تحمل سختي كسب علم

امام صادق(ع) فرمود: حكيم دانشمندي، هفتصد فرسخ راه پيمود كه خود را به حكيم و دانشمند ديگر برساند و هفت مطلب از او بپرسد، وقتي كه با او ملاقات كرد، هفت سوال خود را به ترتيب زير عنوان نمود:
1- آن چيست كه : بلندتر از آسمان است؟
2- آن چيست كه: پهناورتر از زمين است؟
3-آن چيست كه: بي نيازتر از درياها است؟
4- آن چيست كه: سخت تر از سنگ است؟
5-آن چيست كه: شديدتر از حرارت آتش است؟
6- آن چيست كه: سخت تر از سرماي زمهرير(سرماي بسيار شديد) است؟
7- آن چيست كه: سنگين تر از كوههاي آسمانخراش است؟
حكيم در پاسخ گفت: 1- بلندتر از آسمان حق است، 2- پهناورتر از زمين «عدالت» است، 3- بي نيازتر از درياها «غناي طبع» ( و بي نياز نمودن خود از ديگرانست) 4-سخت تر از سنگ، قلب سخت كافر است(كه در برابر آنهمه نشانه هاي حق، تواضع نمي كند و قبول حق نمي نمايد)،
5- شديدتر از حرارت آتش (انسان حريص و طمعكار) است، 6- سخت تر از سرماي «زمهرير» نااميدي از رحمت خداست، 7- سنگين تر از كوههاي استوار (از نظر گناه) «تهمت و بهتان» به انسان بي گناه است. حكيم از اينكه با پيمودن هفتصد فرسخ راه، به پاسخ سوالاتش نائل شده، خوشحال شد و به سوي محل اقامتش بازگشت1.
1- معاني الاخبار، ص177

حقيقت توحيد

درروايات معتبر وارد شده كه امامان معصوم (ع) وجه الله هستند. هم چنين درهر عبادتي معتبر است كه وجه الله نيت شود و مقصود عبادت قرارگيرد.
مي دانيم كه وجه و چهره هرچيزي كه بخش ظهور و بروز آن چيز است، چيزي جدا از آن چيز نيست. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه حقيقت توحيد دريافت اين معناست كه امامان معصوم (ع) وجه الله هستند و عبادت با ايشان تمام و كمال مي يابد و انسان با عبادت مي كوشد تا به اين وجه متوجه شود و از غفلت درآيد ومتذكر ايشان شود. از اين رو در روايات آمده كه از كمال و تمام حج، لقاء الامام است چنان كه از تمام و كمال نماز نيز لقاء الامام (ع) مي باشد.
با نگاهي به فقرات نماز مي توان دريافت كه هدف از نماز، تذكر اين معناست كه حضور امامان معصوم را دريابد. لذا به انسان ها فرمان داده شده كه درپايان نماز كه برترين و بهترين عبادت است، به پيامبر (ص) به عنوان وجه الله سلام دهند. بنابراين نماز، آدمي را متذكر اين معنا و متوجه اين حقيقت مي كند كه پيامبر(ص) به عنوان وجه الله در برابر آدمي است و مي بايست به ايشان سلام دهد و ارتباط خود را با اين حقيقت برقرار كند.
پس حقيقت توحيد دريافت و درك اين معناست كه وجه الله باالله ، متحد ويكتا و يگانه است و دوگانگي ندارد.بنابر اين حقيقت توحيد همان دريافت اتحاد و يكتايي و يگانگي امامان معصوم (ع) با خداوند است. خداوند در قرآن اين معنا را به اشكال گوناگون تبيين كرده است.
خداوند در قرآن بيان مي دارد كه به هر چيز و به هر سو رو كنيد وجه الله را مي بينيد، چرا كه وجه الله همانند آبي است كه ماهي را دربرگرفته است و آب پشت و پهلو وجلو و عقب و بالا و پايين ندارد، چرا كه همه وجود ماهي را احاطه كرده و محيط برآن است و ماهي محاط آب است. بنابر اين امامان (ع) همانند آب وجه الله هستند كه بر هستي احاطه دارند.

آثار استماع قران

قرآن، وحي نامه اعجاز آميز الهي است كه به زبان عربي به عين الفاظ به وسيله فرشته امين وحي حضرت جبرئيل ازجانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پيامبر (ص) هم به طور انزالي و اجمالي يك بار و هم تفصيلي و تنزيلي در مدت بيست و سه نازل شده و حضرت آن را برگروهي از اصحاب خود خوانده و كاتبان وحي از ميان اصحاب، آن را با نظارت مستقيم و مستمر آن حضرت(ص) نوشته اند و حافظان بسيار از هم ميان اصحاب، آن را حفظ كرده و به تواتر نقل كرده اند.
قرآن درعصر پيامبر(ص) مكتوب بود ولي به شكل كنوني مدون نبوده و بعدها از سوره فاتحه تا ناس در 114 سوره مدون گرديده است.
متن قرآن از آن جايي كه حتي الفاظ آن از سوي خداوند وحي شده، متني مقدس است و همگان در صدور آن از جانب خداوند تبارك و تعالي، قطع و يقين دارند، قطع و يقين دارند. از اين رو حتي استماع و شنيدن الفاظ آن بسيار مهم و تاثيرگذار است و شفا و درمان گري آن به شكل مختلف در جسم و جان آدمي اثبات شده است.
نويسنده دراين مطلب درباره تاثير و آثار استماع قرآن سخن گفته است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
ويژگي هاي شگفت قرآن
آيات قرآني درآدمي چنان اثر مي گذارد كه حتي آناني كه به زبان عربي آشنايي ندارند، از آن لذت مي برند و تاثير شگرف آن را درخود مي يابند. كربلايي كاظم كريمي ساروقي كه به شكل معجزه توانايي خواندن قرآن را از حفظ يافته بود، الفاظ قرآني را در ميان متون عادي عربي چون نور مي ديد و توانايي خواندن آن را مي يافت درحالي كه بقيه الفاظ براي او ناآشنا و غير قابل خواندن بود.
آيت الله خزعلي كه خود حافظ قرآن و نهج البلاغه و صحيفه سجاديه است در ملاقات با او، دو آيه را كه دركلمات با هم اشتراك داشتند، ضميمه كرده، پشت سر هم خوانده، محل آن را از او مي پرسند، (يكي آيه 67 انعام ديگري آيه 88 سوره ص)، بدين ترتيب:«لكن بنا مستقر و سوف تعلمون و لتعلمن بناه بعد حين». بلافاصله درجواب مي گويد:«اين دو آيه، از دو جاي قرآن است. يكي سوره انعام و ديگري از سوره ص. كسي حرف و او را دركاغذي پـشت سر هم، به اين صورت:«وو» يك و او را به قصد «ولا الضالين» و ديگري را به قصد «زيد و عمرو و...» نوشته و به كربلايي كاظم نشان داد. گفت: يكي و او قرآن است و ديگري از غير قرآن. گفتند: كربلايي كاظم! از كجا تشخيص دادي؟ گفت:«يكي نور داشت و ديگري نداشت».
آيت الله محسني ملايري مي گويد: كربلايي كاظم، بسيار كند ذهن و يك ماه رمضان درملاير ميهمان من بود و به مسجد مي آمد. هرچه كردم دعاي سي روز رمضان را ياد بگيرد نتوانست ولي به معجزه امام زمان (ع) تمام قرآن را مستقيما و معكوسا تند و سريع بدون هيچ توقفي مي خواند. مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (ره) ايشان را خواستندو من او را به قم نزد آن مرحوم فرستادم و ايشان هم او را امتحان نمودند و او چندي درمنزل حاج سيد اسماعيل علوي رئيس فرهنگ آن روز قم بود. همه روزه فرهنگيان و اهل علم با او ملاقات و از او سؤال مي كردند. يكي از علمايي كه او را ديده مي گفت: اگر كسي اعتقاد به دين خداوند نداشت، كافي بود دو سه روز با كربلايي كاظم معاشرت مي كرد، تا با ديدن اين معجزه عجيب، به خداي متعال، قيامت، انبيا، و ائمه (ع) و به قرآن كريم معتقد شود.
آيت الله خز علي مي گفتند:«من بعداز فوت كربلايي كاظم متوجه شدم كه به او اسرار آيات و باطن قرآن را هم تعليم داده بودند. يعني اگر كسي براي شفاي مرض ناعلاج، پيدا شدن گمشده، طي الارض و مانند اينها از او سؤال مي كرد، او با قرآن جواب مي داد: مثلا به او گفته شد فلاني بسيار مقروض است و از شما تقاضاي دعا دارد. درجواب گفته بود من جز قرآن چيزي بلد نيستم. به او بگوييد آيه «و من يتق الله يجعل له مخرجا» تا آخر را تا ده روز فلان تعداد بخواند تا انشاء الله قرضش ادا شود. ولي نبايد به كسي بگويد كه اثرش از بين مي رود.
همچنين شهيد نواب صفوي-رهبر فدائيان اسلام- او را امتحان نموده، كلماتي از قرآن را با نهج البلاغه تركيب كرده، خواندند و گفتند: اين آيه دركجاست؟ كربلايي كاظم فورا كلمات قرآني را نشان داد و گفت: اينها از قرآن است، ولي آنها قرآن نيست. پرسيدند: چگونه تشخيص مي دهي؟ گفت: قرآن نور دارد و مي درخشد.
اين يك نمونه از ويژگي هاي قرآن است كه همان نورانيت آن است. از ديگر ويژگي هاي قرآن شفاي سينه ها بودن آن است كه آياتي چند از جمله آيه 57 سوره يونس: يا ايها الناس قدجاءتكم موعظه من ربكم و شفاء لما في الصدور، و هدي ورحمه للمومنين و نيز آيه 82 سوره اسراء و 44 سوره فصلت به آن اشاره كرده است.
امير مؤمنان علي(ع) نيز درباره اين ويژگي قرآن مي فرمايند:«تعلموا القرآن فانه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فائه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص...؛ قرآن را فراگيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاي خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروي شفابخش سينه هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصه هاست.» (بحارالانوار، تهران، انتشارات دار الكتب الاسلاميه ، ج3، ص 78.)
از ديگر ويژگي هاي قرآن، آن است كه كتابي آسان و در دسترس فهم و درك بشر است. (مريم، آيه 97 و دخان، 58 و نيز قمر آيات، 17 و 22و 32و 40) اين آسان سازي فهم معارف و مطالب متعالي قرآن براي بشر موهبتي خاص از سو ي خداوند است (همان آيات) تا اين گونه مردم به سوي خداوند ترغيب شوند و انديشه ورزي درآموزه هاي وحياني قرآن براي آنان آنسان و ساده شود.(همان) زيرا اگر به شكل پيچيده نزول مي يافت، امكان فهم و درك آموزه هاي وحياني براي همگان فراهم نمي آمد. و بسياري از مردم نمي توانستند حقايق هستي را درك نمايند و درمسير هدايت الهي گام بردارند.
يكي از روش هاي قرآن براي فهم آسان آموزه هاي وحياني، بهره گيري از داستان ها و واقعيت هاي تاريخي است تا افزون بر بهره گيري اقشار بيش تر مردم، تاثير فزون تري در خاطره توده ها به جا گذارد. (قمر، آيات 9 تا 40)
قرآن با همه سادگي و آساني، كتابي داراي اتقان، استحكام و شرافت است. (آل عمران، آيه 58 و نيز يونس، آيه 1) اتقان قرآن و روشني آيات آن جلوه اي از حكمت الهي است كه دسترسي همگاني به آموزه هاي وحياني را فراهم مي آورد. (همان؛ و نيز هود، آيه 1؛ ويس، آيه 2؛ و لقمان، آيه 2 و آيات ديگر) اصولا اتمام حجت جز از طريق اين ويژگي ها نمي تواند انجام پذيرد، ازاينرو خداوند قرآني را كه اتمام حجت به همه انسان هاست اين گونه آسان و ساده و استوار قرارداده است. (نساء، آيه 174 و نيز نور آيات 34 و 36 و آيات ديگر)
شيو ه هاي احترام به قرآن
خداوند قرآن را كتابي با عظمت و داراي قداست و احترام معرفي مي كند. (بقره، آيه 2 و ال عمران، آيه 58 و انعام 19 و آيات ديگر) درهمه اين آيات به اشكال مختلف چون آوردن اسم اشاره در ذلك الكتاب و تعبير به ذكر حكيم، كوشيده است تا تعظيم، تفخيم و نيز شرافت، استحكام و استواري قرآن را بيان كند. (لسان العرب، ج 5، ص 51، ذيل واژه ذكر)
همين جايگاه بلند قرآن در پيشگاه خداوندي (عبس، آيات11 تا 61 و بروج آيه12 و آيات ديگر) موجب مي شود تا خداوند به آن سوگند ياد كند (ق، آيه1) چنان كه مقتضي آن است كه حرمت و احترام قرآن حفظ شود و كسي به خود نتواند اين اجازه را بدهد كه آن را استهزا كرده و به تمسخر گيرد. (نساء، آيه140)
خداوند در آيات 75و 85 سوريه يونس، قرآن را برتر از دارايي هاي اهل دنيا برمي شمارد و در آيه03 سوره نحل، آن را مصداق خير از نظر متقين دانسته و در آيه3 سوره يوسف، آن را داراي بهترين و زيباترين قصه ها به سبب وحياني بودن آن معرفي كرده، و در آيه32 سوره زمر، قرآن را در بردارنده بهترين سخن ها درباره دين و هدايت مردم دانسته و، در آيات 75 و 85 سوره يونس، نعمتي ارزشمندتر از تمام دارايي ها و مال و منال مردمان خوانده و در آيه 32 سوره زمر بهترين كتاب آسماني در مقايسه با ديگر كتب آسماني مي داند. از اين رو نمي توان كتابي شريف تر و بهتر و كامل تر و جامع تر از قرآن يافت و همين ويژگي ها و ويژگي هاي ديگر قرآن چون نزول مستقيم از سوي خداوند در الفاظ و معنا، موجب شده تا مورد تكريم و احترام و تقديس قرار گيرد و به احترام و حرمت آن، از سوي خداوند تأكيد شود.
فضيلت استماع قرآن
ويژگي خواندني بودن اين معجزه جاودانه پيامبر(ص) موجب مي شود كه مسئله استماع و شنيدن و گوش دادن در آن نيز از اهميت خاصي برخوردار گردد.
در آياتي چند از قرآن به مسئله استماع قرآن در ابعاد مختلف پرداخته شده است. خداوند در آيه 204 سوره اعراف از مطلوب بودن گوش سپاري و سكوت هنگام قرائت قرآن سخن به ميان مي آورد. از اين رو بزرگان بر اين نكته تأكيد مي كنند كه گوش سپاري به قرائت قرآن بر مأموم هنگام قرائت در نماز واجب است، هر چند كه در غير نماز اين مطلوبيت به وجوب نمي رسد ولي مستحب است كه اين گونه عمل شود. (مجمع البيان، ج3 و 4، ص791 و نيز روح المعاني، ج6، جزء9، ص218)
آيات 107و 109 سوره اسراء حتي گريه كردن هنگام شنيدن آيات قرآن را مطلوب دانسته و در آيه38 سوره مائده آن را مورد توجه و تأكيد قرار مي دهد. از صفات مؤمنان نيز گوش شنوا داشتن نسبت به قرائت قرآن در آيه35 سوره روم برشمرده شده است؛ زيرا يكي از عوامل تأثيرگذار در ايمان و تقويت و افزايش ايمان همين استماع و گوش سپاري به قرآن است. چنان كه خداوند در آيات 92 تا 13 سوره احقاف استماع قرآن به وسيله گروهي از جنيان و رهنمون ساختن آن به حق و صراط مستقيم را عامل ايمان آنان به قرآن دانسته و در آيات 1و 2و 31 سوره جن، همين استماع قرآن و هدايت آنان به سوي رشد را عامل ايمان آوري گروهي از جنيان مي داند. بنابراين گوش سپاري به قرآن از عوامل ايمان گروه هايي از مردم و جنيان مي شود. البته علت اين كه در مورد جنيان به ايمان آوري ايشان پس از گوش سپاري تأكيد مي شود، آن است كه اصولاً جنيان قادر به خواندن قرآن نيستند و از طريق گوش سپاري به محتواي آن آگاه مي شوند. از اين رو قرائت قرآن به صورت بلند مستحب دانسته شده تا جنيان نيز از قرائت قرآن و فوايد آن بهره مند گردند، به ويژه آن كه جنيان تنها از طريق انسان ها مي توانند به كمال خود دست يابند و آنان هر چند كه موجودات عاقل و مكلف همانند انسان ها هستند ولي مسخر انسان ها مي باشند و تحت مظهريت ربوبي انسان ها به كمال مي رسند، زيرا سجده اي كه خداوند همه موجودات از جمله جنيان و ابليس را بدان فرمان داده بود، سجده اطاعت و پذيرش ربوبيت انسان هاست. بنابراين، جنيان تحت ربوبيت انسان ها مي توانند به كمال خويش دست يابند.
آثار گوش سپاري و استماع قرآن
استماع قرآن آثار چندي دارد كه در اين جا براي بيان ارزش و اهميت گوش سپاري به قرآن مطرح مي شود تا افزون بر آگاهي از آثار و پيامدهاي گوش سپاري، ارزش و اهميت آن نيز دانسته شود بي گمان يكي از مهم ترين علل و عوامل راه يابي مردم به اسلام و پذيرش حقانيت اسلام، گوش سپاري به آيات قرآني است كه خداوند در آياتي چند از جمله آيات 28 تا 48 سوره مائده به آن اشاره مي كند.
خداوند در همين آيات، گوش سپاري به قرآن را يكي از عوامل راهيابي به حقايق قرآني و اعتراف به حقانيت آن مي داند. به اين معنا كه اگر انسان ها به محتواي قرآن گوش سپارند به سادگي به حقانيت آن آگاه مي شوند و اقرار مي كنند، چنان كه گروهي از راهبان پس از استماع قرآن به اين حالت و مقام درآمدند و قرآن را پذيرفتند و ايمان به آن آوردند. از ديگر آثار و پيامدهاي گوش سپاري به قرآن، اظهار خضوع و خشوع شنوندگان در برابر عظمت و حقايق قرآني است كه در آيات 106 و 107 با گزارشي از برخي از اهل كتاب اين معنا مورد تأكيد قرارگرفته است. همان گونه كه سكوت در هنگام قرائت قرآن موجب مي شود تا آدمي از رحمت الهي بهره مند شود و زمينه اي براي رحمت الهي در جان آدمي فراهم آيد (اعراف، آيه204) هم چنين استماع و گوش سپاري به آيات قرآني براي مردم كافر، عامل مهم در غضب و برافروختگي آنان مي باشد. (حج، آيه27)
آداب گوش سپاري
در آياتي كه بيان شده اين معنا نيز مورد تأكيد قرار گرفته است كه گوش سپاري و استماع آيات قرآني خود آدابي داردكه مي تواند قدرت تأثيرگذاري قرآن را افزايش دهد. از جمله اين آيات مي توان به سكوت و خاموشي در هنگام قرائت قرآن اشاره كرد كه در آيه 204 سوره اعراف و نيز 92 سوره احقاف بيان شده است. البته فقيهان و مفسران بر اين باورند كه سكوت و خاموشي در هنگام قرائت قرآن در برخي از موارد واجب مي شود و در برخي موارد تنها مطلوبيت دارد و مستحب است، البته برخي بر اين باورند كه سخن گفتن در اين هنگام مكروه است. به هر حال از آداب مهم استماع آن است كه شخص، سكوت و خاموشي در پيش گيرد و سخني بر زبان نياورد و كاملا هوش و حواس وي به قرآن متوجه باشد كه همان مفهوم استماع و گوش سپاري است.
از ديگر آداب استماع و گوش سپاري قرآن، لزوم داشتن حالت خضوع و خاكساري است كه در آيات 106 تا 109 سوره اسراء و نيز 85 سوره مريم و 12سوره انشقاق به آن اشاره شده است.
به سجده افتادن در هنگام استماع آيات قرآن نيز به عنوان يكي از آداب استماع و گوش سپاري در آيات 106 و 107 سوره اسراء و نيز 85 سوره مريم، مطلوب دانسته شده است.
در آياتي از جمله 38 سوره مائده و 106 و 109 سوره اسراء گريستن هنگام شنيدن آيات قرآني نيز امري مطلوب و داراي فضيلت معرفي مي شود. در همين آيات با اشاره به برخي از اهل كتاب كه هنگام گوش سپاري به قرآن اين گونه رفتار مي كردند از آنان تمجيد و ستايش شده تا دانسته شود كه مطلوبيت آن تا چه اندازه است.
از نظر خداوند هرگونه بي اعتنايي، بي ادبي و بي احترامي و نيز استهزاي قرآن هنگام استماع آن، عملي زشت و گاه گناهي بزرگ است. از اين رو مؤمنان را از هم نشيني با كساني كه قرآن را مسخره مي كنند و به استهزا مي گيرند منع كرده است. (نساء، آيه 140 و انعام، آيه86)
آن چه بيان شد تنها گوشه اي از حقايق استماع و گوش سپاري به قرآن است و بي گمان از همين مقدار مي توان به جايگاه ارزشي گوش سپاري آگاه شد و با اطاعت از اين روش و شيوه، درهاي جان را به سوي حقايقي بزرگ تر و با ارزش تر باز كرد. باشد تا اين گونه باشيم و از آثار و بركات گوش سپاري به قرآن بهره مند شويم.

