد از چند روز در بيمارستان شيراز بعد از عمل جراحي به هوش آمدم. نكته اي كه مي خواهم اشاره كنم اين است كه بعد از 45 روز كه از بيمارستان مرخص شدم، همرزمانم كه در صحنه مجروحيتم بودند، برايم گفتند: بعد از اينكه مجروح شدي تو را به اورژانس منتقل كرديم. بي هوش بودي و نمي توانستي صحبت كني. مسئولان آمار تعاون كه در آن زمان در اورژانس ها موظف به ثبت مشخصات مجروح بودند تا به خانواده اش اطلاع بدهند، به بالاي سر شما آمدند و از باب وظيفه و مسئوليتي كه داشتند مشخصات فرد و يگان مربوطه را سوال كردند. چون در حال خودت نبودي، چندين بار سوال خود را مبني بر اينكه جمعي كدام واحد هستي تكرار كردند تا اينكه به سختي جواب دادي كه جمعي واحد ادوات هستم! در اين حين سردار چيت سازيان تعجب كرد و رو به ما كرد و گفت: حفظ اسرار را از ايشان ياد بگيريد. با اينكه بي هوش است و در حال خودش نيست ولي در موقعي كه به هوش بوده اين قدر به حفظ اسرار اهميت داده و ملكه ذهنش كرده كه الآن هم كه بيهوش است از گفتن واحد خدمتي خودداري كرده و به جاي واحد اطلاعات عمليات مي گويد واحد خدمتي ام ادوات مي باشد. خلاصه بعدها كه بهبودي پيدا كردم دوباره به جمع دوستان و همرزمانم پيوستم به خاطر اين كار تحسينم مي كردند و با تعجب مي گفتند كه معمولاً افراد در عالم بيهوشي حقيقت امر را مي گويند ولي كار تو برعكس بود. اين قدر اين مسئله برايت اهميت داشت كه در عالم بي هوشي هم توجه به حفظ اسرار داشتي!
سرهنگ پاسدار جانباز محمدرضا زنجاني
سپاه علي بن ابي طالب (ع)

دستورالعمل اخلاقي امام خامنه اي در ماه مبارك رمضان

يك دوره بازسازي و بازيابي و نجات

مسئله اساسي در باب ماه رمضان ، اين است كه بشر -كه در ميان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او محاصره شده و انگيزه هاي گوناگون ، او را به سمت پايين و تنزل و سقوط مي كشاند- فرصتي پيدا كند كه در آن بتواند روح را ـ كه روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمايل دارد ـ به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جويد و به اخلاق الهي ، تخلق پيدا كند. ماه رمضان ، چنين فرصتي است .
البته غير از ماه رمضان ، فرصتهاي ديگري هم هست . مثلاً همين نمازهاي پنجگانه ، فرصتهايي است كه ما مي توانيم با استفاده از آنها، عروج كنيم ؛ خودمان را اصلاح نماييم و زنگارها و پوسيدگيها و غفلتها و بيماريهاي معنوي را از خودمان دور كنيم . نماز، فرصت بسيار خوبي است .

اهميت دعاهاي ماه مبارك

در اين سي روز يا بيست و نه روز به طور مداوم ، غير از نمازهاي موظف پنجگانه و نوافلي كه هميشه انسان مي تواند آنها را بخواند، دعاهايي هست كه توجه به آن دعاها و خواندنشان ، انسان را نورانيت مضاعفي مي بخشد. اين دعاها را در اختيار ما گذاشته اند. كيفيت حرف زدن و مناجات كردن با خدا را به ما ياد داده اند. معين كرده اند كه چه حرفهايي را مي شود با خدا زد. بعضي از اين جملات ادعيه مأثوره از ائمه (عليهم السلام ) هست كه اگر اينها نبود، آدم نمي توانست خودش تشخيص بدهد كه مي شود با خدا با اين زبان حرف زد و اين طور از خدا خواست و التماس كرد.
علاوه بر اينها، همين نفس روزه ماه رمضان است كه يك زمينه روحانيت و نورانيت ، براي روزه دار مي باشد و او را براي كسب فيوضات الهي ، آماده مي كند. اين ، مجموعه ماه رمضان ، با نماز و با وظايف مقرره هميشگي و با روزه و با دعاهايش است كه اگر شما به اينها توجه كنيد و تلاوت قرآن را هم به آن اضافه نماييد - كه گفته اند ماه رمضان ، بهار قرآن است - يك دوره بازسازي و بازيابي و نجات خود از پوسيدگيها و فسادها و امثال اينها خواهد بود؛ دوره خيلي مغتنمي است .

