واپسين لحظات سال و نوروز را چگونه سپري كنيم؟کیهان28/12/90

آيت الله شيخ مجتبي تهراني
غفلت از «مرور ايّام» و «گذشت زمان»
اگر بنا باشد هميشه مباحث علمي را بدون اينكه در كنارش تنبّهي براي ما وجود داشته باشد مطرح كنيم فكر مي كنم فايده اي نداشته باشد، لذا خوب است گاهي براي ايجاد تنبّه، مسائلي را مطرح كرده و در آن تأمّل كنيم.
از جمله اين مسائل مسئله «مرور ايّام» است. به تعبير همگاني، انسان گاهي از «گذشت زمان» غفلت مي كند و اين غفلت موجب مي شود انسان از خواب غفلتي كه او را فرا گرفته است بيدار نشود. در اين عالم اموري كه موجب اعتبار و پندپذيري مي گردد زياد است امّا انسان از آن عبرت نمي گيرد! علي(ع) مي فرمايد: «ما أكثر الع بر و أقلّ ال اعت بار». [1] يكي از موضوعاتي كه انسان بايد از آن پند و عبرت بگيرد و متنبّه و بيدار شود مسأله «گذشت زمان» است.
هر «روز» در قيامت گواهي است بر اعمال انسان
امام صادق(ع) به نقل از آباي گرامشان در روايتي همه فهم، فرمودند:«ما م ن يوم يأت ي علي ابن آدم لّا قال له ذل ك اليوم يا ابن آدم أنا يوأ جد يأ»، هيچ روزي نيست كه بر فرزند آدم وارد مي شود مگر اينكه آن روز به او مي گويد: من براي تو روزي نو و جديد هستم! «أنا يوأ جد يأ»، من نوروزم! من براي تو روز نويي هستم! «و أنا عليك شه يأ»، و من، يعني زمان، نسبت به تو گواهي دهنده هستم! «فافعل ف يّ خيراً»، در من عمل خير انجام بده، «و اعمل ف يّ خيراً أشهد لك يوم الق يامه ف نّك لن تران ي بعدها أبداً»، [2] من در روز قيامت نسبت به اعمال تو شهادت مي دهم و تو بعد از اين هيچ گاه مرا نخواهي ديد مگر در روز قيامت.
زمان ها مي گذرد و همه آنها براي انسان گواه هستند. اينطور نيست كه ما فكر مي كنيم! اعمال و كردار ما در زمان محو نمي شود، بلكه همه آنها ثبت مي گردد. به تعبيراتي كه در روايات آمده است توجّه كنيد! كه ايّام و روزها بر انسان شهادت مي دهند و روز جديد كه مي آيد زبان حالش با انسان اين است كه در من، عمل خير انجام بده؛ چراكه من در روز قيامت بر اعمال تو شهادت مي دهم.
حتّي بالاتر از آن، ما خود تشكيل دهنده زمان هستيم. اينطور نيست كه ايّام بگذرد و من ثابت باشم، روز برود و من ساكن بمانم. ما انسان ها تشكيل دهنده زمان هستيم. موجودات هستند كه تشكيل دهنده زمان هستند. اين نيست كه روز بگذرد، ماه بگذرد، سال بگذرد، بدانيد اين ما هستيم كه مي رويم و مي گذريم و خواهيم گذشت.
هر روز كه مي گذرد، تو كم مي شوي!
از حسين بن علي(ع) منقول است كه فرمودند: «يابن آدم ا نّما انت ايّاأ كلّما مضي يوأ ذهب بعضك»، [3] اي انسان! اي فرزند آدم! تو روزگار هستي، «ا نّما انت ايّاأ»، تو خودت روزگار هستي، تو ايّام و روزها هستي، هر روزي كه مي گذرد مقداري از تو كاسته مي شود. اين طور نيست كه تو ثابت باشي و روزگار بگذرد، تو ساكن باشي و او گذرا باشد. هر روز كه مي گذرد مقداري از ما نيز مي گذرد و از ما كاسته مي شود، هر ماه و سالي كه مي گذرد يك ماه و سال نيز از ما كاسته مي شود؛ يعني هر روز و ماه و سالي كه مي گذرد، به همان ميزان سرمايه و هستي انسان كه عمر اوست نيز خواهد گذشت. با گذشت روز و ماه و سال هستي ما هم مي گذرد.
امسال هم «بخشي از هستي ما» از دست رفت!
يك سال ديگر گذشت، امّا آيا با سپري شدن اين زمان من هنوز وجود دارم؟ خير! همه هستي من وجود ندارد؛ با گذشت اين سال بخشي از هستي من نيز گذشته است. لذا خوب است انسان نسبت به آنچه از او گذشت و از سرمايه و هستي اش كاسته شده متنبّه و متذكّر شود. خوب است همانطور كه نسبت به امور مادّي اش فكر مي كند نسبت به عمر و هستي اش نيز فكر كند تا ببيند اين سرمايه را در چه راهي مصرف كرده است.
اين ايّام، وقت حسابرسي نسبت به عمر است!
علي(ع) در روايتي به نقل از نبي اكرم فرمودند كه: «أكيس الكيّ س ين» زيركترين زيركان، «من حاسب نفسه»، كسي است كه از خود حساب بكشد، «و عم ل ل ما بعد الموت » و كارهايش را در ارتباط با جهان ديگر انجام دهد.وقتي علي(ع) اين جملات را از پيغمبر نقل فرمود شخصي سوال كرد، «كيف يحاس ب نفسه»، انسان چگونه از خود حساب بكشد؟ «قال(ع) ذا أصبح»، حضرت فرمود: هرگاه شب را به روز آورد، «ثمّ أمسي»، و روز را به شب رساند، «رجع لي نفس ه »، بازگشتي به خود داشته باشد، «و قال يا نفس ي»، و بگويد: اي فلاني! « نّ هذا يوأ مضي عليك»، امروز روزي بود كه بر تو گذشت، «لا يعود ليك أبداً»، در حالي كه هيچ گاه به سوي تو باز نمي گردد، «و اللّه يسألك عنه ب ما أفنيت ه »، و خدا از تو مي پرسد آن را در چه راهي مصرف كردي؟