دیدار هزاران نفر از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۱۳۸۹/۰۴/۲۳ - ۱۶:۱۱)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در آستانه سوم شعبان، میلاد مبارک سیدالشهدا (ع) و روز پاسدار در دیدار هزاران نفر از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شاکله معنوی سپاه را عامل اصلی «انعطاف پذیری و عملکرد تحسین برانگیز» این نهاد مردمی و انقلابی در عرصه های مختلف و شرایط متفاوت سه دهه گذشته خواندند و با تبیین واقعیات مهم داخلی و بین المللی تأکید کردند: همه مسئولان کشور باید با عمل به وظایف سنگین خود در عرصه های مختلف عمل کنند و همچون 31 سال گذشته، برای روبرو شدن با هر شرایطی آماده باشند که البته و بدون کوچکترین تردید، ملت بزرگ ایران و جمهوری اسلامی، همچون گذشته پیروز این میدان رویارویی مستمر خواهند بود.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار، ماه شعبان را ماه ذکر و توسل و خودسازی خواندند و با تبریک حلول این ماه عظیم و میلاد مبارک حضرت اباعبدالله الحسین، امام سجاد و حضرت ابوالفضل العباس (علیهم السلام)، سپاهیان پاسدار را «رهروان صادق و عاشق راه خدا و ائمه هدی» برشمردند.
ایشان، سرداران سپاه و دیگر پاسداران را رهروان شهدای گرانقدری چون باکری – همت، بروجردی و دیگر شهیدان سرافراز سپاه دانستند و در تبیین شاکله معنوی و باطنی سپاه افزودند: دلهای مشتاق به مجاهدت فی سبیل الله در هر عرصه و میدان – زبانهای صادق و نگاههای حق بین و حق شناس، سه عنصر اصلی شاکله و هویت حقیقی سپاه پاسداران را تشکیل می دهند.
فرمانده کل قوا با استناد به مناجات شریف ماه شعبان، افزودند: در شاکله معنوی سپاه، آتش اشتیاق دلهای پاسداران را به خدا نزدیک می کند و صداقت و وفاداری آنان در نیت و گفتار و عمل، همچون کلمه طیبه رفعت می گیرد و به سوی پروردگار تعالی می یابد.
حضرت آیت الله خامنه ای نگاه حق بین و حق شناس را عنصر سوم شاکله و هویت حقیقی سپاه خواندند و افزودند: این نگاه حق بین، در هر شرایطی حتی اوضاع غبارآلود و پرابهام، واقعیات صحنه را تشخیص می دهد و وظیفه و راه عمل به وظیفه را درک می کند.
فرمانده کل قوا، با اشاره به چگونگی شکل گیری سپاه پاسداران، سپاه را نهادی جوشیده از «دل مساجد و مدارس و دانشگاهها» و برآمده از خانه ها و دلهای مؤمن مردم برشمردند و افزودند: کسی سپاه را خلق نکرد بلکه این نهاد به اقتضای نیاز زمان شکل گرفت و هر جا و هر عرصه ای که لازم بود به پاسخگویی به نیازهای انقلاب و کشور پرداخت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حفظ هویت و شاکله اصلی و عمل براساس نیاز زمان را ویژگی بارز سپاه خواندند و خاطرنشان کردند: سپاه در سالهای اولیه انقلاب، در مقابله با ضدانقلاب در خیابانهای تهران – در مسائل استانهای مرزی – 8 سال دفاع مقدس و دیگر عرصه های متفاوت و مختلف، هویت خود را حفظ کرد اما با انعطاف لازم، شکل خود را براساس نیاز زمان، تنظیم کرد تا بتواند به وظایفش عمل کند.
ایشان با اشاره به درخواست مسئولان دولت وقت پس از جنگ برای ورود سپاه به عرصه سازندگی افزودند: در این عرصه نیز سپاه هر جا حضور یافت بهترین اقدامات سازندگی را انجام داد و این واقعیات نشان می دهد که این نهاد مردمی، در پرتو وفاداری به شاکله معنوی خود، از سازمانی منعطف برخوردار است که براساس نیازهای زمان، روز به روز متحول و متکامل نیز شده است.
رهبر انقلاب اسلامی، ایجاد نهادهای مختلف از جمله سپاه و جهاد سازندگی را هنر بزرگ انقلاب برشمردند و افزودند: این نهادها، ساختاری انطباق پذیر همراه با بعد ارزشی قوی دارند و ضمن نظم و قانون پذیری، از مشکلات سازمانهای متعارف از جمله «شکنندگی و خشکیِ سازمانی» به دور هستند.
فرمانده کل قوا با تأکید بر لزوم حفظ هویت نهادی سپاه، این نهاد را شجرۀ طیبه ای خواندند که به فرموده قرآن کریم در هر دوره، ثمره خاصی بروز می دهد که این عملکرد و ویژگی تحسین برانگیز باید ادامه یابد.
رهبر انقلاب اسلامی، شناخت واقعیات امروز، و بررسی و پیش بینی شرایط فردا را لازمه برنامه ریزی صحیح برای حرکت به سمت تحقق اهداف دانستند و با اشاره به مسئولیت فرماندهان – نیروهای مختلف و آحاد سپاهیان در این زمینه افزودند: حفظ کامل شاکله معنوی سپاه تشخیص واقعیات امروز و پیش بینی تحولات آینده را امکان پذیر می کند و این شناخت و آگاهی، زمینه برنامه ریزی و اقدامات صحیح را فراهم می آورد.
ایشان در ادامه همین بحث به تبیین واقعیات امروز کشور و صحنه جهانی پرداختند.
نخستین واقعیت انکارناپذیری که رهبر انقلاب اسلامی در ترسیم شرایط موجود به آن اشاره کردند ثبات انقلاب بود.
حضرت آیت الله خامنه ای برای درک بهتر این واقعیات، ضمن مقایسه ای میان انقلاب اسلامی و انقلاب فرانسه، به مراحل متعدد و کاملاً متفاوت و متضاد انقلاب فرانسه در دهه های اول شکل گیری و پیروزی اشاره کردند و افزودند: انقلاب اسلامی برخلاف دیگر حرکتهای سیاسی – اجتماعی قرنهای معاصر، پس از گذشت 31 سال پرفراز و نشیب، همچنان در مسیری که اسلام ترسیم کرده و امام راحل عظیم الشأن آن را به تعبیری ریل گذاری نمودند حرکت می کند و این واقعیت بسیار مهم، نشانه دست حمایت پروردگار از این انقلاب است.
حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به سخنان مقامات امریکایی درباره تلاش برای تغییر رفتار ایران خاطرنشان کردند: منظور و مفهوم حقیقی این سخنان، تلاش برای تغییر مسیر حرکت انقلاب اسلامی است.
رهبر انقلاب اسلامی، دلهای مؤمن ملت ایران را مظهر قدرت الهی خواندند و تأکید کردند: آنچه حرکت انقلاب را در همان مسیر اصلی، امکان پذیر کرده، عشق ملت ایران به اسلام است که خاکریزی بزرگ و نفوذناپذیر برای انقلاب اسلامی و کشور بوجود آورده است که اگر مسیر عوض شود و اسلام از دست برود این خاکریز دیگر وجود نخواهد داشت و پای زورگویان و متجاوزان به کشور باز خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی پیشرفتهای کشور را، واقعیت دوم عرصه داخلی برشمردند و افزودند: براساس آمار جهانی، شتاب پیشرفت و رشد علمی کشور چند برابر متوسط جهانی است البته همچنان فاصله با قافله علم فراوان است اما این شتاب پرافتخار را نباید از یاد برد.
رهبر انقلاب اسلامی، پختگی سیاسی و مجرب شدن مردم را از دیگر واقعیات ایران دانستند و افزودند: مردم، جوانان و حتی نوجوانان بر اثر حوادث پی در پی، تجربه سیاسی خوبی به دست آورده اند و خوشبختانه مسائل را تا حد زیادی خوب می فهمند به گونه ای که حتی اگر مسئله شبهه ناکی بتواند نظر آنان را جلب کند، بعد از درک واقعیت، به سرعت، جهت گیری خود را تغییر می دهند که در قضایای فتنه سال 88، این واقعیت کاملاً مشهود بود.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور مؤثر و آشکار دین در حوزه زندگی جوانان را واقعیت بسیار مهم دیگری برشمردند که در داخل کشور قابل درک است.
ایشان، حضور پرشور جوانان در مراسم اعتکاف، نمازهای جماعت دانشگاهها و دیگر اماکن، و شرکت پررونق جوانان در مجامع مذهبی را از نشانه های واقعیت یاد شده خواندند.
گسترش تفکر انقلاب اسلامی در جهان واقعیت دیگری بود که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند.
ایشان معنای حقیقی صدور انقلاب را صدور عطر افکار و آرمانهای انقلاب اسلامی خواندند و با اشاره به استقبال مشتاقانه مردم کشورهای مختلف از مسئولان جمهوری اسلامی افزودند: عطر اسلام و انقلاب اسلامی با وجود همه تلاشهای دشمنان، قلبهای ملتها را پرنشاط کرده است و این، واقعیتی انکارناپذیر است.
رهبر انقلاب اسلامی، ادامه فعالیتهای جبهه معارض انقلاب اسلامی را از دیگر واقعیات پیرامونی انقلاب اسلامی خواندند و با اشاره به تلاشهای بی وقفه اما ناکام رژیم صهیونیستی و امریکا برای مقابله با حرکت عظیم ملت مسلمان ایران افزودند: انقلاب اسلامی، ایران پرعظمت را با موقعیت راهبردی و منافع فراوانش از چنگ امریکایی ها درآورده است و بساط حقارت در مقابل زورگویان جهانی را در این کشور برانداخته است به همین علت آنها در تمامی سالهای گذشته به دشمنی و توطئه در مقابل ملت ایران ادامه داده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای امریکا را به زورگویی تشبیه کردند که در سطح جهان، به دنبال باج گیری است اما روز به روز اوضاع نابسامان تری پیدا می کند.
ایشان خاطرنشان کردند: عده ای برای حفظ کاسبی خود به این زورگوی جهانی، باج می دهند، عده دیگری که قدرت نسبی دارند اما تمایلی به مقابله با امریکا ندارند عملاً به نوچه سیاسی – نظامی او تبدیل می شوند اما برخی در مقابل این زورگویی می ایستد که جمهوری اسلامی به یمن پایداری مردم و مسئولانش، در صف مقدم این ایستادگی قرار دارد.
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح روند روزافزون نفرت ملتها از امریکا، به ادعاهای این کشور پس از فروپاشی شوروی و بلوک شرق اشاره کردند و افزودند: دولت امریکا در آن زمان ادعای نظم نوین جهانی را به رهبری کاخ سفید مطرح می کرد اما امروز مسئولان این کشور با تظاهرات و مخالفت روزافزون مردم جهان روبرو هستند و هر کاری می کنند از میزان منفوریت آنها کاسته نمی شود.
رهبر انقلاب اسلامی ناکامی امریکا در عراق – افغانستان – لبنان و فلسطین را یادآور شدند و افزودند: امریکا با همه ادعایش همراه با رژیم صهیونیستی، در سرنگونی حکومت حماس در نوار باریک غزه ناتوان مانده است و این نشانه واقعیتی انکارناپذیر یعنی ضعف روزافزون این کشور است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به صدور قطعنامه تحریم علیه ایران، و به موازات آن حرفهای بظاهر رنگین و تهدیدهای گاه به گاه نظامی تأکید کردند: آنها به گونه ای سخن می گویند که ما فکر کنیم در پشت این تهدیدها چیز فوق العاده خطرناکی نهفته است البته چه تهدیدها پوشالی باشد چه واقعی، بدون شک ما برای حفاظت از انقلاب اسلامی، ملت عزیز ایران و کشور پرافتخار ایران باید برای هرگونه شرایطی آماده باشیم.
در همین زمینه حضرت آیت الله خامنه ای طرحها و برنامه های امریکا را عمدتاً سیاسی خواندند و خاطرنشان کردند: در فتنه سال گذشته نیز امریکایی ها به سرعت وسط میدان آمدند و به صراحت و ذوق زده، از مسئولان فتنه و کسانی که گردنشان واقعاً زیر بار مسئولیت فتنه است، حمایت کردند اما پروردگار متعال و هوشیاری و ایستادگی ملت آنها را شکست داد.
حضرت آیت الله خامنه ای، توجه مستمر به واقعیات درونی و بیرونی کشور و تأمل در بازخوردهای عملکرد دشمن در داخل را، وظیفه همه مسئولان فرهنگی – سیاسی – اقتصادی و اجتماعی برشمردند و تأکید کردند: مسلماً و بدون تردید، ملت ایران، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، همچون گذشته پیروز این میدان رویارویی هستند چرا که خداوند به صراحت، به متقین وعده پیروزی نهایی داده است و وعده خدا، بدون کوچکترین تردیدی، محقق خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی، ایمان، تقوا و عمل صالح را زمینه ساز پیروزی حتمی در رویارویی با دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی دانستند و خاطرنشان کردند: همین عوامل و عناصر، تاکنون انقلاب را در مقابل هر توطئه و اقدامی، پیروز و با ثبات نگه داشته است و از این پس نیز چنین خواهد بود.
فرمانده معظم کل قوا در پایان سخنانشان، تبلیغات شدید دشمنان و دنباله های داخلی آنان را بر ضد سپاه پاسداران، نشانه مؤثر بودن سپاه در تداوم حرکت عزتمند و مقتدرانه ملت ایران دانستند و پاسداران پرافتخار را به مراقبت روزافزون درونی، و احساس مسئولیت مداوم در قبال وظایف عظیم این مجموعه توصیه کردند.
ایشان سپاه پاسداران را خانواده ای بزرگ، زنده و پرنشاط خواندند و با ضروری خواندن تعامل بخشهای گوناگون این نهاد عظیم افزودند: حتی بازنشستگان سپاه پاسداران نیز، اعضای وابسته سپاه محسوب می شوند و باید همچون دیگر اجزای این نهاد، سپاه را از خودشان بدانند و سپاه هم آنها را از خود بداند.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به حرکت مجموعه سپاه در چارچوب مقررات و موازین شرعی گفت: سه هدف عمده یعنی معیارهای پاسدار مطلوب، ساختار سازمانی و نظامات مطلوب و فرهنگ سازمانی مطلوب در سپاه در حال تدوین و ابلاغ است.
سردار سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم گزارشی از نوزدهمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران بیان کرد و گفت: آمادگی همه جانبه سپاه، نقش سپاه در دهه چهارم انقلاب یعنی پیشرفت و عدالت، تحول و تعالی مجموعه سپاه و راههای مقابله با جنگ نرم از جمله محورهای اصلی این نشست سراسری بود که در آن راهکارهای عملی برای رسیدن به نقطه مطلوب و مورد نظر بررسی شد.

عامل مشترك فتنه‌ها:فتح الله پريشان

شجره طيبه انقلاب اسلامي از ابتداي پيروزي تاكنون با آفات، آسيب ها و فتنه هاي بزرگ و متعددي مواجه بوده است. كنكاش در سير تاريخي و تحولي اين فتنه ها، بررسي عاملان و همچنين واكاوي اهداف و انگيزه هاي صحنه گردانان آنها ضمن اينكه مي تواند پرتوي بر برخي زواياي اين فتنه ها بيفكند، شاخصي نيز براي شناخت و تمييزتحركات فتنه انگيز و رصد تحولات فتنه گران جديد در اختيار مخاطبان قرار دهد.

 

پيروزي انقلاب اسلامي و به تبع آن تأسيس نظام مقدس جمهوري اسلامي در ايران مساوي و مرادف بود با از بين رفتن مطامع و منافع رنگارنگ بيگانگان بويژه آمريكا در ايران و منطقه مهم و راهبردي خاورميانه كه آمريكايي ها نقش ژاندارمي و حفاظت از منافع منطقه اي خودشان را به ايران سپرده بودند. همين امر انگيزه كافي در اختيار غرب مي گذاشت كه دفتري قطور از فتنه ها، توطئه ها و طراحي هاي براندازانه براي ساقط كردن نظام نوپاي جمهوري اسلامي را ورق بزند. از حمله مستقيم نظامي و طراحي كودتا هاي مختلف گرفته تا تجزيه طلبي هاي چهار سوي ايران، از تحريك صدام معدوم براي هجوم وحشيانه و همه جانبه به سرزمين ايران تا تجهيز و تحريك ضد انقلابيون و منافقين به ترور و آشوب هاي خياباني در دهه هاي پرآشوب 60 تا تداوم اين فتنه گري ها در فازهاي ديگري چون تحريم هاي اقتصادي، تحريم هاي راهبردي و صنعتي،گشودن جبهه تهاجم فرهنگي و جنگ نرم و فتنه 88 ، نمونه هايي از اقدامات دشمنان براي به زير كشيدن انقلاب و نظام بوده است.

هركدام از اين فتنه گري ها و توطئه ها به لحاظ دقت در برنامه ريزي ها، حجم سرمايه ها ونيروهاي به كار گرفته در اين فتنه ها و همچنين قساوت و جديت دشمنان براي عملياتي كردن هر كدام از اين توطئه ها، از اين ظرفيت برخوردار بود كه كشور را – بويژه در دهه 60 و نظر به تازه تأسيس بودن نظام و عدم تثبيت و تحكيم زير ساخت هاي اقتصادي، دفاعي و امنيتي ـ به شكست و سقوط بكشاند. اما ايران اسلامي به دليل مزيت هاي راهبردي چون حضور هميشگي مردم در عرصه هاي دفاع از انقلاب و نظام اسلامي، محوريت معنويت و اتكال به خداوند متعال و درايت و مديريت داهيانه امام و رهبري توانست همه آن توطئه ها را پشت سر بگذارد و وارد دهه چهارم عمر پربركت خود گردد.

مرور مجدد به اين فهرست و بررسي جوانب مختلف اين حوادث طراحي شده، دو نكته مهم را پيش روي دلسوزان و حافظان نظام قرار مي دهد:

1- عاملان حوادث خصومت آميز عليه ايران در يك نقطه مهم به هم مي رسند. در واقع طراح و صحنه گردان اصلي تمام اين حوادث يكي است و آن آمريكا و مراكز مطالعاتي و جاسوسي آن است.

2- هدف تمام اين فتنه ها و توطئه ها عليه جمهوري اسلامي هم يكي است و آن «براندازي نظام» اسلامي در صورت توان و به عنوان هدف غايي و حداكثري است و در صورت ناتواني پيگيري هدف حداقلي، يعني تغيير رفتار نظام اسلامي ايران به گونه اي كه منافع و به ويژه ابهت ابرقدرتي آمريكا را زير سؤال نبرد.

اما اين فتنه ها و توطئه ها در دو نكته ديگر نيز تشابه داشته و دارند: ابزار و افرادي كه براي اجراي نسخه داخلي اين توطئه ها در نظر گرفته شده‌اند و ديگري چگونگي مقابله با آنها است كه در درون نظام طراحي ، مديريت و اجرا شده و به فضل الهي تاكنون موفقيت آميز بوده است.

در همه فتنه ها و توطئه ها عليه جمهوري اسلامي ايران دولايه براي طراحي واجرا وجود دارد؛ غالبا برنامه ريزي، طراحي، و اتاق فكر دشمني با نظام با فتنه گران خارجي و در رأس آنها آمريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي بوده است كه در برخي موارد چون برنامه هسته اي ايران توانسته اند با تطميع ها و تهديدها ديگر كشورهاي غربي و اروپايي و كشورهاي ضعيف جهان سوم را با خود همراه نمايند. اما لايه اجرايي و دست دوم فتنه ها معمولا از عناصر واداده داخلي انتخاب مي شوند. اين عناصر داخلي چند ويژگي مهم دارند كه آنها را در معرض گزينش دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي خارجي براي جذب قرار مي دهند: اولا اين افراد داراي سابقه انقلابي و مبارزاتي هستند و توانايي جلب نظر و توجه مردم را به همين دليل دارند. ثانيا به رغم تظاهر به انقلابي گري، به لحاظ شخصيتي ، افرادي واداده و دلباخته غرب و فرهنگ غربي هستند و كعبه آمال خود را در ناكجا آبادهاي بشري و غربي جستجو مي نمايند. ثالثا به لحاظ روان شناختي فردي، اشخاصي سست عنصر، سست ايمان و بي اعتقاد به حكومت اسلامي هستند و به راحتي در بزنگاهها مسير خود را به سمت غرب كج مي نمايند. مطالعه تطبيقي اين ويژگي ها در عناصر داخلي كه از دهه 60 تاكنون ابزار دست طراحان خارجي در فتنه ها، توطئه ها و دشمني ها با انقلاب شده اند، نشان مي‌دهد كه افرادي چون بازرگان ، بني صدر، قطب زاده، گروهك منافقين و فرقاني ها، مراجع بي بصيرتي چون شريعتمداري و منتظري و در فتنه هاي اخير كروبي و موسوي و برخي از سران دوم خردادي چون مهاجراني و كديور ...از همين نقاط آسيب پذيري داشته اند . بر همين اساس مي توان براي فتنه هاي خرداد 60، تير 78 و خرداد 88 اين وجوه تشابه را قائل شد. به اذعان اسناد بدست آمده و اعترافات صريح دستگيرشدگان هر سه فتنه، اتاق فكر هر سه فتنه به سازمانهاي جاسوسي و اطلاعاتي آمريكا منتهي مي شود و نيروهاي داخلي اجرا كننده از عناصر واداده انقلابي سابق تشكيل مي شوند كه از عملكرد گذشته خود نادم و پشيمان هستند.


اما در خصوص چگونگي مهار و مديريت اين بحران ها از زمان امام خميني (ره) تازمان زعامت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (‌مدظله العالي) نيز تشابهي در اين توطئه ها و فتنه ها مشاهده مي شود. مديريت ولايي و رهبري الهي امام و مقام معظم رهبري در خنثي سازي فتنه ها و شناخت ابعاد و زواياي پنهان آن از امدادهاي غيبي الهي به اين نظام مي باشد. شناخت دگرديسي فكري و سياسي منافقين در دهه 60 و معرفي آنها به جامعه جز از امام خميني (ره) و شاگردان با بصيرت ايشان چون شهيد مطهري و شهيد بهشتي از كسي بر نمي آمد. شناخت تغيير جهت فكري برخي افراطي هاي دوم خرداد در سال 78 و معرفي آنها به جامعه و صبر و مقاومت در برابر زياده خواهي و ظلم هاي آنان تا مرز تنوير چهره آنها براي افكار عمومي و برخورد جدي و قاطعانه با سران فتنه عميق 88 كه قصد برهم زدن خطوط قرمز نظام را داشتند، جز از رهبري آگاه چون امام خامنه اي ساخته نبود.


از همين روي است كه فتنه گران همواره نوك تيز پيكان حملات خود را به سمت جايگاه ولايت فقيه و رهبري نظام گرفته اند و تلاش مي كنند با تخريب اين جايگاه مقابل تشخيص درست و عملكرد صحيح آن بايستند و به قول «‌هنري پركت» مسئول ميز ايران در وزارت خارجه آمريكا در زمان كلينتون آن را «سوار بر كشتي ترديد» نمايند تا به زعم باطل خود بين مردم و ولايت گسست و فاصله بياندازند. غافل از اينكه اعتقاد به ولايت فقيه علاوه بر ابتناي به استدلالات عقلايي ،‌پيوند عميق عاطفي، روحي و الهي بين ولي فقيه و مردم است كه دشمنان ماده گراي غربي توان استنباط آن را ندارند.