خاطره اي از امام(ره)

اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم در ماه رمضان ، اين سير الي الله را بكنيم و مي شود. گاهي كه پس از پايان ماه رمضان ، خدمت امام (رض) مي رسيدم ، برايم محسوس بود كه ايشان نوراني تر شده اند و حرف زدن و نگاه و اشاره و حركت دست و اظهارنظرشان ، با قبل از ماه رمضان فرق كرده است . دوره ماه رمضان ، براي يك انسان مومن و والا، اين طوري است . آن قدر به او و به قلب و باطنش ، نورانيت مي بخشد كه انسان اين را در مشاهده حضوري او حس مي كند و از حرف زدنش مي فهمد كه نوراني تر شده است . بندگان خدا همين طورند. ما بايد از اين فرصت ، خيلي استفاده كنيم .

شرط اول: دوري از گناه

يك نكته را در زندگي عملي خودمان عرض مي كنم كه شايد ان شاءالله براي خود من و براي همه شما برادران و خواهران ، وسيله اي براي تحرك بهتر و بيشتر باشد. آن نكته ، اين است كه براي نزديكي به خدا، اصل قضيه ، ترك گناهان است . انجام مستحبات و نوافل و توسلات و دعا و بقيه امور، فرع است . اصل قضيه ، اين است كه انسان از صدور گناه و خلاف از خود، مانع بشود. اين ، همان تقوا را مي طلبد. تقوا و پرهيزكاري ، مهمترين - يا بگوييم اولي ترين - مظهري است كه وجود انسان بايد داشته باشد. همين است كه مانع از گناه انسان مي شود. گناه نمي گذارد كه انسان ، حتي خود را به لبه درياي عظيم مغفرت الهي برساند و از آن استفاده كند. گناه نمي گذارد كه ما حال دعا و توجه پيدا كنيم . گناه نمي گذارد كه ما به فكر بازنگري و بازسازي خودمان بيفتيم . كوشش بكنيم از گناه فاصله بگيريم . اين ، شرط اول قضيه است .

داروي بي اثر!

البته گناهان مختلفند؛ گناههاي گوناگون فردي و اجتماعي ، گناههايي كه به وسيله دست يا چشم يا زبان و از طرق گوناگون حاصل مي شود. براي افراد مسلمان ، شايد گناهان ، مخفي نباشد و مي دانند كه چه چيزي گناه است . آن كسي كه دعا هم مي خواند، مستحبات را هم انجام مي دهد، وظايف شرعي اش را هم انجام مي دهد؛ اما در كنار آنها، از گناه هم اجتناب ندارد، مثل آن كسي است كه در حال سرماخوردگي و تب ، هم داروهايي را كه ضد سرماخوردگي است و شفابخش است ، مي خورد و هم از غذاهايي كه براي سرماخوردگي مضر است ، استفاده مي كند. معلوم است كه آن داروها، اثر نخواهد كرد. معلوم است كه اگر آدم بيمار، آن غذايي كه براي او مضر است ، آن عملي كه براي او زيان آور است ، به آنها ارتكاب بكند، براي او، دارو اثري نخواهد كرد.
بايد زمينه استفاده از رحمت و مغفرت و افاضات معنوي الهي را آماده كرد و آن ، با ترك گناه است ، لذا شما در دعاي كميل مي بينيد كه اميرالمومنين (ع) مي فرمايد: «اللهم اغفر لي الذنوب التي تحبس الدعاء» يعني خدايا! آن گناهاني كه دعاي مرا حبس خواهد كرد، آنها را بيامرز. گناهان ، مانع از اجابت دعا مي شود. در همين شبها و سحرها، در دعاي شريف ابوحمزه مي خوانيد: «فرق بيني و بين ذنبي المانع لي من لزوم طاعتك»:خدايا! ميان من و گناهم فاصله بينداز؛ آن گناهي كه مانع از انجام وظايفم مي شود و باعث مي گردد كه نتوانم خودم را به تو نزديك كنم . اصل قضيه ، مسئله ترك گناه است .

