روشهای آسان برای تبدیل یک روز بد به یک روز خوب

یک روز بد قرار نیست تا آخر بد بماند!

از دنده چپ بیدار شدید؟ به نظرتان امروز یکی از آن روزهای وحشتناک است؟

این روزها برای همه ما گاهی پیش می‌آید. و معمولاً روزی که بد شروع می‌شود، هرچه پیش می‌رود بدتر هم می‌شود و آخر به یک روز واقعاً وحشتناک تبدیل می‌شود. این یک تجربه کاملاً آشنا است—همه ما روزهایی را داشته‌ایم که سراسر استرس و خستگی بوده است. اما چرا؟ چرا یک صبح بد باید کاری کند که کل روزمان بد باشد؟

این مسئله دلایل مختلفی دارد. بعضی‌اوقات یک "تاثیر غالب" با اتفاقات بد وجود دارد که باعث می‌شود یک اتفاق بد به اتفاق بد دیگری منتهی می‌شود.
(مثلاً صبح خواب می‌مانید به همین دلیل وقتی پشت فرمان توی ترافیک نشسته‌اید کلی استرس دارید و همین باعث می‌شود دیر سر کار برسید، بخاطر دیر رسیدن رئیس با شما دعوا می‌کند و به همین دلیل کار بیشتری سرتان می‌ریزد و همین‌طور تا آخر).

همچنین چند اتفاق بد در اول صبح، رویکرد ذهن ما را منفی می‌کند و باعث می‌شود استرس بیشتری برای خودمان ایجاد کنیم. ممکن است با دیگران بدرفتاری کنیم و باعث شویم آنها هم کمی با ما غیرمحترمانه رفتار کنند و کمتر درکمان کنند. ممکن است اتفاقات بد بیشتر نظرمان را بگیرد و کمتر متوجه اتفاقات خوب و مثبت شویم. ممکن است فرصت‌ تجربه‌های خوب را از دست بدهیم چون ذهنمان را درگیر فکر کردن به اتفاقاتی که صبح افتاده کرده‌ایم.

اما برای اینکه اجازه ندهیم روزی که بد شروع شده بد تمام شود چه باید بکنیم؟ در زیر چند ایده عملی به شما پیشنهاد می‌دهیم.

•با یک دوست خوب حرف بزنید
اینجا، تاکید روی "خوب" بودن است. تقاضای حمایت از کسی که مهارت شنیدن حرف‌هایتان را ندارد یا واقعاً و از ته دل رغبتی برای حمایت کردن از شما ندارد باعث می‌شود احساس بدتری پیدا کنید. بهترین کاری ‌که برای ایجاد حس تعادل می‌توانید انجام دهید این است که کسی را پیدا کنید که به حرف‌ها و احساساتتان گوش دهد، با شما همدردی کند و بعد کمکتان کند به نکات مثبت قضیه نگاه کنید و رویکردی تازه برایتان ترسیم کند. بعضی ‌اوقات حتی شنیدن حرف‌هایتان و همدردی کردن باعث می‌شود خودتان بتوانید از آن حالت بیرون بیایید.

•یک وقفه مدیتیشنی ایجاد کنید
مدیتیشن ابزار بسیار خوبی برای کمک به تغییر رویکرد ذهن است. حتی یک مدیتیشن 5 تا 10 دقیقه‌ای هم می‌تواند شما را از استرستان جدا کرده و کمکتان کند با یک دیدگاه تازه روز را دنبال کنید.

•به نعمت‌هایی که خداوند بخشیده فکر کنید
قدردانی و شکرگذاری فواید عالی برای کنترل استرس و سلامت شما دارد. وقتی به این فکر می‌کنید که چقدر نکات خوب و مثبتی در زندگیتان است فکر کردن به بدی‌ها و نقاط منفی خیلی سخت می‌شود! 10 نعمت یا استعدادی که بخاطر آن قدردان و شکرگذار خداوند هستید را بشمارید و ببینید چطور رویکردتان عوض می‌شود و روزتان را زیباتر می‌بینید.

•ورزش کنید
خیلی وقت‌ها کمی ورزش کردن همه چیز را تغییر می‌دهد. تولید اندورفین استرس شما را از بین برده و انرژی منفی را از روزتان بیرون می‌کشد، حتی اگر آن ورزش برای چند دقیقه باشد. تازه تناسب‌اندام هم چیز خیلی خوبی است!

•شکلات بخورید
بله، شاید این کمی با نکته قبلی در تضاد باشد اما یک تکه کوچک شکلات با یک فنجان چای سبز و یک وقفه کوتاه باعث می‌شود استرستان را بیرون بریزید و کلی روحیه‌تان عوض شود. البته ممکن است این نکته برای همه موثر نباشد.

•چالش را بپذیرید!
یک دیدگاهی که می‌توانید تغییر شگرفی در تجربه شما از استرس ایجاد کند این است که موقعیت موجود را نه به شکل یک "تهدید" بلکه به شکل یک "چالش" ببینید. یک تغییر کوچک در طرز نگاهتان به موقعیت کمکتان می‌کند در نقاط منفی اسیر نشوید و خیلی زود از آن بگذرید.

ممکن است یک روز دردودل کردن با یک دوست خوب روز بدتان را تغییر دهد و روز دیگر راهکارهای دیگر به دردتان بخورد. تنها کاری که می‌کنید باید این باشد که سعی کنید به هر طریقی انرژی منفی را از خودتان و روزی که پیش رو دارید دور کنید. شما هم می‌توانید راه‌های مختلفی که برای خودتان موثر بوده به ما معرفی کنید تا همه از تجربیات هم استفاده کنیم.

انتقال انرژی مثبت

از این انرژی ها حتی عکس و فیلم تهیه شده


بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی میشه تشخیص داد که عضو بیمار و گستردگی بیماری چطور هست

در ادامه ویژگی هاله ها را بررسی خواهیم کرد! هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها ندارند.

1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.
اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.
خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:
- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل لوله کشی شده!"

و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".
یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.
پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.

یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟

انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.

 2) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.
اگر ما حالمون خوب باشه، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم، اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خونیم

انرژی ما مثبت است.

اگر حالمون بد باشه، اگه داریم غر میزنیم، اگه داریم بد و بی راه میگیم، اگه عصبانی هستیم، اگه استرس داریم، اگه نگران هستیم، اگه اضطراب داریم

انرژی ما منفی است.

و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی بکنه.

آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است.
آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است.

یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که:
تا جایی که میتونی "از آدم های منفی حذر کن"
و تا جایی که می تونی "بچسب به آدم های مثبت"
چرا؟

چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد.
آدم مثبت دیدی، چی کار می کنی؟ بچسب بهش!
آدم منفی هم دیدی، در رو!
چون "افسرده دل، افسرده کند انجمنی را"
یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی.

قدیم یه موضوعی بود به نام "مجاورت". اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام "مرید و نوچه" دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟
به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!
 
هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند.
چشم ها و دست ها.

دوست من زمانی که:
- حالمون خوب نیست
- عصبانیم
- غر میزنیم
چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.

دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی.
 
به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خونه میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!
اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.


وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.
وقتی حالتون بده، به عزیزاتون نگاه نکنید.
وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید.

هلند بزرگترین صادر کننده ی گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.

دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی کردند، گل های اونجا هم با نشاط تر شدند و هم شاداب تر، و زود تر هم رشد کردند. نتیجه ی تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردند.

هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و بچه ها اونجا بازی کنن.
 
دوستان عزیز، چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازه ی انتقال انرژی منفی است.

و اما چشم زخم چیست؟

وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!
مثلا:
من یه نوزاد دارم، هر چی میدم میخوره، لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون! مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی ها! میرم لپش رو میکشم و میگم "تپل مپل عمو چطوره؟" ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری!

زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"!

دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه!  این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!

پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟

بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!
بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!
بعضی ها ...
بعضی ها ...
بعضی ها ...

 
و اما انرژی دست ها
بیشترین مقدار انرژی در دست ها است. بیشترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. تا به حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟

با چی انجام میدن؟
با دست.
چرا؟
چون بیشترین مقدار انرژی در کف دو دست است.
ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره، روش دست میزاریم و بعدش هم درد مون آروم میشه.

در حقیقت خودمون داریم به خودمون انرژی میدیم، بدون اینکه متوجه بشیم!
 
در آمریکا یه عده نوزادانی رو انتخاب کردن و به مادرها شون گفتن که روزانه حداقل 20 دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید.
بچه هایی که نوازش میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه، به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد!

دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن "نارس" و این بچه ها رو میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه بیشتر این بچه ها می میرند!

در آمریکا تحقیق جالبی شد، از مادران بچه های نارس خواستند که روزانه در کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن.
نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند!
چرا؟

چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد.

پس لطفا بچه ها و عزیزان تون رو نوازش کنید!

۱۰ فایده لبخند زدن




1. لبخند جذابتان می کند.
همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.


۲. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.


۳. لبخند مسری است.
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.


۴. لبخند زدن استرس را از بین می برد.
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.


۵. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.


۶. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.
وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.


۷. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.


۸. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.


۹. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.
به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.


۱۰. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.
لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که زندگی خوب پیش می رود. پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

راز موفقیت از زبان سقراط

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست ؟
سقراط به او گفت : فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفقیت را به تو بگویم . صبح
فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت .
سقراط از اوخواست که دنبالش به راه بیفتد . جوان با او به راه افتاد . به لبه
رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند
تا آب به زیر چانه آنها رسید . ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد
.
جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند ،اما سقراط آنقدر قوی بود که او را
نگه دارد . مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره
توانست خود را خلاصی بخشد . همین که به روی آب آمد ، اولین کاری که کرد آن بود
که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه اش فروفرستاد . سقراط از او پرسید
زیر آب چه چیزی را بیش از همه مشتاق بودی ؟ گفت : هوا .
سقراط گفت : هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق
بودی تلاش خواهی کردکه آن را به دست
بیاوری ؛ موفقیت راز دیگری ندارد .

8 روش ساده برای کنترل خشم

مهارتهای كنترل عصبانیت را بیاموزید تا استرس را در خود كاهش دهید. یكی از بزرگترین موانع در راه تحقق موفقیت شخصی و شغلی عصبانیت می‌باشد...

وقتی نمی‌توانیم عصبانیت خود را كنترل نماییم از چند جهت دچار آسیب می‌گردیم:
عصبانیت توانایی ما را برای خوشحالی از بین می‌برد  زیرا عصبانیت و خوشحالی در تضاد با یكدیگر هستند.

عصبانیت موجب خارج شدن روابط خانوادگی و دیگر روابط از مسیر صحیحشان می‌گردد. عصبانیت
موجب كاهش مهارتهای اجتماعی، سازش و مصالحه شده و دیگر روابط را نیز در معرض خطر قرار می‌دهد.

عصبانیت
به معنای از دست دادن كار است، زیرا روابط را نابود می‌كند. همچنین عصبانیت به معنای شكست در كاری است كه در صورت عدم عصبانیت و داشتن خلقی نرمتر میتوان موفقیتی در پی داشت.
عصبانیت منجر به افزایش فشار و استرس می‌گردد (و این رابطه دو طرفه است، عصبانیت منجر به افزایش استرس و استرس موجب عصبانیت بیشتر است)
در هنگام عصبانی بودن ما دچار اشتباهات بسیاری می‌گردیم، زیرا پردازش اطلاعات در آن هنگام برای ما مشكل می‌باشد.

اكنون افراد از خطرات عصبانیت و نیاز برای مدیریت و كنترل آن با سوختن مهارتها و راهكارهای لازم آگاهی یافته‌اند. برای برخی از افراد مدیریت و كنترل عصبانیت آسان و راحت است.
مهارتهای كنترل عصبانیت را در خود رشد و توسعه دهید

افرادی كه كنترل عصبانیت در آنها سخت و دشوار است نیاز به برنامه‌ای برای كنترل عصبانیت دارند. نكات زیر، مسائل مهمی می‌باشند كه به شما در كنترل عصبانیت كمك می‌كنند. این نكات را به خاطر سپرده و به‌كار بندید.

 نكته اول :

این سوال را از خود بپرسید: «آیا این موضوع 10 سال دیگر هم برایم مهم است؟» به این وسیله می‌توانید مسئله را از دیدگاهی آرامتر بنگرید. 

 نكته دوم : از خود بپرسید: «بدترین نتیجه مورد عصبانیت من چیست؟» اگر كسی در پای صندوق فروشگاه از شما سبقت گرفت، سپری كردن سه دقیقه بیشتر، مسئله‌ای آنچنان مهم نمی‌باشد.

نكته سوم :
 تصور كنید كه خود شما نیز همان كار (كاری كه موجب عصبانیتتان شده است) را انجام می‌دهید. با خود رو راست باشید. قبول كنید كه گاهی اوقات شما نیز جلوی یك راننده دیگر درمی‌آیید... بعضی مواقع این مسئله تصادفی است. آیا نسبت به خود نیز عصبانی می‌شوید؟ نكته چهارم : 
از خود بپرسید: «آیا طرف مقابل این كار را به‌طور عمدی نسبت به من انجام داده است؟» در بسیاری از مواقع متوجه خواهید شد كه این مسئله فقط در اثر بی‌دقتی و تعجیل رخ داده و كسی نمی‌خواسته شما را ناراحت كرده و بیازارد.

نكته پنجم :
سعی كنید قبل از گفتن هر كلامی تا عدد 10 بشمارید. انجام این كار رابطه مستقیمی با عصبانیت ندارد ولی می‌تواند صدمات ناشی از عصبانیت را به حداقل برساند. 

 نكته ششم :
 شمارش تا 10 را با روش‌های جدید و بهتر انجام دهید مثلا این كار را با یك تنفس عمیق بین هر شماره عملی سازید. تنفس عمیق - از دیافراگم - به افراد كمك می‌كند تا احساس راحتی كنند.

 نكته هفتم :می‌توانید سرعت شمارش اعداد را كندتر سازید. مثل شمارش شیوه قدیمی، یك كشتی بخار، دو كشتی بخار و... شاید شمارش كشتی بخار زیاد خوشایند نباشد، به‌جای آن می‌توانید بشمارید: یك شكلات، دو شكلات و... یا هر چیز دیگری كه برای شما خوشایند و خنده‌دار باشد. نكته هشتم :

تجربه‌ای آرامش‌بخش را تجسم نمایید. چشمانتان را ببندید و در ذهن خود سفر كنید. این كار را در مكان‌های امیدبخش و به دور از استرس انجام دهید.

توصيه هاي تربيتي مشاوره‌اي => تکنيک هاي موفقيت-تصمیم گیری صحیح و قوی

تصمیم گیری صحیح و قوی
تعریف تصمیم: تصمیم عبارت است از قضاوت یا انتخاب میان دو یا چند راه حل مختلف به اشکال نامحدود (از حل یک مشکل گرفته تا انجام یکسری اقدامات) که در شرایط مختلف انجام می گیرد.
تعریف تصمیم خوب: اتخاذ یک تصمیم خوب یعنی آینده را دیدن و پی بردن به آنچه که پیش خواهد آمد.
عوامل مؤثر در تصمیم گیری عبارتند از:
اطلاعات رسانه ها تحقیق و تفکر
آرزوها دوستان احساسات
زمان مذهب دقت
بحث و گفتگو (مشاوره) ارزش ها تفاهم
پیامد فرهنگ مطلوب بودن شرایط
به طور مثال تصمیم های مخاطره آمیز و نادرستی که ممکن است یک جوان در زندگی اتخاذ کند و پیامدهای نامطلوبی را برای همیشه بر جای بگذارد عبارتند از:
قانون شکنی
استعمال دخانیات
الکل و مواد مخدر
ترک تحصیلی
رانندگی بدون گواهی نامه
افراط در برخوردها
و....
از آن جا که تصمیم گیری یک امر مهم و سرنوشت ساز است و با افزایش سن، جوانان با آن مواجه می شوند، باید هر کسی بیاموزد که چگونه تصمیم بگیرد و با عواقب آن زندگی کند. اما قبل از گرفتن هر تصمیم بهتر است، ابتدا پیامدهای آن را بررسی کند و در مواردی نیز پیش از تصمیم گرفتن، نظر و عقیده سایرین را در مورد آن جویا شود.
در اتخاذ یک تصمیم رعایت این نکات ضروری است:
1ـ برخی تصمیم ها پیامد هایی دارد که به فرد اخطار می دهد بلافاصله انتخاب خود را تغییر دهد و به اصطلاح تصمیم خود را عوض کند. مهم ترین این پیامدها ممکن است به خطر افتادن سلامت زندگی خود یا دیگران، مثل: خطر دست گیری و زندانی شدن، خطر از دست دادن کار و فرصت موجود، خطر از دست دادن دوستان خوب و ... را در برداشته باشد.
2ـ پیامدهای منفی را که به احساسات، ارزش های انسانی، اجتماعی و اسلامی مربوط است، بشناسیم و در تصمیم ها مد نظر قرار دهیم؛ مثلاً احساس گناه برای انتخاب رفتاری خلاف ارزش های خود؛ احساس ناخوشایند به دلیل انجام عملی که اجتماع، مذهب، والدین و دوستان آن را تأیید نمی کنند؛ مثل: احساس مورد سوء استفاده قرار دادن دیگران و یا مورد سوء استفاده قرار گرفتن.
3ـ هنگام رویارویی با دشواری های پیچیده و برانگیزنده جدی در انتخاب، می توان از مناسب ترین افراد، هم مانند مشاور و افراد اهل فن، معلم، رهبر مذهبی، پدر، مادر یا هر بزرگسال مورد اعتماد و یا دوست کمک گرفت.
4ـ تمام عواقب احتمالی هر انتخاب را مد نظر قرار داده، با کسانی که می توانند به ما کمک کنند مشورت کنیم.
5ـ یک بخش مهم در تصمیم گیری خوب آن است که تمام اطلاعات لازم را در مورد عواقب احتمالی تصمیم مد نظر قرار دهیم.
6ـ عواملی را که موجب آسانتر شدن امر تصمیم گیری می شوند بررسی کنیم. این عوامل می تواند آگاهی از ایستادگی در برابر فشار، اطمینان داشتن از ارزش ها و اهداف باشد.
7ـ اگر یکی از تصمیمات ما عواقب منفی به بار آورد، بهتر است تصمیمات خود را سنجیده تر کنیم و از اشتباه خود درس بگیریم.
8ـ در اهمیت دادن به عواقب تصمیم گیری، شایان توجه است که «اتخاذ یک تصمیم خوب یعنی آینده را دیدن و پی بردن به آنچه پیش خواهد آمد». هر جوانی باید قادر باشد عواقب احتمالی را با درجه مشخصی از صحت پیش بینی کند.
9ـ در نظر داشتن معادله رفتار؛ یعنی (تصمیم + تأثیرات دیگران = رفتار)
در توضیح این معادله باید گفت گاهی برخی عوامل بر فرد تأثیر گذاشته و موجب می شوند که تصمیم او عوض شود، در نتیجه باعث بروز رفتاری در شخص شود که قبلاً قصد آن را نداشته است.
10ـ افراد بزرگسال، اغلب، از تصمیم گیری جوانان انتقاد دارند؛ در حالی که باید آن ها را تشویق کنند تا تصمیمات خوب بگیرند.
11ـ تصمیم گیری، معمولاً قسمت آسان کار است. پایدار ماندن در تصمیم، بسیار دشوارتر از تصمیم گیری است.
راهنماي آموزشي مهارت هاي اساسي زندگي- جمعي از نويسندگان، ص53