دیدار شرکت کنندگان در بیست و هفتمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم 24/4/89

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار اساتید، داوران و شرکت کنندگان در بیست و هفتمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم، که همزمان با میلاد پُر برکت امام حسین علیه السلام در حسینیه امام خمینی(ره) برگزار شد، قرآن را ریسمان مستحکم الهی دانستند و خاطر نشان کردند: قرآن حیات طیبه را وعده داده است و این حیات طیبه همان زندگی همراه با عزت، امنیت، رفاه، استقلال، علم، پیشرفت، اخلاق، حِلم و گذشت است که در پرتو انس با قرآن و چنگ زدن به این ریسمان الهی، محقق می شود.
آغاز این دیدار و محفل نورانی، تلاوت آیات روحبخش قرآن توسط اساتید، و نفرات اول رشته قرآئت و حفظ این دوره از مسابقات بین المللی قرآن بود.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار، انس با قرآن را زمینه ساز نفوذ معارف و حقایق قرآنی در دل و جان مسلمانان دانستند و افزودند: سالهای متمادی تلاش شد بین "قرآن و معارف قرآنی" و "دلهای امت اسلامی" فاصله ایجاد شود تا جایی که در برخی کشورهای اسلامی، فصل جهاد را به خاطر رعایت دشمنان اسلام از تعالیم اسلامی و مدارس حذف کردند.
ایشان در تشریح "حیات طیبه وعده داده شده از سوی قرآن کریم" خاطر نشان کردند: در این حیات طیبه، زندگی فردی و اجتماعی، روح و جسم انسان، دنیا و آخرت، همزمان وجود دارد.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه افزودند: در حیات طیبه قرآنی همچنین، آرامش روحی، سکینه و اطمینان، سعادت و عزت اجتماعی، استقلال و آزادی عمومی تأمین شده است که مقدمه ی لازم برای رسیدن به این حیات طیبه، برگزاری جلسات و مسابقات قرآنی، و تربیت حفّاظ و قرّاء است.
رهبر انقلاب اسلامی با توصیه به جوانان برای تفهّم و تدبر در قرآن و حفظ آیات نورانی آن خاطر نشان کردند: با هر بار نشست و برخاست با قرآن یک پرده از جهالت برداشته می شود و چشمه ای از نورانیت گشایش می یابد.
حضرت آیت الله خامنه ای تشویق کودکان و نوجوانان به حفظ قرآن را با ارزش توصیف کردند و درباره اهمیت حفظ قرآن تصریح کردند: حفظ قرآن این فرصت را به حافظ می دهد تا با تکرار، قدرت تدبر در آیات را پیدا کند ضمن آنکه باید قدر نعمت حفظ قرآن را بداند و اجازه ندهد این نعمت الهی از دست برود.
ایشان خواندن از اول تا آخر قرآن را، امری ضروری برای درک معارف قرآنی و آشنایی ذهن با این معارف دانستند و افزودند: اساتید و معلمین تفسیر هم با بیان بُطون و معارف قرآنی، و رفع مشکلات فهم آیات، معارف و حقایق قرآن را به دل مشتاقان سرازیر می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با مقایسه حرکت قرآنی ایران قبل و بعد از انقلاب خاطرنشان کردند: در 31 سال اخیر، این حرکت عظیم و رو به جلو، به وجود آمده است و انبوه جوانان مشتاق، به جمع حافظان، قاریان و متبحران قرآن پیوسته اند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در پرتو توجه به قرآن، توان تأثیرگذاری ملت ایران در جهان بیشتر شده و این ملت با احساس قدرت، در مقابل دشمنان ایستاده است.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین محمدی نماینده ولی فقیه و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه گزارشی از برگزاری بیست و هفتمین دوره مسابقات بین المللی قرآن کریم در تهران بیان کرد و گفت: در این دوره از مسابقات 95 قاری و حافظ از 60 کشور جهان به رقابت پرداختند و 14 استاد بین المللی و ایرانی داوری مسابقات را بر عهده داشتند.
حجت الاسلام و المسلمین محمدی افزود: برگزاری همایش تجلیل از بانوان فعال در عرصه قرآنی، همایش مقالات قرآنی با سه محور قرآن و اهل بیت، قرآن و بصیرت و قرآن و علوم انسانی، جشنواره کتاب سال قصص قرآنی، و برگزاری نمایشگاه و محصولات قرآنی از جمله برنامه هایی بود که در حاشیه این دوره از مسابقات برگزار شد.
در این دیدار همچنین دکتر فرج الله شاذلی از داوران مصری این دوره از مسابقات، پس از تلاوتی از آیات قرآن، به مبعث پیامبر(ص) و میلاد امام حسین علیه السلام اشاره و از اهتمام جمهوری اسلامی ایران و رهبر انقلاب اسلامی به قرآن تشکر و قدردانی کرد.

امام حسين(ع) و دينداري درغبار فتنه ها

رضا شريفي
فتنه، آزمون هميشگي براي همگان است. اين سنت الهي حتي نسبت به اولياي الهي سخت تر و براي مومنان سخت است. از اين رو گفته اند: البلاء للولاء، بلا و آزمون براي دوستان است. بسياري از مدعيان دينداري در آزمون ها چهره حقيقي خويش از ايمان و كفر را روشن مي كنند. بر همين اساس خداوند آزمون را به عنوان سنت و قانون قرارداده تا اين گونه حجت بر همگان تمام شود تا سيه رو شود هر كه در او غش باشد.
نگاه امام حسين (ع) درتحليل روان شناسي اجتماعي رفتار مردم از چنين خاستگاهي برخوردار است و او با آن كه مي دانست كه مردم اين گونه هستند، ولي براي اتمام حجت، به ميان ايشان رفت و در فتنه بزرگ، ملتي را آزمود تا نگويند اگر پيشوايي بود ما به راه راست مي رفتيم و عدالت را برپا داشته و عليه ظلم و ستم قيام مي كرديم.
نويسنده دراين مطلب كوتاه بر آن است تا سنت و سيره امام حسين (ع) را دربرخورد با مدعيان دينداري ارائه دهد و نقش آزمون را درحقيقت شناسي و تمايز حق از باطل تبيين كند.
¤¤¤
فتنه ها وآزمون ها
آزمون هاي الهي در اشكال و قالب هاي گوناگون صورت مي گيرد. خداوند به علل گوناگون بر آن است تا انسانها در دام بلا و فتنه گرفتار آيند. خداوند درآيه 2سوره عنكبوت مي فرمايد:أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا امنا وهم لايفتنون؛ آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مي شوند و مورد آزمايش قرار نمي گيرند؟
از اين آيه چنين بر مي آيد كه آزمون فتنه ها براي آن است كه مدعيان ايمان از مومنان واقعي بازشناخته شوند. از اين رو درباره باديه نشينان اعرابي مي فرمايد:قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولكن قولوا أسلمنا ولما يدخل الايمان في قلوبكم و ان تطيعوا الله و رسوله لايلتكم من أعمالكم شيئا ان الله غفور رحيم؛ برخي از باديه نشينان گفتند:«ايمان آورديم» بگو: ايمان نياورده ايد، ليكن بگوييد: اسلام آورديم و تسليم شده ايم.» و هنوز در دلهاي شما ايمان داخل نشده است. و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد، از ارزش و پاداش كرده هايتان چيزي كم نمي كند. خدا آمرزنده مهربان است.» (حجرات، آيه 14)
بنابراين، ميان اسلام و ايمان اين تمايز است كه مسلمان تنها شهادتين گفته و دين هنوز بر زبان اوست و دردل و جانش نفوذ و رسوخ نكرده و جريان نيافته است. اما مومن كسي است كه دين در دلش نفوذ كرده و از آزمون هاي سخت الهي و از دل كوره فتنه ها سر بلند بيرون آمده است؛ چرا كه فتنه همان قراردادن سنگ طلا در آتش براي به دست آوردن خالصي آن است(مفردات الفاظ قرآن كريم، ص 623)
براساس اين تحليل قرآن، مومن كسي است كه ايمان درقلبش وارد شده و آن را در آزمون هاي اطاعت از خدا و پيامبر(ص) به نمايش گذاشته باشد؛ چرا كه خداوند وپيامبر (ص) به عنوان اولوالامر، فرمان هايي مي دهند كه شامل بذل مال و انفاق و از جان گذشتگي وجهاد ومانند آن مي شود.
بسياري از كساني كه مدعي ايمان هستند در مقام عمل، واقعيت خود را آشكار مي كنند و برخلاف فرمان خدا و ولي امر رفتار كرده و كفر و نفاق خويش را هويدا مي سازند. از اين رو خداوند در اين آيه ايمان در قلب را مترادف با اطاعت دانسته است.
به سخن ديگر، كسي كه مدعي ايمان و دوستي است، همواره براساس ايمان خويش عمل مي كند وكسي را كه دوست مي دارد براي حرف اين و آن وانمي گذارد، بلكه با جان و دل از او پيروي و اطاعت مي كند و ايمان و محبت خود را درعمل نشان مي دهد.
فتنه هر چند كه به ظاهر اختلال در امور دين و دنياست، ولي در همين آشوب و اخلال هاست كه مومنان واقعي از مدعيان دروغين شناخته مي شوند و اين حقيقت آشكار مي شود كه چه كساني در واقع مطيع رهبر و دوستدار واقعي بودند.
اصولا در فتنه ها بيمار دلان به سويي مي روند كه بر خلاف حق و حقيقت است. لذا خداوند درآيه 7 سوره آل عمران از گرايش بيمار دلان به شبهات و موارد مشكوك خبر مي دهد و مي گويد كه اينان به جاي اين كه موارد يقين و قطعي را بچسبند، به سوي باطل و موارد مشكوك مي روند و به آن دلخوش مي كنند.
عده اي از مردم تنها مسلمان ظاهري و دوستدار دروغين اهل بيت (ع) و اهل ولايت هستند و هنگامي كه فتنه و جنگي و بلايي رخ دهد آن موقع است كه چهره واقعي خود را نشان مي دهند.
البته ناگفته نماند در قرآن از دو دسته فتنه سخن به ميان مي آيد: دسته نخست فتنه هايي است كه خداوند براي آزمون مردم و جداسازي حق از باطل و اهل آن ها ايجاد مي كند كه آيه 2 سوره عنكبوت به آن اشاره مي كند. دسته دوم فتنه هايي است كه كافران و مشركان ايجاد مي كنند. خداوند اين دسته از فتنه ها را به عنوان بدتر از قتل شناسايي ومعرفي مي كند (بقره، آيه 119) و به فتنه گران هشدار مي دهد كه خداوند ايشان را در دنيا و آخرت عذاب خواهد كرد.
خداوند در آيه 39 سوره انفال از مومنان مي خواهد تا ريشه كن كردن فتنه و فتنه گران به جنگ و جهاد با ايشان ادامه دهند و در ميانه راه بر نگردند و تا سركوب كامل با فتنه و فتنه گران مبارزه كنند. ازجمله اين فتنه گران مي توان به جاسوسان (توبه، آيات 47 و 48) و عصيان گران و متخلفان از فرمان هاي خدا و اولياي امور دين و ملت (انفال، آيات 24 و 25)، ترك كنندگان حمايت از قواي اسلام و ايمان(انفال، آيات 72 و 73)، پيروي كنندگان از متشابهات و تبليغات دروغين رسانه هاي دشمن و افكار مشكوك( آل عمران، آيه 7) ظالمان و ستمگران به اميرمومنان علي (ع) و مخالفان حكومت و خلافت ايشان (انفال، آيه 45 و روايت پيامبر درباره شان نزول آيه، مجمع البيان، ج 3 و 4 ص 822) و كساني كه با كافران رابطه ولايي و دوستي برقرار مي كنند و حكومت و ولايت ايشان را بر ولايت مومنان مقدم مي دارند و با ارتباط با آنان زمينه ساز فتنه دركشور اسلام و دولت اسلامي مي شوند. (انفال، آيه 73 و نيز مجمع البيان، ج 3 و 4، ص 864) اشاره كرد.
امام حسين (ع) و مدعيان ولايت
امام حسين(ع) براساس آموزه هاي قرآني در سنت و سيره خويش نشان داد تا چه اندازه مي توان به مردم مدعي ايمان و ولايت تكيه كرد. از آن جايي كه خداوند مي فرمايد:و ما كنا معدبين حتي نبعث رسولاً؛ ما هيچ قوم و ملتي را بي اتمام حجت و فرستادن پيامبران عذاب نمي كنيم (اسراء، آيه 15)، امام حسين (ع) همانند پيامبران(ع) ماموريت مي يابد تا اين مردم را بيازمايد و حجت را بر آنان تمام كند.
آن حضرت (ع) با انسانهايي مواجه بود كه به ظاهر از ظلم و ستم امويان خسته بودند و تنها در انتظار رهبري بودند كه ايشان را رهبري كرده و از ظلم و ستم برهانند. داستان اين مردم همانند داستان حضرت طالوت (ع) و قوم بي وفا و پيمان شكن بني اسرائيل بود كه به پيامبرشان گفتند تا براي رهايي از ظلم، براي آنان پادشاهي تعيين كند تا با فرماندهي او به جنگ ظالمان و دشمنان بروند. خداوند مي فرمايد: آيا ننگريستي به آن گروه از فرزندان اسرائيل پس از موسي كه به پيامبر خود گفتند: براي ما پادشاهي برانگيز تا در راه خدا كارزار كنيم؟ گفت: آيا احتمال مي دهيد كه اگر كارزار بر شما نوشته شود كارزار نكنيد؟ گفتند: ما را چيست كه در راه خدا كارزار نكنيم و حال آنكه از خانمان و فرزندانمان بيرون رانده شده ايم؟ و چون كارزار بر آنها نوشته شد جز اندكي پشت كردند، و خداوند به ستمكاران داناست. (بقره، آيه246)
هنگامي كه خداوند براي ايشان فرماندهي چون طالوت گذاشت، بهانه هاي بني اسرائيل ايشان شروع شد و پس از موافقت با فرماندهي آن حضرت(ع) باز در هنگام عمل سرباز زدند و تنها گروهي اندك از آنان مطيع فرمانده بودند و در جنگ مشاركت كردند. (بقره، آيات247 تا 249)
مدعيان اطاعت از ولايت و ايمان واقعي، هنگامي كه ظلم و ستم بر ايشان زياد شده بود، دست به دامان ذريه پيامبر(ص) و سلاله پاك او شدند و از امام حسين(ع) خواستند تا ولايت و خلافت ايشان را به عهده گيرد. نامه هاي فراوان از كوفه و عراق به سوي مدينه روانه كردند. ولي در مقام عمل همانند بني اسرائيل عمل كردند و نه تنها به ياري آن حضرت(ع) نرفتند بلكه تيغ بر وي كشيدند؛ چراكه اگر قلب هايشان با آن امام(ع) بود، بي گمان شمشيرهايشان عليه آن حضرت(ع) بيرون كشيده شده بود.
البته آن حضرت(ع) به خوبي اين مردم را مي شناخت و حتي مي دانست كه آنان با خود و زنان و فرزندانش چه مي كنند؛ چراكه مي دانست كه اراده الهي بر اين است كه ايشان شهيد شوند و زنان و فرزندان به اسارت روند.
آن حضرت(ع) چنان كه خود به صراحت بيان مي كند مي داند كه دين، لقلقه زبان اين مردم مدعي ايمان و ولايت مداري است. از آن حضرت روايت است كه فرمود: ألناس عبيد الدنيا و الدين لعق علي ألسنتهم يحوطونه ما درّت معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون؛ مردم برده و بنده دنيا هستند و دين لعابي است كه تا وسايل زندگي فراهم است، به دور زبان مي گردانند، ولي وقتي دوران آزمايش فرارسد، دينداران كمياب مي شوند. (بحارالانوار، ج78، ص117)
با اين همه به حكم وظيفه بر خود لازم مي دانست تا عليه ظلم قيام كند و به سوي عدالت دعوت كند (حديد، آيه25) چنان كه بارها به مردم نهيب زده و هشدار داده است كه وظيفه آنان در زمان حكومت جائر و ظالمي چون يزيد قيام به عدالت است. از اين رو آن حضرت(ع) خطاب به مردم مي فرمايد: أيها الناس ان رسول الله(ص) قال من رأي سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناكثا عهده مخالفا لسنه رسول الله يعمل في عبادالله بالاثم و العدوان فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقا علي الله أن يدخله مدخله؛ اي مردم! رسول خدا فرمود: هر كس سلطان زورگويي را ببيند كه حرام خدا را حلال نموده، پيمان الهي را مي شكند و با سنت و قوانين رسول خدا از در مخالفت درآمده و در ميان بندگان خدا، راه گناه و معصيت و ستم و دشمني را در پيش مي گيرد، ولي با عمل يا سخن اظهار مخالفت نكند، بر خداوند است كه او را در محل و جايگاه آن سلطان ظالم قرار دهد. (مقتل خوارزمي، ج1، ص234)
و از سر دلسوزي به ايشان هشدار مي دهد كه اگر در برابر فتنه گران و عدالت خوران و قاسطين نايستند خداوند ايشان را در دنيا و آخرت عذاب خواهد كرد. شگفت اين كه اين مردم خود مي ديدند كه چگونه دين بازيچه دست سلطنت طلبان اموي شده است ولي سكوت مي كردند. آن حضرت(ع) از آنان مي پرسد كه چگونه شما اميد داريد تا خداوند با شما به حق رفتار كند درحالي كه شما ظلم و ستم را مي بينيد و هيچ واكنشي نشان نمي دهيد: ألا ترون أن الحق لا يعمل به و أن الباطل لايتناهي عنه ليرغب المؤمن في لقاء الله محقا؛ آيا نمي بينيد كه به حق رفتار نمي شود و كسي از باطل نهي نمي كند، پس بخواهد مؤمن ديدار خدا را، درحالي كه بر حق باشد. (بحارالانوار، ج78، ص116)
ازنظر آن حضرت، مردمان عصر ايشان گمراهاني هستند كه حقيقت را از طريق باطل و راحتي و آسايش را در معصيت الهي مي جويند. اين درحالي است كه هيچ كس از راه ضلالت و معصيت به مقصدي بلند نرسيده است. دزد و دروغگو هرچند كه گمان مي كنند به چيزي دست يافته اند ولي مهم ترين سرمايه زندگي خود را از دست داده اند و اعتماد و ايمان خويش را عرصه مال اندك كرده و متاع با ارزش اخروي را به متاعي بي ارزش و يا كم ارزش دنيوي فروخته اند كه هيچ ثبات و پايداري ندارد.
آن حضرت به مردم هشدار مي دهد كه از بيراهه درآيند و در صراط مستقيم انسانيت و ولايت حركت كنند تا به همه مقاصد عالي خويش به سادگي و آساني دست يابند: من حاول أمرا بمعصيه الله كان أفوت لما يرجو و أسرع لما يحذر؛ كسي كه بخواهد از راه گناه به مقصدي برسد، ديرتر به آرزويش مي رسد و زودتر به آنچه مي ترسد گرفتار مي شود. (بحارالانوار، ج87، ص120)
تأثير لقمه حرام در نپذيرفتن حق
ولي مردم زمان حضرت حسين (ع) كور و كر شده بودند و سي سال پذيرش ظلم و دين وارونه خلافت سلطنتي به جاي خلافت ولايي الهي، موجب شده بود تا دل ها سياه و چشم ها كور شود و بصيرت از دل ها بيرون رود. لقمه هاي حرامي كه در طول سي سال از انقلاب اسلامي پيامبر(ص) به خانه ها برده بودند اكنون گوشت و عقل فرزندان شده بود و عقل بر آمده از لقمه حرام بيت المال اجازه نمي داد تا كسي اهل ايمان و بصيرت واقعي باشد. اين گونه است كه در فتنه اي بزرگ افتادند و خود، فرزند رسول الله(ص) را با آن كه مي دانستند و باور داشتند ولي الله و سرور جوانان بهشت است به شهادت مي رسانند.
آن حضرت(ع) خطاب به حرام خواران از مال مردم و بيت المال در روز عاشورا سخناني را بر زبان مي آورد و در خطبه روز عاشورا با مردمي كه به جنگ او آمده بودند مي فرمايد: «فقد ملئت بطونكم من الحرام و طبع علي قلوبكم، ويلكم الا تنصتون، الا تسمعون؟ شكمهاي شما از مال حرام پر شده است و بر دلهاي شما مهر شقاوت خورده است، واي بر شما! آيا خاموش نمي شويد و گوش فرا نمي دهيد؟» (بحارالانوار، ج54، ص01)
حضرت سيدالشهداء(ع) در روز عاشورا در برابر دشمنان قرار گرفت و براي اتمام حجت با آنها خواست خطبه اي بخواند و ضمن آن مردم را از عواقب شوم و خطرناك اين جنگ آگاه كند. ابتدا لشكر دشمن اجازه نداد تا امام(ع) سخنان خود را ايراد كند؛ اما هنگامي كه حضرت به حقيقتي اشاره كردند، تمام مردم ساكت شدند و آن حقيقت اين بود كه: اگر شما زير بار سخن حق نمي رويد و اينگونه براي كشتن من بسيج شده ايد، بخاطر اين است كه شكمهايتان از مال حرام پر شده و بر قلبهايتان مهر خورده است. پس از اين سخن بود كه مردم ساكت شدند و امام(ع) با خطبه اي اتمام حجت كردند. نكته قابل توجهي كه در اين قسمت از تاريخ كربلا وجود دارد اين است كه امام(ع) تأثير «لقمه حرام» را بازگو كرده است و آن را بعنوان يك عامل مهم براي «نپذيرفتن حق» دانسته است.
به هرحال كربلاي حسيني، آزموني بزرگ براي كساني بود كه مدعي ولايتمداري و اطاعت از خدا و اولي الامر(ع) بودند ولي در هنگام فتنه معلوم شد كه دين تنها لقلقه زبانشان است و هنوز ايمان به درون دلهايشان نفوذ نكرده است تا به اطاعت قيام كنند و جان و مال و عرض خويش را فداي ولي الله كنند كه ازنظر خداوند اولي بر جان هايشان است. النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم.
اين گونه است كه به سبب سرپيچي ايشان، گرفتار ظالماني چون حجاج مي شوند كه شب و روز خوشي برايشان نمي گذارد و اجازه نمي دهد آب خوشي از گلويشان پايين رود.