گناه ضدپيشرفت است

مهمترين حسن يك نظام و حكومت اسلامي در اين است كه فضا را، فضاي گناه آلود نمي كند. در نظامهاي طاغوتي ، فضا گناه آلود است . اگر انسان هم بخواهد گناه نكند، گويي براي او ميسور نيست و همه چيز، انسان را به طرف گناه سوق مي دهد. در نظام اسلامي ، اين طور نيست . در نظام اسلامي ، فضا گناه آلود نيست . گناهكار هست ، در سطوح مختلف و در مشاغل متعدد هم هست ، با اختيارات گوناگون هم هست - نه اين كه نيست - اما گناه ، ممكن است فقط جاذبه شخصي داشته باشد؛ يعني هوي و هوس انسان ، او را به طرف گناه بكشاند. اين نظام ، غير از نظام طاغوتي و شيطاني است كه گناه ، معيار پيشرفت اجتماعي هم است! در نظام اسلامي ، گناه نه فقط معيار پيشرفت نيست ، بلكه ضد پيشرفت و ضد ارزش و معيار تنزل است .

¤گزيده اي از سخنراني معظم له در تاريخ( 18/01/1369)در ميان اقشار مختلف مردم

دفاع از حاكميت يا خودكشي نظامي

بيش از 40 عضو مجلس نمايندگان آمريكا پيش نويس طرحي را امضا كرده اند كه از آنچه «حق اسرائيل براي دفاع ازحاكميت خود و حفاظت از جان و امنيت شهروندان اسرائيلي» مي نامند، حمايت و در صورت عدم تغيير موضع اتمي تهران، از صهيونيست ها براي حمله به ايران پشتيباني كرده اند. هر چند براساس گزارش ها تمامي اين نمايندگان جمهوري خواه بوده و هنوز دمكرات ها كه رياست مجلس سنا و كنگره آمريكا را برعهده دارند نسبت به اين طرح واكنش نشان نداده اند، لكن ذكر اين نكته ضروري است كه موضوع حمله رژيم صهيونيستي به ايران تازگي نداشته و در طي ساليان اخير هر از چندي مطرح بوده است. در خصوص اقدام نظامي عليه ايران به بهانه فعاليت هاي هسته اي كه صلح آميز بودن آن همواره مورد تأييد آژانس بين المللي انرژي هسته اي قرار گرفته و تاكنون هيچ گزارش و سندي مبني بر انحراف اين فعاليت ها به سمت مصارف غير صلح آميز منتشر نشده، گفتني هاي فراواني وجود دارد كه در اين نوشتار به ذكر دو نكته بسنده مي شود.
1- ناكارآمدي تحريم ها
با فشار آمريكايي ها چندين قطعنامه تحريم عليه ايران در شوراي امنيت به تصويب رسيد و به دنبال قطعنامه 1929 يكسري تحريم هاي يكجانبه نيز از سوي اين كشور و اتحاديه اروپا براي تشديد فشارهاي اقتصادي وضع شد. هدف از اعمال اين تحريم ها، وادار كردن جمهوري اسلامي به عقب نشيني از موضع هسته اي خود و كنار گذاشتن چرخه سوخت است. آيا اين اتفاق با اعمال تحريم ها و تشديد آنها رخ خواهد داد. خود وضع كنندگان تحريم ها در نتيجه بخش بودن آن ترديد جدي دارند. پيشنهاد مذاكره با ايران از سوي آمريكا پس از وضع تحريم ها عمدتاً به اين خاطر است كه آنها از اثربخش بودن تحريم ها نااميد بوده و صرفاً به دنبال بهره برداري از آنها در چارچوب عمليات رواني در پاي ميز مذاكره هستند.
بسياري از كارشناسان و صاحب نظران غربي نه تنها ناكارآمدي تحريم ها را گوشزد مي كنند، بلكه نتيجه نهايي اين تحريم ها را جدي شدن ايراني ها براي حركت به سمت خوداتكايي از يك سو و خسارت شركت هاي غربي در از دست دادن بازار 70 ميليوني ايران از سوي ديگر ارزيابي مي كنند. چند روز پيش «مايكل هايدن» رئيس سابق سازمان سيا با صراحت از شكست تحريم ها در متوقف كردن فعاليت هاي هسته اي ايران خبر داد. بنابراين تأكيد بر استفاده از گزينه نظامي عليه ايران به خاطر نااميدي از اثربخش بودن تحريم ها ارزيابي مي شود. آنها بر اين تصور هستند كه يك اقدام نظامي برق آسا عليه مراكز حساس و حياتي ايران از جمله تأسيسات هسته اي ، مي تواند در كنار موضوع تحريم ها، جمهوري اسلامي ايران را به تغيير رفتار وادار كند. آيا اينگونه خواهد شد؟