توصيه هاي تربيتي مشاوره‌اي => تکنيک هاي موفقيت - هدف گذاری و روش های آن

هدف گذاری و روش های آن
زندگی هم چون جاده پر پیچ و خمی است که به مقصدی منتهی می شود. بدون در نظر گرفتن مقصد و هدف، سراسر زندگی بیهوده خواهد شد. هدف آن است که همیشه ما را در حرکت نگه می دارد و به آینده امیدوار می سازد.
از جمله مسائلی که با اهداف زندگی توأم است به قرار زیر می باشند:
1ـ هدف به زندگی جهت و معنا می بخشد.
2ـ هدف زندگی را جالب تر و مبارزه جویانه تر می کند.
3ـ هدف موجب جهت دار شدن تصمیمات در زندگی می شود.
4ـ هدف باید آن قدر مشخص باشد که به طور دقیق بتوان فهمید که برای دست یابی به آن چه باید کرد.
5ـ برای هدف محدودیت زمانی وجود دارد و در زندگی باید در زمان معینی به برخی موفقیت ها دست یافت، در غیر این صورت دیگر تحقق هدف معنی پیدا نمی کند.
6ـ تحقق هدف با کار گروهی بهتر قابل دسترسی است، به ندرت اتفاق می افتد که شخص بدون یاری دیگران به هدفی دست یابد.
7ـ افراد در زندگی یک مرتبه به هدف دست نمی یابند بلکه دسترسی به هدف گام به گام و به صورت تدریجی است.
در راه رسیدن به اهداف زندگی لازم است موارد ذیل مورد توجه قرار گیرد:
1. فرصتی برای تأمل در آن چه انجام می شود.
2. ارزیابی مجدد میزان پیش رفت به سوی هدف.
3. مجالی برای مشورت با افراد مورد اعتماد.
4. بررسی مجدد نقشه و راه باقی مانده برای تحقق هدف.
5. بررسی عوامل مؤثر در ایجاد مشکل یا موانع تحقق هدف.
6. طراحی و اجرای نقشه برای از بین بردن موانع راه تحصیل و پیش گیری از عواملی که موجب انحراف باشد.
7. تأمل در پیشنهاد دیگران درباره ی چگونگی ادامه کار و فعالیت.
8. بررسی و مطالعه عواملی که موجب شکست شده است.
9. سعی و تلاش بیشتر در تحقق اهداف بعدی.
10. بررسی میزان توانمندی و واقع بینانه عمل کردن.
11. ناامید و افسرده نشدن.
12. تغییر موضع و یا داشتن اهداف موازی در موارد ممکن.
- رهنمودهای عملی برای رسیدن به هدف:
1. تعیین نوع و چگونگی هدف خود
الف) تعیین هدف اصلی و هدف های بلند مدت.
ب) تعیین هدف های فرعی و نزدیک تر (هدف های میان راه) که فرد را به هدف های اصلی مرتبط می سازد.
در تعیین هدف ها به ملاک های زیر توجه شود:
1. نیازها و توانایی ها و علاقه شخصی.
2. خواسته ها و نیازهای اجتماعی.
ـ خوب است هدف های حیاتی دقیق، مشخص و قابل ارزیابی و اندازه گیری باشد.
ج) پس از تعیین هدف های فرعی باید میزان اولویت هر یک را با کدهای 1، 2و 3 معین کرد و سپس به هدف های مهم تر پرداخت. امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «کسی که به غیر مهم مشغول شود، مهم تر را از دست می دهد.»
[1]
2. مدت زمان لازم را برای رسیدن به هر یک از اهداف را باید معین نمود، بدون تعیین زمان لازم، حتی ساده ترین هدف ها دست نیافتنی می شوند.
3. کارها و فعالیت هایی که شما را به هدف هایتان می رساند در برنامه روزانه و هفتگی خود ـ در زمان معین ـ قرار دهید. توجه داشته باشید که در برنامه ریزی علاوه بر کارها و فعالیت ها باید به خواست ها و نیازهای شخصی و خانوادگی خود بنگرید و مدیریت زمان را با رعایت تعادل بین عبادت، تحصیل، کار، زندگی، تفریح و... به دست بگیرید.
4. اهداف خود را روی کاغذ بیاورید
تجربه نشان داده است اغلب خواسته و اهداف تا زمانی که روی کاغذ آورده نشوند به واقعیت نمی پیوندند.
5. هدف های خود را در قالب جملات مثبت بگنجانید
جملات مثبت برانگیزاننده و محرک هستند در حالی که جملات منفی حالت تحرک زایی را ندارند. به طور مثال:
ـ من امروز نمی خواهم سیگار بکشم. (منفی)
ـ من می خواهم بدن سالم و ریه های پاکیزه داشته باشم و خطر بیماری های سرطان زا را کاهش دهم. (مثبت)
6. برای هدف های خود ارزش قائل شوید
وقتی برای اهداف خود ارزش قائل شویم پس حتماً واجد ارزش گذاری هستند، در آن صورت است که برای تحقق آن ها دست به تلاش می زنیم.
7. هدف های واقع بینانه داشته باشید
انسان های موفق همین کار را کرده اند، شما هم بخواهید می توانید. اما اگر امروز را از هیچ آغاز کنید و توقع داشته باشید که تا هفته آینده به همه چیز برسید این توقع، واقع بینانه ای نخواهد بود.
8. اهداف خود را تصریح و مشخص کنید
کافی است که به خود بگویید می خواهم مقداری پول جمع کنم. این که می خواهید چقدر پول جمع کنید؟ پول را برای چه مصرفی می خواهید؟ و ... باید به شرح جزییات آن بپردازید.
9. برنامه خود را مشخص کنید
صرف نوشتن اهداف، دستیابی به آن ها را تضمین نمی کند. برای رسیدن به اهداف باید برنامه و استراتژی خاصی را دنبال کنید.
10. تمام توانایی خود را برای رسیدن به اهداف خود به کار گیرید
در این راه ابتدا به یک هدف برتر متمرکز شوید و بعد از دست یابی به آن به هدف دیگر بپردازید.
آثار و پیامدها
ـ در زمان و وقت صرفه جویی می شود.
ـ از پرداختن به فعالیت های حاشیه ای و غیر ضروری پرهیز می گردد.
ـ از امکانات و سرمایه ها به نحو درست و شایسته استفاده می گردد.
ـ باعث جلوگیری از اضطراب شده و موجب شادی و نشاط و آرامش فرد می گردد.
ـ در تقویت احساس اعتماد به نفس، نقش مؤثری دارد.
ـ خودباوری را افزایش داده و انگیزه تلاش بیشتر را تقویت می کند.
ـ توجه به اصل انعطاف پذیری و تعدیل برنامه ها.
ـ هدایت فرد در جهت رسیدن به مقصود.
نمونه کارهایی که در جای خودش می تواند هدف باشد:
ـ رسیدن به قرب الی الله (هدف عالی)
ـ انتخاب رشته تحصیلی
ـ انجام وظیفه ـ انتخاب شغل
ـ رفتن به دانشگاه یا حوزه
ـ زندگی با خانواده خود یا بطور مستقل
ـ بچه دار شدن و تربیت فرزند
ـ داشتن زندگی آرام
ـ رفتن به مسافرت

[1] غرر الحکم و دررالکلم، ص 253؛ الحیاه، ج1، ص 345.
راهنماي آموزشي مهارت هاي اساسي زندگي- جمعي از نويسندگان، ص36

مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات

توصيه هاي تربيتي مشاوره‌اي => تکنيک هاي موفقيت- مهارت خودشناسی

مهارت خودشناسی
شناخت آدمی از شخصیت خویشتن، همچون منشور کثیرالاضلاعی است که شامل جلوه ها و منظره های متنوع و متعددی می باشد. اگر چه احاطه فرد به همه جوانب خویشتن خود، مقدور نیست ولی برخی از مهمترین جنبه های خودشناسی عبارتند از:
1. معرفت نسبت به تواناییها و قابلیتها و استعدادهای درونی
چنانچه این مرحله از شناخت برای انسان حاصل شود، راهنمای مطمئن و قابل اعتمادی برای جهت گیریهای جوانان در زندگی خواهد بود و علاوه بر آن، شناخت تواناییهای درونی، زمینه ساز اعتماد به نفس نسل جوان می باشد و عامل بازدارنده ای نیز در برابر شکستهای احتمالی روحی خواهد بود.
2. معرفت نسبت به ویژگیهای رشد و تحول (خصائص سنّی)
با توجه به اینکه انسان در هر مرحله از دوران رشد، واجد ویژگیها و صفات خاصی می باشد، شناخت جوانان در این زمینه، می تواند به لحاظ تطبیق دادن جلوه های رفتاری با معیارهای رشد، ذهن نسل جوان را آرامش خاطر ببخشد و اطمینان بیافریند. به عنوان مثال جوانی که می داند از ویژگیهای این دوران، «خواهشهای متضاد» است، نسبت به جوان دیگری که فاقد چنین آگاهی می باشد، ساده تر و سریعتر می تواند با خود کنار آید.
3. معرفت نسبت به نیازهای اساسی روانی
لازم به ذکر است که نیازهای انسان به طور عمده شامل نیازهای اولیه و نیازهای ثانویه می باشد. نیازهای اولیه یا فیزیولوژیک (زیستی) عبارتند از نیاز به آب، غذا، اکسیژن، استراحت، خواب و برخی نیازهای غریزی دیگر، که معمولاً میان انسان و حیوان، مشترک می باشد.
نیازهای ثانویه، عبارتند از: نیاز به ایمنی (امنیت خاطر)، نیاز به ابراز وجود، نیاز به داد و ستد عاطفی، نیاز به پیشرفت و موقعیت، نیاز به معناجویی، نیاز به تعلق (وابستگی) و در نهایت نیاز به خودشکوفایی یا تحقق خویشتن، و چنانچه این نیازها به خوبی تأمین شود، علاوه بر آرامش درونی، حسّ اطمینان به دیگران نیز رشد نموده و رویکرد مثبتی نسبت به دنیا در آدمی ایجاد می کند. بدیهی است، این آثار زمانی تحقق می یابد که در نخستین مرحله، جوان به درستی نیازهایش را بشناسد و حد فاصل میان نیازهای منطقی را از نیازهای غیر ضروری، تمییز دهد.
4. معرفت نسبت به ضعفها و ناتوانیها و محدودیتهای وجود خویشتن
این مرحله از خودشناسی، آدمی را قادر می سازد تا به تدریج با غلبه بر ضعفهای موجود، راه رشد و کمال خود را هموار نماید. لازم به ذکر است، این مرحله، نیاز بیشتری به جرأت و توانایی روحی دارد تا در پرتو آن، بتوان بر ضعفهای درونی غلبه نمود.
تأثیر عملی خودشناسی
انسان، موجودی غایتگر است و هر اقدامی را به جهت رسیدن به مقصودی انجام می دهد، که غالباً چنین مقصودی در جلب منفعت و یا دفع ضرر، خلاصه می شود. حال باید دید که چه آثاری بر خودشناسی مترتب است تا جوانان با انگیزه قویتری در دستیابی بدان و در نتیجه کسب هویت، تلاش نمایند.
1. خودشناسی در مقایسه با سایر معرفتها، مفیدترین آنهاست و همین مضمون در برخی روایات نیز آمده است که دلالت بر سودمندترین نوع شناخت دارد. یکی از وجوه مفیدتر بودن خودشناسی، نسبت به دیگر معرفتها این است که نگرش آدمی را نسبت به پدیده های جهان هستی، انسانها و خالق جهان متحول می نماید و به عبارت دیگر شناخت انفسی (دنیای درون)، مقدمه و زمینه ای برای شناخته آفاقی (جهان برون) می باشد.
2. خودشناسی، به شاخت قوتها و ضعفهای آدمی، منجر شده و در نتیجه، سطح انتظارات انسان از خویشتن به حد متعادل می رسد. زمانی که تعادل لازم و منطقی میان انتظارات آدمی از خویشتن و توانائیهایش برقرار شد، آرامش خاطر بر او مستولی می شود.
از دیدگاه روانکاوی، کسانی که حسّ «عناد به خود» داشته و موجبات آزار خویشتن را فراهم می نمایند، غالباً آنهایی هستند که از خود بیش از اندازه، انتظار دارند و چون این گونه انتظارات افراطی معمولاً برآورده نمی شود، به شدت خود را مورد ملامت قرار داده و در نتیجه نیروی روانی خویش را کاهش می دهند و آمادگی اولیه را برای ابتلاء به مشکلات عصبی و روحی به دست می آورند.
3. همان گونه که اشاره شد، انتظارات متعادل از خویشتن از آثار منطقی «خودشناسی» است و این امر به نوبه خود، منجر به سازگاری شخصی (سازگاری با خویشتن) می شود. معمولاً درباره این افراد چنین گفته می شود: «آنها با خود در یک تفاهم نسبی بسر می برند.»
4. سازگاری با خویشتن به نوبه خود، منجر به سازگاری اجتماعی (سازگاری با دیگران) می شود، به این معنا که فرد به سهولت می تواند در مناسبات اجتماعی، حدود اختیارات و آزادی دیگران و نیز قلمرو وظایفش را به درستی شناخته و بدان ها عمل نماید. و همین پدیده، موجب رفتار سازگارانه او با محیط اجتماعی می شود. عبارت معروف «اگر آدمی با خویشتن بسازد و کنار بیاید، قادر به سازگاری با دیگران نیز خواهد بود» مشحون از حکمت است.
5. از نگاهی دیگر، خودشناسی، مقدمه ای برای خداشناسی است. به این مفهوم که شناخت واقعی خویشتن، زمینه توجه به خالق خویشتن یعنی خداوند حکیم را فراهم می آورد.
6. و در نهایت، خودشناسی، راه را برای خودسازی هموار می کند. الکسیس کارل می گوید: «فایده عملی خودشناسی، احیاء و نوسازی خویشتن است.»
طرحی ساده برای خودشناسی
نوجوانان و جوانانی که در عنفوان بهار زندگی شان، به موضوع مهمی همچون خودشناسی علاقمند شده و گام در این وادی می نهند، در حقیقت باید چنین گرایشی را سرآغاز کمال و پیشرفت روحی و فکری خود بدانند، و مطلع باشند که خودشناسی، علاوه بر اینکه مقدمه خداشناسی است، زمینه ساز رشد و تعالی، نیز محسوب می شود. اینک با طرح چند پرسش ذیل می توان، به صورت عملی جوانان را در زمینه خودشناسی یاری نمود:
1. آیا به روشنی می دانم که چه جنبه های خوب و سازنده ای در شخصیت من وجود دارد؟
2. آیا توانسته ام این جنبه های مورد نظر را پرورش داده و به تقویت و توسعه آنها اقدام کنم؟
3. تا چه اندازه به جنبه های منفی خود، آگاهی دارم؟
4. آیا شجاعت روحی لازم را برای پذیرفتن آنها دارم؟
5. آیا سعی می کنم که هر روز یکی از جنبه های منفی را در وجود خود محو نموده و مجموعه آنها را تقلیل دهم؟
6. آیا تا به حال کاری کرده ام که به نفع خود و ضرر دیگری (دیگران) باشد؟
7. آیا تا به حال عملی انجام داده ام که به ضرر خود و نفع دیگری (دیگران) باشد؟
8. آیا در تفکرات خود، بیشتر به دیگران می اندیشم و یا در افکار شخصی خود غوطه ورم؟
9. آیا چنانچه تذکّر خیرخواهانه ای از یکی از دوستانم در مورد نقاط منفی ام، دریافت نمایم، با روی خوش از آن استقبال خواهم نمود؟
10. و بالاخره آیا توانایی آن را دارم که افکار خود را مرتب نموده و اولویت آنها را مشخص کنم؟
پاسخهای روشن و منصفانه به این سؤالات، می تواند «هویت فردی» جوانان را شفافتر نموده و آنان را در راه نوسازی شخصیت، مدد برساند.
محمد رضا شرفي - جوان و بحران هويت، ص30

چگونه خود را در مقابل وسوسه هاي شيطاني حفظ كنيم؟

هر کس در هر مرحله ای از ایمان و در هر سن و سال گاه گرفتار وسوسه های شیطانی می گردد . گاه در خود احساس می کند که نیروی محرک شدیدی در درون جانش آشکار شده و او را به سوی گناه دعوت می کند . وسوسه ها و تحریک ها مسلماً در سنین جوانی بیش تر است .تنها راه نجات از آلودکی ها در چنین شرایط سختی ،فراهم ساختن سرمایه تقوا است.(1)
خداوند در قرآن کریم می فرماید: إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُون‏؛(2)
پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوس های شیطان می شوند، به یاد خدا و پاداش و کیفر او می افتند و در پر تو یاد او حق را می بینند و بینا می گردند.
وسوسه های نفس و شیطان همانند میکروب های بیماری زا هستند که در همه وجود دارند، ولی در بنیه ها و جسم های ضعیف می توانند فعالیت کنند. اما آن هایی که جسم سالم و نیرومند و قوی دارند ،بر میکروب ها غلبه می کنند و این در حالی است که گنهکاران برادران شیطان و در دام او گرفتارند. (3)
برای رویارویی با وسوسه‌های شیطانی، ابتدا باید دشمن و راه‌های نفوذ او را شناخت . وی را مهار کرد و سپس او را به عقب راند و در گام‏های نهایی به اسارت کشید.
همچنین باید از محیط آلوده و همنشین بد دوری جست ،زیرا این دو، جز عوامل و راه نفوذ شیطان ،به درون انسان هستند،و برای گمراهی انسان نقش بسزایی دارند.
با توجه به این مقدمه راه های مبارزه با وساوس شیطانی عبارتند از:
1- نگهبانی و مراقبت:
شیطان با جان ما سر و کار دارد. از این رو باید از آن حراست کنیم. راه‌های مراقبت عبارتند از:
أ) تقوا پیشگی:
قرآن مجید تقوا را لباسی بر اندام جان آدمی می‌داند که آن را به خوبی می‌پوشاند و حفظ می‌کند: «لباس التّقوی ذلک خیر؛(4) بهترین جامه، تقوا است».
امام علی علیه السلام تقوا را دژی نفوذ ناپذیر می‌داند که رخنه‏ای در آن ممکن نیست.(5)
ب) کنترل اعضا و جوارح:
زبان، چشم، گوش، فکر و همة اعضا و جوارح، درهای ورودی به قلب‌اند. پس باید این ها را کنترل کرد.
ج) محاسبه:
بعد از کنترل نوبت به محاسبه می‌رسد، یعنی برای جبران ضعف‏ها و برنامه‌ریزی برای آینده ارزیابی لازم است.
2- واکنش مناسب:
در برابر هر وسوسه‏ای باید واکنش مناسب صورت گیرد.
پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «دشمنان تو از جن، ابلیس و سپاهیان او است. پس اگر نزد تو آمد و گفت: فرزندت مُرد، به خود بگو: زندگان برای مردن آفریده شده‏اند. اگر آمد و گفت: مال تو از دست رفت، بگو: ستایش خدای را که می‌دهد و می‌گیرد و زکات را از من برد. اگر آمد و گفت: مردم به تو ستم می‌کنند، ولی تو ستم نمی‌کنی بگو: روز قیامت آنان که ستم کردند گرفتارند. اگر آمد و گفت: چه قدر نیکی می‌کنی، بگو: گناهان من بیش از نیکی‏های من است. اگر آمد و گفت: چه قدر نماز می‌گزاری بگو: غفلت من از نمازهایم بیش تر است. اگر آمد و گفت: چه قدر بخشش می‌کنی، بگو آن قدر که می‌گیرم، از آن چه می‌بخشم زیادتر است. اگر گفت: چه قدر به تو ستم می‌کنند بگو: من بیش تر ستم کرده‏ام. اگر گفت: چه قدر برای خدا کار می‌کنی، بگو: چه بسیار معصیت‏ها کرده‏ام».(6)
3- استعاذه:
در برابر هجوم وسوسه‏های شیطان، لازم است به پناهگاهی مطمئن پناه ببرید و آن توجه به خدا و یاد او است. قرآن مجید می‌فرماید: «اگر از شیطان وسوسه‏ای به تو رسد، به خدا پناه ببر که او شنوای دانا است».(7)
4- مجهز شدن به تجهیزات:
در برابر تهاجم وسیع شیطان، باید در میدان کارزار، همواره مسلح باشیم. برخی از تجهیزات در حدیث پیامبر اکرم(ص) مطرح شده است. حضرت می‌فرماید: «آیا شما را آگاه کنم بر کاری که اگر انجام دادید، شیطان از شما فاصله می‌گیرد، به اندازة فاصله مشرق تا مغرب؟ گفتند: آری. فرمود: روزه صورت شیطان را سیاه می‌کند . صدقه، کمرش را می‌شکند. دوستی برای خدا و کمک برای عمل صالح، پشت او را می‌بُرد . استغفار، بند دلش را می‌برد».(8)
5- آشنایی با دام‏های شیطان:
برای رهایی از وساوس شیطانی باید مواظب دام‏های او بود. یکی از دام‏های خطرناک شیطانی، دوستی دنیا است.
امام علی علیه السلام می‌فرماید: «از دنیا حذر کن، زیرا دام شیطان و جایگاه فساد ایمان است».(9)
دام دیگر که از مهم‏ترین ابزار کار شیطان به شمار می‌رود، هواپرستی است، زیرا تا پایگاهی درون انسان وجود نداشته باشد، شیطان قدرت بر وسوسه‌گری ندارد. شیطان خواسته‏های نفسانی انسان را تأیید می‌کند. قرآن مجید می‌فرماید: «تو هرگز بر بندگان من تسلط نخواهی یافت ،مگر گمراهانی که از تو پیروی می‌کنند».(10) بندة خدا تابع هوا و هوس نیست و خواست خدا را مقدّم می‌دارد.
یکی دیگر از دام‏های شیطانبرای مردان ، زنان و غضب است. امام علی علیه السلام می‌فرماید:
«برای شیطان کمندی بزرگ‏تر از خشم و زنان نیست».(11) منظور از این سخن، زیر سؤال بردن شخصیت زن نیست، بلکه منظور آن است که از طریق اختلاط با زن و ارتباط نامشروع با وی، و جذابیتی که جنس مخالف دارد، شیطان مردم را می‌فریبد، همان‌گونه که از طریق مال و زینت دنیا که ذاتاً بد نیستند، وارد می‌شود. هم‌چنین خشم و غضب و تصمیم‌ها از روی غضب که غالباً بر مردان مستولی می‌شود.
برخی از امور دیگر نیز در مخالفت با وسوسه‏های شیطان مؤثر است:
1- انجام یک سری مستحبات ،مثلاً همیشه با وضو بودن و زبان را به ذکر، مخصوصاً «لا حول و لا قوة الاّ باللَّه العلی العظیم» عادت دادن. نیز خواندن قرآن در اوقات مختلف.
2- خود را از بیکاری، تنهایی و عوامل وسوسه‏انگیز دور نگه داشتن.
3- ذهن را همواره به امور ارزشمند متوجه ساختن و عادت دادن.
4- مطالعه و تفکر دربارة خدا و قیامت.
5- به طور منظم ،مثلاً هفتگی به زیارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ اندیشیدن.
6- شرکت کردن در مراسم دینی و فعالیت جدی در مسائل فرهنگی اجتماعی و نماز را با توجه و حال و عاشقانه و با حضور قلب خواندن.