کاوه,محمود فرمانده لشکر ویژه ی شهدا(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357نه تنها تمام معادلات جهانی را به هم ریخت ومسیر تاریخ را عوض کرد ،بلکه باعث ظهور انسانهایی شد که تا ابد اسطوره اند،اسطوره ی تمام بشریت وتمام تاریخ. جوانانی که بدون گذراندن آموزشهای کلاسیک فرماندهی وستاد ،با اعتقاد به خدا وبهره گیری از نبوغ وخلاقیتهای مثال زدنی، بزگترین فرماندهان دنیا را مجبور به زانو زدن در برابر عظمت مردم ایران کردند.
محمودکاوه یکی از این ستاره هاست. او در سال 1340 ه ش در يكي ازمحلا ت شهر مقدس مشهد كه از مناطق محرو م شهر محسوب ميشد ( خيا بان ضد ) چشم به جهان گشود . خودش در این باره چنین می گوید:« «من محمود كاوه فرزند محمد هستم، در يكي از كوچه هاي مشهد، در سال 1340 به دنيا آمدم و سال 1347 به مدرسه ی علميه رفتم ، پس از آن ادامه تحصيل دادم و اول پيروزي انقلاب ، بعد از اينكه تحصيلاتم تمام شد به سپاه آمدم و مدتي در سپاه آموزشهاي مختلفي را گذراندم. پس از آن به منطقه ی جنوب و بعد از آن به كردستان آمدم . در اين مدت درنقاط مختلف كردستان مشغول بكار بودم و الان حدود چهار سال و اندي است كه در خدمت مردم و اسلام هستم .»
خا نواده آنها داراي با فت مذ هبي و متدين بود و پد رخا نواده از ا فراد مذ هبي محسوب مي شد ، مقلد حضرت اما م " قدس ا.. الزكيه" بود.ا و بار و حا نيت مبارزه ا نقلاب همچون رهبر معظم انقلاب ،حضر ت ا... خا منه اي كه قطب مبارزات در استان «خرا سان» بو د ند و شهيد «ها شمي نژاد » و شهيد «كا مياب» و .. ادتباط مستمرداشت. هنگا مي كه خداي تعا لي او لين و تنها ترين فرزند پسر را به اين خا نواده عطا ء نمود پدر ش از در گاه خداوند خوا ست كه اورا در زمره ی بندگان صالحش قرار دهد و عا قبت او را به خير كند و او را طوري هدايت نما يد كه پيرو وا قعي مكتب اسلام با شد .
پدر ش به تربيت او خيلي ا هميت مي داد تا آنجا كه بيشتر او قا ت و قتش را صرف تربيت محمود مي نمود . با تو جه با اينكه خا نواده از و ضع خوبي بر خوردار
نبود و لي پدر محمود با تعطيل كردن كار ،او را دقيقا كنترل مي كرد كه بداند او كجا ميرو د و با چه كسا ني ارتبا ط بر قرار كرده است .
محمود ازدوران كو دكي به همراه پدر در مجا لس مذ هبي و مسا جد حضور پيدا مي كرد و ا جتما عي شدن كه فرا يندي كه به انسان را ههاي زند گي كردن در جا معه مي آموزد و شخصيت مي دهد و ظر فيتهاي او را د رجهت ا نجام و ظا يف فردي و به عنوان عضو جا معه تو سعه مي بخشد ا زهمان دور ا ن كو دكي با حضور در مسا جد و نماز جما عت در و جود او تحقيق يا فت.
11 ساله بود كه پدر فعا ليتهاي ا نقلابي و سياسي را شرو ع كرده بود و رو ح كنجكا وي كه در و جود محمود نهفته بود او را داشت كه بدانيد پدر چه مي كند ؟ با تو جه با اينكه محمود كو چك بود و لي اين امر با عث نشد و از همان دوران به خود آگا هي پردا خت و براي خود گر و ههاي مر جع را انتخاب نمود و اين عوا مل بر رشد شخصيت محمود تسريع مي بخشيد.
فساد حاکم بر جامعه ی ایران در زمان حکومت ستمشاهی ،نتوانست کوچکترین آسیبی به اعتقاد راسخ او وارد کند. روزي محمود با خوا هرش از خيا با ني در حال عبور بو ده اند كه صداي مو سيقي از مغازه اي با طنين بلند شنيده ميشد. محمود مي گو يد:« خوا هرم باید سريع از اين محل عبور كنيم، یا دستمان را روي گو شمان بگذاريم.» هنگا مي كه خوا هرش از او سئوال مي كند:« ما كه نمي خوا هيم گو ش كنيم و به آن توجه اي نداريم !»محمود مي گو يد:« در ست است اما احتمال دارد با شنيدن صداي همين مو سيقي ما از آن خو شمان بيا يد و زمينه ا نحرا ف و گناه گردد و ا زياد خدا دور شو يم .» منكرا ت در جا معه زما ن شا هنشا هي خيلي ارزش تلقي مي شد و او ارزشي براي اين دنيا قا ئل نبود و مي گفت : « نبا يد آخرتمان را با اين د نيا ي بي ارزش بفرو شيم پس چرا ما د راين عنفوان جو اني از اين منكرا ت دور ي نكنيم و هميشه شعري را بعنوان توبه نامه با خود زمز مه مي كرد .
يارب بحق مصطفي
آن شا فع روز جزا ء
بر داشتم دست نياز
بر در گهت ای بي نياز
يا رب بس كردم گناه
خود چاره ی كارم بساز
به لطفت آورد م پناه
يا رب به شاه دين رضا
بگذر به عصيا ن و گناه
و ...»
انقلاب که پیروز شد ،«محمود» سر از پا نمی شناخت .هر جا نیاز به جانفشانی داشت او حاضر بود.در حمله ی کورکورانه ی آمریکا به صحرای «طبس» او از اولین کسانی بود که آنجا حاضر شد تا اسناد باقی مانده از خودفروختگان داخلی را از بالگردهای آمریکایی به دست آورد .
«بنی صدر» خائن که می دانست اگر اسناد جنایت وخیانت او ودیگر وطن فروشان به دست مردم بیافتد جان سالم به در نخواهند برد؛ با دستور بمب باران باقی مانده بالگردهای آمریکایی ،از دستیابی انقلابیون به این اسناد جلوگیری کرد.
«کردستان» سنگر بعدی بود که نیاز به جانبازانی داشت تا ازآرمانها ی انقلاب خمینی کبیر حراست کنند ومحمود کاوه از اولین نیروهایی بود که در آنجا حاضر شد.
«محمود کاوه» که در هنگام ورود به «کردستان» ودر عملیات آزاد سازی شهر«بوکان» فرمانده یک گروه 12نفره بود،پس از گذشت مدتی وبا رشادتهایی که از خود نشان داد به فرماندهی لشگر ویژه ی شهدا رسید ؛لشگری که یکی از یگانهای تاثیر گذار ایران در طول دفاع مقدس بود. این درحالی بود که آن موقع «محمود»در سن 22سالگی قرار داشت.
اودر مدت حضور درجبهه بارها مجروح شد اما این اتفاقات نتوانست کوچکترین خللی در اراده ی پولادین این ابر مرد وقهرمان ملی ایجاد کند.
مقام معظم ر هبري در خصوص اين مقطع از زند گي سردار شهيد كاوه ميفر ما يد :
« شهيد كاوه حقيقتا اهل خود سازي بود هم خود سازي معنوي و ا خلا قي و تقوايي و هم خود سازي رزمي . در يكي از عملياتهاي ا خير دستش مجرو ح شده بود كه به مشهد آمد و مد تي در بيمارستان بستري بود كه مجددا به جبهه بر گشته و در تهران پيش من آمد . ديدم كه دستش متورم است . سوال كردم:دستت در د مي كند ؟ گفت : نه ؟
بعد من از طريق برداران مشهدي كه آنجا بو دند فهميدم كه دستش شد يدا " درد مي كند ، ولي او درد را كتمان مي كرد و اين كه انسان دردش را كتمان كند مستحب است ، ايشان يك چنين حا لت خو دسازي داشت . »
با وجود رزمندگان وفرماندهانی مانند «کاوه»بود، که ارتش عراق، علی رغم کمک گرفتن از نیروی نظامی بیش از 12 کشور و کمک های دیگر از 24کشور ؛نتوانست یک میلی متر از خاک ایران را به تصرف خود درآورد وپس از 8سال با اعتراف به قدرت مردم ایران از پشت دروازه های مردانگی آن عقب نشینی کرد.
امير سر تيپ شهید حسن آبشنا سان ،فرما نده لشگر 23 نو هد ( نيروي مخصوص ) كه خود در ارتش ايران چر يكي بي نظير بودو ا غلب فرما ند هان ار تش ا فتخار شا گر دي را داشتند و به رسم ا حترام با لقب استاد ، او را صدا ميزدند. می فرماید:« كاوه ا نسا ني پا كبا خته و چر يكي بزرگ است كه در عمل و جنگ چر يك شده نه با در سهاي تئوري ، و جود ايشان براي سپاه و براي جمهوري اسلامي بسيار ارزشمند است ، او هيچگاه به دشمن پشت نمي كند .
اگر در دنيا يك چريك پا كبا خته و دل با خته به اسلام و امام و جود داشته با شد محمود كاوه است . هر رزمنده اي كه بخوا هد پخته و آبدیده شود با يد به تيپ ويژه شهدا ء پيش كاوه برود .»
این سردار ملی و قهرمان جاوید ایران اسلامی پس از سالها تلاش ومجاهدت در سن 25 سالگی دردهم شهریور1365در عملیات« کربلای 2 »در قله 259حاج عمران مورد اصابت ترکش گلوله توپ دشمن قرار گرفت وبه شهادت رسید.

سوابق مسئولیتی
مربی آموزش نظامی 15/3/1358 تا2/6/1359
مسئول محافظین بیت امام (ره) 3/6/1359تا 3/8/1359
مربی آموزش نظامی 4/8/1359تا 22/9/1359
مسئول عملیات سقز 23/9/1359تا 7/12/1360
مسئول عملیات تیپ ویژه شهدا 8/12/1360تا 31/4/1361
فرمانده تیپ ویژه شهدا 1/5/1361تا 1/2/1365
فرمانده لشگر ویژه شهدا 2/2/1365تا 18/6/1365

مجروحیت
اصابت گلوله به ناحیه شکم اسفند ماه 1361 پاکسازی روستای محمد شاه از توابع مهاباد
اصابت گلوله به ناحیه شانه چپ مرداد ماه 1363 پاکسازی منطقه عمومی دارلک از توابع مهاباد
اصابت ترکش به ناحیه دست راست وسر بهمن ماه 1363 منطقه عملیاتی بدر
اصابت ترکش به صورت اسفند ماه 1364 منطقه عملیاتی والفجر 9

سردار شهید «محمود کاوه» فقط در سال 1358 یک دوره آموزش عمومی و نیز آموزش جنگ های نامنظم را به مدت چهار ماه به همراه سه نفر دیگر از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی« خراسان» در پادگان« امام علی (علیه السلام )» گذراند .
منبع:"روزنامه ی همشهری؛ویژه نا مه ی هفته ی دفاع مقدس،مهر 1382
نرم افزار چند رسانه ای حماسه ی کاوه ،نشر مر کز فرهنگی هنری کاوه،مشهد-1384



خاطرات
طاهره كاوه:
گفتم: اصلا چرا بايد اين قدر خودمون رو زجر بديم و پسته بشكنيم، پاشيم بريم بخوابيم. با وجود اين كه او هم مثل من تا نيمه شب كار مي كرد و خسته بود، گفت: نه، اول اينا رو تموم مي كنيم بعد مي ريم مي خوابيم؛ هر چي باشه ما هم بايد اندازه خودمون به بابا كمك کنیم. يادم هست محمود مدام يادآوري مي كرد: نكنه از اين پسته ها بخوري! اگه صاحبش راضي نباشه، جواب دادنش توي اون دنيا خيلي سخته.اگر پسته اي از زير چكش در مي رفت و اين طرف و آن طرف مي افتاد، تا پيداش نمي كرد و نمي ريخت روي بقيه پسته ها، خاطرش جمع نمي شد.موقع حساب كتاب كه مي شد، صاحب پسته ها پول كمتري به ما مي داد؛ محمود هم مثل من دل خوشي از او نداشت ولي هر بار، ازش رضايت مي گرفت و مي گفت: آقا راضي باشين اگه كم و زيادي شده.

يك زن و مرد آمريكائي با سگشان آمدند داخل مغازه تا سيگار بخرند. سر و وضع ناجوري داشتند. محمود نگاه پر تنفرش را دوخت به چهره كريه آن مرد؛ شكسته بسته حاليش كرد ما سيگار نداريم، بعد هم با عصبانيت آن ها را از مغازه بيرون كرد. زن و مرد آمریکایی نگاهي به همديگر كردند و حيرت زده از مغازه بيرون رفتند، آخر آن روزها كسي جرأت نداشت به آن ها بگويد بالاي چشمشان ابروست.محمود روكرد به من و گفت: برو شلنگ بيار، بايد اين جا رو آب بكشيم. گفتم: براي چي؟ گفت: چون اينا مثل سگشون نجس اند.
خاطرم هست، يك روز دختر بي حجابي آمد توي مغازه خانواده اش از آن شاه دوست هاي درجه يك بودند. محمود گفت: ما با شما معامله نمي كنيم، پرسيد: چرا؟ گفت: چون پول شما خير و بركت نداره. دختر با عصبانيت، با حالت تهديد گفت: حسابت رو مي رسم ها! . محمود هم خيلي محكم و با جسارت گفت: هر غلطي مي خواهي بكني، بكن.تمام آن روز نگران بوديم كه نكند مامورهاي كلانتري بيايند محمود را ببرند؛ آخر شب ديديم در مي زنند. همان دختر بود، منتهي با پدرش. خودشان را طلبكار مي دانستند! محمود گفت: ما اختيار مالمان را داريم، نمي خواهيم بفروشيم. حرفش تمام نشده بود كه دختر با يك سيلي زد توی گوش محمود. خواست جواب گستاخي او را بدهد كه پدرم نگذاشت؛ آخر اگر پاي مامورين به آن جا باز مي شد، برايمان خيلي گران تمام مي شد؛ توی خانه نوار، اعلاميه و رساله امام داشتيم. بعد از اين موضوع محمود هيچ وقت به آن ها جنس نفروخت.

محمد يزدي:
علاوه بر مربي گري، مسئول كميته تاكتيك هم بود. از آموزش ايست و بازرسي گرفته تا آموزش جنگ شهری و كوهستان را بايد درس مي داد. همه هم بصورت عملي. يك روز بهش گفتم: تو که اين قدر زحمت مي كشي، كي وقت مي كني به خودت و خانواده ات برسي؟ گفت: حالا وقت رسيدن به خانه و خانواده نيست. مكثي كرد و ادامه داد: مگه نمي بيني دشمن تو كردستان و جاهاي ديگه داره چيكار مي كنه؟گفتم اين كه مي گي درسته، اما بالاخره خانواده هم حقي دارن، حداقل هر از گاهي بايد يك خبر از خانواده ات هم بگيري. گفت: به نظر من تو اين دوره و زمونه، انسان همه هست و نيستش رو هم فداي اسلام و انقلاب بكنه، باز هم كمه. الان اگه لحظه اي غفلت كنيم، فردا مشكل بتونيم جواب بديم. نه محمد، فعلاً وقت استراحت و سرزدن از خانواده نيست. بدجور به او غبطه مي خوردم.

علي آل سيدان:
يكي از پاسدارها كه اسلحه يوزي داشت، سركوچه ايستاده بود و داد مي زد:اگه مردي بيا بيرون، چرا رفتي قایم شدي، بيا بيرون ديگه. قصد بيرون آمدن نداشت؛ ضامن نارنجك را كشيده بود و مدام تهديد مي كرد كه اگر به سمتش برود، نارنجك را پرت مي كند بين مردم؛ چند دقيقه اي به همين نحو گذشت، ناگهان آن منافق از پشت پله ها پريد بيرون. تا آمد نارنجك را پرتاب كنه همان پاسدار پاهايش را به رگبار بست؛ آن قدر با مهارت اين كار را كرد كه انگار عمري تيرانداز بوده است. دو سه سال بعد رفتيم تيپ ويژه شهدا. يك شب همين خاطره را برای كاوه تعريف كردم، گفت: اين قدرها هم كه مي گوئي كارش تعريفي نبود.پرسيدم مگر شما هم آن جا بودي؟خنديد و گفت: اون كسي كه تو می گی خود من بودم.

احمد جاويد:
تنها كسي كه با من آمد در سالگردها و هواپيما ها(1) محمود بود، اسناد و مدارك را جمع آوری مي كرد، مي برد بيرون و با سرعت برمي گشت.احتمال اين كه بني صدر، دستور حمله بدهد زياد بود. يكي دو بار كه رفت و برگشت، چشمش به يك مسلسل افتاد كه وسط يكي از بالگردها بسته بودنش! آن را باز كرد و برد يك جاي دورتر، روي زمين مستقر كرد. من كه رفته بودم توی نخش، از كوره در رفتم و با تندی بهش گفتم: می دونی كه بردن مدارك مهم تر از اسلحه هاست؟ چرا اين كار را كردی؟ با تعجب نگاهم كرد و گفت: شايد هواپيماها بخوان دوباره حمله كنن، بردمش تا اگه حمله كردن ازش استفاده كنيم.بعدها فهميدم بعضي از تجهيزاتي كه از هواپيما خارج كرده بود را با خودش برده بود كردستان، تا بر عليه ضد انقلاب و عراقي ها استفاده كند.
1- ارديبهشت 59، حمله ناموفق آمريكا به صحراي طبس.

سيد هاشم موسوي:
بچه ها را جمع كردن توی ميدان صبحگاه پادگان؛ قرار بود آيت ا... موسوي اردبيلي برایمان سخنراني كنند. لابلاي صحبت هايشان گفتند: امام فرمودند، من به پاسدارها خيلي علاقه دارم، چرا كه پا چسچ=دارها سربازان امام زمان (عج) هستند. كنار محمود ايستاده بودم و سخنراني را گوش مي دادم. وقتي آيت ا... اردبيلي اين حرف را گفتند، يك دفعه ديدم محمود رنگش عوض شد؛ بي حال و ناراحت یک جا نشست مثل كسي كه درد شديدي داشته باشد. زير لب مي گفت:"لا اله الا الله" تا آخر سخنرانی همين اوضاع و احوال را داشت. تا آن موقع اين جوری نديده بودمش. از آن روز به بعد هر وقت كلاس مي رفت، اول از همه كلام امام را می گفت، بعد درسش را شروع مي كرد. می گفت: اگر شما كاري كنيد كه خلاف اسلام باشد، ديگه پاسدار نيستید، ما بايد اون چيزي باشيم كه امام مي خواد.

محمد كاوه «پد ر شهيد»:
از سر شب حالتي داشت كه احساس می كردم می خواهد چيزی به من بگويد، بالاخره سر صحبت را باز كرد و گفت: بابا! خبرداری كه ضد انقلاب تو كردستان خيلي شلوغ كرده؟ اگه بخوام برم اون جا، شما اجازه می دي؟ گفتم: بله. اجازه می دم، چرا كه نه، فرمان امامه همه بايد بريم دفاع كنيم. پرسيد: مي دونين اون جا چه وضعيتي داره؟ جنگ، جنگ نامرديه؛ احتمال برگشت خيلي ضعيفه. با خنده گفتم: می دونم، براي اين كه خيالش را راحت كنم، ادامه دادم: از همان روز اولی كه به دنيا آمدی، با خدا عهد كردم كه تو را وقف راه دين و حق كنم. اصلا آرزوی من اين بود كه تو توی اين راه باشی؛ برو به امان خدا پسرم.گل از گلش شگفت. خنديد و صورتم را بوسيد. بعدها به يكی از خواهرانش گفته بود: آن شب آقاجان، امتحان اللهی اش را خوب پس داد.

شهید ناصر ظريف:
نرسيده به سقز، يكي از ماشين ها كه ميني بوس بود از ستون خارج شد و شروع كرد به گاز دادن. بعداً فهميديم راننده اش فكر كرده، چون توی شهر هستيم، خطر كمين هم از بين رفته است. زياد فاصله نگرفته بود كه افتاد تو كمين. همان اول كار يك تير به پای راننده مينی بوس خورد. مينی بوس پر از نيرو بود؛ داشت به سمت پرتگاه می رفت. تنها دعا و توسل بود كه به دردمان خورد. يك لحظه ديدم مينی بوس لبه پرتگاه ايستاد.لاستيكش به يك سنگ بزرگ گير كرده است. بچه ها پريدند بيرون و تو سينه كوه سنگر گرفتند. تا محمود خودش را رساند به سر ستون، محمد يزدي با كاليبرش آتش شديدی ريخت روی سر ضد انقلاب. تيربار آخر ستون هم آمد كمك. بيشتر نيروهای تازه وارد، نمی دانستند كمين يعني چه و اين طور جاها بايد چه كار كنند. محمود چند تا از بچه ها را از سمت راست گردنه كشاند بالا. يك گروه را هم از توی جاده حركت داد طرف خود گردنه، جائی كه بيشتر حجم آتش دشمن از آن جا بود. مانده بودم كه تاكتيك محمود چيست و چه نقشه ای دارد، اما مطمئن بودم كه منطقه و دشمن را خوب می شناسد. انتظارم خيلي طول نكشيد؛ ضد انقلاب از سه طرف محاصره شد. حالا ديگر هيچ راهی جز فرار نداشت، فرار هم كرد.

ابراهيم پور خسرواني:
يكی از بچه ها به شوخی پتويش را پرت كرد طرفم. اسلحه از دوشم افتاد و خورد توی سر كاوه. كم مانده بود سكته كنم؛ سر محمود شكسته بود و داشت خون می آمد. با خودم گفتم: الان است كه يك برخورد ناجوری با من بكند. چون خودم را بی تقصير مي دانستم، آماده شدم كه اگر حرفی ،چيزی گفت، جوابش را بدهم. كاملاً خلاف انتظارم عمل كرد؛ يك دستمال از تو جيبش در آورد، گذاشت رو زخم سرشو بعد از سالن رفت بيرون. اين برخورد از صد تا توگوشی برايم سخت تر بود. دنبالش دويدم. در حالي كه دلم مي سوخت، با ناراحتی گفتم: آخه يه حرفی بزن، چيزی بگو، همانطور كه می خنديد گفت: مگه چی شده؟ گفتم: من زدم سرت رو شكستم، تو حتی نگاه نكردی ببينی كار كی بوده همان طور كه خون ها را پاك می كرد، گفت: اين جا كردستانه، از اين خون ها بايد ريخته بشه، اين كه چيزی نيست. چنان مرا شيفته خودش كرد كه بعدها اگر می گفت: بمير، می مردم.

چگونگی و تاریخچه بهره گیری از جنگ­افزارهای شیمیایی

جنگ افزارهای شیمیایی و به کارگیری این مواد به صورتهای گاز، مایع و یا جامد در میدانهای جنگ و یا بیرون از مناطق چون زهر بر روی انسان اثر می گذارند. این جنگ­افزارها علاوه بر انسان بر روی دیگر موجودات زنده و گیاهان آن نواحی نیز، آثار مرگباری دارند. دگرگونیهای حاصل از کاریرد جنگ­افزارهای شیمیایی در جهان موجب شد که در سال 1925 در کنفرانس ژنو با تصویب پروتکل ژنو به کارگیری هرگونه گازهای زهردار و خفه کننده و سایر گازهایی مانند این گازها و یا حتی به صورت مایع را منع کنند. این پیمان نامه در تاریخ مزبور به امضای بیش از 140 نماینده از کشورهای سراسر جهان رسیده است.

 بهره گیری از گازهای سمی و کاربرد آنها در جنگ، در دوره­ های پیشین نیز متداول بوده است اما استفاده از آنها به صورت رایج در جهان از جنگ اول جهانی آغاز شده است. طرفین درگیر در جنگ به صورت انفرادی در جنگ­افزارهایی چون توپخانه و یا در گلوله های دیگر آنها را به کار می گرفتند.

در سال 1914 ارتش آلمان با استفاده از ماده کلرین «جسم بسیط سمی که در نمک یافت می شود Chlorine» که آن را در هزاران وسیله استوانه ای شکل جای داده بود، در حمله ای که به طور گسترده در منطقه ای به وسعت 6 کیلومتر در جبهه یپرس در 22 آوریل 1915 انجام داد از سلاح شیمیایی استفاده کرد و اهمیت فاجعه را به نحو روشنتری نشان داد. از آن به بعد طرفین از این گاز استفاده می کردند و در نتیجه بتدریج استفاده از ماسکهای ضد گاز در این جنگها متداول شد. از سوی دیگر نیز برای وارد آوردن تلفات بیشتر از گازهایی با درجه سمی بیشتر استفاده نمودند که از آن جمله گازهای فوس جین «گاز بی رنگ سمی به فرمول COCL2» و دیگر گازهای شیمیایی بود که می توانستند به پوست و چشم آسیب شدید برسانند و بویژه استفاده از گاز خردل «Mustar dgas» که آثار بسیار زیانباری را به همراه داشت، بسیار متداول شد.

در خطوط پدافندی با استفاده از ماسکهای ضد گاز و لباسهای مخصوص و با وضع آیین نامه های حفاظتی در برابر گازها تا اندازه ای توانستند آثار شدید آنها را کاهش دهند، ولی بنا به آمارهای موجود تنها در جنگ اول جهانی بیش از 100000 تن از انواع گازهای گوناگون به وسیله طرفین درگیر در جنگ مورد استفاده قرار گرفته و این نوع جنگ­افزار به عنوان بزرگترین و مخربترین سلاح برای خطوط پدافندی به شمار می آمد. در طول جنگ دوم جهانی استفاده از جنگ­افزارهای شیمیایی به صورت انبوه از سوی نیروهای طرفین درگیر در جنگ به سه دلیل زیر در طرحهای ستادی و عملیاتی گنجانیده نشده بود:

اول - نظامیان طرفین بر این باور بودند که استفاده از سلاحهای شیمیایی آثار چندان قابل توجهی چون جنگ­افزارهای معمولی نخواهد داشت.

دوم - آثار این جنگ­افزارها در محیط های انسانی غیر نظامی بیشتر است.

سوم - فرماندهان نظامی بیزاری خود را از به کارگیری این گونه سلاحها به اطلاع همگان می رساندند و از طرفی پروتکل ژنو نیز مخالف استفاده از این گونه جنگ­افزارها بود.

ولی استفاده از جنگ­افزارهای شیمیایی پس از جنگ دوم جهانی به بیش از 200 مورد می رسد.