در اينجا صحبت از روز نيست، حضرت دارد به زبان من و شما صحبت مي كند، اين روز و ايّام نيست كه فاني شده، اين بخشي از هستي ما است كه گذشته و از دست رفته است. خداوند سوال مي كند كه اين سرمايه را در چه راهي فاني كردي؟ «فما الّذ ي عم لت ف يه »، چه كاري در اين روز انجام دادي؟ «أذكرت اللّه أم حم دت ه»، آيا در اين روز به ياد خدا بودي و او را حمد و ستايش كردي؟ «أقضيت حوائ ج مؤم ن ف يه »، آيا در اين روز خواسته و حاجت برادر ايماني ات را با اين كه قدرت داشتي برآورده كردي؟ «أنفّست عنه كربه»، آيا از گرفتاري هاي او گره گشايي كردي؟ «أحف ظت يه ب ظهر الغيب ف ي أهل ه و ولد ه »، آيا در غياب برادر مؤمنت اخوّت اسلامي و ايماني را نسبت به خاندان و فرزندش رعايت كردي؟ «أحف ظت يه بعد الموت ف ي مخلّف يه» آيا بعد از مرگ او از اين حريم ايماني نسبت به بازماندگانش حراست و مراقبت كردي؟ [4] «أكففت عن غ يبه أخ مؤم ن»، آيا از غيبت كردن پشت سر برادر مؤمنت جلوگيري كردي؟ «أعنت مسل ماً»، آيا كمك كار برادر مسلمانت بودي؟ «ما الّذ ي صنعت ف يه »، در اين روز چه كار كردي؟
روش تفكّر در ايام گذشته
علي(ع) روش تفكّر در ايّام گذشته را بيان مي فرمايد. در روايات نسبت به هر روز چنين سفارشي وجود دارد. آيا ما هر روز يك چنين محاسبه اي انجام مي دهيم؟ يا حداقل هفته اي يك بار و يا ماهي يك بار مي نشينيم فكر كنيم كه چه كارهايي انجام داده ايم. برخي از افراد براي امور مادّي شان دفتر روزانه و هفتگي دارند و راجع به آنچه كه در آن با توجّه به فعّاليت هاي آن روز يا آن هفته ثبت شده فكر مي كنند. برخي هم دفتر سالانه دارند و در آخر سال بيلان كار خود را ارائه مي دهند كه در اين سال چه كارهايي انجام داده اند.
در لحظات آخر سال چه كنيم؟!
آيا سزاوار نيست كه انسان هنگامي كه لحظات آخر سالش فرا مي رسد اينطور فكر كند؟ يك سال بر ما گذشت! به عبارت ديگر بخشي از هستي ما رفت و هيچ گاه به ما برنخواهد گشت مگر در روز قيامت كه اين قطعه از هستي ما آنگاه به ما باز مي گردد كه نموداري از كردار گذشته مان در اين سال را به ما نشان مي دهد. همانطور كه علي(ع) فرمود خوب است انسان بنشيند و در اين باب فكر كند در سالي كه گذشت و به اتمام رسيد چه كردم؟ آيا به ياد خدا بودم؟ آيا او را ستايش كردم؟ آيا گرفتاري برادر مؤمنم را رفع كردم؟ آيا حاجتي از او برآورده كردم؟ آيا در غيابش مراقب بودم تا حيثيّتش را حفظ كنم؟ آيا در اين سال به وظايف برادري و اسلامي خود نسبت به دوستاني كه از دست دادم عمل كردم؟ آيا حال بستگان آنها را جويا شدم؟ ولو اينكه به حسب ظاهر از آنها دلجويي كنم؟
در سالي كه گذشت چه كرديم؟! الآن چه كنيم؟!
علي(ع) بعد از آنكه چند چيز براي روش تفكّر و محاسبه نسبت به گذشته آموخت فرمود: « ما الّذ ي صنعت ف يه »، به خود بگو: اي فلاني! در اين روزي كه گذشت و به عبارت ديگر قسمتي از وجود و هستي ات در اين عالم كه از دست رفت چه كردي؟ «فيذكر ما كان م نه»، پس گذشته را يادآور شود، «ف ن ذكر أنّه جري م نه خيأ«، اگر به گذشته مراجعه كرد و ديد آنچه كه بر او گذشته خير بوده است، «حم د اللّه و كبّره علي توف يق ه »، حمد خدا را به جا آورد و بگويد: »الحمد لله« و نسبت به اين موفقيتي كه خدا به او عنايت فرموده بگويد: «الله اكبر» و بداند اين توفيق هم از خدا بوده است، «و ن ذكر معص يه ً أو تقص يراً»، و اگر ديد گناهي انجام داده و خطايي از او سر زده، «استغفر اللّه»، از خدايش پوزش بخواهد و استغفار كند، «و عزم علي ترك معاودت ه »، [5] و تصميم بگيرد كه ديگر به آن گناه بازنگردد و آن را تكرار نكند.
اگر انسان بخواهد به معناي واقعي خودش را بسازد، يكي از راه هاي بزرگ براي سازندگي انسان توجّه به اعمال گذشته خود است. خصوصاً از فرصت هايي كه براي انسان پيدا مي شود براي تنبّه و تذكّر خود و اينكه از خواب غفلت بيدار شود و نسبت به آينده تنظيم شود استفاده كند كه يكي از اين فرصت ها پايان سالي است كه گذشت. امسال تمام شد و گذشت امّا ما چه كرديم؟
هستي و سرمايه اي كه از ما كاسته شد را در چه راهي و چگونه مصرف كرديم؟ انسان نسبت به اعمال يك ساله اش بيلان آخر سال عرضه كند. همان طور كه علي(ع) مي فرمايد اين موجب مي شود تا انسان نسبت به آينده اش مراقب باشد. اميدوارم خداوند به ما توفيق عنايت كند تا از گذشته هاي خود نسبت به آينده مان عبرت بگيريم!
سايت آيت الله تهراني
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] .نهج البلاغه، ص528
[2] . وسايل الشيعه، ج16، ص99
[3] . ارشادالقلوب، ج1، ص40
[4] . تنها مسأله زنده بودن شخص نيست، انسان بعد از مرگ او نيز نسبت به اين رابطه وظيفه دارد.
[5] . وسايل الشيعه، ج16، ص98