پی‌نوشت‏ها:
1.آیت الله مکارم شیرازی ،تفسیر نمونه ، ج 7 ، ص 66 ،دارالکتب الاسلامیة،تهران،1374ش
2.اعراف(7) ،آیه201
3.تفسیر نمونه ، ج 7 ، ص 67.
4. اعراف (7) آیه 26.
5. نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 157.
6. شیخ عباس قمی،سفینة البحار، ج 1، ص 100.دارالاسوة،تهران،1422ق
7. اعراف ، آیه 200.
8.شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج 2، ص 64.دارالاسوة،تهران،1422ق
9. شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم‏، ج 2، ص 279.دانشگاه تهران ،تهران 1366ش
10. حجر (15 ) آیه 42.
11. شرح آقا جمال الدين خوانسارى بر غرر الحكم‏،ج 5 ،ص83.

آيا جایی در قرآن به پوشیدن چادر الزامی آورده شده است؟ می شود بر مانتو پوشیدن من خرده گرفت؟

پاسخ: 

آنچه در قرآن بر زنان واجب شده، اول حيا و عفت و حفظ نگاه از چشم چراني است كه بر مردان هم اين تكليف واجب شده است:
قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما يَصْنَعُونَ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ؛ (1)
به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند، و عفاف خود را حفظ كنند. اين براى آنان پاكيزه‏تر است. خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است! به زنان با ايمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگيرند، و دامان خويش را حفظ كنند.
زنان علاوه بر تكليف فوق به پوشاندن زينت هاي خود هم امر شده اند:
وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ ... وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفينَ مِنْ زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ (2)
زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهران شان يا... هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهاني شان دانسته شود (و صداى خلخال كه برپا دارند ،به گوش رسد) و همگى به سوى خدا بازگرديد، اى مؤمنان، تا رستگار شويد.
وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى؛(3)
همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) برج وار ظاهر نشويد( كه همه نگاه ها را به خود متوجه گردانيد).
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيما؛(4)
اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلباب ها [روس


رى‏هاى بلند] خود را بر خويش فروافكنند. اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، بهتر است (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آن ها سر زده، توبه كنند) خداوند همواره آمرزنده رحيم است.
در اين آيه از زنان خواسته شده كه با جلباب خود را بپوشند تا به حيا ، عفت و پاكدامني شناخته شده و مورد آزار منافقان و افراد بي مبالات قرار نگيرند.
جلباب را لباس بلند و گشادي دانسته اند ملحفه مانند كه بر بالاي همه لباس ها مي پوشند و همه بدن را مي پوشاند.(5) مصداق اين لباس به نظرجمعی چادر است، ولي غالب عالمان براي چادر موضوعيت خاصي قائل نشده و هدف را پوشاندن زينت هاي طبيعي و عاريتي و دوري از جلوه گري و خود نمايي شمرده اند. پس اگر كسي بدن خود را با لباس هاي مناسب بپوشاند و جلوه گري و خود نمايي نداشته باشد ، حجاب او كامل است حتي اگر با پيراهني بلند و مانتو باشد.
فقيهان و مجتهدان هم چادر را "حجاب برتر" شمرده اند ، ولي حجاب را منحصر در چادر ندانسته اند.
اما متاسفانه امروزه مانتوهايي كه بتواند كار چادر را انجام دهد و بدن و برجستگي هاي آن را بپوشاند، به ندرت ديده مي شود.
همان طور كه هر شخصي اشيای گرانمايه خود را به خاطر حفظ آن در پوشش هاي مختلفي نگه مي دارد ، شايسته است در امر حفظ دين و ايمان و عفاف خود حريص تر باشد . از چادر كه حجاب برتر است، استفاده نمايد.
استفاده از چادر علاوه بر پوشش امن تر باعث تبليغ و ترغيب ديگران به اين امر خواهد شد .
پي نوشت ها:
1. نور (24) آيه 30-31.
2. همان.
3. احزاب (33) آيه 33.
4. همان ، آيه 59.
5. مصطفوي ، التحقيق في كلمات القرآن الكريم ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1360 ش ، ج2 ، ص96.

سوال خیلی مهم

سلام
اگر با کسی ازدواج کنی و بعد از عقد متوجه بشی که اسلام رو قبول نداره آیا عقد باطله(با در نظر گرفتن اینکه افکار ایشان باعث شک در کلیات گردد.
2- حکم آن برای زن و مرد (به صورتی که زن معتقدبه اسلام نباشد ومرد معتقد به اسلام باشد و بلعکس)

پاسخ: 

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
اگر واقعا کسي از انظر اعتقادي کافر باشد و منکر خدا و پيامبر و قرآن و آخرت باشد و بدون آنکه درحال عصبانيت باشد اين امور را انکار کند کافر و مرتد است و عقد باطل است و اگر مرد کافر شده است زن بلا فاصله از او جدا شود و عده نگهدارد و نمي تواند با او زندگي کند و اگر زن مرتد شده است مرد بايد از او جدا شود.و تشخيص موارد با خود مکلف است.
اما اگر منکر خدا و پيامبر نباشد، بلکه در اثر عقده يا شرايط خاصي يا عصبانيت؛ حالت شک و ترديد پيدا نموده است، مرتد حساب نمي شود و نبايد سر به سراو گذاشته شود تا حرف هاي کفر آميز بگويد بلکه سعي شود که شک و ترديد از او برطرف شود.(1)
پي نوشت:
1. آيت الله بهجت، توضيح المسائل، مسأله 110 و 1916 و سؤال تلفني (7743272-0251) از دفتر آيت الله بهجت.

امام علي عليه السلام:

آسايش زندگى در مدارا كردن است .


غرر الحكم و درر الكلم 5607

طريقه اقامه نماز شب

 سلام . طريقه ي خواندن نماز شب رو بلد نيستم ،چندين بار هم به مفاتيح الجنان و ديگر كتب مراجعه كرده ام ولي نتيجه اي نداشته است. لطفا در صورت امكان توضيحات شفاف تر را بفرستيد .
با تشكر

پاسخ: 

پرسش:طريقه ي خواندن نماز شب رو بلد نيستم ،چندين بار هم به مفاتيح الجنان و ديگر كتب مراجعه كرده ام ولي نتيجه اي نداشته است. لطفا در صورت امكان توضيحات شفاف تر را بفرستيد . با تشكر

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشكر به خاطر ارتباطتان با اين مركز؛
نماز شب 11 ركعت است و وقتش از نيمه شب است تا اذان صبح مي­باشد.. 8 ركعت به نيت نافله شب به صورت 4 تا دو ركعتى مانند نماز صبح خوانده مى‏شود و 2 ركعت به عنوان نماز شفع مانند نماز صبح و يك ركعت به نيت نماز وتر خوانده مى‏شود. در نماز وتر بعد از خواندن سوره حمد، 3 مرتبه سوره قل هو الله احد و يك مرتبه قل اعوذ برب الناس و يك مرتبه قل اعوذ برب الفلق خوانده مى‏شود، سپس قنوت مي گيريد و در قنوت 40 مؤمن يا مؤمنه را دعا مي­كنيد و بعد 70 مرتبه استغفر الله ربى و اتوب اليه مى‏گوييد و سپس 300 مرتبه( العفو)گفته مى‏شود، بعد ركوع و سجده‏ها و تشهد و سلام را به جا مى‏آوريد.(1)
اين ها مستحبات است و مي توان بعد از حمد فقط يک قل هو الله خواند وخواندن حمد تنهاهم کافي است. و دعا به 40 مومن و 300 العفو هم مستحب است و در صورت مشکل بودن يا نبودن وقت مي توان انجام نداد.
پي نوشت :
1. آيه الله مکارم ، توضيح المسائل ، م 702 و703 .

معنای قضا و قدر الهی چیست؟

قضا: یعنی حکم و قطع و حتمیت. در نظام آفرینش، ‌موجودات مادی از چندین راه ممکن است به وجود بیایند، (مثلاً اگر به خانه شما از چند کوچه راه باشد، ورود به خانه شما از چند راه ممکن است) حال اگر از میان چندین راه ممکن، علل و اسباب پیدایش یکی از آن‌ها فراهم شد و تنها همان یکی تحقق یافت، این مرحله از تحقق را قضا می نامند.
قدر: یعنی اندازه و اندازه گیری و تعیین حدّ و حدود چیزی و در اصطلاح به این معنا است که خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده و آن را بر اساس اندازه گیری و محاسبه و سنجش آفریده است. خداوند در قرآن می فرماید : "إنّا کلّ شی خلقناه بقدر؛(1) ما هر چیزی را به اندازه خلق کردیم(برای هر چیز اندازه ای قرار دادیم)".
قضا و قدر هر کدام به دو نوع علمی و عینی تقسیم می‌شود:
1- مقصود از قدر یا تقدیر علمی آن است که خداوند پیش از آفرینش هر شیء به خصوصیات و حدود و اوصاف آن علم دارد. از قضای علمی آن است که خداوند از ضرورت وجود اشیا در ظرف تحقق علل آن ها آگاه است، یعنی خدا از ازل می‌داند که هر یک از اشیا در شرایط خاصی و تحت تاثیر اسباب و علل خاصی موجود می شوند، بنابراین می‌توان گفت که علم پیشین خداوند به خصوصیات اشیا و ضرورت وجود آن ها همان قدر و قضا علمی است.
2- اما قضا و قدر عینی: مقصود از قدر عینی، تعیین و تحدید خصوصیات و اوصاف ذاتی و عرضی موجودات از سوی خداوند است . مقصود از قضا عینی آن است که خداوند ضرورت وجود را به مخلوقات خویش اعطا می‌کند .از طریق اسباب و علل وجود آن ها را تعیین می‌بخشد. (2)
خداوند برای هر چیزی علت ها و اسباب هایی قرار داده که هستی و مشخصات آن بستگی به آن‌ها دارد. این طور نیست که هر چه در جهان پدید می آید، بدون رابطه با قبل و بعد و صرفاً اتفاقی و بی حساب باشد. همان گونه که در بارش برف و باران و. . . عواملی دخالت دارد.
هرگز چنین کاری بی علل و اسباب انجام نمی پذیرد، همچنین کارهای بشر از روی تصادف و اتفاق از او سر نمی­زند، بلکه نخست چیزی را تصور می کند، سپس به آن می اندیشد. پس از آن که فایدة واقعی یا پنداری آن را پذیرفت، ‌به انجام آن می کوشد. پس انجام هر حادثه ای در جهان علت و سببی دارد و این نظامی است تخلف ناپذیر و خداوند چنین مقرّر کرده است.
این که از یک طرف مسئله تقدیر الهی مطرح است و از طرف دیگر اختیار انسان، به این معنا است که خداوند مقرّر کرده که انسان با اختیار و ارادة خود، یکی از راه ها را انتخاب کند. راهی که انسان با ارادة خود انتخاب کرده، همان است که مقدّر است.
خداوند به قضا و قدر مقرّر کرده که انسان با اختیار خود، آن راهی که خداوند از ازل می داند، انتخاب کند. پس تقدیر خداوندی این است که بشر افعال خود را از روی اختیار انجام دهد، نه این که تقدیر او را به انجام یک طرف مجبور سازد. انسان به هر سو که رو آورد، همان قضا و قدر او است که با دست خود آن را انتخاب می‌کند.
به تعبير بهتر انسان فقط یک نوع سرنوشت ندارد، بلکه سرنوشت های گوناگونی در پیش دارد که ممکن است هر کدام از آن‌ها جانشین دیگری گردد، مثلاً اگر کسی بیمار شود و معالجه کند و نجات پیدا کند، به موجب سرنوشت و قضا و قدر است. نیز اگر معالجه نکند و رنجور بماند و یا بمیرد، آن نیز به موجب سرنوشت و قضا و قدر است.
قضا و قدر معیّن کرده که هر چیزی اثر خود را داشته باشد و من با آگاهی که دارم، چیزی را انتخاب می­کنم که اثر خوب داشته باشد. البته گاهی انسان در آزادی و انتخاب اشتباه می‌کند. و چیزی را که صحیح می­دانسته، صحیح نبوده، یا چیزی را که علت می پنداشته، ‌علت واقعی نبوده است.
امام علی(ع) از پای دیوار کجی برخاست و پای دیوار دیگری نشست. گفتند: آیا از قضای الهی فرار می­کنی؟ پاسخ داد: «از قضای خدا به قَدَر وی و قضای دیگری فرار می­کنم». (3)
پس اصل قضا و قدر با اصل آزادی و اختیار انسان منافات ندارد، ‌زیرا اختیار و آزادی یکی از اسباب و علل جهان است؛ یعنی خداوند خواسته و مقدّر نموده که بشر کارهای خود را به ارادة خود انجام دهد، و سرنوشت خویش را رقم زند. این که می گوییم کارهای انسان هم به اختیار خود او است و هم قضا و قدر الهی دخالت دارد، به همین معنی است که خدا اراده فرموده و مقدّر کرده که بشر سرنوشت خود را تعیین کنند. بشر مختار و آزاد آفریده شده، یعنی به او عقل و فکر و اراده داده شده است.
بشر در کارهای ارادی خود مانند سنگ نیست که او را از بالا به پایین رها کرده باشند و تحت تأثیر عامل جاذبة زمین خواه نا خواه به طرف زمین سقوط کند. نیز مانند گیاه نیست که تنها یک راه محدود در جلوی او هست و همین که در شرایط معیّن رشد و نمو قرار گرفت، خواه ناخواه مواد غذایی را جذب و راه رشد و نمو را طی می‌کند. هم چنین مانند حیوان نیست که به حکم غریزه کارهایی انجام دهد. بشر همیشه خود را در سر چهار راه­هایی می­بیند و هیچ گونه اجباری که فقط یکی از آن‌ها را انتخاب کند ندارد و سایر راه ها بر او بسته نیست. انتخاب یکی از آن‌ها به نظر و فکر و ارادة او مربوط است؛ یعنی طرز فکر و انتخاب او است که یک راه خاص را معیّن می‌کند.
انسان، عملی را که با غریزه طبیعی و حیوانی او موافق است و هیچ مانعی خارجی برای آن وجود ندارد، به حکم تشخیص و مصلت اندیشی قادر است ترک کند (مانند ترک گناهان) همچنین کاری را که مخالف خواسته های نفسانی او است و هیچ گونه عامل اجبار کنندة خارجی وجود ندارد، به حکم مصلحت اندیشی و نیروی خرد
می‌تواند انجام دهد مانند خوردن دارو و حاضر شدن برای عمل جراحی.

پی‌نوشت‌ها:
1. قمر(54) آیه 49.
2. محمد سعيدي مهر ، آموزش کلام اسلامی، ج1، ص322 تا 328، نشر طه، قم 1383ش.
3. شيخ صدوق، توحید ص 369، باب 60، القضاء، حديث 3 . موسسه نشر اسلامي، بي تا.

مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی

هدف از آفرینش انسان چیست ؟چرا ما محکوم به زندگی کردن هستیم ؟

اگر انسان برای رسیدن به تکامل آفریده شده ، با توجه به اینکه خدا الرحم الراحمین است ، چرا برای رسیدن به این کمالی که این روزها ما جوانها کمتر در بین اطرافیان می بینیم ( یا اصلاً نمی بینیم ) ، زندگی در دنیا را با این همه مصیبت و بد بختی انتخاب کرد ؟
مگر خداوند در قرآن نمی فرماید که " ان النسان لکفور " و یا " ان النسان لکنود و انه علی ذالک لشهید " و . . . اگر خداوند خود می فرمایند که انسان سخت ناسپاس و کفر کیش است و خود این را بهتر می داند و حتی می فرماید "انسان بر نیک و بد کردار خویش آگاه است هر چند اینکه پرده های عذر بر خود بیفکند " ، چه انتظار بس بزرگی که بخواهد در صراط مستقیم حرکت کند ؟
خدا خود می فرمایند که " عده ای قلیل از متأخرین مشتاقانه در ایمان از همه پیشی گرفتند "( سوره واقعه ) خوب این عده قلیل از متأخران و جمع بسیار از امتهای پیشین را یکجا به مقصود نهایی خود که کمال است می رساند و عدهء بسیاری را که خداوند در جای جای قرآن صحبت از اعمال و عقوبت آنها می کند ، از زیستن در این دنیای پوچ و بدبختی های متعاقب آن می رهانید .
چرا خدا انسان را خلق کرد ، اگر خود می گوید که انسان سخت ناسپاس و کفر کیش است ؟
تکلیف آنهایی که نمی توانند به کمال برسند چیست ؟ چرا ما محکوم به زیستن هستیم ؟

پاسخ: 

پرسش 1:عنوان هدف از آفرينش انسان چيست ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
پاسخ اصلي به سوال شما در درک بهتر حقيقت وجود انسان قرار دارد.
به اوصافي از انسان که در برخي از آيات قرآن آمده اشاره کرديد ، اما از اوصاف بسيار ديگر در قرآن غافل شديد. تنها به يک جنبه از وجود انسان نگاه کرديد و طبعاً قضاوت هاي بعدي نيز متأثر از همين نگاه شده است.
علاوه بر اوصافي که بيان کرديد ،در آيات قرآن انسان در مواردي به اوصافي والا وارزشمند نيز ستوده شده است. اوصافي چون امانت دار الهي روي زمين ، خليفه و جانشين خداوند ، مسجود ملائک ، مسخر بودن عالم در دست او ، کرامت ذاتي انسان ، فضليت و برتري او بر مخلوقات و بلکه اشرف مخلوقات و اوصاف بسيار ديگر.
شايد بگوئيد که اين اوصاف تنها براي عده اي خاص است، پس ديگران براي چه آفريده شدند ، در جواب بايد گفت ؛ اولاً اين اوصاف به صورت کلي بيان شده است و نشانگر آن است که اينها براي نوع انسان است ، يا حد اقل بخشي از اين اوصاف براي نوع بشر است.
ثانياً حتي اگر اين اوصاف براي عده اي خاص باشد ، اين عده با ويژگي انسان بودن به چنين مقام بلندي دست يافتند که اشرف مخلوقات الهي قرار گرفتند.
منظور از ويژگي انسان بودن ، يعني داشتن دو نيروي متضاد در درون ، گرايش انسان به نيکي و بدي و قدرت انتخاب و اختيار و سرانجام طي مسير کمال با نيروي اراده خود.
به عبارت ديگر ، انسان در خلقت خود داراي زمينه هاي شقاوت و انحراف است و بايد در كنار همين اوصاف و حالات مسير سعادت خود را طي كند و به نوعي خلاف مسير گرايش طبع مادي خود به سوي گرايش روحي و الهي خود حركت كند تا در اين كش و قوس ها به سعادت حقيقي خويش دست يابد.
بنابراين وقتي پاي اختيار و انتخاب و باز بودن راه سعادت و شقاوت ( راه نيک و بد ) به ميان مي آيد ، به طور طبيعي عده اي راه سعادت را انتخاب کرده و عده اي راه شقاوت را. از همين جا پاسخ اين سوال که چرا فقط نيکان آفريده نشده و يک جا به کمال نهايي نرسيدند ، روشن مي شود. زيرا اگر قرار باشد که تنها نيکان و سعادتمندان آفريده شوند ، ديگر اختيار معنا نداشت و سعادت انسان جبري بود ؛ بنابراين فرض آفريده شدن انسان هاي نيک و مقرب ، هم با اختيار و اراده داشتن انسان در تضاد است و هم سعادت و کمال و برتري انسان بر فرشتگان معنا نداشت. کمال رسيدن انسان و برتر شدن او بر ملايک به خاطر دو گانگي وجود انسان و اختيار راه سعادت و کمال از ميان همه راه هاي انحرافي است. در حالي که بسيار از انسان ها راه هاي انحرافي را انتخاب مي کنند ، عده اي در اين ميان از همه آنها گذشته و تنها به راه خدا مي روند و اين همان چيزي است که به انسان مقام بالا و ارزشمندي داده است . خداوند با آفرينش چنين موجودي به خود آفرين مي گويد : فتبارک الله احسن الخالقين.
در توضيح بيشتر که هدف آفرينش نيز در آن بيان شده مي توان گفت:
خداوند كه جهان خلقت را به بهترين صورت آفريده است ،در جهان خلقت موجوداتي قرار دارند كه عاري از گناه هستند و جز خصائص نيك ندارند . چنين موجوداتي تنها خدا را عبادت مي كنند و نافرماني از او ندارند . اين موجودات همان فرشتگان الهي اند . آنها همگي بدون اختيار راه سعادت را مي روند و داراي اختيار در انجام خوب و بد نيستند، بلكه سرشت آنها تنها بر خوبى آفريده شده است. غير از فرشتگان ، در اين عالم خلقت مى‏تواند نوعى خاص وجود داشته كه همه مقاماتى كه فرشتگان دارا هستند، دارا شود، اما با اختيار و انتخاب خود، و اين تنها در صورتى ميسر است كه راه خوب و بد براى او باز باشد و ميان خوب و بد، خوب را انتخاب نمايد و به مقام فرشتگان و حتى برتر از آنها دست يابد. اگر قرار بود سرشت اين موجود به گونه‏اى باشد كه داراى اختيار نبوده و فقط راه سعادت را بپيمايد وعاري از گناه باشد و جز خصائص نيك نداشته باشد ، ديگر تفاوتى بين اين موجود و فرشتگان نبود، بلكه همان فرشته بود، حال آنكه فرشته قبل از آن وجود داشت و نياز به خلقت جديد نبود. هم چنين فرض اختيارنيك و بد معنا نداشت. اختيار انتخاب نيك و بد در زماني است كه هر دو بتواند تحقق يابد . در حالى كه اين موجود، نوعى جدا از فرشتگان است و موجودي داراي اختيار و انتخاب آفريده شده و اقتضاى فيض نامتناهى اين است كه در جهان خلقت (كه بهترين جهان ممكن است) چنين نوعى وجود داشته باشد و با فرض چنين نوعى، جهان كامل تر و زيباتر و بهتر خواهد بود.
سخن در آن است كه آيا عالم وجود ، اقتضا و امكان خلقتي ، جداي از ملايك دارد ؟ اگر خلقتي جداي از ملايك امكان دارد ، پس چرا فيض خداوند از چنين خلقتي منع شود؟
از طرف ديگر نيك بودن انسان ها و ارزشمند بودن و حتي فراتر رفتن از مقام ملايك ، زماني است كه انسان بتواند در عين حال كه ميل و كشش به سوي بد در وجود اوست ، راه خير و پاكي و نيك را انتخاب نمايد. اگر انسان بدون اختيار به راه خير برود، بهشت رفتن بى معنا است، چرا كه در اين صورت بهشت نتيجه كار ناكرده است، بلكه سعادت و عاقبت به خيرى لذت بخش و معقول است كه آدمى با سعى و تلاش خود بدان برسد، با توجه به اين كه مى‏توانسته كار بد كند ولى انجام نداده و كار خير از او سر زده است. اگر فرض شود که هيچ انسان بد وجود نداشته و يا خلق نشود ، فرض اختيار نيز معنا نداشت.
بنابراين حكمت الهى اقتضا دارد كه اسباب و شرايط تكامل اختيارى ( و نه جبرى ) براى انسان ها فراهم شود تا كسانى كه بـخـواهـنـد , بتوانند راه حق را بشناسند و باپيمودن آن , به كمال و سعادت خودشان برسند ولى فـراهـم شدن اسباب و شرايط براى چنين تكاملى , بدين معنى نيست كه همه انسان ها از آنها حسن استفاده كرده و لزوماً راه صحيح را برگزينند .
ضمن آن که نبايد فراموش کرد که اگر کسي و يا کساني به مراتب بالاي کمال دست نيافته و به مقام مقربان نرسيده اند ، پس آنان لزوماً در جرگه اشقيا هستند، بلکه بسياري از انسان هاي عادي از کمالات نسبي برخوردار هستند و به همان مرتبه از کمال ، از سعادت برخوردار مي شوند ، همان گونه که در روايات نيز بيان شده که ايمان همانند پله هاي نردبان داراي درجات است و گاهي تا ده درجه براي آن ذکر شده است ؛ بنابراين انسان هاي بسياري در نهايت به سعادت و کمال رسيده و در بهشت رحمت الهي جاي مي گيرند . تعداد بهشتيان از دوزخيان بيشتر است و به همين خاطر براي بهشت هشت در ذکر شده وبراي دوزخ هفت در .
رسيدن به كمال نهايي هرچند نصيب تعداد كمي از انسان ها مي شود اما بسياري از آنها بهره هايي هرچند نازل تر از آن را مي برند و از آن بهره مند مي گردند و در عين دارا بودن مشكلات ومعاصي وانحرافات ، در قيامت مشمول رحمت واسعه الهي قرار گرفته، اهل سعادت و بهشت شده، زمينه تجربه حيات ابدي و تكامل حقيقي در سراي جاودان را به دست مي آورند در حالي كه اگر به دنيا نمي آمدند ،اين فرصت در اختيار آنها قرار نمي گرفت .
ثانيا : گمان نكنيد كمالاتي كه به دنبال آن هستيد ،عجايبي ناديدني وحقايقي دست نيافتني است ؛ بلكه در گوشه وكنار ما و در مقابل چشمان غافل ما انواع واقسام اين كمالات و عظمت هاي وجودي تحقق مي يابد ولي ما از ديدن آنها غافليم . ديدن اين كمالات نياز به كمالي دروني و ديده اي شستشو شده دارد . چشم پوشي جوان از صحنه شهوت انگيز تنها براي خداوند متعال ، بيداري نيمه شب و براي عبادت كسي كه هنوز خستگي كار روزانه را از تن به در نكرده ،تلاش شبانه روزي زني كه بعد از فوت همسرش براي تربيت و سعادت فرزندانش شبانه روز به تلاش مشغول است و صدها نمونه از اين دست همه تجلي بروز بزرگ ترين كمالات انساني در پيرامون ما وبيانگر وجود اين زيبايي ها در وجود انسان هاي همين عصر و زمانه هستند كه اميدواريم ما نيز كمال ديدن و درك لذت آنها و ظهور دادن آن در وجودمان را بيابيم .
مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی

برگزاری یک ختم قرآن

برگزاری یک ختم قرآن

 جهت روح مطهر امام خمینی(ره) و شهدای 15 خرداد

((هر نفر یک حزب قرآن))

بمناسبت گرامیداشت بیست و دومین سالگرد ارتحال

 بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی(ره) و قیام شکوهمند 15 خرداد حداقل یک ختم قرآن برگزار و ثواب آن به روح مطهر امام خمینی(ره) و شهدای 15 خرداد هدیه می گردد.

لطفا با مراجعه به ذیل مطلب قسمت ( نظر) نسبت به نام نویسی و مشخص نمودن شماره جزء و حزب وقرائت یک حزب همکاری نمایند.

 با تشکر

خلاصه ای از وصيت نامه سياسي - الهي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران

 

خلاصه ای از وصيت نامه سياسي - الهي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران

ما امروز مفتخريم كه مي خواهيم مقاصد قرآن و سنت را پياده كنيم

  من اكنون به ملتهاي شريف ستمديده و به ملت عزيز ايران توصيه مي كنم كه از اين راه مستقيم الهي كه نه به شرق ملحد و نه به غرب ستمگر كافر وابسته است بلكه به صراطي كه خداوند به آنها نصيب فرموده است محكم و استوار و متعهد و پايدار‚ پاي بند بوده و لحظه اي از شكر اين نعمت غفلت نكرده و دست هاي ناپاك عمال ابرقدرت ها‚ چه عمال خارجي و چه عمال داخلي بدتر از خارجي‚ تزلزلي در نيت پاك و اراده آهنين آنان رخنه نكند

و با كمال جد و عجز از ملت هاي مسلمان مي خواهم كه از ائمه اطهار و فرهنگ سياسي‚ اجتماعي‚ اقتصادي‚ نظامي اين بزرگ راهنمايان عالم بشريت به طور شايسته و به جان و دل و جان فشاني و نثار عزيزان پيروي كنند.

و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت كه بيانگر سياسي نماز است هرگز غفلت نكنند

 و از آن جمله مراسم عزاداري ائمه اطهار و بويژه سيد مظلومان و سرور شهيدان حضرت ابي عبدالله الحسين صلوات وافر الهي و انبيا و ملائكه الله و صلحا بر روح بزرگ حماسي او باد هيچ گاه غفلت نكنند. 

شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامي ايران از همه انقلاب ها جداست‚ هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام.

و ترديد نيست كه اين يك تحفه الهي و هديه غيبي بوده كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارت زده عنايت شده است.

اينك كه به توفيق و تاييد خداوند‚ جمهوري اسلامي با دست تواناي ملت متعهد پايه ريزي شده و آنچه در اين حكومت اسلامي مطرح است اسلام و احكام مترقي آن است‚ بر ملت عظيم الشان ايران است كه در تحقق محتواي آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بكوشند كه حفظ اسلام در راس تمام واجبات است‚ كه انبيا عظام از آدم - عليه السلام - تا خاتم النبيين - صلي الله عليه و آله و سلم - در راه آن كوشش و فداكاري جانفرسا نموده اند و هيچ مانعي آنان را از اين فريضه بزرگ باز نداشته و همچنين پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه اسلام - عليهم صلوات الله - با كوشش هاي توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن كوشيده اند.

و امروز بر ملت ايران خصوصا و بر جميع مسلمانان عموما واجب است اين امانت الهي را كه در ايران به طور رسمي اعلام شده و در مدتي كوتاه نتايج عظيمي به بار آورده با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقا آن و رفع موانع و مشكلات آن كوشش نمايند

و اميد است كه پرتو نور آن بر تمام كشورهاي اسلامي تابيدن گرفته و تمام دولت ها و ملت ها با يكديگر تفاهم در اين امر حياتي نمايند و دست ابرقدرت هاي عالم خوار و جنايتكاران تاريخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمديدگان جهان كوتاه نمايند.

بي ترديد رمز بقا انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي است و رمز پيروزي را ملت مي داند و نسل هاي آينده در تاريخ خواهند خواند كه دو ركن اصلي آن انگيزه الهي و مقصد عالي حكومت اسلامي و اجتماع ملت در سراسر كشور با وحدت كلمه براي همان انگيزه و مقصد.

بسيار از احكام عبادي اسلام‚ عبادي سياسي است كه غفلت از آنها اين مصيبت ها را به بار آورده. پيغمبر اسلام (ص) تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومت هاي جهان لكن با انگيزه بسط عدالت اجتماعي

جواني خود را در راه خداوند و اسلام عزيز و جمهوري اسلامي صرف كنيد

نعمتي كه با جهاد عظيم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آورديد‚ همچون عزيزترين امور قدرش را بدانيد و از آن حفاظت و پاسداري نماييد و در راه آن كه نعمتي عظيم‚ الهي و امانت بزرگ خداوندي است كوشش كنيد و از مشكلاتي كه در اين صراط مستقيم پيش مي آيد‚ نهراسيد كه ((ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم)).

به مجلس و دولت و دست اندركاران توصيه مي نمايم كه قدر اين ملت را بدانيد و در خدمتگزاري به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان وستمديدگان كه نور چشمان ما و اوليا نعم همه هستند و جمهوري اسلامي ره آورد آنان و با فداكاري هاي آنان تحقق پيدا كرد و بقا آن نيز مرهون خدمات آنان است‚ فروگزار نكنيد و خود را از مردم و آنان را از خود بدانيد.

به ملت هاي اسلامي توصيه مي كنم كه از حكومت جمهوري اسلامي و از ملت مجاهد ايران الگو بگيريد و حكومت هاي جائر خود را در صورتي كه به خواست ملتها كه خواست ملت ايران است‚ سر فرود نياوردند‚ با تمام قدرت به جاي خود بنشانيد كه مايه بدبختي مسلمانان‚ حكومت هاي وابسته به شرق و غرب مي باشند.

 و اكيدا توصيه مي كنم كه به بوق هاي تبليغاتي مخالفان اسلام و جمهوري اسلامي گوش فرا ندهيد كه همه كوشش دارند كه اسلام را از صحنه بيرون كنند كه منافع ابرقدرت ها تامين شود. 

نجات دانشگاه از انحراف‚ نجات كشور و ملت است.

از گناهان بزرگ نابخشودني‚ مسامحه در امر مسلمين است. هر كس به مقدار توانش و حيطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و ميهن باشد.

مخالفين اسلام و كشورهاي اسلامي كه همان ابرقدرتان چپاولگر بين المللي هستند با تدريج و ظرافت در كشور ما و كشورهاي اسلامي ديگر رخنه و با دست افراد خود ملت ها‚ كشورها را به دام استثمار مي كشانند. بايد با هوشياري مراقب باشيد و با احساس اولين قدم نفوذي به مقابله برخيزيد و به آنان مهلت ندهيد.

و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه بر خلاف مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است‚ به طور قاطع اگر جلوگيري نشود‚ همه مسوول مي باشند‚

 

محورها و شاخص هاي عدالت در گفتمان رهبري

محورها و شاخص هاي عدالت در گفتمان رهبري


مهم ترين محورهايي كه حضرت آيت الله خامنه اي در حوزه عدالت اسلامي در تاريخ 22/2/1390 در دومين نشست انديشه هاي راهبردي در جمهوري اسلامي، با «موضوع عدالت» در جمع انديشمندان، متفكران، استادان و محققان دانشگاهي و حوزوي بيان كردند، عبارتند از:
1- عدالت دغدغه هميشگي بشر
2- عدالت و تحقق كامل آن به عنوان يك ارزش مطلق و همگاني
3- عدالت، هدف نظام سازي اجتماعي اديان و حركت بشر در چارچوب دين
4- تبيين عدالت از سوي پيامبران، همراه با تحقق آن از طريق مبارزه و پيكار عملي با طاغوتها و ستمگران و حضور در جبهه مظلومان
5- تبيين نگاه اديان الهي به مبدأ خلقت هستي و بشر در مسير حركت تاريخي ملتها و تاكيد دايمي بر پايان اين مسير يعني معاد، در چارچوب عنصر عدالت
6- تحقق كامل عدالت و محو هرگونه ظلم
7- تبديل عدالت به گفتماني زنده و هميشه حاضر در صحنه هاي مختلف كشور (از طريق غرقه سازي و گفتمان سازي)
8- شناسايي و به كارگيري روشها و راهكارهاي جديد و موثر براي تحقق عدالت حداكثري
9- رسيدن به نظريه اسلامي ناب و خالص در باب عدالت
10- استخراج نظريه اسلامي خالص در مقوله عدالت با استفاده از متدها و فنون خاص اين كار و با مراجعه به منابع اصيل اسلامي
11- تعريف عدالت مبتني بر پايه هاي هستي شناسي مكتب اسلام
12- نشأت يابي عدالت در اسلام از حق
13- عدالت ورزي، يك وظيفه الهي
14- تلاش براي رسيدن به يك جمع بندي قوي، متقن، مستدل و منسجم و حق و صحيح در باب عدالت در پرتو تضارب آرا و نشاط علمي
15- برنامه ريزي دراز مدت با اتكاء بر جمع بندي پيشين
16- انجام پژوهشهاي جديد بويژه در مباحث كاربردي و روشهاي اجراي نظريه با استفاده از تجربيات مفيد ديگران
17- يافتن شاخص اسلامي براي اندازه گيري ميزان تحقق عدالت اجتماعي
18- اجراي عدالت اجتماعي از طريق قانون گذاري و مانند آن
19- توجه يابي و توجه دهي به نقش اعتقاد به مبدأ و معاد در گرايش هاي عدالت خواهانه
20- عبور از عدالت فردي به عدالت اجتماعي از طريق نگاه عادلانه هر فرد به خود كه موجب دوري از گناه و ايجاد خضوع و خشوع در مقابل پروردگار شده و اين مسئله به ايجاد عدالت اجتماعي نيز كمك مي كند.
21- پيشرفت در محور عدالت