برای مثال در یمن 1966- 1967 و در جنگ عراق و ایران 1984 - 1988 از جنگ­افزارهای شیمیایی استفاده شده است.

کاربرد مواد شیمیایی در جنگ­افزارها

به کارگیری مواد شیمیایی در جنگ­افزارها که به صورت ارگانوفسفرس «مواد شیمیایی آفت کش فلج کننده سلسله اعصاب» است به طور کلی ارگانیسم مغز و اعصاب را کاملاً بر هم می زند. آلمانی ها در جنگ دوم جهانی در جنگ­افزارهای شیمیایی از مواد حشره کش استفاده می کردند، این مواد شیمیایی برای سلامتی انسان بسیار زیانبار و زهرآگینند.

نخستین عضوی که در معرض آسیب جدی قرار دارد برانشها هستند که به محض تنفس این مواد کار آنها مختل و مخاط درونی آنها و نایژه ها در معرض خطر قرار می گیرند، دومین عضو در بخش بینایی است که زیان می بیند و دید تیره و تار می شود. از زیانهای دیگر آن عدم کنترل بدن همراه با قی و استفراغ و بالاخره تشنج و فلج شدن همیشگی است.

در برخی از مواقع موجب به هم خوردن سیستم تنفسی و ایجاد خفگی شده و به دنبال آن مرگ حتمی است. این رویدادها در مدت چند دقیقه رخ می دهد که همگی از دگرگونیهای عمده در سیستم کار مغز و اعصاب نشان دارد و می توان به آثار و علائم آنها بر روی پوست نیز بروشنی پی برد.

مواد شیمیایی به کار گرفته شده در جنگ­افزارهای شیمیایی ایالات متحده واکنشهایی را با انباشتن بر روی سلولهای دفاعی بدن و ذخیره شدن در بلوک هایی از جمله در بخش مغز و اعصاب انجام می دهند که موجب کاهش و از بین رفتن توانایی رزمی افراد می گردد. برای مثال کاربرد وی ایکس «ماده گازی سمی vx» که مواد شیمیایی گازی است که این حالت را دارد و یا جنگ­افزارهای شیمیایی اتحاد جماهیر شوروی سابق با استفاده از وی ایکس و ماده سومن «این ماده ضد کولین استراز، سمی است و تمامی استرازهای موجود بدن را در بافتها از بین می برد Soman» به بخشهای مغز و اعصاب آسیب و زیان کلی می رسانند و سیستم آن را از بین می برند.

مواد شیمیایی گفته شده در بالا با انجام واکنشهای بسیار تند تمام مایعات موجود در سیستم عصبی را تبخیر کرده و به عنوان عامل بازدارنده اتیل کولین استراز در سلولهای عصبی عمل می کند و با انباشت در آنها سیستم را فلج می کند. بدین ترتیب که اتیل کولین در سیستم عصبی موجب ارسال پیام می شود و آنزیم اتیل کولین استراز موجب حذف پیام می گردد اما با تاثیر مواد فوق آنزیم اتیل کولین استراز انباشته می شود و بدن را فلج می کند. وی ایکس ماده فراری است که در مرحله نخست برخورد محیط اطراف را زهر آگین و فاسد کرده و دستگاه تنفسی را با خطر رو به رو می کند. سومن از جمله مواد فراری است که واکنشهای بین سارین و وی ایکس را انجام می دهد. با توجه به چگونگی سیستم عصبی انسان، کشورهای یاد شده گاز خردل و گاز سی اس «C S» را که سوزش آور است به وسیله نیروهای پلیس مورد استفاده قرار می دهند. این گونه مواد شیمیایی را در جنگ­افزارها نیز به کار برده اند.

روسیه علاوه بر اینها از گاز سمی لوی سیت «نوعی گاز سمی که از ترکیب استیلن و ارسنیک تری کلراید به دست می آید Lewisite» که یک گاز تاول زاست نیز استفاده کرده است.

از سال 1987 در ارتش ایالات متحده با ابداع روش نوینی از دو نوع ماده شیمیایی به نسبت ترکیبی خاصی در گلوله هایی که به وسیله توپخانه تیراندازی می شوند، استفاده می کنند. یکی از این دو ماده به صورت پیشرو با مواد غیر سمی و دیگری دارای مواد شیمیایی سارین است. این مواد در درون گلوله به صورت کانستری آماده برای واکنش ترکیبی قرار داده می شوند و پس از اجرای تیراندازی گلوله، دو ماده شیمیایی با یکدیگر ترکیب شده و واکنش شیمیایی برای تشکیل گاز سمی آغاز می گردد. ممکن است کانسترها به صورت ذخیره کننده و جدا کننده عمل کنند.

این نوع گلوله ها بایستی در انبارهای مهمات و تدارکات جنگی در محل امنی نگهداری شوند و یا ممکن است آنها را در پایگاههای نظامی در امنیت کامل انبار کنند. برای اینکه بتوان از این نوع گلوله ها بموقع استفاده کرد بایستی آنها را طوری ذخیره و انبار کنند که ضمن امنیت کامل قابل دسترس پایگاه و یا آماده حمل و نقل فوری باشند. معمولاً این گلوله های دو گانه را با دیگر گلوله های مواد شیمیایی درخواست می کنند. مقدار و چگونگی استفاده از گلوله های شیمیایی در اجرای ماموریت برای ایجاد حداکثر تاثیر در گستره زیاد بر روی هدف به وضع هوا بستگی دارد.

مقدار مواد شیمیایی درون گلوله شیمیایی (برای نمونه سارین) که بتوان حداکثر بهره گیری از آن را در یک فضای باز 2/5 کیلومتر مربعی (تقریباً 1 مایل مربع) به عمل آورد، در حدود 0/3 - 10 تن مواد شیمیایی است که می تواند فضای مورد بحث را کاملاً آلوده کند و برای به کار بردن یک چنین حجمی از مواد شیمیایی با توپخانه 155 میلیمتری در حدود 100 - 3000 گلوله نیاز است. امروزه گروهی بر این پندارند که سربازان در برابر جنگ­افزارهای شیمیایی به وسایل و تجهیزاتی مجهزند که در برابر آسیبها و زیانهای وارده نسبت به جنگ­افزارهای عادی و متعارفی کمتر زیان می بینند.

پدافند در برابر جنگ­افزارهای شیمیایی

یکی از مهمترین وظایف در خطوط پدافندی حفاظت افراد و تجهیزات مستقر در خط در برابر حملات با جنگ­افزارهای شیمیایی است، بویژه این کار بایستی در برابر پرتوهای حاصل از این مواد نیز انجام شود. برای این منظور می بایست سربازان و یگانهای عمل کننده با ماسک و لباسهای ویژه و با جنگ­افزارها و وسایلی مجهز شوند که از تحرک و قابلیت انعطاف لازم برخوردار باشند و یا از روپوشهای بسیار محکمی استفاده کنند. ماسک ها و لباسهایی که به صورت روپوش پوشیده می شوند دارای فیلترهای محتوی زغال اکتیو و لایه ای از آن هستند که مواد شیمیایی و میکروبی را در بین خود به دام می اندازند و می تواند رطوبت را جذب کند. برای جذب رطوبت از کاغذهای ویژه ای نیز می توان استفاده کرد و اینک از سایر مواد نیز استفاده می شود. ابداع یک نوع فیلتر ویژه از تمرکز و تاثیر مواد شیمیایی و بیولوژیکی و نیز از انجام واکنشهای شیمیایی می توان به مقدار زیادی جلوگیری کرد. در این راستا با بهره گیری از یک پدیده شیمیایی توانسته اند از آثار گازها به حد قابل توجهی بکاهند. افراد یگانها به محض آگهی از به کارگیری مواد شیمیایی توسط دشمن می بایست در کمتر از 10 ثانیه ماسک های حفاظتی را به صورت بزنند و سپس لباس حفاظتی را به تن کنند.

با این لباس و وسایل حفاظتی در برابر مواد شیمیایی می توان مقاومت کرد، استراحت کرد یا خوابید. لباسها و تن پوشهایی که امروزه به وسیله کارخانجات تولید می شوند، طوری طراحی شده و از پودر زغال و سایر مواد جذب کننده کربنی در آن استفاده شده است، که بسیار راحت و تقریباً مثل جامه خود انسان است.

یک لباس کامل یک تکه ویژه حفاظتی دارای وزنی در حدود 2 کیلوگرم بوده و در آن می توان براحتی و به طور طبیعی تنفس کرد و در انواع جدید آن جریان عادی رطوبتی و عرق بدن هم دفع می شود. در شرایط آب و هوای گرم بایستی از اجرای کارهای تقریباً سنگین با این گونه لباسها خودداری کرد و می بایست از قرار گرفتن در تاثیر مستقیم گرما جداً خودداری کرده و حتی الامکان استراحت کرد. می توان با سبک کردن وسایل اضافی قسمتی از ژاکت حفاظتی را نیز باز کرد.

در کشورهای عضو اتحادیه اروپایی برای یگانهای نظامی تمرینات گوناگونی به طور روزمره با لباسهای حفاظتی انجام می گیرد. برای پدافند در برابر عملیات شیمیایی از ابزارهای یابنده و سیستمهای هشدار دهنده بسیار حساس استفاده می کنند. برای جلوگیری از زیانهای وارده به سیستم مغز و اعصاب و نیز مصون ماندن بدن از تاول زدن بایستی دستورات پیشگیری را به مورد اجرا گذاشت و از داروهایی که حاوی پاد زهرند استفاده کرد. برای از بین بردن آلودگی محیط، مناطق و تاسیسات آن مناطق را بایستی به وسیله مواد مخصوص ضد آلودگی پالایش کرد.

تذکر مهم: برای جلوگیری از موثر بودن مواد و جنگ­افزارهای شیمیایی بایستی نیروها را از پیش آماده کرد و برای درگیری در رزم با پوششهای حفاظتی و لوازم و تجهیزات مربوط ضمن انجام احتیاطات تامینی و بررسی و محاسبات لازم آنان را در مسیر رخدادهای عملیاتی قرار داده و هدایت کرد.

جنگ­افزارهای بیولوژیک

در جنگهای بیولوژیک جنگ­افزارها را با میکروبهای امراض واگیر عفونی یا برخی از ویروسها و باکتریها و همچنین از زهر قارچها انباشته و ضد انسانها به کار می گیرند. در نتیجه استفاده از این جنگ­افزارها با انتشار میکروبها به بروز بیماریهای گوناگون عفونی در انسانها و حیوانات و گیاهان منجر می شوند.

از سال 1972 بنا به پیمان نامه کنوانسیون جنگ­افزارهای بیولوژیکی Biological Weapons Convention سازمان ملل متحد که به امضای بیش از 100 نفر از نمایندگان کشورهای مستقل جهان و پنج عضو همیشگی سازمان ملل متحد رسیده است، تولید، گسترش، انبار کردن و به کارگیری هرگونه جنگ­افزارهای بیولوژیکی به هر نحوی از انحا ممنوع اعلام شده است. گرچه امروزه برخی از کشورهای جهان درون بعضی جنگ­افزارهای معمولی نیز از برخی مواد زهرآگین و خطرناک استفاده می کنند، به کارگیری هرگونه جنگ­افزارهای شیمیایی و بیولوژیکی برخلاف مواد پیمان نامه 1925 ژنو است.

در سالهای 1969 و 1970 طی بیانیه هایی که از سوی مشاور عالی رئیس جمهور ایالات متحده امریکا اعلام شد در مورد ویرانگریهای جنگ­افزارهای بیولوژیکی تنها کشور امریکا با انتشار آمارهای رسمی که در اختیار همگان قرار داد از چگونگی و فرمول ساخت و به کارگیری این نوع سلاحهای خطرناک که به صورت پودر، جامد یا مایع و آبکی با استفاده از انواع میکروبهایی چون Tularemia تولارمی، تب کیو «تب کیو که موجب ذات الریه می شودQ fever» و یا انسی فالیتیس Ence Phalitis از نوع ونزوئلایی آن تهیه می شد خبر داد. این نوع میکروب در انسان  و حتی در حیوانات س مدار موجب آماس و تورم مخ می گردد. در این نوع جنگ­افزارها حتی با استفاده از آفات نباتی چون زنگ برنج و زنگ ساقه های گندم ویرانگریهای کشاورزی نیز موجب می گردند.

علاوه بر اینها با استفاده از زهرهای گوناگونی چون زهرهایی که از پوست ماهیان Paralytic Shellfish Poison گرفته می شود و ماده بسیار قوی فلج کننده اعصاب و تشنج زا هستند جنگ­افزارهایی ساخته شده است. جنگ­افزارهای بیولوژیکی را از راه هوا به وسیله ابرها نیز می توان پخش کرد و آنها نیز به بروز امراض گوناگونی چون بیماریهای تب زا منجر می شوند که می توانند به کشتار گروهی انسانها در یک ناحیه گسترده بینجامد و یا حداقل بازدارندگی نیروی کار آنان را سبب گردد.

 

منبع اصلی: مروری بر تاریخ تحولات فن آوری سلاحهای نظامی، تاریخ چاپ: 1380.

 نوشته: احمد عقلمند

اعلام شروط جمهوري اسلامي براي مذاكرات

احمدي نژاد : ايران ديگر در قالب 1+5 مذاكره نمي كند

رئيس جمهور كشورمان شرايط جديد گفت وگوها ميان ايران و غرب را اعلام كردند كه بر اساس آن تهران ديگر در قالب 1+5 مذاكره نخواهد كرد.
به گزارش خبرنگار كيهان،دكتر محمود احمدي نژاد ديروز در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي درباره شرايط مذاكرات جديد با غرب، گفت : گفت وگوهاي ايران با گروه 1+5 پيرامون مهم ترين مسائل جهان مدت ها ادامه داشت تا به موضوع تبادل هسته اي رسيد. علي رغم اين كه ما توان توليد سوخت 20 درصد را داشتيم، براي اين كه فضاي جهاني را به سمت تعامل و همكاري بيشتر سوق دهيم تبادل را پذيرفتيم. اما در گفت وگوها و مذاكرات، كساني كه بايد طبق قانون، بدون هيچ شرطي سوخت 20 درصد مورد نياز رآكتورهاي تحقيقاتي ـ كه دارو توليد مي كنند ـ را به ما تحويل دهند شرط هايي گذاشتند كه گسترده تر از يك تبادل هسته اي بود.
وي با بيان اين كه « آن ها استقلال ما و حقوق قطعي ملت ايران را هدف قرار داده اند» گفت: طبيعي بود كه اين مذاكرات به نتيجه نرسيد. بعدها آقاي اوباما از رئيس جمهور برزيل و نخست وزير تركيه به طور رسمي درخواست كردند كه وارد شوند و زمينه هاي ادامه گفت وگو را فراهم كنند؛ در حالي كه هم آمريكايي ها و هم متحدان شان به طور مكرر به اين دو شخصيت محترم مي گفتند و اصرار داشتند القاء كنند كه طرف ايراني حاضر به گفت وگو در يك فضاي عادلانه و منطقي نيست. اما آمدند در ايران نشستند و با چيزي مواجه شدند كه كاملا عكس ادعاي آن ها بود. فضاي ايران فضاي منطقي، تعامل و فضاي قانون مدار بود.
وي ادامه داد: بر همان اساس بيانيه تهران تنظيم شد. در واقع بيانيه تهران بر اساس درخواست آقاي اوباما از رئيس جمهور برزيل و نخست وزير تركيه تنظيم شد و بخشي از مذاكرات بود. آن ها كه در مقابل اين حركت منطقي حرفي براي گفتن نداشتند، به رسم گذشته و بر اساس بداخلاقي هاي جاري مستكبران، به جاي استقبال از بيانيه تهران، به سمت قطعنامه حركت كردند و بعد از قطعنامه هم بلافاصله بيانيه دادند كه ما مي خواهيم گفت وگو كنيم. ما هم پاسخ داديم كه گفت وگو مي كنيم.
رئيس جمهور تصريح كرد: البته بحث بيانيه تهران موضوعي جداگانه است و مسير خود را طي خواهد كرد. ما با 1+5 گفت وگو مي كنيم اما شرايط عوض شد. آن ها خواستند يك چماق بلند كنند با اخلاق استكباري كه در مذاكرات به قول خودشان دست بالا را داشته باشند. ما داشتيم مذاكره مي كرديم. بيانيه تهران بخشي از مذاكرات بود و بسيار هم موفق. شما به هم زديد و به تصور اين كه منطق ايران و منطق بيانيه تهران منطق قوي است و شما در برابر آن حرفي نداريد بزنيد، رفتيد پناه برديد به نقطه تبعيض آلود شوراي امنيت كه در آن جا اختيار مطلق داريد. يك قطعنامه صادر كرديد كه به قول خودتان دست بالاتر را داشته باشيد. ما اسم اين را مي گذاريم بي اخلاقي.
وي ادامه داد: چون بي اخلاقي كرديد اولا ما مذاكره را عقب مي اندازيم. مذاكره پايان مردادماه و نيمه ماه مبارك رمضان به بعد است. اين جريمه اي است براي اين كه به نظر مي آيد بايد ادب شوند كه رسم گفت وگو با ملت ها را ياد بگيرند.
وي با بيان اين كه «بايد چند نكته را به وضوح براي ملت ها بيان كنم» اظهار كرد: آن ها مي خواهند با ما گفت وگو كنند. مي بايست نظرشات را درخصوص چند موضوع اعلام كنند. اول اين كه نظرشان را درخصوص بمب اتمي رژيم صهيونيستي اعلام كنند كه موافقند يا مخالف؟ ما مذاكرات را بر مبناي اعلام نظر آن ها تنظيم خواهيم كرد. بالاخره با كساني كه با بمب هاي اتمي رژيم صهيونيستي موافقند و حمايت مي كنند ما يك جور مذاكره مي كنيم ولي با كساني كه با آن مخالفند نوع ديگري مذاكره مي كنيم.
احمدي نژاد ادامه داد: دومين مطلب اين است كه؛ بايد اعلام كنند آيا به مقررات ان.پي.تي مي خواهند بپيوندند يا نه؟ پس از سال ها زحمت نشستي برگزار شد و در نيويورك مقررات ان .پي. تي تكميل و اصلاح شد و به عنوان يك مقررات جهان شمول درآمد. كساني كه مي خواهند با ما گفت وگو كنند بايد به صراحت اعلام كنند آيا از اين مصوبه بين المللي مي خواهند تبعيت كنند يا نمي خواهند؟ كساني كه بخواهند تبعيت كنند با آن ها يك نوع گفت وگو مي كنيم و كساني كه نخواهند گفت وگو كنند جور ديگري گفت وگو مي كنيم. نكته سوم؛ كساني كه مي خواهند گفت وگو كنند مي خواهند دشمني كنند يا اين كه مي خواهند دوستي كنند. كساني كه مي خواهند دوستي كنند ما يك نوع با آن ها مذاكره مي كنيم و كساني كه بخواهند دشمني كنند نوع ديگري گفت وگو مي كنيم. در واقع آن ها بايد به صراحت اعلام نظر كنند.
وي با تاكيد بر اين كه« ما از نيمه ماه مبارك رمضان بعد از اين كه آن ها اعلام نظر كردند آماده ايم گفت وگو كنيم» گفت: تركيب مذاكره كنندگان هم مقداري تغيير مي كند. پنج كشوري كه صاحب امتياز ناعادلانه وتو هستند هيچ كس نمي تواند از آن ها شكايت كند. آن ها خودشان شكايت مي كنند، خودشان حكم صادر مي كنند و خودشان اجرا مي كنند. يك رابطه ظالمانه يكطرفه. چه كسي گفته كه فقط گروه 1+5 بايد گفت وگو كنند. كسان ديگري هم هستند كه بايد در اين مذاكرات حضور داشته باشند. ضمن اين كه آن ها بايد به صراحت اعلام كنند كه در گفت وگو مي خواهند تابع منطق باشند يا اين كه مي خواهند از منطق زور استفاده كنند. تجربه قبلي مي گويد هر باري كه ما با آن ها گفت وگو كرده ايم به محض اين كه در منطق كم آوردند، بلافاصله رفته اند سراغ زورگويي. باز ما با كساني كه بخواهند با منطق زور صحبت كنند يك نوع گفت وگو مي كنيم و با كساني كه بخواهند با منطق و قانون صحبت كنند نوع ديگري گفت وگو مي كنيم.
وي تاكيد كرد: ادامه گفت وگوها مستلزم اين است كه طرف گفت وگو با ما اولا به طور شفاف نظرات خود را راجع به اين سوالات اعلام كند. اين ها مانع از گفت وگو نيست. شكل گفت وگو را تنظيم خواهيم كرد. در ثاني؛ بدانند كه ديگر گفت وگو با گروه 1+5 با ايران نيست. عده ديگري هم در اين گفت وگوها شركت خواهند كرد و گفت وگوها در مورد موضوعات مبتلابه بشري و دغدغه هاي مشترك خواهد بود و اصل كار، دغدغه هاي مشترك است كه در نامه ايران و بسته پيشنهادي ايران به طور آشكار به آن اشاره شده است.
به تهديدات پاسخ هاي پشيمان كننده خواهيم داد
خبرنگار ي از رئيس جمهور در مورد قطعنامه كنگره آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران و بازرسي كشتي هاي ايران در آب هاي بين المللي و نيز واكنش جمهوري اسلامي ايران به اين مساله پرسيد كه احمدي نژاد با تاكيد بر اين كه نزديك به 30 سال است ايران و آمريكا رابطه گسترده اقتصادي نداشته اند، در حالي كه قبل از انقلاب وضع به گونه اي ديگر بود، ادامه داد: حال سوال اين است كه با اين تحريم چه كسي را تحريم مي كنند؛ شايد آن ها از گسترش ارتباطات اقتصادي ما با ديگران ناراحتند. با اين كار در واقع ديگران را تحريم مي نمايند.
احمدي نژاد با تاكيد بر پاسخ منتشر شده ايران و اين كه ايران هر اقدام مقابله به مثلي را براي خود محفوظ مي داند، اضافه كرد: تجربه نشان داده است كه ما قادريم از حقوق خود دفاع كنيم. ما علاقه نداريم كه كار به اينجا برسد. چرا كه آن ها به شدت پشيمان مي شوند. حال اين اقدام از سوي هر كس و حتي آقاي اوباما باشد.
رئيس شوراي عالي امنيت ملي كشورمان، با يادآوري اين نكته كه روش هاي ديكتاتوري آقاي بوش شكست خورده است، ادامه داد: كساني كه بخواهند با بي صداقتي روش هاي ديكتاتوري را به صورت دموكرات مآبانه و با شعار تغيير ارائه دهند، شكست شان سنگين تر است. ما به آن ها توصيه مي كنيم كه اين كار را نكنند كه در غير اين صورت به سرنوشتي كه گفتيم مبتلا مي شوند.
وي افزود :مطمئن باشيد تحريم در بخش انرژي تاثير مثبت بر اقتصاد ايران دارد اما در گفت وگوها تاثير منفي. تا قبل از اين فكر مي كرديم آن ها با تاريخ دنيا ملت ايران و خاورميانه آشنا نيستند اما الان به اين نتيجه رسيديم كه آن ها جغرافيا هم نمي دانند ايران كشوري با يك ميليون و هفتصد كيلومتر مربع مساحت و 75 ميليون نفر جمعيت است و به لحاظ ذخاير نفت و گاز مقام دوم را در دنيا دارد و در يك هفته مي تواند توليد بنزين خود را 20 ميليون ليتر افزايش دهد و مردمش مي توانند همين امروز تصميم بگيرند تا مصرف بنزين خود را به نصف كاهش دهند. اما مثل اين كه آن ها سرشان را مثل كبك در برف كرده اند ما دوست داريم روابط مان با دنيا به احترام، همكاري و صداقت باشد ما به آن ها مي گوييم كه اشتباه مي كنند اما اگر اشتباه كردند اين طور كه به ما ضرر برسانند آن ها به خودشان آسيب مي رسانند شما مي توانيد با كنار گذاشتن اشتباهات محبوب ملت ها باشيد چرا مي خواهيد مغفول باشيد؛ بنويسيد آنقدر بنويسيد و منتشر كنيد ما هم مي نشينيم و مي خنديم شايد فكر مي كنند كه ايران جزيره اي ميان اقيانوس است با ذره بين بايد آ ن را پيدا كرد و يا چشم ما به دست آنهاست. هر جا تحريم كنيد به سرعت تبديل به فرصت عالي در اقتصاد ايران مي شود اگر قبول نداريد خوب اين كار را انجام دهيد و نتيجه اش را ببينيد.
درباره راي روسيه و چين
به قطعنامه 1929
رئيس جمهور در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اين كه آيا نياز به بازنگري در مناسبات ايران با كشورهاي روسيه و چين با توجه به راي اخير آن ها در قطعنامه وجود دارد؟ گفت: هر اقدامي آثار خودش را دارد و بي تاثير نيست و آثارش را در نهايت نشان خواهد داد اما همان طور كه قبلا گفته ام، نبايد اسم شان در كنار دشمنان ما درج شود، اما بايد توجه داشته باشيم كه ما كانون اصلي دشمني با خود را دولت آمريكا مي شناسيم و طبيعي است كه آن ها در شوراي امنيت با يكديگر همكاري و بده بستان هايي دارند و يكديگر را تاييد مي كنند اما آن كه عليه ملت ايران حركت و تلاش مي كند دولت آمريكا و انگليس است كه ما اين را فراموش نمي كنيم و همه طراحي هاي مان بر اين اساس انجام خواهد شد.
بشريت در خطر بمب هاي اتمي آمريكا است
احمدي نژاد با بيان اين كه امروز احمقانه ترين كار انباشت سلاح هاي اتمي است، گفت: آن ها مي خواهند با اصرار شريك جرم پيدا كنند، ولي ايران شريك جرم آن ها نخواهد شد. ما ايستاده ايم تا همه آن ها را خلع سلاح كنيم؛ نه اين كه نگران خودمان هستيم، ما نگران ملت هاي اين ها و نگران ملت هايي هستيم كه اين ها در پايگاه هاي نظامي شان اين بمب ها را انباشت كرده اند.
وي گفت: دولتي كه نمي تواند يك چاه نفت را مهار كند، چطور چند هزار بمب اتم را در خاك آمريكا و در خاك كشورهايي مثل بلژيك، آلمان، ايتاليا و ژاپن صيانت كند. الان بخش عظيمي از بشريت در خطر است و اين به خاطر ضعف مديريت آمريكايي ها بر بمب هاي اتمي است.
اسامي مفسدان اقتصادي را بزودي به رئيس قوه قضاييه مي دهم
احمدي نژاد در ادامه نشست خبري خود در پاسخ به سؤالي در خصوص اعلام اسامي مفسدان اقتصادي دانه درشت از سوي وي با اعلام اينكه نامه اي در اين زمينه تنظيم كرده ام و به زودي براي رئيس قوه قضائيه آن را ارسال مي كنم، گفت: در اين نامه تعداد از افراد در جايگاه حقيقي و حقوقي كه دست اندازي و سوء استفاده كرده اند معرفي شده و خواستار تسريع در رسيدگي به اقدامات آنان و اعلام نتيجه آن به مردم شده اند.
قوه اي حق دخالت
در قوه ديگر را ندارد
وي همچنين در پاسخ به سوالي درباره ادعاي دخالت دولت در امور قواي مقننه و قضاييه گفت: طبق قانون اساسي قوا مستقل هستند. قوه اي حق دخالت در قوه ديگر را ندارد اما قوه مجريه تنها نهادي است كه چندين نهاد بر آن نظارت دارند؛ مانند ديوان عدالت اداري، سازمان بازرسي كل كشور، ديوان محاسبات، كميسيون اصل 90، كل نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و كل ملت. اما چون كار قوه قضاييه مهم است و ضامن عدالت است از بيرون كسي بر آن نظارت نمي كند و خودش بايد بر خودش نظارت كند. اما رئيس قوه مجريه تنها كسي است كه مي تواند در جايي كه انحرافي از قانون ايجاد شد به آن تذكراتي دهد و بنده هم تذكراتي را داده ام و نامه هايي را فرستاده ام و تلاش مي كنيم كه هيچ اتفاقي خارج از قانون اساسي نيفتد.
آزادي واقعي در ايران است
خبرنگار ي در مورد مشكلات دولت در سه حوزه مبارزه با بي حجابي، لغو حركت كشتي اعزامي به غزه و مصوبه مجلس در مورد دانشگاه آزاد پرسيد كه احمدي نژاد با يادآوري اين نكته كه « ما اين مسائل را مهم نمي دانيم؛ چراكه معمول يك جامعه پوياست» افزود:كمك هاي مردم ايران به غزه طي 31 سال گذشته ادامه داشته و دارد و انتقادات به دولت نيز لازمه جامعه آزاد است و اين گونه اظهارنظرها به معناي اختلاف نيست.
رئيس جمهور در مورد مصوبه مجلس در مورد دانشگاه آزاد با بيان اين كه « اين مقوله مشكل بين دولت و مجلس نيست» ادامه داد: شوراي عالي انقلاب فرهنگي مرجعي عالي و قانوني است كه همه قوا در آن حضور دارند و اين مساله ارتباطي به دولت ندارد و نهاد قانونگذاري است كه مديريت عرصه فرهنگي كشور را برعهده دارد.
وي افزود: قوه قضاييه تصميم يك قاضي را متوقف كرد و نمايندگان نيز مصوبه شورا را تاييد كردند و لذا در اين مساله كشمكشي وجود ندارد. اين گونه بحث ها در ايران عادي است؛ چراكه ايران جاي پرتلاش و گفت وگوست و آزادي واقعي در ايران است.
هيچكس نبايد
كار غيرقانوني انجام دهد
احمدي نژاد در ادامه در مورد مباحث مربوط به طرح عفاف و حجاب گفت: نظر صريح من همان است كه در گفت وگوي تلويزيوني اعلام كردم و الان هم نظر من همان است و مي گويم كه مباحث فرهنگي كار فرهنگي دارد و گروه هايي كه سازمان يافته اقدامات تخريبي مي كنند درست نيست و بايد كار قانوني انجام شود و هيچكس نبايد كار غيرقانوني انجام دهد.
مشكلي براي توليد
صفحه سوخت نداريم
رئيس جمهور در پاسخ به سئوال خبرنگار كيهان در مورد مراحل توليد سوخت رآكتور تهران با بيان اين كه « هم اكنون سوخت 20 درصد را در اختيار داريم و صفحه سوخت مجازي را نيز ساخته ايم» افزود: هم اكنون در حال آماده سازي مراحل براي ساخت صفحه سوخت هستيم؛ ساخت تجهيزات يك مدت زمان مي برد اما از نظر دانش مشكلي نداريم.
در حالي كه خبرنگار كيهان جزو اولين نفرات براي پرسش از رئيس جمهور ثبت نام كرده بود و طبق اعلام مجري برنامه هيچ قرعه كشي هم درباره اولويت دادن به خبرنگاران براي طرح سؤال ، انجام نشده بود اما برخي افراد در معاونت ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهوري سعي در عدم دادن نوبت به خبرنگار كيهان داشتند كه در نهايت با سه بار تمديد زمان جلسه از سوي رئيس جمهور وي موفق به طرح سؤال خود شد.