زندگینامه سردار شهید علی‌اکبر حسین ‌پوربرزشی‌ جانشین مخابرات قرارگاه سوم قدس

دوشنبه 24 مرداد 1390 :: نویسنده : جلال طبسی

علی اكبر حسین پور برزشی - فرزند حسین - در دوم خردادماه سال 1335 در شهرستان مشهد متولد شد. 

كودكی آرام بود. برای یادگیری قرآن به مكتب رفت. بعد از دو ماه خواندن قرآن را آموخت و استادش او را بسیار تشویق می كرد. 

سه سال از دوره ابتدایی را در مدرسه عسكریه و دو سال دیگر را در مدرسه جوادیه گذراند. 

پس از آن در هنرستان در رشته برق تحصیل نمود. پس از اخذ دیپلم در مغازه الكتریكی به كار مشغول شد. 

در اوقات فراغت علاوه بر ساختن كار دستی ،كتابهای سیاسی - علمی، كتابهای شهید مطهری، رساله امام(ره)، اصولكافی، مكارم الاخلاق و بیشتر كتابهای تخصصی رشته برق را مطالعه می كرد. همچنین به ورزش شنا می پرداخت. 

به نماز اول وقت و نظم در كارها مقید بود و دیگران را هم تشویق می كرد. 

به وسیله یك دستگاه ضبط بزرگ و چند ضبط كوچك نوارهای امام(ره) را تكثیر می كرد. به راهپیمایی می رفت، شبها در پشت بام «ا... اكبر» می گفت. 

به پخش عكسهای امام(ره) و چسباندن آنها به در خانه ها می پرداخت. از راهپیمایی ها عكس می گرفت و برای تبلیغات از آنها استفاده می كرد. 

بسیار شجاع بود. از ساواكی ها نمی ترسید. حرفش را می زد و خدا هم كمكش می كرد. 

در اوایل انقلاب با عده ای از هم سن و سالانش به نگهبانی از منازل همسایه ها می پرداخت. تمام خانه های محل را سیم كشی كرده بودند و توسط یك زنگ كه در پایگاه اصلی وصل بود، می توانستند در صورت مشكل همسایه ها را كمك نمایند و علی اكبر حسین پور در این كارها همیشه پیشقدم بود. 

دومین كمیته را در مسجد جوادالائمه(ع) تشكیل دادند و در آنجا به محافظت از محله و یا هر جایی كه نیاز بود می پرداختند. 

با تأسیس بسیج وارد این نهاد شد. تمام وقتش در خدمت بسیج بود. به نگهبانی می پرداخت و بعد از مدتی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست. 

هر جا نگهبانی سخت تر بود او همیشه پیشقدم می شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به صورت عكاس و خبرنگار فعالیت می كرد و از تظاهرات و راهپیمایی ها عكس می گرفت. 

بعد از مدتی مسؤول برق كل سپاه شد. كارهای مخابراتی سپاه را هم او انجام می داد. از وسایل سپاه استفاده شخصی نمی كرد و بسیار مقید بود. 

به جلسات قرآن می رفت. در دعای كمیل، ندبه، نماز جمعه شركت می كرد. 

برای دفاع از دین، ناموس و اسلام جبهه را بر همه چیز ترجیح داد.در عملیات های فتح بستان، والفجر یك، والفجر مقدماتی، كربلای 4 و 5 حضور داشت. 

تمام وقتش را صرف كارهای جبهه می كرد. به دنبال كارهای عملیات بود و استراحت نداشت. می گفت:«كار واجب تر است.» به سركشی از واحدهای مخابراتی لشكر از نظر تعمیراتی، جوشكاری و... می پرداخت. 

مدتی مسؤول مخابرات تیپ جوادالائمه بود و بعد مسؤول مخابرات تیپ ویژه شهدا شد.قائم مقامی سپاه سوم قدس را نیز برعهده داشت.در زمان جنگ نمایشگاهی از مناطق جنگی درست كرد و به نمایش عموم گذاشت. 