پاسداري به نام غيرت

پاسداري به نام غيرت

سيدجواد موسوي-کیهان-۱۷-۳-۹۰
¤ وقتي به اميرالمؤمنين علي(ع) گزارش دادند كه مردي از لشكر شام، زيورآلات زني غيرمسلمان را كه در پناه حكومت اسلام بوده به غارت برده، حضرت مردان را مخاطب قرار داد و فرمود :
«اگر براي اين حادثه تلخ، مسلماني از روي تأسف بميرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است!
وقتي به اميرالمؤمنين علي(ع) خبر رسيد كه برخي از زنان در خيابان ها و بازارگردي هاي خود، تنه به تنه مردان مي زنند و آنها را كنار زده تا راه خود را باز كنند، حضرت مردان را مورد خطاب قرار داده و فرمودند:
«يا اهل العراق نبئت أن نساءكم يدافعن الرجال في الطريق اما تستحيون؟ و قال لعن الله من لايغار.»(وسايل الشيعه، ج14، ص 174)
«اي مردم عراق! به من خبر رسيده است كه زنان شما در بين راه با مردان برخورد كرده و آنان را كنار مي زنند، آيا شرم نمي كنيد؟! و فرمود: خدا لعنت كند كسي را كه غيرت ندارد.»
نمونه اي ديگر، در جريان تهاجم سربازان معاويه به شهر انبار (در جنگ صفين در سال 38 هجري)، وقتي به اميرالمؤمنين علي(ع) گزارش دادند كه مردي از لشكر شام، زيورآلات زني غيرمسلمان را كه در پناه حكومت اسلام بوده به غارت برده، اينجا نيز حضرت مردان را مخاطب قرار داد كه:
«فلو ان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندي جديرا» (نهج البلاغه، خطبه 27)
«اگر براي اين حادثه تلخ، مسلماني از روي تأسف بميرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است!»
دو ماجراي فوق و نمونه هاي فراوان ديگري كه در سيره معصومين(ع) وجود دارد، نشان مي دهد كه ما براي ايجاد فرهنگ عفاف و حيا در جامعه يا راه را به اشتباه پيموده ايم يا حداقل همه جوانب آن را در نظر نگرفته ايم، كه يكي از اين جنبه ها، توجه به غيرت مردان است، كه متأسفانه براي نهادينه كردن فرهنگ حجاب و عفاف، تلاش قابل توجهي براي برانگيختن غيرت مردان صورت نمي پذيرد.
براساس تعاليم قرآني، غيرت ريشه در فطرت انسان دارد، لذا قرآن كريم براي برانگيختن مومنان (حتي كساني كه ايماني مستعار دارند)، براي دفاع از دين و ناموس، غيرت آنان را به هيجان مي آورد:
«و ما لكم لاتقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان...»(نساء، 75)
«چرا در راه خدا و نجات بيچارگان از مردان و زنان و كودكان پيكار نمي كنند؟»(الميزان، ج4، ص42)
پس بايد به همه مردان يادآوري كرد كه آفرينش، پاسداري به نام غيرت در وجود آنها به وديعه نهاده تا سلامتي نسب را در نسل هاي آينده حفظ كنند؛ اگر به هر دليلي حس غيرت در مردان به فراموشي سپرده شود، رابطه نسل ها با يكديگر به كلي قطع گشته، هيچ پدري فرزند خود را نمي شناسد و هيچ فرزندي پدر خود را نخواهد شناخت، قطع اين رابطه اساس اجتماعي بودن بشر را متزلزل مي سازد.
اميرالمؤمنين علي(ع) مي فرمايد:
«ما زني غيور قط» (نهج البلاغه، حكمت 305)
«انسان غيرتمند هرگز دامن خود را آلوده نمي كند».
براي اين كه غيرت، يك شرافت انساني و يك حساسيت انساني نسبت به پاكي و طهارت جامعه است، انسان غيور همان گونه كه راضي نمي شود دامن ناموس خودش آلوده گردد، راضي نمي شود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود. (مطهري، مجموعه آثار، ج19، ص415)
جمله ديگري از علي(ع) وارد شده كه فرموده اند: «پاكدامني مرد به اندازه غيرت اوست».
(نهج البلاغه، حكمت 47)، جالب اينجاست كه دشمنان انسانيت اين فرمايش اميرالمؤمنين را بهتر از ما آموخته اند، لذا براي رسيدن به اهداف شيطاني و شوم خود، از طريق انواع هجمه هاي رسانه اي و ناتوي فرهنگي، تلاش مي كنند تا مردان! هر چه بيشتر در گرداب شهوات شخصي فرو روند، تا عفاف و تقوا و اراده اخلاقي را از كف بدهند، كه اينها منجر به اين مي شود كه احساس «غيرت» در وجود مردان ناتوان گشته يا به كلي به فراموشي سپرده شود، آن وقت كار به جايي مي رسد كه شهوت پرستان از اين كه نواميس آنها مورد استفاده هاي ديگران قرار بگيرند رنج نمي برند و شايد هم لذت ببرند، اما در مقابل افرادي كه با شهوات نفساني مبارزه مي كنند، غيورتر و نسبت به ناموس خود حساس تر مي گردند، اين گونه افراد حتي نسبت به ناموس ديگران نيز حساس مي گردند، يعني وجدانشان اجازه نمي دهد كه ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گيرد، ناموس اجتماع ناموس خودشان مي شود. (مطهري، پيشين، ص 416)

بيانات در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

 خيلى خوشامديد برادران و خواهران عزيز، و خسته نباشيد. اميدواريم كه خداوند متعال بر لحظه‌لحظه‌ى تلاشها و اهتمامها و مسئوليت‌شناسى‌هاى شما برادران و خواهران عزيز اجرهاى فراوانى عنايت كند و توفيقاتش را بر شما روزافزون بدارد.

 تشكر ميكنيم از جناب آقاى لاريجانى، به خاطر اين گزارش خوبى كه دادند؛ و همچنين بخصوص به خاطر اين موضعگيرى صريح و روشنى كه نسبت به مستكبرين، نسبت به آمريكا، نسبت به زياده‌خواه‌ها و ياوه‌گوهاى بين‌المللى، از زبان شما نمايندگان محترم ابراز كردند. البته اينها زبان حال مردم ما هم هست و بايد حقيقتاً خدا را سپاسگزارى كرد بر اين كه تفضل كرده است و توفيق داده است كه ملت ما در طول اين سه دهه، همچنان فهم دقيق و روشن خود از خطكشى‌ها و جناح‌بندى‌هاى جهانى و مضمون اين جناح‌بندى‌ها و اهداف آنها را حفظ كند، بلكه روزبه‌روز به آن افزايش ببخشد. حقيقت هم اين است كه يكى از مشكلات و گرفتارى‌هاى ملتها، نداشتن اين آگاهى يا غفلت از آنهاست، كه در تحولات عالم و در حوادث گوناگون به آنها ضرر ميزند و سر پيچهاى تند و سخت سياسى، آنها را دچار اشتباه ميكند. اگر جناح‌بندى‌هاى جهان، جناح‌بندى‌هاى بزرگ و كلان دنيا در عالم سياست، در عالم اقتصاد، براى ملتها روشن باشد، با آن آگاهانه بينديشند، هدفها را در اين جناح‌بندى‌ها مدنظر داشته باشند، تيغ مستكبرين عالم كند خواهد شد. هدف از اين تبليغات وسيعى كه شما ملاحظه ميكنيد - چقدر ابزارهاى رسانه‌اى و تبليغاتى، امروز در خدمت سياستهاى مستكبرين است - عمدتاً غبارآلودكردن و ابرى كردن فضاست، تا ملتها نتوانند همين آگاهى را، همين بصيرت را به دست بياورند، يا نتوانند حفظ كنند. ملت ما اين را حفظ كرده است، و اين جاى سپاس فراوانى دارد.

 بنده بايد از مجلس محترم تشكر كنم به خاطر اينكه اين مواضع را در طول اين دوره تا امروز و ان‌شاءالله تا آخر دوره، به طور واضح از خود بروز و نشان داده است. خيلى براى كشور و براى انقلاب سرشكستگى داشت اگر مجلس احياناً در يكى از اين قضاياى مهم سياسى و اين حوادث گوناگون دچار خطا ميشد يا موضعگيرى نميكرد يا بدتر از آن، موضعگيرى غلط ميكرد. اينكه مجلس در قضاياى مختلف سياسى دنيا، در هجمه‌هاى دشمنان به جمهورى اسلامى، قرص و محكم، واضح و آشكار ايستاد و موضع گرفت، واقعاً جاى افتخار دارد، جاى تشكر دارد. من صميمانه تشكر ميكنم و اصرار دارم بر اينكه اين مواضع، همچنان با همين استحكام، با همين قوت ادامه داشته باشد؛ چون چالش ميان انقلاب اسلامى و استكبار جهانى، چالش مستمرى است، چالش ادامه‌دارى است. البته به حول و قوه‌ى الهى تا ابد طول نخواهد كشيد؛ هرچه زمان ميگذرد، كفه‌ى نظام اسلامى سنگين‌تر ميشود، قوى‌تر ميشود. آن روزى كه دشمنان احساس نوميدى كنند، هجمه‌ها كم خواهد شد، بتدريج زائل خواهد شد؛ ليكن تا آن روز، ايستادگى ملت، ايستادگى نخبگان ملت، يك امر ضرورى و لازم است؛ اين را بايد ادامه داد. مبادا ظرافتهائى كه در نوع برخورد انقلاب با دشمن مورد نظر است، مورد غفلت قرار بگيرد. ببينيم كه امروز نقشه‌ى دشمن در مورد انقلاب چيست. به تعبير متعارف و رائج، سناريوى دشمن را حدس بزنيم، ببينيم دنبال چيست. اگر توانستيم درست بفهميم، درست حدس بزنيم و در مقابل سناريوى دشمن رفتار و اعمال خودمان را برنامه‌ريزى كرديم، قطعاً دشمن شكست خواهد خورد.

 همه‌ى شواهد نشان‌دهنده‌ى اين است كه دشمن امروز بر روى چند نقطه تكيه‌ى اساسى دارد. از واضح‌ترينهايش انسان شروع كند، يكى مسئله‌ى اقتصاد است. اينكه ما امسال گفتيم »سال جهاد اقتصادى«، ناظر به اين بخش قضيه است. به زانو درآوردن كشور از لحاظ اقتصاد، عقب راندن و پس راندن كشور در زمينه‌ى اقتصاد، كه منتهى بشود به فلج پايه‌هاى اقتصادى، منتهى بشود به نوميدى مردم، يكى از كارهاى اساسى است. خب، اين چيز واضحى است؛ خودشان هم اين را دارند بيان ميكنند و ميگويند. اين، هم براى مجلس، هم براى دولت، هم براى يكايك مسئولانى كه در بخشهاى مختلف مشغول تلاش هستند، خط روشنى را ترسيم ميكند كه چه بايد كرد.

 يك نقطه‌ى ديگر - كه آن هم خيلى واضح است - ايجاد اختلاف بين دستگاه‌هاى مديريت‌كننده‌ى كشور است؛ اين هم يكى از كارهاى اساسى آنهاست. اين مسئله را پنهان هم نميكنند. نه اينكه نميخواهند پنهان كنند؛ پنهان‌كردنى نيست. نوع كار دشمنان در اين قضاياى مهم و كلان و بين‌المللى اقتضاء ميكند كه يك كارهائى را بكنند، يك چيزهائى را بگويند، اظهاراتى را داشته باشند؛ لذا اين تدابير و سياستهاى دشمنان در پرده نميماند. ميخواهند اختلاف ايجاد كنند. اين اختلاف را به هر شكلى بتوانند، تزريق ميكنند؛ ما بايستى بيدار باشيم. اختلاف سليقه، اختلاف نظر، اختلاف عقيده در مسائل سياسى، نبايد به چالش ميان جناحهاى كشور، ميان عناصر كشور منتهى شود. گناه بزرگ فتنه‌گران در سال 88 اين بود كه اگر خوشبينانه نگاه كنيم و بگوئيم اينها يك شبهه‌اى، خدشه‌اى در ذهنشان بود، اين خدشه را به صورت ايجاد چالش براى نظام اسلامى مطرح كردند. اين گناه بزرگ، قابل اغماض هم نيست؛ آثار آن هم همچنان در جامعه‌ى ما موجود است. البته ملت، ملت بيدارى است. نصاب لازم در فهم و بصيرت اين ملت موجب ميشود كه خيلى از اين حوادث پوشيده بشود و بتدريج آثار آن زائل شود؛ ليكن اينها به خاطر همين، ضربه زدند. ايجاد دعوا، گريبان يكديگر را گرفتن، ايجاد اختلاف عميق، يكى از كارهاى بسيار بد، بسيار بزرگ و نكوهيده است؛ اين همان چيزى است كه دشمن ميخواهد.

 شما در مجلس شوراى اسلامى سهم خودتان را در اين زمينه ايفاء كنيد. ربطى ندارد اين مطلب به اينكه آن كسى كه در مجلس است، مال چه نحله‌ى سياسى است، چه مذاق سياسى‌اى دارد؛ فرقى نميكند؛ مسئله، مسئله‌ى دفاع از كشور، دفاع از انقلاب، دفاع از اسلام، دفاع از دستاورد بزرگ ملت ايران است؛ اين ديگر بين همه‌ى جناحها مشترك است، مگر آن كسانى كه بيگانه‌اند؛ والّا بين جناحهائى كه معتقدند - حالا وابسته به هر نحله‌ى سياسى ميخواهند باشند - مشترك است.

 يكى ديگر از قلمهاى واضحِ اساسى، رقيق كردن اعتقادات اسلامى و احساسات اسلامى و رسوخ دادن تفكرات الحادى و شبه‌الحادى از طرق مختلف است؛ اين جزو سياستهاى اينهاست. دستگاه‌هاى گوناگونِ تبليغاتى را با مبالغ كلان، با پيگيرى‌هاى همه‌جانبه و گسترده، در خدمت تغيير فكر جوانان ما به كار ميگيرند. البته اين مخصوص جوانان ما هم نيست. امروز در همين كشورهاى عربى كه اين قيامها و انقلابها اتفاق افتاد، عين همين قضيه دارد با شدت پيگيرى ميشود؛ دارند دنبال ميكنند. ميلياردها دلار خرج كردند براى اينكه بتوانند ذهن و فكر جوانانى كه در فلان ميدان قاهره يا فلان ميدان تونس اجتماع كردند و آن حوادث بزرگ را به وجود آوردند، تغيير دهند، عوض كنند. اينها اتفاقاتى است كه دارد مى‌افتد. اينها حدس و تحليل نيست؛ اينها اطلاع است. خب، دشمن مشغول است؛ با همه‌ى قوا مشغول است. از اين قبيل كارها به وسيله‌ى دشمن انجام ميگيرد. ترويج فساد هست، ترويج فحشا هست، ايجاد ترديد در عقايد هست.

 دشمن يك سناريوى جامع و سر و ته دارى را براى نظام اسلامى و براى حركت اسلامى و بيدارى اسلامى تدارك ديده است. خوشبختانه ما كفايت برخورد با اين سناريو را داريم؛ در اين ترديدى نيست. اين را من با قاطعيت عرض ميكنم: با مايه‌هاى اعتقادى و فلسفى و عقيدتىِ غنى و قوى‌اى كه در بين ما بالفعل وجود دارد - حالا آن كارهاى بالقوه به جاى خود - با نيروى انسانىِ علاقه‌مند و كارآمد، اين كفايت در نظام جمهورى اسلامى هست كه در مقابل اين هجمه مقابله كند؛ همچنان كه در طول اين سى و دو سال، جمهورى اسلامى اين كفايت را نشان داده. در اين سى و دو سال بيكار كه نبودند. مرتباً تلاش شده، مرتباً فكر شده، به قول خودشان اتاقهاى فكرشان مشغول كار بوده است. پول خرج كرده‌اند، مرتباً طرح بيرون داده‌اند، آدم معين كرده‌اند، مأمور گذاشته‌اند، رفت و آمد كرده‌اند؛ در زمينه‌هاى ديپلماسى هرچه توانسته‌اند، كرده‌اند؛ ولى خب، نتيجه اين شده است كه جمهورى اسلامى جلو آمده، آنها عقب رفته‌اند. البته اگر برخى كوتاهى‌هاى ما نبود، برخى از ضعفهاى اخلاقى و غير اخلاقى ما نبود، ما از اين هم جلوتر ميرفتيم. بالاخره اشكالاتى در ما وجود داشته؛ ليكن با وجود اشكالات، امروز ما به طور واضح و بيّن جلو رفته‌ايم، و دشمن به طور واضح و بيّن عقب رفته. آمريكاى دوره‌ى ريگان با آمريكاى دوره‌ى اوباما زمين تا آسمان تفاوت كرده. جمهورى اسلامىِ سال 60 هم با جمهورى اسلامىِ سال 90 زمين تا آسمان تفاوت كرده. ما جلو رفته‌ايم، آنها عقب رفته‌اند. بنابراين كفايت برخورد وجود دارد، منتها بيم آن هست كه ما يا غافل شويم يا مغرور شويم؛ هر دو تاى اينها خطر است. نه بايد غفلت كرد و سرگرم كارهاى حاشيه‌اى شد، نه بايد مغرور شد و دشمن را خرد و بيچاره شمرد؛ بايد هشيارى باشد. تك تك ماها مخاطب اين حرف هستيم.  يعنى شما دويست و نود نماينده در مجلس، هر يك يكتان جداگانه مخاطب اين خطاب الهى و اين مسئوليت الهى هستيد؛ بايد مواظب باشيد. دولت هم همين جور، مسئولين قضائى هم همين جور، مسئولين بخشهاى گوناگون كشور هم همين طور؛ نظامى‌ها يك جور، غير نظامى‌ها يك جور، آحاد مردم هم همين جور؛ همه مسئوليم؛ منتها مسئوليت مسئولان حكومتى، مسئوليت محدّد و روشن و غالباً تعريف شده‌اى است. همه مسئوليم، يعنى با اين ديد به مشاغل خودمان نگاه كنيم؛ بنده در شغل خودم، شما در شغل خودتان، ديگرى در شغل خودش.

 ما بار امانت سنگينى را بر دوش گرفته‌ايم. خداى متعال اين بار امانت را بر دوش ما گذاشته. اختيارى هم نيست كه بگوئيم خيلى خوب، ما اين امانت را نميخواهيم؛ نه، اين امانتى است كه بايد آن را مقتدرانه و امينانه به سرمنزل رساند. هر كارى كه ميكنيم - كار سياسى ميكنيم، كار فكرى ميكنيم، كار اقتصادى ميكنيم، كارهاى مديريتى ميكنيم - همه بايد با اين نگاه باشد. اگر فارغ از اين نگاه كار كرديم، بيم آن هست كه كار ما در جهت خلاف اين اهداف به كار بيفتد؛ آن وقت مؤاخذه‌ى الهى است. خداى متعال از اينگونه گناهان بزرگ نميگذرد. امام (رضوان الله تعالى عليه) در چند مورد از مسائل اجتماعى و گناهان اجتماعى و تخلفات سياسى و اينجورى، همين تعبير را داشتند: اين گناهى است كه خداى متعال از آن نخواهد گذشت، چون توبه‌اش آسان نيست. خب، انسان از هر گناهى توبه كند، خدا ميگذرد؛ اما وقتى انسان يك حركتى كرد، يك ضربه‌اى به يك ملت وارد شد، چطور ميشود اين را توبه كرد؟ چطور ميشود جبران كرد؟ چطور ميشود از تك تك كسانى كه آسيب ديده‌اند، انسان استحلال و طلب عفو كند؟ لذا خدا از اين گناهان نميگذرد. حساسيت موضع من و شما از اين جهت است.

 خب، حالا يك نگاه به مسائل منطقه و مسائل جهان و مسائل عمومى كشور است، كه عرض كرديم. خوشبختانه مواضع مجلس و دولت خوب بوده است؛ ايستادگى كردند. مسئولين كشور خوشبختانه در مناسبتهاى مختلف توانسته‌اند صداى رساى انقلاب را از فراز اين هياهوهاى گوناگونى كه منطقه را فرا گرفته، به گوش مردم منطقه هم برسانند. على‌رغم هياهو و جنجال و شلوغ بازى‌اى كه دشمنان درآوردند، ملت ايران و مسئولين كشور توانستند حرف درست را، حرف متين و منطقى را به گوشها برسانند. اين خوشبختانه اتفاق افتاده است و بايد هم ادامه پيدا كند.

 خب، ميدان جنگ است ديگر. ميدان جنگ، آدم ميزند؛ انتظار خوردن هم بايد داشته باشد. دشمن بيكار نيست، او هم ضربه ميزند. انسان بايد در اين عرصه‌ى وسيع بين‌المللى، خود را در ميدان جنگ مشاهده كند. بحث صلح و نوازش و اينها نيست. حتّى آنجائى هم كه حرف نرم ميزنند، پشت حرف نرم، يك خنجر آخته‌اى وجود دارد كه منتظر غفلتى هستند تا دسته در جگر طرف مقابلِ خودشان فرو كنند. لذا بايد بيدار بود، بايد هشيار بود. اين هشيارى هست، اين بيدارى هست. من توصيه و تأكيدم اين است كه اين را حفظ كنيم، نگه داريم.