2- خودكشي نظامي فرجام حمله نظامي
آيا احتمال حمله نظامي به ايران از سوي رژيم صهيونيستي به تنهايي يا مشترك با آمريكا وجود دارد؟ براي پاسخ به اين سوال بايد گفت احتمال حمله نظامي از سوي اين كشورها به ايران براساس يك اشتباه و برآورد غلط راهبردي وجود دارد. آمريكايي ها و صهيونيست ها تاكنون سعي كرده اند چنين اشتباهي را مرتكب نشوند، اما آيا اين هوشياري آنها براي مرتكب نشدن اشتباه استمرار خواهد داشت يا خير، بايد به انتظار نشست. واقعيت اين است كه آمريكايي ها و صهيونيست ها ، سال هاي سال است كه تلاش مي كنند انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را به شكست برسانند و در اين مسير همواره استفاده از گزينه نظامي مدنظر آنها بوده است.
بعد از حادثه يازده سپتامبر و حمله به افغانستان ، لابي صهيونيستي در آمريكا تلاش بسياري به عمل آورد كه گزينه بعد از افغانستان براي حمله نظامي از سوي آمريكا، كشور ايران باشد، لكن در نهايت آمريكايي ها به كشور عراق حمله كردند. تأكيد صهيونيست ها براي حمله به ايران با اين دليل بود كه مشكل اصلي آمريكا و غرب براي سلطه برخاورميانه، جمهوري اسلامي ايران است و صدام را مي توان با اندك امتيازي همراه ساخت. اين ديدگاه مورد قبول آمريكايي ها بود، اما يك دليل باعث شد كه آمريكايي ها از حمله به ايران پرهيزكنند و آن شكست ناپذيري ايران از طريق حمله نظامي بود. از زمان اشغال عراق تاكنون دو اتفاق مهم ديگر روي داده است. اتفاق اول تحليل رفتن قدرت اقتصادي و نظامي آمريكا و مشكلات بي شمار اين كشور در منطقه خاورميانه و همچنين فرو ريختن هيمنه قدرت نظامي رژيم صهيونيستي با جنگ هاي 33 روزه و 22 روزه لبنان و غزه مي باشد. اكنون آمريكايي ها در شرايطي قرار دارند كه بحران عراق و افغانستان روز به روز هزينه هاي گوناگوني را برآنان تحميل مي كند بدون آنكه نسبت به نتايج آن اميدوار باشند. اتفاق ديگر مربوط به افزايش قدرت دفاعي و توان نظامي جمهوري اسلامي ايران طي سال هاي اخير مي باشد. رزمايش هاي انجام گرفته از سوي نيروهاي مسلح ايران در سال هاي اخير و به ويژه دو رزمايش سپاه و ارتش در سال جاري نشان داد كه ايران از چه نوع قابليت ها و توانايي هايي براي مقابله با دشمن برخوردار است. گر چه استيصال آمريكا و رژيم صهيونيستي به دليل قرار گرفتن در شيب افول ممكن است آنها را به سمت انتخاب گزينه نظامي سوق دهد، لكن اين يك واقعيت است كه بسياري از كارشناسان اين اتخاذ رويكرد را دست زدن به خودكشي ارزيابي مي كنند. همانگونه كه انسان هايي با به بن بست رسيدن در زندگي دست به خودكشي مي زنند، شرايط به گونه اي است كه آمريكا و رژيم صهيونيستي به بن بست رسيده اند و انتخاب گزينه نظامي از روي استيصال براي رهايي از مشكلات كنوني، نتيجه اي جز خودكشي نظامي ندارد. اين تشبيه براي رژيم صهيونيستي به دلايل گوناگون كه ذكر آن ضروري نيست بيشتر با واقعيت نزديك است. بنابراين كساني كه با طرح پيشنهادي در مجلس نمايندگان آمريكا به دنبال حمايت از اقدام نظامي صهيونيست ها عليه ايران هستند، بايد بدانند كه در واقع با اين رفتار ناشيانه خود، صهيونيست را براي دست زدن به خودكشي نظامي تشويق مي كنند.

يدالله جواني