همرزم شهید می گوید: «شهید حسین پور مسؤول مخابرات بود. در شمال عراق و در منطقه خرمال، هواپیماهای دشمن به بمباران منطقه پرداختند. 

ایشان در نفربر بود كه بمبی در نزدیكی آن اصابت می كند و سر ایشان به سقف نفربر می خورد و می شكافد و ایشان به شهادت می رسد.» 

در روز مبعث حضرت رسول اكرم(ص) و در تاریخ  1366.12.26 در عملیات كربلای 10 در منطقه غرب خرمال ماووت به درجه رفیع شهادت نایل گشت. 

پیكر مطهر وی پس از انتقال به مشهد، در خواجه ربیع به خاك سپرده شد.

 

حاج خانم از این که پسرش بعد از سه سال هنوز نمی توانست روی پا بایستد، ناراحت بود. می نشست و می گفت: 

حسین اقا، بچه را ببریم به یک دکتر دیگر هم نشان بدهیم. 

حسین آقا که از آن همه دکتر و درمان بی نصیب به خانه برگشته بود، به هیچ درمان دیگری اعتماد نداشت. اما نمی خواست دل مادر فرزندش را بکشند. حاج خانم یک بار گفته بود: 

بچه ام بزرگ شود نتواند راه برود، گریبان مان را می گیرد و می گوید شما من را نبردید دوا و درمان. 

این حرف او، حسین آقا را نگران کرده بود. پس باید او را می برد. باید بچه را می برد دکتر تا فردا که جوانی شد، نخواهد جوابگوی کاری که نکرده، باشد. آن دکتر هم مثل دکتر های دیگر گفت: 

بچه ی شما مشکلی ندارد، اگر صبر کنید حتما راه می افتد. 

حاج خانم گریه می کرد و معتقد بود که دکترها راستش را به او نمی گویند. 

حسین آقا، علی اکبر را گرفت توی آغوشش و رو به روی زن نشست روی زمین. 

زن، مگر خودت نگفتی که پیش از تولد علی اکبر خواب دیدی؟ مگر نگفتی در عالم خواب کسی گفته این بچه، سه نشانه دارد. دیدی که نشانه ها درست بود. پس دلیلی برای دلواپسی نمی ماند. این طور بی تابی نکن. بچه ام سه سالش است، هوشیار است، می فهمد، ناراحت می شود. 

اما این حرف ها نمی توانست مادر را که فرزند دومش، سه سال نتوانسته راه برود، تسلی بدهد. پس باید غمگین و دلنگران می متند. 

انتظار حاج خانم یک سال دیگر هم طول کشید و درست در پایان زمانی که از هر گونه دروا و درمان ناامید شده بود، دل به ضریح امام هشتم گره زد و پسرش را به او سپرد. علی اکبر چهار ساله بود که خاک مشهد توانست ضرب آهنگ گام های کودکانه او را حس کند، خاک یکی از کوچه های جنوب شهر در محله پایین خیابان. بی راه نیست اگر بگوییم آغاز راه رفتن کودک گام نهادن در مسیر مکتب خانه، به مقصد آموختن قرآن بود. زیرا درست در آغار سال پنجم زندگی، شروع به آموختن قرآن کرد. 

مدرس مکتب خانه از پذیرفتن کودکی به این خردسالی امتناع می کرد. می گفت: 

او هنوز چیزی نمی فهمد. بچه های مکتب خانه من همگی از او بزرگترند. 

اما حاج خانم نمی خواست بی نصیب باز گردد. مقابل امتناع او، اصرار کرد تا موفق شد پسر خود را بنشاند پشت رحل قرآن. 

هنوز چند روزی نگذشته بود که مکتب دار پیر پیغام داد به پدر یا مادرت بگو بیایند این جا، کارشان دارم. وقتی حاج خانم رفت، مکتب دار با عذر خواهی از پیشداوری خود، گفت: 

علی اکبر باهوش است. او خیلی زودتر از بچه های دیگر یاد می گیرد. 

حاج خانم، خوشحال، از این پیشامد، سه ماه صبر کرد تا علی اکبر قرآن را تمام کند و بتواند سوره های جزء سی ام را از حفظ بخواند. 

داشتن پسری با این میزان هوش و استعداد، برای زن و مردی که خانه ی اجاره ای داشتند و ارتزاق شان به نان کارگری و بنایی بود، افتخاری بود غیر قابل انکار. علی اکبر شش ساله که شد، در دبستان جوادیه در محله پایین خیابان مشهد، آغاز به تحصیل کرد. مدرسه ی جوادیه یکی از معدود مدارسی بود که در شهر مشهد با موازین و شعائر اسلامی اداره می شد و این فرصت خوبی بود برای فرزندی که باید سال ها بعد پرچمدار اسلام باشد. 

زمانی که علی اکبر دوران ابتدایی خود را تمام کرد، اتفاقات متعددی در خانواده افتاد. خانواده با زحمات روز و شب پدر، از مستاجری رها شدند و با خریدن قطعه زمینی، توانستند خانه محقری در همان محله پایین خیابان درست کنند. 

برادر ها و خواهر هایش به دنیا آمده بودند. چرخاندن چرخ زندگی خانواده ای با چند سر عائله، شرایط دشواری را برای حاج آقا پیش آورده بود. مرد، خودش را به آب و آتش می زد لقمه حلال روزی خانواده، به حرام آلوده نشود. 