 البته من اين را عرض بكنم؛ اينجا جاى تقواى جمعى است. ما يك تقواى فردى داريم، كه هر كسى خود را تحت مراقبت دائم داشته باشد. تقواى كامل اين است كه انسان به طور دائم خود را تحت مراقبت داشته باشد؛ مثل كسى كه در يك محوطه‌ى پوشيده‌ى از خارهاى دامنگير دارد حركت ميكند - اين مثال، هم در روايات هست، هم در كلمات بزرگان هست - بايد دائم حواسش باشد؛ يعنى زير پايش را نگاه كند. اگر غفلت كنيد، خار دامن شما را ميگيرد، لباس شما را پاره ميكند، پاى شما را مجروح خواهد كرد. تقوا را تشبيه كرده‌اند به حركت در خارستان. خب، اين تقواى فردى است و لازم است؛ راه دستيابى به فوز و فلاح هم فقط همين است. اگر كسى بخواهد به فلاح برسد، به فوز برسد، به نجات ابدى برسد، بايستى تقوا داشته باشد. هر مقدار اين حالت بيشتر بود، فوز و فلاح بيشتر است.

 يك تقواى جمعى هم داريم. تقواى جمعى اين است كه جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حيث جمع، مراقب خودشان باشند. بى‌مراقبتى جمعها نسبت به مجموعه‌ى خودشان، موجب ميشود كه حتّى آدمهائى هم كه در بين آن جمعها تقواى فردى دارند، با حركت عمومىِ آن جمعها بغلتند و به جائى بروند كه نميخواهند. در طول اين سى سال، ما از اين ناحيه ضربه خورده‌ايم. يكى از جاهائى كه ضعف نشان داده‌ايم، همين بوده.

 در دهه‌هاى قبل، يك جريانى در كشور وجود داشت به نام جريان چپ. آنها شعارهاى خوبى هم ميدادند، اما خودشان را مراقبت نكردند و تقواى جمعى به خرج ندادند. در ميانشان آدمهائى بودند كه تقواى فردى هم داشتند، اما نداشتن تقواى جمعى، كار آنها را به جائى رساند كه فتنه‌گرِ ضد امام حسين و ضد اسلام و ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند! آنها نيامدند شعار ضد امام و ضد انقلاب بدهند، اما شعار دهنده‌ى ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تكيه كند؛ اين خيلى خطر بزرگى است. آنها غلتيدند. بنابراين تقواى جمعى لازم است.

 من پارسال به شما عرض كردم كه در داخل مجلس شوراى اسلامى، خودنظارتى بگذاريد. اين، همان تقواى جمعى است. مجموعه، خود را بپايد. حالا حرفهائى گوشه كنار زدند كه نماينده بايد آزاد باشد، چه باشد. كسى با آزادى نماينده مخالف نيست؛ با كجرفتارى نماينده مخالف است. يك نماينده‌ى كجرفتار ممكن است مجلس شوراى اسلامى را بدنام كند، متهم كند؛ حيف نيست؟ مجلسِ به اين عظمت، اين نهاد قانونىِ اساسى در كشور.

 اول انقلاب خدمت امام رفتيم، براى اينكه يكى از بزرگانِ بين خودمان را به عنوان رئيس جمهور به امام معرفى كنيم تا امام ايشان را قبول كنند و ما بيائيم ايشان را در حزب جمهورى اسلامى به عنوان رئيس جمهور مطرح كنيم. امام به دليلى قبول نكردند. بعد به ما گفتند كه برويد سراغ مجلس؛ مجلس مهم است. از نگاه رهبر انقلاب و بنيانگذار اين نظام و پديد آورنده‌ى اين مجموعه، مجلس يك چنين جايگاهى دارد. خب، اين را بايد نگه داشت، بايد آبرويش را حفظ كرد، بايد چهره‌اش را حفظ كرد؛ اين، خودنظارتى لازم دارد. اگر اين خودنظارتى نباشد، اشكال به وجود مى‌آيد؛ خود شما هم داريد مى‌بينيد. من پارسال در اين خصوص سفارش كردم. البته اخيراً در مجلس نسبت به اين قضيه كاركى انجام گرفت، اما اهميت اين قضيه درست به دست نيامد. اين خودنظارتى، تقواى جمعى است.

 در مجلس، سلائق مختلف و جريانهاى مختلف هستند. بنده هيچ اصرار ندارم كه جريانها بيايند همه يكى بشوند؛ نه، اختلاف سليقه، اختلاف فكر، اختلاف مذاق و اختلاف عقيده‌ى سياسى وجود دارد و طبيعى است. اين اختلاف سليقه‌ها در موارد بسيارى مفيد است؛ حالا ممكن است يك جاهائى هم ضررهائى داشته باشد. اصرارى نيست بر اين كه اين خطوط حتماً برداشته شود؛ اصرار اولاً بر آن چيزى است كه قبلاً گفتم: يقه‌ى يكديگر را نگيرند؛ اختلاف سليقه منتهى نشود به كشمكش و دعوا و چالش و دشمن خونى همديگر شدن و فراموش كردن آمريكا. متأسفانه بعضى از جناحهاى ما اينجورى‌اند. وقتى با طرف مقابل مخالف ميشوند، ديگر آمريكا فراموش ميشود، اسرائيل فراموش ميشود، مخالفين انقلاب و دشمنان امام فراموش ميشوند؛ تضاد اصلى، ميشود همينى كه در مقابلش قرار دارد! خب، اين غلط است. پس جناحها با همديگر اينجور جنجال و دعوا نداشته باشند. دوم هم اينكه در بين خودشان خودكنترلى داشته باشند، خودمراقبتى داشته باشند، نگذارند جريانشان انحراف پيدا كند؛ والّا در ميان اين جريانات، آدمهاى خوب كم نيستند؛ اما وقتى جريان اشكال پيدا كرد، آدمِ خوب را هم با خودش ميغلتاند و ميبرد. اين نكات، جزو چيزهاى روشن و طبيعى است. من خيلى بنا ندارم براى برادران و خواهران، توسّع در حرف و بيان داشته باشم.

 نكته‌اى را من الان لازم ميدانم عرض بكنم. چون امسال آخرين سال نمايندگىِ اين مجلس و دوستان و عزيزان است، مراقب باشيد به خاطر انتخابات آخر سال در اسفند، اين ده ماهى كه باقى مانده، مجلس دچار ركود و كم‌كارى نشود. بيم آن هست كه توجه دوستان و نمايندگان محترم به حادثه‌ى دوازده اسفند آينده موجب بشود كه همه‌ى كارهاى لازمِ فاصله‌ى بين امروز و دوازده اسفند تحت‌الشعاع قرار بگيرد. خواهشم اين است كه اين اتفاق نيفتد. من در همه‌ى دولتها اين سفارش را به دولتى‌ها ميكردم كه مراقب باشيد سال آخر سست نشود. اين در مورد مجلس اهميتش بيشتر است، چون خطرش بيشتر است. سال آخر براى دولتى‌ها فقط همين است كه سال آخرشان است؛ خودشان تلاش و تحركى براى تداوم مسئوليت نميتوانند داشته باشند؛ اما نماينده‌ى مجلس چرا، ميخواهد تلاش كند، چه كند. اين تلاش نبايستى وظيفه‌ى امروز را - كه وظيفه‌ى نقد و لازمى است - تحت‌الشعاع قرار بدهد. من جداً درخواستم از برادران و خواهران اين است كه اين را رعايت كنند.

 يك مسئله‌ى ديگر هم نزديك شدن به صاحبان قدرت و ثروت است؛ اين را ما با شما بى‌رودربايستى عرض كنيم. بالاخره ما برادرانِ هم هستيم؛ همديگر را بايستى تواصى به حق و تواصى به خير كنيم. اين خيلى خطر بزرگى است كه كسى به خاطر تأمين نمايندگى در يك دوره، نزديك بشود به صاحبان ثروت يا به صاحبان قدرت؛ اين خيلى چيز بدى است؛ اين از آن چيزهائى است كه خداى متعال از آنها نميگذرد و انتقام خواهد گرفت. اين چيزها روى شخص، روى عاقبت - عاقبت به خيرى كه اينقدر برايش اهميت قائليم - و روى جامعه اثر منفى ميگذارد.

 در اين طرح نظارت هم كه حالا كلياتش تصويب شده، دوستان جورى تنظيم كنند كه يك نظارت واقعى انجام بگيرد؛ يعنى حالت سازوكار بده بستانى پيش نيايد. جورى عمل كنيد كه واقعاً يك چشم بصير و بينائى از خود مجلس مراقبت كند. اينجور نباشد كه رودربايستى و بده بستان و اينها بر اين قضيه حاكم شود.

 مطلب ديگر هم همين توصيه‌اى است كه من هميشه دارم و آن، هم‌افزائى با قوه‌ى مجريه است - قوه‌ى مجريه و قوه‌ى قضائيه، ليكن عمدتاً قوه‌ى مجريه؛ چون سر و كار مجلس با قوه‌ى مجريه است - بايد هم‌افزائى كرد. نبايستى كار را جورى تنظيم كرد، جورى پيش برد كه معنايش دعوا و اختلاف باشد؛ اين در بيرون، روى مردم، خيلى تأثيراتش بد است. گاهى ديده ميشود كه مثلاً در مجلس، در يك نطقى، در يك اظهار نظرى، يك حرفى زده ميشود. خب، حرف كه زده شد، پرتاب شد ديگر. اگر خداى نكرده حرفى باشد كه كسى را يا جمعى را متهم كند، جبرانش به‌آسانى ممكن نيست؛ مردم را نااميد ميكند. امروز مسئولين دارند تلاش ميكنند، كار ميكنند. نگوئيد فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعفها آگاهم. شايد بنده بعضى از ضعفها را هم بدانم كه خيلى‌هاى ديگر ندانند. با وجود اين ضعفها، آن چيزى كه امروز در قوه‌ى مجريه وجود دارد، يك شاكله‌ى خوب و مطلوب است. در كشور دارد كار انجام ميگيرد. خب، بايستى همكارى كرد، بايد كمك كرد؛ هم مجلس كمك كند به دولت، هم دولت كمك كند به مجلس؛ هم قانون فصل‌الخطاب است براى عمل دولت، هم گرايشهاى دولت و تشخيصهاى دولت يك اشاره است به قانونگذار براى كيفيت قانونگذارى. اين مسئله با استقلال مجلس منافات ندارد. من نماينده‌ى مجلس هم بودم، رئيس دولت هم بودم؛ من هر دو جا را تجربه كردم. در طول اين سالهاى متمادى هم، هم مجالس را ديدم، هم دولتها را ديدم. هيچ اشكالى ندارد كه يك مجلسى قانون صحيح و درست و قوى و منطقى را جورى تنظيم كند كه براى دولت، رفتار طبق آن قانون، عملى باشد، ممكن باشد، آسان باشد. اگر اين شد، معنايش اين نيست كه مجلس استقلال ندارد. بعضى‌ها كه شايد ميخواهند سر به تن اين مجلس هم نباشد، آدم مى‌بيند كه شده‌اند دلسوز استقلال مجلس: آقا مجلس استقلال داشته باشد! اين هيچ منافاتى با استقلال مجلس ندارد. انسان نگاه كند ببيند دولت چه جورى ميتواند عمل كند، چه جورى بهتر ميتواند عمل كند، چه جورى آسانتر ميتواند عمل كند، قانون را تنظيم كند و در اين مجرا بيندازد؛ اين ممكن است، هيچ اشكالى هم ندارد. از آن طرف هم وقتى قانون تهيه شد، منجّز شد، دولت موظف است با همه‌ى وجود، با همه‌ى قوا، بدون بهانه‌گيرى، طبق آن قانون عمل كند. دو طرف قضيه، اينجورى است؛ يعنى هر دو ميتوانند به هم كمك كنند، هم‌افزائى كنند؛ اين لازم است، اين بايد انجام بگيرد. اگر چنانچه از هر دو طرف يك بهانه‌هائى اتفاق افتاد؛ اين طرف گفت نه، اين قانون را چون دولت اينجورى ميخواهد، ما نميكنيم؛ آن طرف هم گفت چون اين قانون، اين گوشه‌اش كج است، ما هم زير بار نميرويم؛ خب، اين كه نميشود؛ اوضاع مملكت نميچرخد. رفق، خوب است؛ رفق، همسازى، هميارى، مدارا. در باب رفق رواياتى داريم. رفق يعنى سازگارى؛ انسان سازگارى نشان بدهد. آن كه آدم نبايد با او سازش كند، دشمن است؛ آدم با دوست بايد سازگارى نشان دهد. بالاخره بايد تحمل كنند؛ يك چيزى را اين از آن تحمل كند، يك چيزى را آن از اين تحمل كند.

 خب، انتخابات هم در پيش است. انتخابات هم مهم است. انتخابات، شاخص و عَلم نظام جمهورى اسلامى است. به كورى چشم دشمنها، ما الحمدلله انتخابات را بدون اندك تأخيرى، هميشه سر وقت انجام داديم؛ اين خيلى مهم است. از سال 58 كه اولين انتخابات انجام گرفته است تا امروز، سى و يكى دو تا انتخابات انجام گرفته؛ سر وقت، با دقت. واقعاً خودشان را كُشتند كه شايد بتوانند در يك برهه‌اى انتخابات مجلس را عقب بيندازند، اما نتوانستند. رؤساى قوا با همديگر همدست شدند كه نگذارند انتخابات مجلس شوراى اسلامى سر وقت انجام بگيرد، اما نتوانستند. خيلى تلاش كردند، آمدند، بحث كردند، حرف زدند، روزنامه نوشتند، امضاء جمع كردند، مأمورين دولتى را بسيج كردند، ولى الحمدلله نتوانستند. بعد از اين هم به توفيق الهى همين جور خواهد بود. انتخابات مهم است. انتخابات براى ما يك پرچم افتخار است؛ نشانه‌ى مردم‌سالارى دينى است. انتخابات بايستى خوب انجام بگيرد. تا امروز هم با همه‌ى بداخلاقى‌هائى كه از اطراف مختلف و در دوره‌هاى گوناگون اتفاق افتاده و همين طور نق و نوق كرده‌اند و از قبل از انتخابات شروع ميكنند كه آره، نبادا در انتخابات تخلف بشود، فلان بشود، اما خوشبختانه هيچ چيز را نتوانستند اثبات كنند. در دوره‌هاى مختلف بحمدالله انتخاباتِ خوب، روشن و شفافى انجام گرفته، اين دوره هم ان‌شاءالله همين جور خواهد بود. البته تا انتخابات وقت خيلى زياد است، منتها من ميخواهم سفارش كنم كه مسئولين كشور مراقب باشند احترام انتخابات را نگه دارند. هم مجلس، هم دولت، هم قوه‌ى قضائيه، احترام انتخابات را نگه دارند. اگر كسى به انحاء مختلف دخالت كند، هيچ روا نيست، جايز نيست. بايد مردم بر طبق روال قانونى ببينند، تشخيص بدهند، بشناسند و انتخابات انجام بگيرد.

 عرايض ما تمام شد. من فقط يك جمله عرض بكنم: اين مطالبى كه برادر عزيزمان بعد از صحبتهاى آقاى لاريجانى فرمودند، واقعاً من را شرمنده ميكند. ولو ميدانم از روى محبت و اخلاص و صفاست - در اين ترديدى نيست - ليكن اينجور بيانات، هم به ضرر من است، هم به ضرر خود گوينده است. نبايستى اين بيانات به اين شكل بيان شود. يك مجموعه‌ى زمانى تصادفاً كنار هم قرار گرفته‌ايم و داريم با هم كار ميكنيم؛ من يك كار ميكنم، شما يك كار ميكنيد. اينجور تعبيرات، تعبيراتى نيست كه انسان را خوش بيايد يا كمكى به كار پيشرفت انسان بكند. ما همگى بندگان خدا هستيم و ان‌شاءالله خدمتگزاران مردم هم باشيم.

 اميدواريم ان‌شاءالله خداى متعال همه‌ى ما را مشمول تفضلات خودش قرار بدهد.

    والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته
 

بیانات در دانشگاه افسرى امام حسين(ع)

بسم‌اللَّه الرّحمن الرّحيم‌

صميمانه تبريك عرض ميكنيم به شما جوانان عزيز موفقيتهائى را كه در اين عنفوان جوانى به دست آورده‌ايد - هم به فارغ‌التحصيلان اين دانشگاه پرافتخار، و هم به جوانانى كه امروز سردوشى گرفتند و رسماً در آموزشهاى پاسدارى شركت خواهند كرد - و توفيق شما را از خداوند متعال خواستاريم.

مراسم امروز، هم زيبا بود، هم باشكوه بود، هم پرمغز و پرمعنا بود. از پاسداران عزيز، آزمودگان ميدانهاى دشوارِ جهاد فى‌سبيل‌اللَّه، همين انتظار هم هست. اميدوارم روزبه‌روز توفيقات شما از سوى پروردگار بيشتر باشد.

سپاه پاسداران در يكى از حساس‌ترين و پيچيده و غامض‌ترين شرائط تاريخ اين كشور متولد شد. آسان هم متولد نشد. از آغاز پيدايش و ولادت اين نهاد مبارك، مسئوليتهاى دشوار بر دوش او قرار گرفت. سرمايه‌ى سپاه در آن روزهاى آغازين، جز ايمان و انگيزه و شور انقلابى، چيز ديگرى نبود. البته جوانها صلاحيتهاى گوناگونى داشتند؛ از دانشگاه‌ها آمده بودند، از بعضى از مراكز نظامى آمده بودند، سابقه‌هاى شخصى و صلاحيتهاى شخصى داشتند؛ اما هيچ تجربه‌اى و نيز هيچ ابزارى براى آن ميدان دشوار در اختيارشان نبود. سرمايه‌ى ارزشمندِ گرانقدر آنان، ايمانشان، شور انقلابى‌شان، آمادگى‌شان براى مجاهدت و جانِ بر كف نهاده‌شان در اين ميدانِ دشوار بود، و موفق شدند. هنوز دوران كوتاهى از آغاز حيات سپاه پاسداران نگذشته بود كه درگيرى‌هاى جدى شروع شد. جوانان مؤمن در اطراف و اكناف كشور يا در خود تهران مواجه شدند با ميدانهاى رزم واقعى. اولين رزمايشهاى سپاه، رزمهاى واقعى بود. حقيقتاً بايد جانهاشان را كف دست ميگرفتند و وارد ميدان ميشدند، و اين كار را كردند.

به بركت همان شور انقلابى، همه‌ى عناصر لازمِ ديگر به دست آمد: تجربه كسب كردند؛ روح ابتكار در آنها به جوشش در آمد؛ يادگيرى و فراگيرى نسبت به هر آنچه لازم داشتند، در ميان آنها يك غلغله‌ى علمى و دانائى عظيمى را به وجود آورد. هرچه لازم داشتند، ياد گرفتند. آنچه كه براى ميدان رزم معنوى و مادى آنها لازم بود، آن را با ابتكارِ خودشان به وجود آوردند و در ميدانهاى رزم درخشيدند؛ هم در رزم مرزى با دشمنان مهاجم و متجاوز، هم در رزم جهادىِ انقلابى در ميدانهاى بشدت مغشوش و آميخته و مبهم درون جامعه؛ و موفق شدند.