وجه تشابه فتنه‌ها

جريان انقلاب در دوران رهبري امام در دهه اول پس از پيروزي با فتنه هاي متعددي روبه رو شد. گروهي در كردستان، جماعتي در آذربايجان، عده اي در خوزستان بعضي در شمال ايران و برخي از نقاط ديگر كه يكي پس از ديگري شكست خوردند.

 

عناصر تشكيل دهنده فتنه سال 60 از زواياي مختلف با يكديگر اختلاف هم داشتند كه مباحث متعددي را شامل مي گردد. اما در يك موضوع اساسي با هم اشتراك داشتند و آن اينكه اعتقادي به ولايت فقيه نداشتند. به طور كلي سه دسته در برابر نظام جمهوري اسلامي صف آرايي كردند:

1- جرياني كه با خط مشي ليبرال، ملي گرا، نهضت آزادي و هوادار مصدق بودند اما در سير جريان انقلاب در سال 57 خود را با امام همراه كردند تا اينكه در آستانه پيروزي انقلاب به عنوان نخست وزير دولت موقت از امام حكم گرفته و در رأس دستگاه هاي اجرايي كشور و انقلاب قرار گرفتند كه در روند كاري خود با ناكامي ها مواجهه شدند و پس از مدتي به اين نتيجه رسيدند كه بايد راه و روش سياسي ديگري را در پيش گيرند كه از پشتوانه اجتماعي مردم برخوردار باشد و تحقق آن از طريق ورود به مجلس شوراي اسلامي امكان پذير بود و افراد مشهور اين طيف مهدي بازرگان، ابراهيم يزدي، هاشم صباغيان، سحابي، حاج سيدجوادي و غيره بودند كه فراكسيون اقليتي را در مجلس ايجاد كرده بودند و اين جماعت امروزه به عنوان گروه هاي ملي : مذهبي ها مشهور هستند.

2- افرادي متفرق كه سال ها در اروپا دنبال تحصيل و تحقيق و پژوهش بودند و خود را به عنوان نخبگان معرفي مي كردند و هنگامي كه امام در فرانسه مستقر بودند اين اشخاص كه به عبارتي از همان جنس اول بودند و نسل جوان تري محسوب مي شدند تلاش كردند كه خود را همراه امام معرفي كنند و از كنار آن داراي يك پايگاه اجتماعي مردمي شوند. اين جريان سياسي تشكيلات منسجمي از خود نداشتند و در تلاش بودند كه با استفاده از موقعيت ها به هواداران خود سازمان بدهند. مشهورترين اين اشخاص ابوالحسن بني صدر بود كه با اتخاذ راه و روش هاي متعدد سياسي راه نفوذ را به دست آورده بود و هر چه زمان مي گذشت محبوبيت اجتماعي او بيشتر تبليغ مي شد. با توجه به اينكه در كنار دولت موقت پست وزارت خارجه، عضويت در شوراي انقلاب و وزارت اقتصاد را تجربه كرد و با برگزاري اولين انتخابات رياست جمهوري شرايط را مساعد تلقي كرد و با شگردهاي فريبكارانه خود را وارد صحنه رقابت انتخاباتي كرد. او فقط حزب جمهوري اسلامي كه در رأس آن شهيد بهشتي بود مانع سر راه خود مي ديد. بني صدر سعي كرد با راه اندازي روزنامه انقلاب اسلامي در برابر روزنامه جمهوري اسلامي ارگان رسمي حزب جمهوري اسلامي آرايش بگيرد و مواضع خود را از اين طريق تبليغ كند. افرادي هم كه گرد او جمع شده بودند از جنس ليبرال ها، ملي گراها و غيره بودند بني صدر مواضع خود را همسو و نزديك ترين جريان به امام و انقلاب نمايان مي كردند اما هرچه زمان مي گذشت او در سخنراني ها و اعلام مواضعي كه مي كرد چهره پنهان خود را نشان مي داد.

3- گروه هاي ديگري كه در خارج از چارچوب نظام جمهوري اسلامي بودند و مواضع آنها در برابر امام و جريان انقلاب كاملاً متزلزل بود كه معروف به جنبشي ها و موسوم به سازمان مجاهدين خلق كه در واقع منافقين خلق بودند، در اين ايام مطرح بودند.

اين گروهك داراي سوابق و تشكيلات منسجم تر بود و جوانان بسياري را به عنوان هوادار و ميليشا سازمان داده بود و هر چند روز يك بار به مناسبتي در خيابان ها و مراكز شهر اجتماعاتي را ترتيب مي داد و متكي به قوه قهريه با خط مشي مسلحانه و تهديد قصد به دست گيري قدرت را داشت. به همين دليل سلاح هاي زيادي را از پادگان ها ربوده بودند و در خانه هاي تيمي نگهداري مي كردند و در عرصه سياسي هم وارد صحنه مي شدند كه بتوانند جايگاه كليدي نظام را در اختيار بگيرند و سر كرده آنها كه اعلام كرد به قانون اساسي رأي نمي دهم و نداد با كمال پر رويي خود را نامزد كانديداي رياست جمهوري هم كرده بود كه با واكنش انقلابيون مواجه شد و يك شكست سياسي براي او محسوب شد.

در سال 59 هر چه زمان جلو رفت، اين سه جريان خود را با يكديگر نزديك تر كردند كه عدم اعتقاد به ولايت وجه مشترك همه آنها بود، تا اينكه در اسفند 95 يك مثلث شومي را شكل داده بودند كه در واقع جبهه متحد ضد انقلاب در پايتخت بود. اين سه جريان هنگامي روي خط توافق قرار گرفتند كه بني صدر به عنوان رئيس جمهور در انتخاب نخست وزير با نمايندگان مجلس وارد چانه زني شد. بني صدر روي كساني دست مي گذاشت كه مورد حمايت جماعت سه جريان مذكور بودند. بني صدر پس از به دست گيري قدرت رياست جمهوري مجموعه اي را تحت عنوان دفتر هماهنگي با رئيس جمهور راه اندازي كرده بود و با همه جريان هاي همسوي خود اقدام به برنامه ريزي ها كرد كه بارزترين تجمعات جنجالي و غائله برانگيز آن در روز 14 اسفند 59 به مناسبت سالروز مرگ محمد مصدق بود. اينها به گمان اينكه 11 ميليون رأيي را كه در انتخابات رياست جمهوري به بني صدر داده اند از طريق شبكه هاي سياسي - اجتماعي خودشان كسب كرده اند در حالي كه اين يك توهم بيش نبود و اتكا به همين توهم بود كه آنها را وارد فاز تندتري عليه نظام كرد و به اتفاق يكديگر طرح براندازي نظام را در دستور كار خود قرار دادند و به عبارتي آنهايي كه خط مشي مبارزاتي سياسي را براي خود اتخاذ كرده بودند ناگهان در دام جريان موسوم به مجاهدين خلق گرفتار آمدند كه تحت عنوان «شوراي مقاومت» عليه امام، انقلاب و نظام به فاز نظامي و جنگ مسلحانه كشيده شدند و 30 خرداد 1360 اقدام به آتش افروزي، ترور و آدم كشي و ... كردند كه با بمب گذاري در مركز حزب جمهوري اسلامي شخصيت هاي طراز اول نظام از رئيس ديوان عالي كشور يعني شهيد بهشتي گرفته تا 27 نماينده مجلس از قبيل شهيد محمد منتظري، شهيد عبدالحميد ديالمه، شهيد حقاني، شهيد شرافت و وزرايي چون عباسپور، قندي، كلانتري و تعدادي ديگر از معاونان كه از كابينه شهيد رجايي بودند به شهادت رسيدند. اين انفجار در واقع يك شبه كودتا تلقي شد. افرادي كه در مجلس به عنوان نماينده مردم در هواداري اين جريان بودند حداقل انفجار حزب جمهوري را هم محكوم نكردند. بني صدر و برخي از هوادارانش در خانه هاي تيمي مخفي شدند تا چگونگي اوضاع را ببينند. هنگامي كه استقبال گروه گروه مردم را در تشييع جنازه شهدا در حزب جمهوري مشاهده كردند به اين واقعيت پي بردند كه پايگاه اجتماعي در بين مردم ندارند، اين گونه بود كه راه فرار و گريز را در پيش گرفتند و همچنان در توهم به قدرت رسيدن باقي ماندند و بعدها هم هر جرياني با اين روش به صحنه وارد شد به همان سرنوشت مبتلا گرديد. در ماجراي فتنه اي در سال 78 سه جريان متصل به هم كه شامل مجمع، مشاركت، مجاهدين انقلاب در گرد رئيس جمهور حلقه زدند و غائله 18 تيرماه همان سال را به پا كردند دچار سرنوشتي شدند كه از هيچ پايگاه اجتماعي برخوردار نبود و حتي براي ورود به شوراي شهر هم رأي نياوردند و اقداماتي كه در مجلس ششم انجام دادند با عدم استقبال مردم شكست خوردند و بار ديگر در سال 88 در انتخابات دهمين دوره گرفتار توهم پيروزي آنها را به سمتي برد كه چهره پنهان شده 20 سال سكوت نشان داده شد و معلوم گرديد كه هيچ اعتقادي به ارزش هاي اسلامي، به خصوص تبعيت از ولي فقيه ندارند و اقدامات آنها خالصاً و مخلصاً براي خدا نبود، اگر بود اين غائله ها و آشوب ها را برپا نمي‌كردند.

(مقاله -- هفته‌نامه صبح صادق -- 07/04/1389 -- شماره 455 -- صفحه 13)

بيانات مقام معظم رهبری در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى‌

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 خداوند متعال را بايد سپاسگزارى كنيم كه به ما فرصت و مهلت داد تا يك سال ديگر در اين عرصه‌ى امتحان دشوار - امتحان زنده بودن و زندگى كردن - باقى بمانيم و به اميد تفضل الهى و قبول الهى و توفيق الهى، در پايان اين يك سال، باز با برادران و خواهران عزيز نماينده‌ى مجلس، به مناسبت سالگرد تشكيل و انتخاب، ديدار كنيم.

 اولاً تشكر ميكنيم از زحمات شما نمايندگان محترم و رئيس محترم مجلس، كه امروز هم با بيانات شافى و كافى مطالبى را بيان كردند كه مفيد بود. شما نمايندگان محترم بجز تلاشهائى كه در زمينه‌ى قانونگذارى، نظارت و بقيه‌ى وظائف قانونى انجام داديد - كه امروز گزارش آن را رئيس محترم مجلس گفتند؛ ديروز هم در جلسه‌اى كه داشتيم، ايشان مفصلاً جزئيات بيشترى را بيان كردند - در عرصه‌هاى مهم سياسىِ داخلى و خارجى هم نقش‌آفرينى كرديد، كه بايد صميمانه تشكر كنيم. هم در آنجائى كه نظام مواجه است با يك جبهه‌ى وسيع خصومت و كينه‌ورزى در سطح جهان، كه اين جبهه به مناسبتهاى گوناگون حضور خود را و موذيگرى خود را نشان ميدهد، انسان مى‌بيند كه مجلس همانند يك عضو فعال و زنده، موضع خود را نشان داده است - در قضاياى فلسطين، در قضاياى هسته‌اى، در قضاياى گوناگون - هم در مسائل داخلى، همان طور كه اشاره كردند؛ برخى از فتنه‌انگيزى‌ها، بعضى از بداخلاقى‌ها، مجلس نقش‌آفرين بوده است؛ اين جاى تشكر و قدردانى دارد.

 وقتى كه انسان به تركيب مجلس و بافت مجلس نگاه ميكند، با توجه به اختلاف جناحها و جهتگيرى‌ها و سلائق سياسى - كه خوب، يك امر طبيعى است - مجلس را يك مجموعه‌ى شاداب، مؤمن و داراى احساس مسئوليت مى‌بيند. همين هم درست است.

 امروز كشور شما - و شايد درست اين باشد كه بگوئيم تاريخ شما - نگران رفتار من و شماست. ما امروز در يك موقعيت حساس از لحاظ تاريخى داريم زندگى ميكنيم. نقش ما، تصميم ما، فعل ما، ترك ما، بر روى نسلهاى آينده، بر روى سرنوشت كشور اثرگذار است؛ اگرچه همه‌ى دوران انقلاب از همين قبيل است. اين سى سال، سى سالى است كه در سرنوشت تاريخى آينده‌ى ما اثرگذار خواهد بود؛ اما اينجور به نظرم ميرسد كه اين دوران، اين شرائط سالهاى محدودِ كنونى، خصوصيتهاى ويژه و منحصربه‌فردى دارد.

 وضع دنيا در حال تغيير است. شرائط سياسى دنيا، موازنه‌هاى سياسى و موازنه‌هاى قدرت در سطح دنيا در حال تحولات است و انسان شكل‌گيرى جديدى را مشاهده ميكند. شما كه دستى در سياست داريد، خوب ميدانيد كه در اين شرائط، همه‌ى عناصر حاضر در صحنه ميتوانند به نفع اهداف و آرمانهاى خود نقش بيافرينند، يا ميتوانند عاطل و باطل بمانند. آن وقتى كه جابه‌جائى‌ها دارد صورت ميگيرد، تحولات جهانى دارد انجام ميگيرد، يك عنصر بيكار، كم‌كار و غافل قطعاً در تحول آينده، در شكل جديدى كه بناست بر اوضاع سياسى دنيا حاكم شود، نقش ضعيف‌ترى نصيب خود خواهد كرد. عنصرى كه فعال است، هوشيار است، بيدار است، صحنه را رصد ميكند، فعل و انفعالات را مى‌بيند و پيش‌بينى ميكند، او ميتواند در شكل جديدى كه بناست به وجود بيايد، براى خود جايگاه محكم‌ترى، بابركت‌ترى و نزديكتر به اهداف و آرمانهاى خود فراهم كند. شرائط امروز اين است.

 به همين منطقه‌ى خودمان، به خاورميانه نگاه كنيد؛ حوادثى كه امروز در خاورميانه و حول و حوش مسئله‌ى فلسطين دارد اتفاق مى‌افتد، ديگر سابقه ندارد؛ شبيه اين، هيچ وقت پيش نيامده است. اين نشانه‌ى اين است كه يك جابه‌جائى دارد صورت ميگيرد، يك تحول دارد اتفاق مى‌افتد. در سطح دنيا هم كه نگاه كنيد - جايگاه آمريكا، جايگاه برخى كشورهاى اروپائى، تأثيرات آنها در دنيا، نقش‌آفرينى‌هايشان - مى‌بينيد تغييرات بزرگى در حال انجام است. در دوران اين سى سال، در برهه‌هائى - كه من حالا يك مواردى را در ذهن دارم - شبيه اين را ما ديديم؛ اما امروز به شكل روشنى آدم اين را احساس ميكند.

 اگر ما در اين شرائط نقش‌آفرينى كنيم، يقيناً به نفع آينده‌ى كشور، آينده‌ى نظام و آينده‌ى تاريخ ما خواهد بود. اين نقش‌آفرينى هم متوقف به اين است كه در داخل، انسجام لازم، اقتدار لازم، انگيزه‌ى كافى، همكارى‌هاى صميمى و تنگاتنگ وجود داشته باشد. به مسائل كشور، به مسائل قانونگذارى، به رابطه‌ى دولت و مجلس، به موضعگيرى‌هاى گوناگون در زمينه‌ى مسائل داخلى و خارجى، با اين ديد بايد نگاه كرد؛ از اين منظر بايد همه‌ى اين مسائل را ديد. آن وقت خيلى از چيزهائى كه حالا ممكن است به نظر ماها در نگاه اول اهميت پيدا كند، كم‌قدر خواهد شد و از اهميتش كاسته خواهد شد. لذا من اعتقادم اين است كه مجلس كنونى - كه بحمداللَّه تركيب خوبى داريد؛ مؤمنيد، انقلابى هستيد، با مسائل آشنا هستيد، در بين شما افراد تحصيلكرده و باسواد زيادند؛ مسائل كشور هم مسائل حساسى است - در اين دو سالى كه از عمرش باقى مانده است، از همه‌ى فرصت استفاده كند، براى اينكه آنچه كه بجاست، بحق است و شايسته است، به وسيله‌ى اين مجلس انجام بگيرد.