بنایی شغلی کم در آمد و نا منمظم بود. شش ماه کار و شش ماه بی کاری، جواب خرج خانواده را نمی داد. بی تردید این هم سعادتی بود که حاج آقا با پسر بزرگش ابراهیم، برای کار به سرزمین ابراهیم (ع) مکه معظمه مهاجرت کردند و شش ماه آن جا ماندند. بازگشت شان، پسر بزرگ خانواده را به فکر وا داشت تا پدر را ترغیب کند تا برای رهایی از بی کاری، شغلش را تغییر دهد و مغازه الکتریکی کوچک دایر کنند. مغازه ای که توانست جرقه های نبوغ دومین پسر خانواده یعنی علی اکبر را شعله ور کند. حالا علی اکبر آن قدر بزرگ شده بود که بتواند کنار پدر و برادر بزرگش شانه زیر بار مخارج خانواده بدهد. همین امر باعث شد که تصمیم بگیرد در رشته الکترونیک ادامه تحصیل بدهد. همه ی معلمان هنرستان سینا تصدیق کردند که علی اکبر حسین پور در رشته الکترونیک، ذهنی خلاق دارد. همین نبوغ دلیلی بود که اهالی محله پایین خیابان، پسر حاج آقا حسین پور را به نام بشناسند و کارهای برقی اگر چه کم و بیش وسیله الکتریکی داشتند که خراب می شد، در خانه ی آنها را بزنند. البته آن زمان وسایل الکتریکی در خانه ها کم یافت می شد و اگر بود، محدود می شد به یک دستگاه رادیو ترانزیستوری، پنکه و ضبط صوت. یکی از همین دستگاه های کم یاب ضبط صوت شخصی علی اکبر بود که ده ها بار آن را باز کرده و با دستکاری قطعات آن توانسته بود به اختراع جدیدی دست پیدا کند. 

در آن سال های دبیرستان، توسط حاج آقا موسوی یکی از روحانیون مشهد با نام امام خمینی آشنا شده و نوارهای ایشان را گوش می کرد. از همین جا بود که نوای دلنشینی از بلندگوی ضبط صوتش به گوش او می رسید که او را مصمم می کرد تا پای جان، با این حکایت همراه شود. 

اندکی بعد، با پخش اعلامیه های آقا در مسجد جواد الائمه، گام بلندتری بر داشت و به صف نیروهای انقلابی پیوست. 

سرانجام، به اختراعی که انتظار داشت، دست یافت. ساخت وسیله ای با حساسیت جذب فرکانس بسیم های ساواک و شنود و گفت و گوهای آنان. همین امر باعث شد که بارها کوچه ی آن ها را زیر نظر بگیرند و مغازه و خانه حاج آقا حسین پور را بازرسی کنند. اما هیچ وقت موفق به پیدا کردن سر نخی نشدند. 

هنوز مردم محله پایین خیابان، شب های حکومت نظامی را به یاد دارند. شب هایی که علی اکبر، با ساخت فرستنده رادیو، با همه ی همسایه ها ارتباط برقرار کرده بود تا مبادا همسایه ای به علت منع رفت و آمد دچار مشکل باشند یا احتیاج به کمک داشته باشند. 

حکومت نظامی، نفس های آخر نظامی حکومت طاغوت بود. 

هنگامی که خورشید انقلاب طلوع کرد، اولین کمیته انقلاب اسلامی مشهد در مسجد کرامت مشهد گشایش یافت و بلافاصله دومین جوانه در مسجد جواد الائمه پایین خیابان، درست رو به روی خانه ی آقای حسین پور به بار نشست. کمیته ای با اعضای شیفته ای نظیر شهید بابا نظر، شهید علی مردانی و شهید علی اکبر حسین پور. 

پس از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، علی اکبر وارد سپاه شد و در بخش تبلیغات مشغول فعالیت شد. کسانی که از توانایی و خلاقیت او مطلع بودند، به توانمندی در بخش مخابرات، بیش از تبلیغات اعتقاد داشتند. بدین ترتیب، علی اکبر به قسمت مخابرات تیپ 18 جواد الائمه، فعالیت ماندگاری را بروز داد. 

حضور در جبهه ها، منتهای آرزوی او بود و به آن دست یافت. 

حصور در عملیات فتح بستان، والفجر مقدماتی، والفجر یک، والفجر 4 و... و نیز پشتیبانی مخابراتی سپاه در سایر عملیات دفاع مقدس، کارنامه ی زرینی از علی اکبر به یادگار گذاشت.

زمانی پدر، عمو و دو برادرش شانه به شانه او با خصم جنگیدند و زمانی دیگر برادر کوچک ترش به فیض شهادت نایل آمد. 

علی اکبر در سال 1363 با نوه ی دایی خود ازدواج کرد و ثمره ی این ازدواج پسری بود که به تبرک، نام برادر شهیدش را برای او برگزید. 

منطقه ی عملیاتی والفجر ده در منطقه خرمال و حلبچه، ناظر عروج قهرمان ما به جانب آسمان بود. ساعت هشت صبح روز بیست و ششم اسفند 1366 همزمان با مبعث رسول اکرم بر اثر اصابت ترکش به مرتبه ی رفیع شهادت نایل و در مشایعت چشم های گریان مردم مشهد، در محوطه ی بقعه خواجه ربیع به خاک سپرده شد. 