 جوانان عزيز من! آن مردان صادق و پاكبازى كه قاعده‌ى سپاه را چيدند و پايه و بنيان اين نهاد مبارك را بنا نهادند، يك چنين مردانى بودند. به بركت اينها بود كه سپاه توانست در كشور به عنوان يك نهاد انقلابىِ فعال و مبتكر و داراى صادرات نيروى انسانى به ديگر دستگاه‌ها، خود را معرفى و تثبيت كند. در طول اين سالهاى متمادى - در اين سى و دو سال - به بركت همان قاعده‌ى مستحكمى كه انسانهاى مؤمن به وجود آورده بودند، سپاه در صحنه‌هاى گوناگون حضور داشت و درخشيد و خوب عمل كرد و تأثير خودش را در روند حركت انقلابى و رو به جلوى اين جامعه بروشنى نشان داد. البته بعضى از آنها به فيض شهادت نائل آمدند، به افتخار شهادت رسيدند و دست يافتند، بسيارى هم بحمداللَّه زنده ماندند و نقش‌آفرينى كردند. ليكن مسائل كشور، نياز كشور به نيروهاى جهادِ مبتكرانه و پرشور و برخاسته‌ى از بصيرت، روزبه‌روز رو به افزايش است. قاعده‌ى روزبه‌روز نو شونده‌ى سپاه بايد در همين آموزشگاه‌ها، در همين دانشگاه و در برخورد با حوادث گوناگون شكل بگيرد. امروز آن قاعده، شما هستيد. شما فرداى سپاه را تشكيل ميدهيد. شما آن نهالهاى مباركى هستيد كه اين بناى مستحكم در دهه‌هاى آينده، در سالهاى آينده، با آزمونهاى گوناگونى كه با آن مواجه خواهد شد، بر شما متكى و از شما ناشى خواهد شد. خودتان را براى يك چنين رسالت مهم و دشوارى آماده كنيد.

 اگر پايه‌ها و قواعد در يك نهادى مستحكم و سالم نباشد، بنائى كه شكل خواهد گرفت، اطمينان‌بخش نخواهد بود. بناى اطمينان‌بخش سپاه در طول اين سالهاى متمادى، به بركت ايمان و تلاش مجاهدانه‌ى مردانى بود كه قاعده‌ى اصلى سپاه را آنها بنا نهادند. خداى متعال هم به آنها كمك كرد، ميدان دفاع مقدس هم مركز آزمون آنها شد، حضور امام و بركات بيانات آن بزرگوار هم همواره چراغ راه بود؛ لذا توانستند اين رسالت را بدرستى ايفاء كنند. شما هم امروز بايد خود را براى ساختن آن آينده آماده كنيد.

 و من به شما عرض كنم؛ به موازات پيشرفت جامعه، به موازات پيشرفت فنون و علوم در دنياى بشرى، و به موازات حركت تكاملى طبيعى انسان، كار امروز شما از كار اسلاف خودتان در سى سال قبل، مهمتر، پيچيده‌تر، ظريف‌تر و نيازمندتر به دقت و ابراز توانائى‌ها و ابتكارهاى ذاتى است. همچنان كه امروز انقلاب ما و نظام برآمده‌ى از آن انقلاب، نسبت به سى سال قبل در مراتب بسيار بالاترى قرار دارد، مردان اين نظام، مبتكران مجاهد در اين نظام و در صفوف مقدم اين نظام هم بايستى به همين نسبت جلوتر باشند، پيشتر باشند؛ عالمتر، مهذبتر، شجاع‌تر و بصيرتر از آن گذشته‌ى پرافتخار باشند. و همين هم هست.

 من به شما عرض بكنم؛ امروز جوان مؤمن بصير ما، به خاطر اوضاع و شرائطى كه در حركت تاريخى ملت ما و حركت تاريخى جهان مشاهده ميكند، از آن جوانانِ دوران اول انقلاب جلوتر است. در دوران اول انقلاب، آن كسانى كه در ميدان انقلاب جانفشانى ميكردند، با انگيزه‌ى ايمان و اعتقاد به آينده‌ى روشن پيش ميرفتند؛ اما جوانِ امروز آن آينده را دارد در مقابل چشم خود مى‌بيند.

 خداى متعال در مقابل اين ملت به وعده‌ى خود وفا كرد. خداى متعال وعده كرده است كه اگر با ايمان، در ميدان سعى و مجاهدت قدم برداريد، به شما كمك خواهد كرد و به شما نصرت خواهد داد: «ان ينصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(1) وقتى خدا به شما كمك برساند و شما را نصرت كند، هيچ قدرتى نميتواند بر شما غلبه كند. اين وعده‌ى الهى است؛ اين وعده را ملت ما و جوانان امروز ما در مقابل چشم دارند مى‌بينند.

 امپراتورى نظامى و مالى و تبليغاتى و سياسى مسلط بر دنيا - يعنى شيطان بزرگ، آمريكا - با همه‌ى توان، با همه‌ى آنچه كه در چنته داشت، به ميدان نظام جمهورى اسلامى آمد، به ميدان انقلاب آمد و خاطرجمع بود كه انقلاب را به زانو در مى‌آورد. امروز بعد از سى سال، شما نگاه كنيد ببينيد چه اتفاقى در دنيا افتاده؛ آنها به زانو درآمدند. سياست بسيار حساسِ تعيين‌كننده‌ى خاورميانه‌اى آمريكا بكلى شكست خورده است؛ اين را همه دارند مى‌بينند و همه به آن اعتراف ميكنند. در فلسطين شكست خوردند. مزدوران و ياران و همپيمانان نزديك خود را از دست دادند. يك روز فقط رژيم طاغوتِ فاسدِ پهلوى از دست آنها رفته بود؛ امروز رژيمهاى ديگرى از دست آنها رفتند يا در شرف از دست رفتنند؛ بنابراين متزلزلند. امروز آمريكا در منطقه‌ى غربى آسيا - يعنى همين منطقه‌ى شمال آفريقا و منطقه‌اى كه اسم آن را «خاورميانه» گذاشتند - منزوى است. امروز اسلام در اين منطقه زنده است. امروز جوانان با شعار اسلامى وارد ميدان ميشوند. يك روزى در سى سال پيش، چهل سال پيش، در همين كشورهاى شمال آفريقا، اگر كسى ميخواست از انگيزه‌هاى ملى و انقلابى حرفى بزند، به شعارهاى چپ متوسل ميشد؛ امروز اين حرفها دورافتاده است، اين حرفها به زباله‌دان تحويل داده شده است. امروز در اين منطقه، حرف رائج، سكه‌ى رائج، سخن قاطع، اسلام است و قرآن. اين، كم دستاوردى است؟ اين همان چيزى است كه وقتى انقلاب اسلامى پيروز شد، جمهورى اسلامى به نام اسلام و قرآن در اين منطقه پرچم برافراشت، آنها به خودشان لرزيدند. گفتند ممكن است چنين چيزى پيش بيايد، لذا تلاش كردند كه نگذارند؛ اما على‌رغم آنها، امروز پيش آمده. جوانِ امروز ما دارد اين را در مقابل خودش مى‌بيند.

 وقتى مادر حضرت موسى، موسى را به آب مى‌انداخت، خداوند متعال دو وعده به او داد. فرمود: «انّا رادّوه اليك و جاعلوه من المرسلين»؛(2) او را به تو برميگردانيم و او را پيامبر مرسل خودمان قرار ميدهيم. به فاصله‌ى كوتاهى بچه به مادر برگشت. خداوند ميفرمايد: «فرددناه الى امّه كى تقرّ عينها و لا تحزن و لتعلم انّ وعد اللَّه حقّ»؛(3) بچه را به مادر برگردانديم تا مادر يقين كند كه وعده‌ى ما وعده‌ى درستى است. ما دو وعده داده بوديم، اين اوّلى‌اش؛ پس اى مادر موسى! بدان كه وعده‌ى دومى هم حق است: او پيغمبر مرسلى است كه خواهد آمد و بساط فرعون را به هم خواهد ريخت. خداى متعال بخشى از وعده را نقد در اختيار مادر موسى گذاشت تا به آن وعده‌ى نسيه يقين كند.

 بخشى كه خداى متعال به صورت نقد در اختيار ملت ايران قرار داده، خيلى بيشتر از اينهاست. كى تصور ميكرد جوانان فلسطينى جرأت كنند به نام اسلام متشكل شوند، به نام اسلام شعار بدهند، به نام اسلام به نيروهاى غاصبِ ظالمِ بى‌رحمِ صهيونيست حمله كنند؟ اين اتفاق افتاده. در دو هفته‌ى گذشته، در «يوم‌النكبة» جوانها مرزهاى اسرائيل را براى اولْ‌بار بعد از گذشت شصت سال شكستند. اينها همان «و لتعلم انّ وعد اللَّه حقّ» است. اين دارد نشان ميدهد كه بدانيد وعده‌ى الهى كه فرمود: «ليظهره على الدّين كلّه»(4) - خداى متعال اين دين را، اين رسالت را بر همه‌ى فرآورده‌هاى فكرى و دينى عالم پيروز خواهد كرد - درست است. خدا دارد اين وعده‌هاى نقد را تحقق ميبخشد؛ فقط شرطش اين است كه من و شما كه در اين راه سربازان پيشروِ اين حركت در دوران معاصر بوديم، قدممان را سست نكنيم، حواسمان جاى ديگر نرود.

 گناه بزرگ و نابخشودنى آن كسانى كه در حركت عظيم انقلابى ملت ايران به پشت سر نگاه كردند، به خود نگاه كردند - به شهوات خود، به قدرت‌طلبى‌هاى خود - يادشان رفت كه اين ملت براى چه انقلاب كرده است و اين حركت معنايش چيست، اين است كه پا سست كردند. البته ملت بحمداللَّه از آنها ياد نگرفت و ياد نخواهد گرفت، اما همه‌مان بايد مواظب باشيم. در اين حركت عظيم شتابان به سمت جلو، كه خداى متعال هم دارد بشائر پيروزى را پى‌درپى در مقابل چشم ما قرار ميدهد، بايد كسى پا سست نكند.

 جوانان عزيز من! شما جزو برگزيدگان اين حركت پيشرو هستيد؛ خودتان را آماده كنيد. شما احتياج به دانش داريد، فرا بگيريد؛ احتياج به تهذيب نفس داريد، به آن بپردازيد. اگر ما خودمان را تهذيب نكنيم، جلوه‌هاى فريبنده‌ى مادى دنيا ما را مشغول خواهد كرد. وقتى در بين يك راه، روندگان اين راه فراموش كنند هدفشان چيست، قهوه‌خانه‌ى سر راه آنها را به خودشان مشغول كند، يادشان برود كجا ميرفتند، خطر بزرگى آنها را تهديد خواهد كرد. مراقب باشيد؛ علم، تهذيب نفس، تجربه، و در محيط نظامى، انضباط. انضباطِ برخاسته‌ى از انگيزه‌هاى معنوى، يقيناً تأثير آن از انضباطهاى مقرراتى و صورى بسيار بيشتر خواهد بود. خوشبختانه امروز نيروهاى مسلح در سازمانهاى مختلف - هم در ارتش، هم در سپاه، هم در نيروى انتظامى، هم در مجموعه‌ى عظيم بسيج - از اين سرمايه‌ى معنوى برخوردارند. امروز جوانان ما در نيروهاى مسلح به معنا مى‌انديشند؛ و اين فرصت بزرگى است و آينده‌ى بزرگى را نويد ميدهد.

 پروردگارا! اين جوانان عزيز را سربازان حقيقى اسلام و قرآن قرار بده. پروردگارا! به آنها توفيق تداوم اين راه مرحمت بفرما و مشمول دعاى حضرت بقيةاللَّه قرار بده.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه‌

1) آل عمران: 160
2) قصص: 7
3) قصص: 13
4) توبه: 33

دولت به بلاي بزرگ عناصر نفوذي دچار شده است

نماينده ولي فقيه در سپاه

حجت الاسلام والمسلمين علي سعيدي، درباره يكي از مهم ترين مسائل جاري كشور سخن گفت كه طي روزهاي اخير با فراز و فرودهايي همراه بود.در طول اين 32 سال با جريان هايي ...

 

 بصيرت :حجت الاسلام والمسلمين علي سعيدي، در گفت وگو با خبرگزاري مهر، درباره ابعاد مختلف يكي از مهم ترين مسائل جاري كشور سخن گفت كه طي روزهاي اخير با فراز و فرودهايي همراه بود. خلاصه اين گفت وگو به شرح ذيل است: در طول اين 32 سال با جريان هايي مواجه بوديم كه اين جريان ها با گفتمان نبوي و علوي و گفتمان اسلام متفاوت بوده است، يعني متغيرهايي را مشاهده كرده ايم كه اين متغيرها با آن مر اسلام نابي كه پيامبر اكرم (ص) پايه گذار آن بود در تعارض بود و در بعضي موارد حتي در تضاد بود و اين رهبري است كه بايد هشدار دهد و از اين انحرافات جلوگيري نمايد. به خصوص در قوه مقننه و مجريه و قضائيه كه اركان اصلي نظام براي تحقق اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و اهداف قانون اساسي در جامعه هستند، اين نظارت ضروري تر به نظر مي رسد. اگر يك قوه اي مانند قوه مجريه يا قوه مقننه در صدد برآمد كه ساختارشكني كند و از خطوط قرمز عبور كند يا اصولي را نقض كند، اين رهبري است كه بايد به آنها هشدار دهد و نهايتاً اگر اين هشدارها و تذكرات تأثيرگذار نبود با آنها برخورد كند. برخورد امام با نهضت آزادي، جريان بني صدر و آقاي منتظري در اين قالب، قابل تحليل است. پس از آن، در جريان كارگزاران هم اجمالاً شاهد متغيرهايي بوديم كه بعضاً با گفتمان حضرت امام و مقام معظم رهبري زاويه داشت و در آن مقطع رهبر انقلاب تذكراتي را چه به صورت شفاهي و چه به صورت كتبي مي دادند. بعد از آن، موضوع اصلاح طلبان پيش آمد كه متأسفانه عناصر سكولار و ليبرال در درون دولت و مجلس شوراي اسلامي نفوذ كرده بودند. برخي از اطرافيان آقاي خاتمي عناصر نااهلي بودند به طوري كه زمينه هنجارشكني و ساختارشكني را فراهم كردند و رهبري در طول 8 سال تذكرات، ارشادات و هدايت هايي براي آنها داشتند، حتي وضعيت به گونه اي شد كه آقا فرمودند: اگر اين انحرافات را ادامه دهند صلح امام حسن در كار نخواهد بود و حادثه عاشورا تكرار خواهد شد. اين گفتار رهبري حاكي از آن بود كه اگر معظم له تنها هم بمانند، تسليم جريان هاي انحرافي نمي شوند.

بعد از آن ،مسئله فتنه بوجود آمد و فتنه گران به دنبال اين بودند كه كرسي قوه مجريه را تصاحب كنند تا از آن طريق بتوانند به خواسته هاي شان برسند بنابراين وارد عرصه انتخابات شدند؛ اما در حقيقت آنها وارد بازي خطرناكي شدند كه ايستادگي و مقاومت رهبري در اين حادثه هم نقطه عطفي در صيانت از حاكميت ديني و استقرار نظام ولايي در مسير خود بود.

در دوره اخير كه چرخش حركت مردم از سال 80 به بعد به سمت اصولگرايان رفت يعني در انتخابات شوراها، قوه مقننه و قوه مجريه؛ اميد زيادي در دل مردم ايجاد شد كه بالاخره اصولگراياني كه به آرمان ها و گفتمان امام و رهبري وفادارند مي توانند هم خواسته هاي مردم و هم خواسته هاي نظام را برآورده كنند و البته خواسته مردم همان خواسته دين است. 98 درصد مردم ما مسلمان هستند كه استحقاق خدمات و رفاه را داشته اند و دارند و در اين راستا احمدي نژاد وارد عرصه انتخابات شد.

متأسفيم كه در سال هاي اخير با متغيرهايي كه درعرصه هاي مختلف از جمله عرصه سياست خارجي، عرصه شايسته سالاري و عرصه فرهنگي و در عرصه تعامل با خودي و غيرخودي در دولت احمدي نژاد روبه رو شديم كه احساس مي كنيم اين موارد با شعارهاي احمدي نژاد و آرمان هايي كه قبلاً مي گفت و حتي با آرمان هاي انقلاب و رهبري هم زاويه داشت.

واقعاً جاي تعجب دارد چطور كساني كه باشعار مقابله با اشرافي گري به صحنه قدرت آمدند امروز در زير سايه خود، جريان اشرافي گري تازه اي را مي پرورانند؟ اين پديده عجيب و غريبي است يك جرياني در طول زمان به ضد خودش تبديل مي شود؟

دليل حادث شدن اين پديده اين است كه اگرعناصر اصلي يك جريان هوشيار نباشند، نفوذي ها مي آيند و جريان اصلي را به ضد خودش تبديل مي كنند؛ متأسفانه هم اكنون چنين اتفاقي درحال شكل گيري است.

از ابتداي روي كار آمدن احمدي نژاد تاكنون معظم له از آنها حمايت كرده است، ضمن اينكه انصافاً اين دولت كارهاي بزرگي هم انجام داده است كه بعضاً قابل تقديرهم بود؛ اما نبايد از ياد ببريم كه همه اين كارها از جمله مطالبات رهبري بوده است، يعني تحقق عدالت اجتماعي در جامعه خواست امام و رهبري بوده است.

با وجود اينكه دولت فعلي كارهاي خوبي انجام داده است؛ اما متأسفانه به بلايي بزرگ گرفتار شد و اين بلاي بزرگ وجود عناصر نفوذي فاسد به معناي واقعي كلمه در دولت بود كه كار را به اينجا كشاندند.

در مرحله اول نظر مبارك آقا اين بود كه احمدي نژاد نزديك ترين فرد به خودش را به عنوان معاون اول خود منصوب نكند، اما احمدي نژاد با تاخير اين نظر را پذيرفت و حتي طوري عمل كرد كه اختيارات اين فرد از سمت معاون اولي بيشتر باشد.

در مرحله بعد موضوع ادغام سازمان حج و زيارت با سازمان ميراث فرهنگي پيش آمد كه مجدداً آقا وارد اين موضوع شدند و فرمودند كه ميراث فرهنگي سنخيتي با حج و زيارت ندارد و سرانجام با تذكر رهبري ماجرا حل شد.

بعد از آن هم اتفاق ديگري رخ داد و آن بركناري و عزل وزيران كابينه دهم بود. احمدي نژاد كه با شعار مهرورزي بر سر كار آمد، وزير امور خارجه را در هنگام مأموريت خارج از كشور بركنار كرد، آيا اين مهرورزي است؟ آيا برخورد با وزير اطلاعات به بدترين شكل مهرورزي است؟ آيا بركناري وزير نفت كه رياست اوپك را هم برعهده دارد مهرورزي است؟

نبايد با انسان هاي شريف و متين كه سرمايه هاي نظام هستند اين طور برخورد شود. توقع مردم، علما و بزرگان اين بود احمدي نژادي كه با شعار ولايتمداري آمد وقتي احساس مي كند رهبري مطالبه اي دارد ولو به صورت شفاهي، از جان و دل بپذيرد نه اينكه آقا دستور صريحي بدهند ولي احمدي نژاد تأمل كند بعد هم قهر كند برود منزل. اين كارها با شعارهاي گذشته احمدي نژاد سازگاري ندارد و دور از انتظار است.

اميدواريم كه احمدي نژاد همين مقدار عكس العملي كه از ناحيه مردم و از ناحيه دوستان نزديكش ديده كافي باشد و به مسير اصلي خود برگردد.

اينها بايد بدانند كه امت حزب الله و روحانيت، حمايت شان از مسئولان مشروط است و شرط اساسي هم اين است كه همه در قيد ولايت باشند و تعهد لازم را نسبت به ولايت فقيه داشته باشند اما اگر زاويه پيدا كردند ديگر نبايد انتظار داشته باشند كه مردم متدين و جريان حزب اللهي و اصولگرا از آنها حمايت كند.

درباره انتخابات مجلس بايد گفت احمدي نژاد به طور رسمي اعلام كرده است كه هيچ يك از اعضاي دولت حق دخالت در انتخابات را ندارند و در اين رابطه بايد مديران و مسئولان و دستگاه هاي نظارتي مراقبت كنند كه اين گفته احمدي نژاد محقق شود، يعني دولت دخالتي در اصل انتخابات نداشته باشد، به عبارتي ديگر اين وظيفه دستگاه هاي نظارتي مانند سازمان بازرسي كل كشور و شوراي نگهبان و ناظران شوراي نگهبان در استان ها است و همين طور دستگاه هاي ديگر كه مسئوليت دارند كه ديگران تخلفي نكنند و برخلاف نظر صريح رئيس جمهور وارد عرصه انتخابات نشوند.