 خوشبختانه مردم كشور برخلاف انتظارى كه مخالفين نظام و دشمنان نظام داشتند، حقاً و انصافاً خوب حالتى از خودشان نشان دادند. مردم نشان دادند به امام علاقه‌مندند. طبق همين آمارهائى كه هميشه و در همه‌ى سالها به ما ميدهند، امسال آمار حضور مردم از سال قبل و سال قبل‌تر بيشتر است. خوب، اين معنايش چيست؟ اين همه جمعيت از تهران و از شهرستانها جمع بشوند بيايند توى هواى گرمِ آن روز، چند ساعت در زير آفتاب بمانند - حالا آنجائى كه ما بوديم، باز يك نيمه‌سقفى، سايه‌بانى، نيمه‌سايه‌بانى بود - در اين صحنهاى وسيع، توى اين مسير، توى اين خيابانها، اين جمعيت متراكم در بهشت‌زهرا، زنها، مردها، كودكان؛ شنيدم بعضى‌ها هفت ساعت، هشت ساعت زير آفتابِ آنجا تحمل كردند، كه واقعاً جاى تقدير و تشكر از مردم دارد. من همين‌جا لازم ميدانم از ملت عزيزمان و از حضار اين اجتماع عظيم، به خاطر اين همه وفادارى، صميمانه تشكر كنم و از ته دل قدردانى كنم.

 اينها خيلى مهم است. با گذشت بيست و يك سال از رحلت امام، مردم اينجور به امام دلبسته‌اند. خوب، امام مظهر انقلاب است، مظهر دين است، مظهر آن آرمانهائى است كه او به آنها دعوت ميكرد و اول‌بار چشم ما را به روى اين آرمانها باز كرد و ما را به سمت اين آرمانها هدايت كرد؛ كسى كه منادى توانائى اين ملت براى پيمودن مدارج اعتلاء و كمال بود. وقتى مردم به انسانى با اين خصوصيات احترام ميگذارند، معنايش اين است كه به اين آرمانها احترام ميگذارند. اين آرمانها هم همان چيزهائى است كه سعادت يك ملت را تأمين ميكند. ملتى كه بانشاط باشد، ملتى كه باايمان باشد، ملتى كه اسلام را از بن دندان قبول داشته باشد، ملتى كه خود را باور داشته باشد، به خداى خود اعتماد داشته باشد، هيچ مانعى نميتواند از پيمودن راه كمال در برابر او جلوگيرى كند. خوب، اينها خيلى اهميت دارد. شما نماينده‌ى يك چنين ملتى هستيد. اين در عرصه‌ى حضور عاطفى و عقلانى و احساساتى و پيوند معنوى با امام، آن هم حضور در انتخابات چهل ميليونىِ سال گذشته؛ اينها خيلى ارزش دارد، اينها خيلى معنا دارد. من و شما در واقع خدمتگزار يك چنين ملتى هستيم. يك وقت يك ملتِ بى‌تفاوتى است، يك ملتِ بى‌عار و كم‌كارى است؛ خوب، يك اقتضائاتى دارد؛ يك وقت يك ملتى اينجور متحرك، علاقه‌مند، حماسى، پرشور، عاطفى و فهيم است؛ اين اقتضائات ديگرى دارد.

 ما خيلى مسئوليم؛ هم من، هم شما، هم دولت، هم مسئولين گوناگون؛ همه‌مان. همان طور كه آن روز هم در مرقد امام عرض كردم، محاسبات معنوى را هم بايست داخل كرد. فقط اين نيست كه از لحاظ عقلانى آدم بگويد كه خوب، بايد كار كنيم؛ نه، خداى متعال هم از ما سؤال ميكند. به قدر امكانى كه داده شده، به قدر نعمتى كه داده شده، سؤال و مؤاخذه وجود دارد.

 اگر ان‌شاءاللَّه بتوانيم كارى كنيم كه پيش خداى متعال روسفيد باشيم، آن وقت همين آياتى كه اين قارى محترم با صداى خوش تلاوت كردند - «لايحزنهم الفزع الاكبر و تتلقّيهم الملائكه»(1) - شامل حال ما خواهد شد. فزع اكبر؛ خداى باعظمت، يك چيزى را كبير، بلكه اكبر بداند؛ خيلى خيلى چهره‌ى مهيبى در مقابل اوست. اما خوب، كسانى كه كار ميكنند، تلاش ميكنند، به وظائف عمل ميكنند، آنجا ديگر خيالشان راحت است. اينها را بايد باور كنيم.

 در مورد مجلس سخنان زيادى گفته شده است - در خود مجلس، در بيرون مجلس - تذكراتى هم داده شده، ما هم عرض كرده‌ايم.  چند مطلب را من از مطالبى كه حالا شايد بعضى‌اش هم تكرارى باشد، عرض ميكنم.

 در نگاه به مسائل كشور - كه در مورد مسئوليت شما، به شكل قانون و قانونگذارى تجلى ميكند - بايستى دو خصوصيت «آرمان‌گرائى» و «واقع‌بينى» را در نظر داشت. نگاهتان نگاه آرمان‌گرا باشد. از آرمانها پائين نيائيد، كوتاه نيائيد. نگاه بايد نگاه آرمانى باشد، منتها با توجه به واقعيت. سقفى را معين ميكنيم؛ منتها تكليفى را كه براى خودمان يا دولت يا مسئولين معين خواهيم كرد، بايستى با توجه به واقعيتهاى موجود باشد، منتها به طرف آن آرمان، تا هى اين توانائى‌ها روزبه‌روز بيشتر شود. واقع‌گرائى به معنائى كه در مقابل آرمان‌گرائى است، مطلوب نيست. ملاك اين است كه ما ميخواهيم به آن آرمانها برسيم؛ منتها در كنار اين، واقع‌بينى لازم است؛ نبايد دچار توهم شد. گاهى ممكن است انسان در تصميم‌گيرى، در آنچه كه بايد انجام بگيرد، دچار توهم باشد؛ خوب، اين هم غلط است. آرمانها را بايد در نظر داشت. پله‌ها را بايد مطابق با واقعيتهائى كه وجود دارد، يكى پس از ديگرى چيد و به سمت آن آرمانها پيش رفت. اين يك نكته است.

 نكته‌ى ديگرى كه هميشه محل كلام بوده است، ما هم عرض كرده‌ايم، شماها هم ميگوئيد، دولت هم ميگويد، مسئله‌ى همكارى مجلس و دولت است؛ اين بايد تحقق پيدا كند. اينكه مجلس بگويد از طرف ما همه‌ى كارها انجام گرفته، دولت است كه بايد جلو بيايد؛ از آن طرف هم دولت بگويد از طرف ما همه‌ى كارهاى لازم انجام گرفته، اين مجلس است كه بايد جلو بيايد؛ اين نميشود. صميمانه بايد همكارى كنيم. هم دولت، هم مجلس، هر كدام در قانون حدودى دارند. البته بعضى از اين حدود، واقعاً مشخص نيست. حقيقتاً بعضى از اين خطوط، خطوط بارز و شاخصى نيست، كه از عيوب قوانين ماست؛ بايد ما اين خطوط را مشخص كنيم. امروز نياز كشور به همكارى است؛ يعنى نه در دولت بايد انگيزه‌ى نافرمانىِ نسبت به مجلس پديد بيايد و وجود داشته باشد، نه در مجلس بايستى مطلقاً انگيزه‌ى اذيت كردن دولت، معطل كردن دولت وجود داشته باشد. بنابراين هر دو صميمانه، به صورت واقعى، با ملاحظه‌ى جايگاه يكديگر، بايستى به هم كمك كنند؛ اين يك وظيفه‌ى بسيار مهمى است.

 مثلاً در مسئله‌ى قانون - كه حالا محل كلام هم هست - دو طرف با همديگر گفتگوهائى ميكنند. از يك طرف اين حرف درست است كه دولت بايد به قانون عمل كند - يعنى آنچه كه شكل قانونى گرفت، وظيفه است كه دولت عمل كند - از آن طرف ديگر قانونگذار بايد نقش مدير اجرائى را در نظر بگيرد. اجرا كار سختى است. كسانى از شماها خودشان مجرى بودند، وزير بودند، يا در بخشهاى مختلف اجرائى حضور داشتند؛ اجرا خيلى فاصله دارد با طراحى  اجرا، با آن طرحى كه بايد انسان تهيه كند تا اجرا شود. بنابراين بايد به واقعيتها توجه داشت. دولت، آن عنصر وسط گود است كه ميخواهد كارها را انجام دهد. بايد ما كار دولت را تسهيل كنيم. بايد ما كار دولت را رعايت كنيم. درست است كه دولت بايد به قانون عمل كند، اين هم درست است كه مجلس بايد كارى كند كه دولت بتواند به قانون عمل كند؛ والّا اگر فرض كنيم يك تكليفى بر دوش دولت گذاشتيم، اعتبارش را تصويب نكرديم؛ خوب، اين نميشود؛ اينها مشكلات دارد. يا فرض بفرمائيد دولت لايحه‌اى را به مجلس مى‌آورد - كه دولت طبعاً با توجه به امكاناتش، با توجه به قدرت خودش، با توجه به موجودى كشور و زمينه‌هاى مساعد، اين لايحه را تنظيم كرده - بعد در مجلس تصرفاتى در اين لايحه ميشود كه بكلى يك چيز ديگرى از آب در مى‌آيد. غالباً دولتى‌ها از اين جهت به ما گله ميكنند. بنده هم دستم در كار است. من، هم در دولت، هم در مجلس بوده‌ام؛ ميدانم چه جورى ميشود عمل كرد و چه جورى ميشود درستش كرد و چگونه ميشود يك جور ديگر عمل كرد. بايد به اين نكات توجه شود.

 واقعاً بايد صميمانه كار كنند؛ اين ديگر مربوط به خط و خطوط سياسى هم نيست. اينى كه ما ميگوئيم، خطاب به كسانى نيست كه حالا از لحاظ فكر سياسى همجهت با دولتند؛ نه، حتّى آنهائى كه از لحاظ فكر سياسى، نقطه‌ى مقابل دولتند؛ آنها هم برادران مؤمنند، مسلمانند، بچه‌ى انقلابند. بحث، سر انقلاب است. بحث، سر مصالح كشور است. همه بايد اينجور تقيدى را داشته باشند. آن طرف، اين قانون اينجورى تنظيم ميشود؛ اين طرف هم دولت الزام خواهد شد كه بله، بايد به اين قانون عمل كند. اينجورى ميشود دولت را عملاً به اجراى قانون الزام كرد. اين همكارى از دو طرف بايد وجود داشته باشد.

 نكته‌ى ديگرى كه ميخواهيم عرض كنيم، مورد تأييد برادرانى از مجلس است كه صاحب‌نظرند، سابقه دارند. كميسيونها در مجلس خيلى وظيفه و نقش بر عهده دارند. كمسيونها خيلى بايد كار كنند. صحن علنى مجلس البته جاى تصميم‌گيرى است، اما كار بنيانى در كميسيونها انجام ميگيرد؛ بلكه حتّى ما در طول اين سالهاى متمادى در مجلس كسانى را سراغ داشتيم كه قبل از اينكه بيايند توى كميسيون اظهارنظر كنند، خودشان پيش‌مطالعه ميكردند، ميرفتند نگاه ميكردند، مطالعه ميكردند، جوانب قضيه را ميسنجيدند. اينجور كارى خيلى خوب است. آن وقت شما هنگامى كه وارد مجلس شديد، وارد صحن شديد، قانون كه مطرح شد، موافق و مخالف كه صحبت ميكنند، هر نكته‌اى از سخنان آنها مورد توجه قرار ميگيرد. اين كه نباشد، آدم خالى‌الذهن باشد، حرف موافق و مخالف مثل اين است كه يك چيزى دارند توى فضا و هوا ميگويند؛ تصميم‌گيرى انسان هم تصميم‌گيرى متكى به حجت نخواهد بود؛ چه درباره‌ى قانون، چه درباره‌ى بعضى از مصوبات ديگر؛ تعيين اشخاص، وزير، غير وزير. وقتى قبلاً مطالعه شده باشد، انسان با حجت وارد ميشود. گاهى ميشود كه ده نفر مخالفت ميكنند، فضا فضاى مخالف است؛ اما شما كه موافقيد، استدلال داريد، فكر داريد و بر طبق آن اجتهاد و فهمى كه از مسئله داريد، عمل ميكنيد؛ اين درست است. يعنى ميخواهم خدمت آقايان و خانمها عرض كنم كه كار بررسى در كميسيون، بلكه قبل از كميسيون را بايد جدى گرفت. لذا حضور در كميسيونها خيلى مهم است، و حضور سر ساعت و حضور مستمر خيلى اهميت دارد.

 نكته‌ى ديگر درباره‌ى شأن نظارتى مجلس است. ببينيد، مجلس نسبت به دستگاه‌هاى اجرائى كشور شأن نظارتى دارد - كه خوب، چيز بسيار بااهميتى هم هست - يك شأن نظارتى هم براى خود مجلس و براى آحاد نمايندگان تعريف كنيد. من معتقدم كه شما دو سال ديگر توى مجلسيد، معلوم نيست بعد از اين توى مجلس باشيد يا نباشيد؛ ممكن است ديگر هرگز گذارتان به مجلس نيفتد؛ اما صدها و صدها نفر در طول زمان از اينجا عبور خواهند كرد؛ كسانى خواهند آمد و روى  اين صندلى‌ها خواهند نشست. اگر شما امروز توانستيد يك سازوكار كنترلىِ متقن و محكم براى نظارت بر كار نماينده پايه‌گذارى كنيد، تا هر وقتى كه اين دستگاه خوب كار كند، اجرش مال شماست؛ مزد الهى‌اش مال شماست. آن طرف قضيه هم متأسفانه همين جور است. اگر امروز با قدرتى كه خدا به شما داده - توان نمايندگى - ميتوانيد اين ابزار كنترلى را كار بگذاريد، ولى كار نگذاريد، از شما سؤال خواهد شد. روز قيامت خدا سؤال ميكند. همه‌اش اينجور نيست كه ما فكر كنيم حرف دادگاه‌پسند داريم يا نه. اين دادگاه‌ها كه چيزى نيست، دادگاه‌هاى بشرى كه اهميتى ندارد؛ دادگاه الهى اهميت دارد. «يعلم خائنة الاعين و ما تخفى الصّدور»؛(2) اعماق دلهاى ما براى خدا روشن است. يك كارى بيش از اندازه‌ى تكليفمان انجام داديم، هيچ كس نميفهمد، هيچ كس تشكر نميكند؛ اما خداى متعال ميفهمد، كرام‌الكاتبين مينويسند و خدا تشكر ميكند. يك كوتاهى‌اى كرديم، هيچ كس نفهميده؛ ظاهرسازى كرديم، يك جورى كه خيال كردند آره، ما كار را خوب انجام داديم؛ در حالى كه در باطن كوتاهى كرديم. هيچ كس نميفهمد، هيچ كس ما را ملامت نميكند؛ اما كرام‌الكاتبين مى‌بينند، مينويسند و خداى متعال مؤاخذه ميكند. اين به نظر من چيز مهمى است.

 خوب، نماينده - مثل همه‌ى ماها - در معرض اينجور لغزشها و آسيبها قرار دارد. مال، فتنه‌انگيز است. اين، حرف من نيست؛ حرف امام سجاد (عليه الصّلاة و السّلام) است؛ «المال الفتون»؛(3) مال فتنه‌انگيز. پول، فتنه‌انگيز است؛ دلها را از راه در ميبرد؛ خيلى‌ها را ميلرزاند؛ كسانى كه آدم خيال نميكند اينها هم بلغزند، اما آدم مى‌بيند گاهى ميلغزند. قدرت هم همين جور است، رودربايستى هم همين جور است، محبتها هم همين جور است، دشمنى‌ها هم همين جور است؛ ماها را ميلغزاند. يك جائى بايد بر كارش نظارت كند. خدا را شكر ميكنيم كه شما برادران و خواهران با دل بيدار از اين مسئله استقبال ميكنيد.

 نكته‌ى آخر هم اين مسئله‌ى برنامه‌ى پنجم است؛ اين خيلى مهم است. البته اين برنامه در مجلس مطرح است و شما هم مشغول كار هستيد. به نظر من در بررسى برنامه‌ى پنجم جورى عمل بشود كه آن اشكالى كه قبلاً عرض كرديم، پيش نيايد؛ يعنى برنامه ماهيتاً متفاوت با آنچه كه به صورت لايحه به مجلس داده شده، از آب در نيايد؛ يعنى اصلاح بشود، تكميل بشود، نه تبديل بشود. اين، همكارى دولت و مجلس را لازم دارد. به نظر ما، هم دولت در اين زمينه نقش دارد، هم مجلس در اين زمينه نقش دارد.

 بالاخره برادران عزيز! خواهران عزيز! قدر اين نعمت را بايد بدانيد. اينكه شما با انتخاب مردم در جايگاه نمايندگى تكيه زديد و ميتوانيد در امر و نهى كشور، بايد و نبايدِ ملت نقش‌آفرينى كنيد، خيلى فرصت بزرگى است، خيلى نعمت بزرگى است. بايد شب  و روز خدا را شكر كنيد.

 اين كشور دست مردم نبود، دست نمايندگان مردم نبود، مردم نقشى نداشتند. از اوّلى كه مشروطيت و رأى و قانون و مجلس توى اين كشور درست شد - بجز يكى دو تا مجلس در آن اوائل - مجالس اين كشور اصلاً معنى نداشتند. مجلس كه نبود، به هيچ معنا مردم هم نبودند. نه مديران كشور منتخب مردم بودند، نه قانونگذاران منتخب مردم بودند، نه مردم اصلاً نقشى داشتند؛ اين كشور يك چيز ديگرى بود، يك حركت ديگرى بود. به بركت انقلاب، اين حالت پيش آمده؛ اين را خيلى بايد قدر دانست، خيلى بايد مغتنم شمرد؛ انسان بايد روز و شب خداوند متعال را بر اين نعمت بزرگ شكر كند.

 اميدواريم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال توفيق شكرگزارى و انجام دادن اين خدمت را به همه‌ى ما عنايت كند. اميدواريم خداوند متعال روح مطهر امام بزرگوارمان را - كه فاتح اين فتح بزرگ و گشاينده‌ى اين راه بود - شاد كند و درجاتش را عالى نمايد. اميدواريم خداوند متعال درجات شهداى عزيز و جهادگران عزيزى را كه در طول اين سى و يك سال تلاش كردند تا اينكه بشود اين بنا را روزبه‌روز مستحكم‌تر كرد و اين درخت را ريشه‌دارتر كرد، عالى كند و به همه‌ى خدمتگزاران اجر بدهد؛ شما برادران و خواهران عزيز را هم ان‌شاءاللَّه مأجور قرار دهد.

    والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌


1) انبياء: 103؛ «دلهره‌ى بزرگ، آنان را غمگين نميكند و فرشتگان از آنان استقبال ميكنند...»
2) غافر: 19؛ «خدا نگاه‌هاى دزدانه و آنچه را كه دلها نهان ميدارند، ميداند.»
3) صحيفه‌ى سجاديه؛ دعاى 27

واکاوي اهداف و سناريوهاي طراحان قطعنامه 1929

*سيامک باقري

آمريکا، انگليس و فرانسه با وجود گام مثبت ايران، قطعنامه 1929 را به صورت غير اجماعي به تصويب رساندند و به  موازات آن تحريم هايي را نيز در خارج از چارچوب شوراي امنيت سازمان ملل تعقيب نمودند. از جمله کاخ سفيد تحريم هاي جديدي را عليه ايران وضع نمود و از سوي اتحاديه اروپا نيز با هماهنگي امريکا، يکسري گام هاي تحريمي عليه ايران برداشته شد تا ضمن تکميل کردن تحريم هاي ناشي از قطعنامه 1929 مجموعاً بتوانند تحريم فلج کننده اي عليه ايران اعمال نمايند. اين اقدام هماهنگ و خصمانه سوالات زيادي  را بوجود آورده است.از جمله اين که گروه غربي چه اهدافي  و سناريوهايي را از اين طريق دنبال مي کنند؟ آيا اين اقدامات اهداف تعيين شده آنها را قرين موفقيت خواهد کرد يا اينکه اين قطعنامه و اقدمات پشتيباني کننده مانند گذشته با شکست و ناکامي روبرو خواهد شد؟

 

الف- اهداف 

به نظر مي رسد که امريکا و همراهان آن در دور جديد تحريم ها هدف ها ي متعددي داشته باشند. با توجه به دلايل و شواهد امر آنها را مي توان به دو دسته تقسيم کرد.

 

1. اهداف نرم افزارانه

1/1.مايوس سازي و تغيير نگرش

يکي از اهداف مهم کاخ سفيد از صدور قطعنامه شوراي امنيت و متعاقباً تحريم هاي خارج از اين قطعنامه و بسيج اتحاديه اروپا براي اخذ تصميم در باره فشارهاي اقتصادي افزون بر قطعنامه 1929 چالش سازي باور مسئولان و مردم در پيگيري برنامه هسته اي و مقاومت در برابر خواسته هاي آنها است. طراحان قطعنامه سعي دارند نگرش مسئولين در خصوص مقاومت هاي ايران در برابر عدم تعليق برنامه هاي هسته اي، عدم گفتگو هاي از پيش تعيين شده، عدم پذيرش پشنهادهاي سال 2006 يا 2008 و در نهايت عدم دست کشيدن از تداوم برنامه هاي هسته اي خود تغيير دهند. در واقع از نظر آنها همانگونه که مي توان رفتار افراد را با ارعاب يا تطميع و ترغيب تغيير داد اين امکان وجود دارد که رفتار دولت ها از جمله ايران را نيز مي توان با توسل به چنين اهرم هاي تغيير داد. با اين حال کاخ سفيد و همراهان او از طريق اين قطعنامه و اقدامات حاشيه اي ديگر سعي در ايجاد دلنگراني هايي در ميان تصميم گيران از يک سو و مردم از سوي ديگر  دارند تا از اين رهگذر موجبات تجديد نظر ايران در زمينه هسته اي را فراهم آورند.

 

2/1. برهم زدن تعادل در سطح تصميم گيري

يکي ديگر از نشانگاههاي طراحان قطعنامه 1929 معطوف به اجماع نخبگان و تصميم گيران در جمهوري اسلامي است. آنها بر اين باورند که قطعنامه هاي گذشته توانسته بود شکاف هايي را در ميان نخبگان ايراني ايجاد نمايد. از اين رو، اين قطعنامه بدنبال تبديل کردن مسئله هسته اي به بازي سياسي داخلي ايران و در نتيجه بر هم زدن تعادل در تصميم گيري است.

 

3/1.تصوير سازي از ايران

امروزه كشورها با اقدامات مختلف تلاش مي كنند تصوير ذهني خود نزد ديگران را آنطور كه خود مي خواهند، شكل دهند. حتي اگر خود در عالم واقع آن گونه نباشند! آنان در واقع با تصوير ذهني، افكار عمومي جهانيان را به سمت مورد نظر خود هدايت و مديريت مي كنند.از اين منظر، يکي ديگر از اهداف نرم افزارنه قطعنامه 1929 و قطعنامه هاي زنجيره اي، تصوير سازي منفي از ايران به عنوان ناقض مصوبات جامعه بين المللي! و  نگران کننده صلح و امنيت بين المللي است. به عبارت ديگر آنها ضمن اينکه سعي دارند  تصوير ترسناکي از برنامه هسته اي ايران ارائه دهند در تلاشند تا ايران نزد افکار عمومي کشوري غير چارچوب مند و غير متعهد به قوانين بين المللي تلقي گردد.