منبع:روی موج اف-ام،نوشته ی کرامت یزدانی،نشر ستاره ها،مشهد-1386

2 ميليون دلار هزينه جراحي همسر اميرقطر-کیهان22/12/90

«شيخه موزه المسند»، همسر دوم شيخ «حمدبن خليفه آل ثاني»، امير قطر دو ميليون دلار براي انجام عمل هاي مختلف جراحي زيبايي نقاط مختلف بدن خود هزينه كرده است.
جراحي پلاستيك شيخه موزه به تنهايي 800 هزار دلار هزينه در برداشته است.
راننده شخصي المسند براي نقل و انتقال هاي مخفيانه وي به مراكز زيبايي در لندن بالغ بر 200 هزار دلار دريافت كرده است.گفتني است، امير قطر سه زن دارد.

رويدادهاي جهان در سالي كه گذشت

 ۱۳۹۰سال قدرت گرفتن اسلامگرايان

اشاره:
بيداري اسلامي كه از تونس آغاز شد و در مصر، ليبي، يمن و بحرين دنبال شد بار ديگر دنياي غرب به ويژه آمريكا را متوجه قدرت جهان اسلام كرد و به آنها نشان داد كه تحول بنيادين كه در خاورميانه آغاز شده به همين منطقه محدود نخواهد شد و درنهايت، اسلام حرف اول را در جهان خواهد زد.
تحولات منطقه اين واقعيت را نمايان كرد كه ملت هاي منطقه عميقا به اسلام پايبند و از تسلط استعمارگران بر منطقه بيزارند. پيروزي اسلامگرايان در انتخابات تونس و مصر هم حاكي از فاصله گرفتن ملت هاي منطقه از آمريكاست. قدرت هاي استعماري سال ها روي اين مسئله كار كرده و تبليغات فراوان انجام داده بودند كه به مردم منطقه القا كنند كه اسلام نمي تواند سازوكارهاي استقرار يك جامعه مدرن را فراهم كند اما خيزش هاي اسلامي نشان داد كه مردم جايگاه و شأن خود را پيدا كرده اند و مي دانند كه مسلمانان جايگاهي بالاتر از آن دارند كه تحت سيطره غربي ها باشند و در اين ميان الگوبرداري از انقلاب اسلامي ايران تأثير زيادي در بيداري اسلامي منطقه داشت و در مردم اين باور را ايجاد كرد كه با وحدت و يكپارچگي مي توان دست اجانب را از منطقه كوتاه كرد و زمينه هاي رهايي را فراهم آورد. الگوي سياسي كه انقلاب ايران به ملت هاي منطقه ارائه داد اين بود كه مي توان بدون اتكا به هرگونه قدرت خارجي و با رويكردهاي اسلامي در برابر قدرت هاي جهاني به پيروزي رسيد.
غرب و به ويژه آمريكا سال ها به عنوان مهم ترين قدرت هاي تأثيرگذار بر منطقه خاورميانه اعمال قدرت مي كردند و در صدد بودند به هر نحو ممكن نبض استراتژيك اين منطقه را به دست بگيرند.
امروز مردم خاورميانه در پناه دين اسلام اين فرصت طلايي را پيدا كرده اند كه حكومت هاي وابسته به غرب را ساقط و منطقه خاورميانه را به گورستان حاكمان وابسته به غرب تبديل كنند و حكومت را به اسلامگرايان بسپارند.
سرويس خارجي كيهان

اسلامگرايان مصر، پيروز انتخابات
محمد معرفي
كشور مصر در سالي كه گذشت آبستن حوادث تلخ و شيرين فراواني بود كه هر كدام مي توانست مسير سرنوشت آن كشور را تغيير دهد. اين كشور كهن و با ستاني كه نام «مادر دنيا» را به خود گرفته است و تأثير بسزايي در روند تحولات خاورميانه و شمال آفريقا دارد، اكنون در مسيري گام برمي دارد كه مي توان به عنوان الگوي يك كشور مسلمان و انقلابي از آن ياد كرد.
بي شك برگزاري انتخابات پارلماني در مصر و پيروزي قاطع اسلامگرايان در آن، مهم ترين حادثه سياسي خاورميانه در سال گذشته است. اسلامگرايان مصري (كه «جماعت اخوان المسلمين» در صدر آن است) توانستند با به دست آوردن اكثريت كرسي هاي پارلمان (مجلس الشعب) به پيروزي چشمگيري دست يابند. در انتخابات پارلماني مصر در سال گذشته كه طي سه مرحله و در هر مرحله در دو نوبت برگزار شد، حزب «آزادي و عدالت» وابسته به اخوان المسلمين توانست بيش از دوسوم آرا را به خود اختصاص دهد و پس از آن حزب سلفي «النور» و حزب «الوفد» در جايگاه دوم و سوم قرار گرفتند.
همچنين در انتخابات مجلس سنا موسوم به «مجلس شورا»، حزب وابسته به اخوان المسلمين پيروزي خود را دوباره تكرار كرد و حزب سلفي النور پس از آن بيشترين آرا را به دست آورد. اين درحالي است كه براساس سيستم قانونگذاري مصر، اين دو مجلس مكمل يكديگر هستند و پس از تصويب طرح يا لايحه در مجلس الشعب، مجلس شورا مهر رد يا تأييد بر آن خواهد گذاشت.
اين دو مجلس موظف هستند تا با انتخابات اعضاي يك كميته 100 نفره مقدمات پيش نويس قانون اساسي جديد مصر و انتخابات رياست جمهوري را تا ارديبهشت ماه سال 91 فراهم كنند.
اگر چه پيروزي اسلامگرايان در انتخابات پارلماني مصر بر سايركشورهاي منطقه بي تاثير نبوده است و جنبش بيداري اسلامي را شتاب بيشتري بخشيده است، اما اين كل اتفاقات سياسي در آن كشور نيست، بلكه درسالي كه گذشت، ملت مصر با خلق حماسه اي ديگر به جهانيان نشان دادند كه انقلاب 25 ژانويه همچنان زنده و پويا است. حمله مردم مصر به سفارت رژيم صهيونيستي در قاهره و تصرف آن درسالي كه گذشت همانند يك بمب خبري در رسانه هاي جهان انعكاس وسيعي داشت.
مردم مصر پس از تصرف سفارت رژيم صهيونيستي و فراري دادن اعضاي اين لانه جاسوسي، پرچم اسرائيل را به زيرآورده و پرچم كشورشان را بر سر در ساختمان نصب كردند تا نشان دهند همچنان با پيمان «كمپ ديويد» و موجوديت رژيم اشغالگر قدس به شدت مخالف هستند.
درسالي كه گذشت مردم مصر براي سيزدهمين بار لوله صادرات گاز به رژيم صهيونيستي در شهر مرزي «العريش» را منفجر كردند تا اين رژيم بيش از پيش در تنگنا قرار بگيرد.
اقدام ديگر مردم مصر كه نبايد آن را به فراموشي سپرد، ادامه اعتراض هاي خياباني براي وادار كردن نظاميان به خالي كردن صحنه سياسي آن كشور بود كه متاسفانه صدها تن در اين راه قرباني كينه توزي شوراي عالي نيروهاي مسلح در قاهره و ورزشگاه «پورت سعيد» شدند.
از جمله حوادث جنجالي ديگر در مصر درسالي كه گذشت، برگزاري جلسات محاكمه «حسني مبارك» رئيس جمهور مخلوع اين كشور بود كه تعداد جلسات محاكمه وي از 13 جلسه گذشت و اكنون ديكتاتور مصر در چند قدمي دار مجازات قرار گرفته است. به هر جهت مردم مصر با تهيه مقدمات انتخابات رياست جمهوري، تلاش مي كنند، آينده خود را به روشني ترسيم كنند.