درباره مقوله رمالي و جن گيري كه اين روزها مطرح است بايد توجه داشت كه معمولاً از دو طريق براي تسلط بر عناصر ماوراءالطبيعه استفاده مي شود كه يكي از طريق معنويت و عرفان حقيقي و ايمان و عمل صالح است كه البته آن هم خيلي انگشت شمار و در حد موحدين و صديقين است و به ندرت پيش مي آيد كه فردي ادعاي چنين كاري را داشته باشد.

در حقيقت اين خصوصيات معنوي بر اثر ولايت تكويني است كه به نوعي در اثر زهد و تقوا براي يك انسان عادي هم به وجود مي آيد، البته اين افراد نه ادعايي براي گفتن دارند و نه از اين موضوع سوء استفاده مي كنند و زندگي شان هم پاكيزه است. وي اضافه كرد: اما غير از اين راه از طريق شر و انجام كارهاي خلاف شرع بين مي توان به توانايي هايي رسيد به طوري كه برخي افراد از طرق شيطاني و اضرار بر نفس، توانايي انجام يك سري از كارها را به دست مي آورند و در اثر فعل و انفعلاتي كه بر اثر خلاف شرع صورت مي گيرد ممكن است بر يك سري از عناصر شر تسلط پيدا كنند و يا حتي اقدام به سحر و جادو كنند كه البته اين موضوع هم واقعيت دارد.

عناصري كه اين كار را انجام مي دهند به معناي واقعي فاسد هستند، زيرا فن سحر و جادو در اسلام حرام است و تسلط بر موجودات غيرطبيعي اضرار به نفس و اضرار به موجودات ذي حيات ديگر است كه انسان نيستند، تسلط بر آنها و شياطين و اجنه شر كه جز شرارت كار ديگري نمي كنند درست نيست و اصولاً در احكام فقهي ما آمده است كه سحر و جادو كار حرامي است.

عزت الله سحابي درگذشت

عزت الله سحابي رئيس شوراي موسوم به فعالان ملي- مذهبي پس از تحمل يك دوره بيماري درگذشت.
عزت الله سحابي كه چندي پيش پس از سكته مغزي به بيمارستان پارسيان تهران منتقل شد، طي يك هفته دو مرتبه تحت عمل جراحي قرار گرفت اما پس از عمل به كما رفت.
وي كه هفته گذشته به بيمارستان مدرس تهران منتقل شده بود، نيمه شب گذشته در سن 81 سالگي درگذشت. عزت الله سحابي فرزند يدالله سحابي در 1309 در تهران متولد شد و مدرك مهندسي خود را در رشته مكانيك، از دانشگاه تهران اخذ كرد، وي از اعضاي موسس تشكل موسوم به نهضت آزادي بود و پس از پيروزي انقلاب اسلامي مسئوليت هايي چون عضويت شوراي انقلاب، رياست سازمان برنامه و بودجه دولت موقت، نمايندگي مجلس خبرگان قانون اساسي و نمايندگي تهران در دوره اول مجلس شوراي اسلامي را به عهده داشت.
سحابي پس از كودتاي آمريكايي- انگليسي 28 مرداد 1332 در كميته دانشگاه «نهضت مقاومت ملي» فعال شد و مسئوليت توزيع نشريات اين گروه، از جمله اعلاميه ها و روزنامه «راه مصدق» را عهده دار و در تيرماه 1333 پس از توقيف چاپخانه روزنامه «راه مصدق» دستگير شد.
وي پس از آزادي از زندان بار ديگر فعاليت هاي سياسي خود را در كميته انتشارات و تبليغات نهضت مقاومت ملي به رياست مهدي بازرگان پي گرفت و فعاليت هاي او منجر به دستگيري دوباره او شد.
سحابي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز در سال هاي 1379، 1380 و 1381 بازداشت و زنداني شد و در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم، پس از آخرين بازداشت خود به جرم «تشكيل گروه با هدف بر هم زدن امنيت كشور، تبليغ عليه نظام و توهين به مسئولان» به 11 سال حبس محكوم شد.
به گزارش فارس، اين فعال سياسي با وجود نقش آفريني موثر در تاسيس نهضت آزادي كه از سوي دستگاه هاي ذير بط به عنوان تشكلي غيرقانوني اعلام شده، پس از انقلاب به دليل اختلاف نظر در خصوص مواضع اقتصادي اين گروه، از آن جدا شد و شورايي موسوم به فعالان ملي- مذهبي تشكيل داد.

همسرتان را بهتر بشناسيد

همسرتان را بهتر بشناسيد

شما همسر خود را تا چه حد مي شناسيد؟ يكي از مهم ترين وجوه يك رابطه زناشويي موفقيت آميز دوستي ميان زوجين است. شما از جهان دروني همسر خود چه مي دانيد؟ براي يافتن جواب به موارد زير فكر كنيد:
1- من مي توانم بهترين دوستان همسرم را نام ببرم.
2- مي دانم همسرم درحال حاضر با چه مشكلاتي دست به گريبان است.
3- مي دانم اخيرا چه كساني همسرم را به خشم آورده اند.
4- مي توانم برخي از روياهاي همسرم را نام ببرم.
5- مي دانم فلسفه اساسي همسرم در مورد زندگي چيست.
6- مي توانم خويشاونداني را نام ببرم كه همسرم علاقه چنداني به آنها ندارد.
7- احساس مي كنم همسرم مرا خيلي خوب مي شناسد.
8- وقتي دور از همسرم هستم غالبا با علاقه زيادي به او فكر مي كنم.
9- غالبا با محبت زياد با همسرم درددل مي كنم.
10- همسرم واقعا به من احترام مي گذارد.
11- من و همسرم رابطه بسيار گرم و صميمي اي داريم.
12- عشق هنوز بخش مهمي از زندگي زناشويي من و همسرم را تشكيل مي دهد.
13- همسرم قدر زحمات مرا مي داند.
14- همسرم از ويژگي هاي شخصيتي من خوشش مي آيد.
15- از نظر عاطفي رابطه خوبي با همسرم دارم.
16- در پايان روز همسرم از ديدن من خوشحال مي شود.
17- همسرم يكي از بهترين دوستان من است.
18- من و همسرم از صحبت كردن با يكديگر لذت مي بريم.
19- مذاكراتي كه با همسرم انجام مي دهم به نفع هر دو طرف است.
20- حتي زماني كه همسرم با من موافق نيست با احترام به حرف هايم گوش مي دهد.
21- نقش همسرم درحل مشكلات ما بسيار پررنگ است.
22- من و همسرم معمولا در مورد ارزش ها و اهداف بنيادين زندگي نظرات مشتركي داريم.
¤ اگر شما حداقل به 15 مورد پاسخ مثبت داده باشيد رابطه بسيار خوبي با همسرتان داريد. به شما تبريك مي گوييم!
¤ اگر به 8 تا 10 مورد پاسخ مثبت داده باشيد در برهه حساسي از زندگي زناشويي خود قرار داريد. رابطه شما از نقاط قوت زيادي برخوردار است ولي بايد فكري براي نقاط ضعف آن بكنيد.
¤ اگر به كمتر از 7 مورد پاسخ مثبت داده باشيد رابطه شما دچار مشكلات جدي است ولي اگر نگران اين موضوع باشيد معلوم مي شود كه هنوز براي رابطه خود ارزش قائليد و مي خواهيد آن را بهبود بخشيد. موفق باشيد.
ترجمه از آذرشايان

آيت الله خاتمي -  5 ويژگي جريان هاي انحرافي از نگاه خطيب جمعه تهران

 ۵ ويژگي جريان هاي انحرافي از نگاه خطيب جمعه تهران

آيت الله سيداحمد خاتمي با اشاره به وجود جريانات انحرافي از آغاز انقلاب تاكنون، كمرنگ كردن دين در جامعه، استفاده ابزاري از مقدسات، مقابله با ولايت فقيه و تخريب عالمان بابصيرت، طرح ايران گرايي افراطي و ترويج اباحه گري و ابتذال را به عنوان ويژگي هاي مشترك جريان هاي انحرافي در برهه هاي مختلف دانست.
به گزارش فارس، آيت الله سيداحمد خاتمي در خطبه دوم نماز عبادي سياسي جمعه تهران اظهار داشت: از عامل جهنمي شدن فراموش كردن آخرت است.
وي با قرائت آيه اي از قرآن گفت: كساني كه از قيامت غفلت مي كنند و دنيا را آخر خط مي دانند، زمينه ساز گناه در زندگي شان مي شوند.
خطيب موقت نمازجمعه تهران با اشاره به ميلاد حضرت زهرا(س) و امام خميني(ره) افزود: الحمدلله در اين روزها مباحث خوبي در خصوص شخصيت زن مطرح شد و به اين واقعيت توجه شد كه بايد جايگاه بالاي زن را از نگاه مترقي اسلام ديد نه از نگاه غربي كه زن را مانند كالا عرضه مي كنند.
آيت الله خاتمي همچنين با اشاره به سالروز فتح خرمشهر اظهار داشت: عامل پيروزي فقط سلاح نيست، بلكه ايمان واعتماد از مهمترين دلايل پيروزي است.
وي در ادامه با اشاره به دستگيري جاسوسان آمريكا توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) تاكيد كرد: وزارت اطلاعات توان بالاي خود را به همگان نشان داد، كه از آنها و از وزير بسيجي اطلاعات نيز تشكر و تقدير مي كنيم.
عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان با اشاره به سالروز تاسيس مجلس شوراي اسلامي گفت: به تاييد امام(ره) مجلس شوراي اسلامي در راس امور است، چرا كه در چارچوب دين مردم در راس امورند و همه امور به دست مردم است. مردم سالاري به معناي واقعي جز در اين پيدا نمي شود.
آيت الله خاتمي با بيان اينكه همه مسئولان نظام اسلامي توسط مردم انتخاب مي شوند، بيان داشت: مجلس هشتم كارنامه درخشاني در عرصه ايفاي وظايف خود داشت كه تقويت گفتمان انقلاب اسلامي، حركت در مسير ولايت، حضور خوب در مسائل داخلي و بين المللي، تصويب قوانين مهم و كليدي مانند هدفمندي يارانه ها و قانون مجازات اسلامي از جمله آنها است.
وي گفت: امسال كه سال آخر مجلس هشتم است؛ لازم است با تعامل با دو قوه ديگر و با نظم و انضباط كه مردم ديگر صندلي هاي آن را به دليل تاخير خالي نبينند. نمايندگان از بخشي نگري بپرهيزند و مسائل كلان نظام را ببينند و انتظار مردم اين است كه در عرصه فرهنگ مجلس بيشتر بدرخشد و در اين سال آخر منشأ خدمات بيشتر باشد.
خطيب موقت نمازجمعه تهران با اشاره به روايتي از پيامبر(ص) كه فرمودند از كفار و دشمنان نشان دار هيچ نگراني ندارم، بلكه از جريانهاي انحرافي كه ممكن است به صحنه بيايند نگران هستيم، گفت: ايشان فرمودند، من از جريان انحرافي كه قلب شان نفاق دارد و به آنچه شما باور داريد باور ندارند، قشنگ حرف مي زنند اما آنچه مي گويند واقعيت ندارد، در ظاهر حرفهاي همه پسند مي زنند اما رفتارشان به گونه ديگر است، نگرانم.
آيت الله خاتمي گفت: ما از اول پيروزي انقلاب همواره شاهد جريانات عنود خارجي و هم شاهد جريان هاي انحرافي داخلي مثل منافقين، فرقان، بني صدر، فتنه و جريان انحرافي اخير بوده ايم كه اين جريانات انحرافي همگي ويژگي هاي مشترك داشتند. كه اولين روش مشتركشان «كمرنگ كردن دين در جامعه» بوده است، در حاليكه اصل انقلاب ما دين است، اگر دين را از آن بگيريم همه چيزش از ميان مي رود.
وي با يادآوري اينكه در سال هاي قبل جريان فتنه با القاي سكولاريزم، دين زدايي را در جامعه دنبال مي كرد، گفت: آن جريان به گونه اي و اين جريان بامطرح كردن و بها دادن به عناصر كهنه مثل مكتب ايراني و ايرانيت آنرا دنبال مي كنند، چيزي كه اگر يكبار گفته شد و تمام شده بود ما وارد ميدان نمي شديم اما وقتي با لجاجت اصرار دارند مدام اين حرف نادرستي كه مراجع جلوي آن ايستادند را تكرار كنند، وظيفه ما روشنگري مي شود.
خطيب موقت نمازجمعه تهران ادامه داد: اگر سخن دفاع از اسلام و دفاع از ميهن اسلامي است، متدينين هميشه در خط مقدم بودند و اينها بيشتر از همه جان فشاني كرده اند، بنابراين عشق به ميهن و ايران اسلامي در خون، گوشت، پوست و جان همه ما است، اما بت كردن ايران و ايران منهاي اسلام خيانت به انقلاب اسلامي است.
آيت الله خاتمي افزود: يكي از سفراي كشور مصر مصاحبه كرده و گفته 32 سال است كه مي گوييم ايران دنبال اسلام نيست بلكه به دنبال امپراطوري ايران هستند، اين كه مدام مكتب ايراني مي گويند هم نشانه آنست.
وي متذكر شد: آنچه كه موجب شده كشورهاي ديگر از ايران الگو بگيرند، ايران اسلامي بوده است، بنابراين بنده به صراحت مي گويم كساني كه اينچنين سخن مي گويند هيچ ربطي به اين نظام اسلامي ندارند، بلكه سليقه شخصي آنها است.
عضو هيئت رئيسه مجلس خبرگان دومين نكته مشترك جريانات منحرف را «استفاده ابزاري از مقدسات» عنوان كرد و گفت: همه ديدند عده اي در فتنه 88 در پشت نام امام(ره) ايستادند و از آن سو ءاستفاده كردند. اعتقاد به مهدويت، از محكم ترين اعتقادات ماست، 250 آيه قرآن، 500 حديث از پيامبر درباره خصوصيات حضرت مهدي(عج)، 2500 حديث از امام معصوم بالاترين و عميق ترين اعتقادات است، لذا از اين اعتقاد عميق استفاده ابزاري و كاسب كارانه مي كنند.
وي ادامه داد: امروز زمان تعيين مي كنند و برخي حرف ها و برخي تطبيق هاي نادرست را به زبان مي آورند كه هيچ ربطي به مهدويت ندارد. خواهش مي كنم اعتقاد به مهدويت را كالاي تجاري و تبليغي نكنيد و نگذاريد اين اعتقاد مقدس اينچنين ملعبه دست عده اي شود.
آيت الله خاتمي سومين روش آنها را مقابله با عالمان با بصيرت دانست و افزود: كساني كه دزدگير آنها قوي است و منحرفين را خوب مي شناسند، جريانات انحرافي همواره آنها را تخريب مي كنند.
وي ادامه داد: مقابله با ولايت فقيه دستور كار اين جريان ها بوده است، از جريان منافقين تا به امروز هميشه شمشير آشكار و پنهان عليه ولايت بسته اند.
خطيب موقت نمازجمعه تهران، ابتذال را ديگر ويژگي منحرفين عنوان كرد و گفت: نقشه دشمن ترويج ابتذال، بي حجابي و آندلسي كردن كشور است. جريانهاي انحرافي از ابزار اباحه گري و ابتذال استفاده مي كنند.
آيت الله خاتمي در بخش ديگر سخنان خود به حوادث منطقه اشاره كرد و گفت: منطقه همچنان در حال سوختن در زياده طلبي هاي آمريكاست و هنوز روزهاي خونباري در يمن و بحرين مي گذرد، آمريكا، آل خليفه و آل سعود زندان بزرگي با اعمال شاقه درست كرده اند. در زندان، شكنجه هاي قرون وسطايي مي دهند، پاي زنداني را با دريل سوراخ كردند، بدن آنها را مي سوزانند و اين اوضاع با مديريت آمريكا در بحرين مي گذرد و شكنجه ها را انگليس و صهيونيست هاي مكار مديريت مي كنند.
وي افزود: رسوايي امروز آمريكا شايد در طول تاريخ اين كشور بي سابقه باشد، امروز اوباما تحت فشار صهيونيست ها، همان حرفهاي آبكي كه زده بود را هم برگرداند.
امام جمعه موقت تهران با اشاره به تكريم نخست وزير رژيم صهيونيستي در كنگره آمريكا، اظهار داشت: اين تكريم ميخي بر تابوت آمريكا در دنيا بود و نشان داد كه چقدر آمريكايي ها نوكر صهيونيستها هستند.
سيداحمد خاتمي هم چنين در خطبه اول نمازجمعه تهران به تبيين شرايط استجابت دعا و رابطه آن با عفاف و حجاب پرداخت و گفت: از علل موانع استجابت دعا اين است كه اين بندگان خود موانع را به وجود مي آورند وگرنه اصل بر استجابت دعا است.
وي با اشاره به خطبه اي از نهج البلاغه گفت: علي(ع) علل عدم استجابت دعا را عدم روراست بودن با خدا، عدم پيروي عملي از پيامبر و عدم تبعيت عملي از قرآن كريم معرفي مي كنند.
خطيب موقت نماز عبادي سياسي جمعه تهران بيان داشت: مي توان صدها خطبه در تبعيت از قرآن در عرصه فردي، اجتماعي و سياسي بيان كرد، لذا با توجه به نيازهاي روز به اين قانون مسلم قرآن اشاره مي كنم كه برخي هنجارشكنان آن را زير پا مي گذارند آن قانون «عفاف و حجاب» است.
آيت الله خاتمي با اشاره به سخن امام علي(ع)، عفاف و حجاب را افضل عبادت دانست و گفت: پاك زباني، پاكي لقمه، لباس پاك، نگاه پاك و پاكدامني از ابعاد عفاف و از نشانه هاي افراد با شخصيت است و هرچه انسان شخصيتش بالاتر باشد اين عنصرها بيشتر در او متبلور است.
وي ادامه داد: در اين ميان عفت اجتماعي و پاكدامني و پاك پوششي مورد تاكيد قرآن كريم، هم در ميان آقايان و هم در ميان بانوان است، اما در قرآن نسبت به رفتار عفيفانه زنان تاكيد بيشتري شده است.
امام جمعه موقت تهران گفت: زنان بايد نگاه خود را از نگاه آلوده حفظ كنند و از نگاه كردن به تصاوير آلوده خود را نگه دارند، زيرا اين نگاه موجب غضب خداوند مي شود.
آيت الله خاتمي افزود: پوشش چادر در قرآن نيز آمده است كه در سوره احزاب آيه 54 به آن اشاره شده است كه «جلباب» به معناي لباسي است كه تمام بدن را مي پوشاند.
وي با اشاره به آيه اي از قرآن ادامه داد: اگر قرار باشد خانم ها روسري را به معناي حجاب بگيرند، بايد روسري آنها بلند باشد كه سرو گردن را بپوشاند و هيچگونه جاذبه جنسي براي نامحرم نداشته باشد، لذا انداختن شال بر سر كه موي سر را نمايان مي كند، چيزي جز بازي با حجاب و شكستن حرمت حجاب نيست.
امام جمعه موقت تهران در ادامه تبيين موضوع «عفاف و حجاب» تاكيد كرد: زنان نبايد با نامحرمان با عشوه و آن طور كه با شوهر خود سخن مي گويند حرف بزنند، چرا كه اينها زمينه گناه را فراهم مي كند.
آيت الله خاتمي همچنين افزود: طريقه راه رفتن زنان نبايد موجب تحريك نامشروع براي نامحرم شود، ضمن اينكه زيورآلات خود را نبايد براي نامحرمان به نمايش بگذارند؛ گردنبند، لباس محرك، لباس آنچناني زيور حساب مي شود.
امام جمعه موقت تهران با بيان اينكه از رازهاي مستجاب نشدن دعاها همين هايي است كه گفتم، خاطرنشان كرد: احتمالا بسياري از بانواني كه رعايت حجاب نمي كنند، نمي دانند كه حجاب لازم براي آنها كدام است. لذا اين سخنان من حجت را براي آنان كه سخنان من را شنيدند و خواهند ديد تمام كرد، بنابراين عذر و بهانه اي در پيشگاه خداوند نخواهند داشت.