 

4/1. تصوير سازي از نيروي دفاعي

بخشي از محتواي قطعنامه 1929 و قطعنامه هاي قبلي بر روي نيروهاي نظامي ايران و فرماندهان آنها متمرکز شده است. به نظر مي رسد طراحان قطعنامه 1929 سعي دارند ضمن ايجاد رعب در ميان نظاميان، تصوير خاصي از آنها در ميان افکار عمومي داخلي و خارجي ايجاد نمايند. در واقع براساس سياست اعلامي کاخ سفيد در زمينه اتخاذ ديپلماسي هوشمند، تحريم شرکت ها و افراد نظامي سعي دارد افکار عمومي داخلي را به اين نتيجه برساند که تحريم ها به خاطر عملکرد اين نهادها يا به خاطر رفتار دولت جمهوري اسلامي است. از اين رو کاخ سفيد با چنين تفکيک سازي درصدد ارائه تصويري مثبت از خود در برابر افکار عمومي داخلي خود و ايران است.از سوي ديگر با توجه به عمليات رواني که امريکا، انگليس، فرانسه و رژيم صهيونيستي از طريق رسانه ها و اينترنت در خصوص نيروهاي نظامي به ويژه سپاه پيرامون سلطه آنها بر اقتصاد کشور و چهره سوزي آنها انجام مي دهند، سعي دارند تا قدرت نرم نيروهاي حافظ انقلاب در نزد افکار عمومي فرو پاشد.با اين منظر تمرکز قطعنامه بر نيروهاي مسلح ايران در راستاي اقدام تکميلي عمليات رواني آنها عليه اين نيروها قابل تحليل است.

 

5/1. تزريق سوخت براي فتنه گران

انتخاب زمان تصويب قطعنامه 1929 با توجه به موضع گيري اوباما، اشعار بر اين امر دارد که کاخ سفيد در کنار اقدامات رسانه اي و اينترنتي با هدف اشغال مجازي ايران وجاسوسي ونبرد اطلاعاتي با هدف اختلال در سيستم تصميم گيري وتداوم و افزايش پشتيباني از فتنه گران، سعي در ايجاد روح جديد در کالبد رو به افول جريان برانداز، اميدوارسازي مخالفان براي تقابل گرايي بيشتر و بازتوليد فتنه گيريهاي سال 88 دارد. طراحان قطعنامه کاخ سفيد براي تصويب قطعنامه چهارم گام هاي متعددي برداشته بودند؛ بار اول قبل از انتخابات رياست جمهوري سال 88 بود که سعي در تاثيرگذاري بر رقابت هاي انتخاباتي و تضعيف جريان اصول گرايي داشتند. مجدداً همان پيش نويس پس از انتخابات رياست جمهوري بويژه در جريان اغتشاشات  به جريان افتاد تا با تصويب آن فشاري را به نظام آورده و به واسطه فشارهاي خارجي و داخلي رفتارهاي نظام را تعديل و تغيير دهد. اما اين تلاش ها به دلايل مختلف ناکام ماند. نهايتاً  کاخ سفيد و همراهان آن با نزديک شدن سالگرد انتخابات رياست جمهوري دهم به زعم خود فکر مي کردند که با تصويب قطعنامه مي توانند اميد سازي براي آشوب طلبان ايجاد نمايند لذا با تعديل بخش هايي از  پيش نويس قطعنامه ، به طور ناقصي موفق به تصويب آن شدند.

 

6/1. مشروعيت زدايي در سطح داخلي

يکي ديگر از اهداف اساسي طراحان قطعنامه 1929 مشروعيت زدايي از دولت و مالاً نظام جمهوري اسلامي است. آنها از يک سو سعي دارند القاء کنند که سياست هاي دولت در زمينه هسته اي شرايط بحراني را براي ايران ايجاد کرده و از اين رو شايستگي تدبير امور را ندارد. از سوي ديگر در تلاشند تا با فشارهايي که از قبل قطعنامه هاي زنجيره اي بر نظام جمهوري اسلامي وارد مي شود، به تدريج ناکارآمدي و مقبوليت نظام و در نتيجه مشروعيت نظام را زير سوال برده و بسترهاي نارضايتي در داخل را از حوزه اي به حوزه ديگر منتقل نمايند تا در نهايت زمينه هاي فروپاشي از درون فراهم گردد. 

 

2. اهداف سخت افزارنه

1/2. بالا بردن هزينه ها و تضعيف توان اقتصادي و علمي

يکي از اهداف سخت افزاري آمريکا در صدور قطعنامه هاي زنجيره اي که در آن به صورت تدريجي محدوده تحريم ها افزايش يافته و خواهد يافت، بالا بردن هزينه هاي دستيابي به اهداف هسته اي و تضعيف توان اقتصادي و علمي ايران است. اساساً نگراني اصلي غرب استعمارگر اين است که ايران به يک قطب  قدرت اقتصادي و علمي تبديل گردد. تحريم هايي که از ابتداي انقلاب شروع شده و در سالهاي اخير از طريق شوراي امنيت در حال پيگري است در واقع قانونمند کردن و سيستيميک کردن تحريم ها عليه ايران با هدف ممانعت ايران از تبديل شدن به قدرت برتر انجام شده است. آمريکا و اذنابش در کنار تصويب قطعنامه، اقدامات تحريمي ديگري را در غير چارچوب شوراي امنيت دنبال مي کنند که ضمن مشروع جلوه دادن آن بتوانند فشارهاي فلج کننده اي را به زعم خود بر ايران وارد سازند. هرچند تاکنون اين تحريم ها نه تنها سرعت رشد اقتصاد و دانش علمي ايران را کند نکرده بلکه خود به يک موهبت بزرگي تبديل شده که ضمن تحرک بخشي مضاعف براي بومي سازي علوم باعث خوداتکايي هاي بي نظيري براي ايران در تمام تاريخش شده است.

 

2/2. تضعيف توانمندي نظامي

از اهداف مهم ديگر قطعنامه 1929  تضعيف توانمندي نظامي ايران است.تمرکز قطعنامه بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از يک سو و توانمنديهاي تسليحاتي و موشکي ايران از سوي ديگر بيانگر اين نکته است که چنين تواناييهايي، هر نوع مواجهه با ايران را محکوم به شکست خواهد کرد. از سوي ديگر بر مبناي برخي از تجربيات مانند خود امريکا و نظريات توسعه، ارتقاء توسعه و پيشرفت کشورها مي تواند از بخش نظامي آغاز و به ساير بخش ها رسوخ نمايد. از اين رو امريکا بسيار نگران ازتواناييهاي نظامي ايران در منطقه اي است که به عنوان قلب جهان معروف است.

 

3/2. کنترل و مهار قدرت ايران

مقامات و استراتژيست هاي امريکايي و غربي بارها از افزايش قدرت سياسي ايران در منطقه و حتي جهان سخن به ميان آورده اند.تکرار ادبياتي مانند ايران تنها ابر قدرت منطقه اي بيانگر نگراني هاي مضاعف قدرت هاي استعماري از ظهور پديده اي در قرن بيست و يکم است. از همين منظر به باور قدرت هاي جهاني (مشخصاً 1+5) افزايش قدرت ايران در ابعاد نظامي، اقتصادي و علمي و ديپلماسي بسيار هوشمند و تهاجمي از يک سو و اعتماد به نفس مقامات و دولتمردان ايران از سوي ديگر، نه تنها ممکن است نظم منطقه را به نفع ايران رقم بزند بلکه نظم و معادله قدرت در جهان را نيز در معرض شکنندگي قرار داده است. در اين راستا، از نظر آنها موفقيت بيانيه تهران به معناي شکاف و رخنه بزرگ در نظم غيردمکراتيک  موجود جهاني است.به عبارت ديگر از نظر آنها آنچه در راستاي بيانيه تهران اتفاق افتاد، دستيابي به توافقاتي خارج از چارچوب هاي تعريف شده قدرت هاي بزرگ و در نتيجه فراهم شدن تغيير قواعد بازي و جابجايي قدرت در نظم بين المللي کنوني است. اين موضوع زماني براي آنها نگران کننده تر تلقي شد که نقطه عطف مزبور را براساس تئوري دومينو و نتايجي که از ناحيه بيانيه تهران نصيب تهران مي شد، مورد ارزيابي قرار دادند. در واقع آنها با تصويب بيانيه تهران خود را در يک انتخاب دوگزينه اي مي ديدند؛ قبول يا رد! بزعم آنها در صورت پذيرش، ايران در بازي ايجاد شده نه تنها برنده مطلق محسوب شده و دامي را که آنها از سال 1382 براي برچيدن برنامه هاي هسته اي ايران و تضعيف توانمندي نظامي و مهمتربراي تغيير در رفتار و دگرگوني در رژيم ايران پهن کرده بودند،به شکست کامل منجر مي گرديد بلکه قدرت ايران توسعه مضاعفي پيدا مي کرد که قادر به مهار آن نمي شدند.

 

4/2. امنيتي کردن ايران

کاخ سفيد با صدور قطعنامه هاي زنجيره اي در کنار تصوير سازي هايي که از طريق سند امينت ملي امريکا، سند استراتژي هسته اي امريکا که در آن ايران تهديد به حمله هسته اي شد و طرح استراتژيک نظامي پنتاگون براي مقابله با توانمندي نظامي ايران و پيوند برنامه هسته اي ايران با تروريسم هسته اي دنبال مي کند، درصدد است تا در يک سيکل زماني نامحدود ايران را ابتدا تبديل به يک دغدغه بالقوه و البته مخاطره آميز براي صلح و امنيت جهاني و در ادامه با برجسته نمايي سويه تهاجمي رفتار هسته اي ايران آ‌ن را به سمت يک تهديد بالفعل جهاني سوق دهد. در واقع آمريكاييها و برخي دول غربي اين گونه وانمود مي کنند که در رسيدن به اهداف  خود در ايران از طريق مذاکره و ديپلماسي ، قادر نيستند و القاء مي کنند که در نهايت ايران به سلاح هسته‌اي دست پيدا خواهد کرد، بنابراين ايران مستحق يك برخورد شديد جنگي است. اين گزينه اگر چه در گذشته مطرح بود ولي الان هم قابل طرح است.

حرکت فوق در واقع در راستاي مشروعيت زدايي ايران در سطح بين المللي است و به زعم آنها با زدودن مشروعيت بين المللي ايران مي توانند اجماع جهاني را عليه ايران بسيج و در صورت وجود شرايط لازم، دست به اقدام نظامي عليه ايران بزنند.

 

 

ب- سناريوها

با توجه به اهداف  نرم افزارانه و سخت افزارانه مي توان از منظر استراتژيک سناريوهاي امريکا را در يک طيفي که دو طرف منتهي اليه آن بدبينانه ترين و خوشبينانه ترين وضعيت قرار دارد، ترسيم کرد:

 

1/2. بدبينانه ترين وضعيت اين است که امريکا ابتدا منتظر به بارنشستن اهداف نرم افزارانه قطعنامه هاي زنجيره اي و ساير اقدامات نرم در ايران است. آن وقت با توجه به تضيعف دولت در ابعاد نظامي ، اقتصادي ، اجتماعي  و پشتوانه مردمي از يک سو و قدرتمند سازي اپوزيسيون و مخالفان نظام،" تغيير" ساختار را از طريق شوک هايي مانند انتخابات، شورشهاي محلي يا جنگ فراهم نمايد.

 

2/2. خوشبينانه ترين وضعيت اين است که کاخ سفيد با ايجاد ضعف در بدنه جامعه ايران و تضعيف اقتدار نظام، سعي دارد مقامات ايران ناچار به انتخاب دو گزينه بد (حفظ و تداوم برنامه هسته اي) و بدتر (حفظ موجوديت نظام)  گردند. چنانچه "مايكل آيزنشتات " كارشناس ارشد و مدير موسسه "مطالعات نظامي و امنيتي واشنگتن " ، متخصص مسائل امنيتي اعراب-رژيم صهيونيستي و خليج فارس و مشاور نهادهاي آمريكايي درحوزه‌هايي چون نيروهاي نظامي خاورميانه، تسليحات جنگي متعارف و نامتعارف، گسترش تسليحات هسته‌اي در منطقه و سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه در گزارشي که در سال 1388 براي موسسه "مطالعات خاورنزديك واشنگتن " تهيه کرده بود، گفته است:« جمهوري اسلامي به احتمال زياد سياست‌هاي كنوني خود را تغيير نخواهد داد. مگر اينكه احساس كند براي متوقف كردن فشارهاي خارجي و داخلي - كه ممكن است تهديدي براي موجوديتش باشند - بايد با خواسته‌هاي خارجي در حوزه مسائل هسته‌اي موافقت كند. بدين ترتيب، بايد هدف مبارزه ارتباطاتي استراتژيك اين باشد كه از سوء‌ظن رژيم، نگراني‌هاي آن در مورد قدرت و تداوم مخالفت و اختلافات دروني‌ آن حداكثر بهره اخذ شود تا مقامات ارشد ايران قانع شوند كه سياست‌هاي داخلي و خارجي آنها عكس‌العملي شديد پديد آورده كه ممكن است موجوديت رژيم آنها را تهديد كند."

 

ج- نتيجه

1. آنچه در بالا پيرامون سناريوهاي بدبينانه ترين و خوشبينانه ترين وضعيت گفته شد در واقع سناريوهايي است که امريکا و اذنابش در ذهن و برنامه هاي خود مي پرورانند اما اينکه تا چه ميزان اين سناريوها مي توانند تحقق پذير باشند، بحث ديگري است. اين سناريوها از ابتداي بحراني کردن برنامه هسته اي ايران در توجه طراحان آن بوده است. درحاليکه به اعتراف کارشناسان و مقامات غربي هر قدر اين سناريوها بيشتر تدبير شده ، قدرت ايران در موضوعات مختلف و هسته اي بيشتر گرديده است . در واقع بايد گفت که «العبد يدبر والله» يقدر بندگان خدا ازجمله مترفين و مستکبرين تدبيري مي کنند لکن خدا چيز ديگري را مقدر مي کند.

2. بر مبناي مباحث مطرح شده بر همگان روشن است که سياست اصلي کاخ سفيد، برچيدن برنامه هسته اي ايران است و در اين سياست علي رغم گذشت هفت سال از جنجال آفريني ها هيچ خللي در آن وارد نشده است.لذا کساني که خوش بينانه بر مکانيزم گفتگو بر مبناي ديپلماسي انعطافي تاکيد مي کنند و بر اين باورند که از اين رهگذر امريکا برنامه هسته اي ايران را خواهد پذيرفت، در اشتباه کاملي بسر مي برند. پس بايد پذيرفت که ايران راهي بهتر از راهي که هم اکنون با توجه به شرايط موجود در پيش گرفته است ندارد.

3. علي رغم انتظاراتي که کاخ سفيد از قطعنامه صادره دارد اما شرايط جهاني و داخلي افق و چشم انداز ديگري را نشان مي دهد. همه کارشناسان حتي اعضاي شوراي امنيت بجز سه کشورغربي بر اين باورند که تحريم ها و فشارهاي مورد انتظار در قطعنامه به هيچ وجه کارآمد  نيست و قطعنامه هاي گذشته نيز مويد اين است که اين تحريم ها نه تنها خللي در برنامه هاي هسته اي، اقتصادي و نظامي ايران ايجاد نکرده بلکه شاهد پيشرفت هاي جهشي در ابعاد مختلف بوده ايم. تاثير گذاري سياسي اين قطعنامه نيز مشابه قطعنامه هاي گذشته است. تاکنون فشارهاي خارجي نشان داده است که در ارتباط با مباحث داخلي نتيجه عکس داشته و عزم و اراده ايران و انسجام و اجماع  داخلي را بيشتر کرده است.

4. اتفاق مهمي که پس از صدور قطعنامه رخ خواهد داد و هم اکنون نيز شواهد آن آشکار شده،آگاهي بيشتر از ناکارآمدي سازمان ملل و بويژه شوراي امنيت در حل مسايل بين المللي، گسترش ديدگاههاي تغيير بنيادي سازمان ملل، شکننده تر شدن نظم بين المللي و سرعت يافتن جابجايي نظم ناعادلانه بين المللي است. ترديدي نيست که مواضع تند ترکيه و برزيل نسبت به اقدام قدرت هاي بزرگ و تصويب قطعنامه، محدود به اين دو کشور نخواهد شد و نمي توان از آن به عنوان يک حرکت عادي تلقي کرد.به نظر مي رسد حرکتي از رهگذر بيانيه تهران در بازي قدرت ايجاد شده که با تصويب ظالمانه قطعنامه تعميق خواهد يافت.

5. اگرچه امريکا با اين اقدام تصور مي کند که ديپلماسي هوشمندانه را بکار گرفته لکن پيامدهاي آن عملاً کاخ سفيد را به راه شکست خورده بوش منتهي خواهد کرد و آن وقت حقيقت امر براي اوباما مکشوف خواهد شد که بجاي استفاده از قدرت هوشمند، قدرت گيج يا احمقانه  (stupid power ) را به کارگرفته است.

6. در مجموع نتيجه بخش بودن همه تلاش هاي امريکا و اذنابش بستگي به شرايط داخلي ايران دارد. در صورتي که در درون آنگونه که گروه غربي از تحريم ها انتظار دارد دچار عدم تعادل، تفرقه و سست شدن مقاومت در مسير انتخاب شويم، مشخصا آنها موفق خواهند شد. اما اگر روحيه مقاومت در سطوح مختلف همچنان حفظ و اجماع نخبگان و تصميم گيرندگان برقرار باشد و در کل، تمام عناصر داخلي پشتيبان ديپلماسي و سياست خارجي باشند بدون ترديد تلاشهاي کاخ سفيد و گروه غربي نه تنها شکست خواهد خورد بلکه برنامه هسته اي ايران قله هاي جديدتري را فتح کرده و موقعيت و قدرت منطقه اي و بين المللي ايران تحول شگرفي پيدا خواهد کرد. در عين حال به نظر مي رسد معادله قدرت در نظام بين الملل و نظم موجود در ساختارهاي اين نظام بيش از پيش شکننده خواهد شد.

 

 

ارزيابي واكنش ايران به قطعنامه1929

 

واكنش مقامات جمهوري اسلامي ايران در سطوح مختلف در قبال قطعنامه، صريح، قاطع و معنادار است. نوع واكنش ها نشان از وحدت، همدلي و قاطعيت براي تأمين منافع ملي به ويژه حقوق هسته اي ملت ايران دارد. در مجموع واكنش ايران در قبال قطعنامه 1929 را در دو سطح مي توان مورد بررسي قرار داد.

 

الف) صيانت از دستاوردهاي هسته اي و پيشبرد آن

در گذشته نه چندان دور ايران همانند بسياري از كشورهاي جهان فاقد دانش و فناوري هسته اي بود و آن گاه كه غربي ها متوجه قصد ايران براي دستيابي به دانش و فناوري هسته اي شدند، تمام توان خود را براي بازداشتن ايران از رسيدن به اين خواسته به كار بستند، ولي موفق نشدند. اين واقعيت را چند سال قبل آقاي سولانا نماينده وقت اتحاديه اروپا در مذاكرات هسته اي با ايران در گفت وگو با دكتر علي لاريجاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي كشورمان اينگونه بيان مي دارد: «ما مي خواستيم شما به اين نقطه نرسيد ولي اكنون شما به چنين موقعيتي دست يافتيد.» منظور آقاي سولانا كاملاً روشن است. غربي ها تلاش كردند كه ايران هسته اي نشود و برخلاف ميل آنها و به رغم تمام محدوديت ها و فشارها و تهديداتي كه اعمال كردند، اكنون جمهوري اسلامي ايران يك كشور هسته اي است. ديروز غربي ها تلاش كردند ايران هسته اي نشود، با عزم و اراده جدي مسئولان و همت دانشمندان جوان، ايران هسته اي شد. اكنون آنها تلاش مي كنند توان هسته اي را از ايران اسلامي با زور و فشار بگيرند، فلذا بايد با عزم و اراده جدي از اين توان و دستاورد ارزشمند دفاع كرد و آن را به پيش برد و توسعه داد. در همين راستا نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي در جلسه علني مورخ 26 خرداد به فوريت طرح صيانت از دستاوردهاي هسته اي رأي قاطع دادند. براساس اين طرح در صورت تصويب نهايي، دولت موظف به همكاري با آژانس فقط در چهارچوب مقررات عمومي NPT خواهد بود و بايد غني سازي 20 درصد را به منظور تأمين سوخت رآكتور تهران انجام داده و صفحه هاي سوخت را تهيه نمايد. در همين راستا دكتر علي صالحي، رئيس سازمان انرژي اتمي ايران با اشاره به سياست دوگانه غرب اعلام كرد، ايران هم از اين پس راهبرد دوگانه در مسئله هسته اي در پيش مي گيرد. راهبرد دوگانه مورد نظر آقاي صالحي در قبال سياست دوپهلوي غرب مبني بر فشار و گفت وگو با ايران عبارت از گفت وگو و پيشبرد تحولات هسته اي كشور مي باشد. طي سال هاي گذشته تجربه نشان داده كه راهبرد ايران بر راهبرد غرب غلبه داشته و فشارهاي غرب در خصوص موضوع هسته اي ايران همواره نتيجه معكوس داشته است. به عبارت ديگر به موازات افزايش فشار غرب بر ايران، فعاليت هاي هسته اي ايران شتاب پيدا كرده و دستاوردهاي شگرفي را براي ملت ايران به دنبال داشته است. بر همين اساس دكتر صالحي از طراحي رآكتور مشابه رآكتور تهران تا پايان سال جاري و اقدامات در حال انجام براي راه اندازي كارخانه توليد صفحه سوخت خبر داد.

 

ب) مقابله به مثل در صورت تعرض به منافع ايران

مهمترين بخش از واكنش مسئولان جمهوري اسلامي در قبال قطعنامه 1929، تهديد به مقابله به مثل است. مقابله به مثل اشاره به آن بخش از قطعنامه دارد كه مي گويد كشورهاي عضو سازمان ملل مي توانند نسبت به بازرسي محموله ها و كشتي هاي مظنون ايران اقدام و در صورت لزوم آنها را منهدم نمايند. مسئولان ايران با قاطعيت از عزم ايران براي دفاع از منافع ملي و تأمين امنيت ملي سخن گفته و در اين راستا پيام روشني را به غربي ها دادند. براساس ماده چهارم طرحي كه فوريت آن در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيد، دولت بايد نسبت به كشورهايي كه به بازرسي كشتي هاي ايراني و يا محموله هاي باري ايران مبادرت ورزند، عمل مقابله به مثل را به هر صورت ممكن انجام دهد. دكتر علي لاريجاني همين مطلب را با صراحت هر چه تمام اعلام كرد كه در صورت بازرسي كشتي هاي ايراني، در درياي عمان و خليج فارس به خدمت كشتي هايشان مي رسيم. دكتر احمدي نژاد نيز در جمع مردم استان چهار محال و بختياري با صراحت اعلام داشت، ايران حق اقدام متقابل را براي خود محفوظ مي داند.