عربستان در مسير بيداري اسلامي
حاكمان آل سعود در سالي كه گذشت، با ادامه سياست سركوب و قلع و قمع اعتراضات تلاش كردند كه جنبش بيداري اسلامي را در شبه جزيره عرب خاموش كنند، اما ادامه اعتراضات مسالمت آميز مردمي در شرق اين كشور باعث شد كه اين موضوع همچون استخواني درگلوي سردمداران عربستان قرار بگيرد.
ساكنان استانهاي شرقي اين كشور كه اكنون يك سال تجربه مبارزاتي براي بي اثركردن سياست هاي رسانه هاي عربستان را به دست آورده اند با پيگيري مطالبات خود، مصمم تر از گذشته لرزه بر اندام حاكمان آل سعود انداخته اند.
سران آل سعود كه در گذشته تلاش كردند كه اعتراضات مردمي در شرق اين كشور را، ناشي از اختلافات مذهبي و وابسته به بيگانگان جلوه دهند پس از شكست در طرح خود، همانند اسلاف خود به سركوب اعتراضات بر حق مردمي روي آوردند و تعداد زيادي از جوانان و فرهيختگان را به خاك و خون كشيدند.
ادعاي آل سعود بر اين موضوع استوار بوده است كه افراد مسلح خارجي با حملات مسلحانه به پليس و نيروهاي امنيتي موجب ناامني در منطقه شده اند. در حالي كه وجدان هاي آگاه و بيدار جهان، كشته شدن زنان، مردان و نوجوانان را بر روي سنگفرش هاي خيابان هاي عربستان مشاهده كرده اند.
اكنون پس از گذشت يك سال از اعتراضات مردمي و مسالمت آميز مردم عربستان، در استان «الشرقيه» و شهرهايي همچون «القطيف»، «العواميه»، «الربيعه»، «تاروت»، و كشته شدن 16 تن و زخمي شدن ده ها نفر، رژيم آل سعود مستأصل تر از گذشته نمي تواند ادعا كند كه بيگانگان حوادث اين استان نفت خيز را هدايت مي كنند و سياست بازداشت هاي گسترده و سركوب و خفقان را بار ديگر ادامه مي دهد. رژيم عربستان در سالي كه گذشت علاوه بر سركوب مردم كشورش، نيروهاي خود را براي سركوب اعتراضات مردمي به بحرين اعزام كرده تا از سقوط آل خليفه جلوگيري كند.

اسلامگرايان تونس پيروز انتخابات
تونس در سالي كه گذشت همانند گذشته آغازگر، حركتي بود كه ساير كشورهاي اسلامي به تبعيت از آن پا به ميدان گذاشتند. شايد مهم ترين اتفاق سياسي در تونس، برگزاري انتخابات و پيروزي اسلامگرايان در سال گذشته بود. اتفاقي كه در مصر و مغرب نيز به وقوع پيوست.
در تونس تشكيلات منسجم اسلامگرايان تحت عنوان «حزب النهضه» توانست با برنامه ريزي مدون و معرفي نامزدهاي شايسته، در نخستين انتخابات پس از سرنگوني «زين العابدين بن علي» رئيس جمهور مخلوع به موفقيت چشم گيري نائل شود. اين حزب اسلامگرا كه رهبري آن را «راشد الغنوشي» مشهورترين چهره مسلمان تونس برعهده دارد، در انتخابات مجلس مؤسسان بيش از نيمي از كرسي ها را به خود اختصاص داد و براساس توافق با احزاب پيروز، «الجبالي» دبيركل حزب به عنوان نخست وزير انتخاب شد.
اين درحالي است كه مجلس مؤسسان در تونس طي فرصت باقيمانده تا سال آينده بايد مقدمات تدوين قانون اساسي جديد و برگزاري انتخابات رياست جمهوري را فراهم كند.
همچنين مجلس مؤسسان تونس كه درحال حاضر نقش پارلمان را در عرصه سياسي اين كشور تا يك سال آينده ايفا مي كند، از بين رهبران سه حزب پيروز رئيس جمهور، نخست وزير و رئيس مجلس را به طور موقت انتخاب كرد.
انتخابات مجلس مؤسسان در تونس در هنگام برگزاري آن در سال 2012 افكار عمومي بسياري از جهانيان در شرق و غرب را به خود جلب كرد و بسياري مترصد اين بودند كه در اين انتخابات چه خواهد گذشت.
اين انتخابات با حضور گسترده مردم تونس در آرامش برگزار شد و طي آن نامزدهاي حزب النهضه توانستند بيش از 47درصد آرا را به خود اختصاص دهند.
به اين ترتيب، انقلاب 14ژانويه در تونس كه توانست آغازگر سلسله انقلاب هايي در ساير كشورهاي مغرب عربي و خاورميانه باشد، موج اسلامگرايي را در منطقه فراگير كرد و با كامل شدن جنبش بيداري اسلامي، اسلامگراها روي كار آمدند.
برگزاري انتخابات پارلماني و روي كار آمدن احزاب اسلامگراي «آزادي و توسعه» وابسته به جماعت اخوان المسلمين و حزب سلفي «النور» در مصر و پيروزي اسلامگرايان در انتخابات پارلماني مغرب را مي توان در اين راستا ارزيابي كرد. به عقيده بسياري از آگاهان مسائل بين المللي و صاحبنظران تحولات خاورميانه، سالي كه گذشت سال پيروزي اسلامگرايان و برروي كار آمدن احزاب اسلامگرا است و اين موضوع نشان دهنده استقبال مردم كشورهاي مسلمان از برنامه هاي مدون آنهاست. به خاطر همين موضوع است كه سال2012 را سال بيداري اسلامي و اسلامگرايان ناميده اند.

فراز و نشيب هاي انقلاب يمن
بيش از يك سال است كه از انقلاب مردم مسلمان يمن در پرتو بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه مي گذرد.
در اين يك سال مردم اين كشور با فراز و نشيب هاي مختلفي رو به رو شده اند تا اينكه استقامت و ايستادگي آنان در برابر رژيم ديكتاتوري علي عبدالله صالح نتيجه داد و ديكتاتور عبدالله صالح مجبور به انتقال قدرت به معاون خود عبدربه منصور هادي شد و يمن را به سوي آمريكا ترك كرد. انتخابات فرمايشي رياست جمهوري موقت در شرايطي برگزار شد كه تنها يك نفر نامزد يك پست بود و از آنجا كه ابتكار عمل شوراي همكاري خليج فارس براي انتقال قدرت از همان ابتدا پاسخگوي مطالبات مشروع مردم نبود انقلابيون با برگزاري تظاهرات مخالفت خود را با اين اقدام اعلام و تأكيد كردند كه انتخابات فرمايشي يمن خيانت به آرمان هاي انقلاب است و مردم انقلابي يمن رياست جمهوري جديد و دولت جديد را قبول ندارند و همچنان براي تحقق اهداف انقلاب به اعتراضات خود ادامه مي دهند.
انقلابيون يمن هنوز با قدرت در صحنه هستند و اعلام كرده اند كه آرام نخواهند نشست و با هرگونه ابتكار عملي كه منافع مردم را در نظر نگيرد مخالفت خواهند كرد.
احزاب مخالف يمن، الحوثي هاي جنوب اين كشور و بسياري از سازمان هاي يمني ضمن تحريم انتخابات اعلام كردند كه دولت جديد مشروعيت ندارد و اين نظام تغيير نكرده و عوامل ديكتاتوري علي عبدالله صالح همچنان در قدرت هستند.
نظاميان يمن نيز در اعتراض به فساد فرماندهان خود كه از اطرافيان علي عبدالله صالح هستند دست به تحصن و اعتراضات گسترده مي زنند و مخالف ادامه ديكتاتوري بازمانده هاي علي عبدالله صالح در هرم قدرت هستند.
مردم يمن همچنين تأكيد دارند كه آمريكا و عربستان سعودي درصدد تحريف انقلاب و مصادره كردن آن به نفع خويش هستند و دخالت در امور داخلي يمن از طريق سفير آمريكا صورت مي گيرد به همين دليل با برگزاري تظاهرات خواستار كوتاه شدن دست بيگانگان از كشور به ويژه سفير آمريكا در يمن هستند.
در هر صورت اوضاع بي ثبات يمن فضاي غبارآلودي را در كشور ايجاد كرده است و آينده اين كشور را در هاله اي از ابهام فرو برده است.
به نظر نمي رسد جابه جايي قدرت در اين كشور به چالش ها و اعتراضات مردمي پايان دهد بلكه برعكس تحليلگران معتقدند يمن يا به درگيري هاي قومي و طايفه اي و جنگ داخلي كشيده خواهد شد و يا اينكه عبدربه منصور هادي با وضعيتي به مراتب بيشتر از علي عبدالله صالح به سركوب اعتراضات مردمي مي پردازد.
بدون شك انقلاب يمن با ابهام و موانعي عميق تر از مصر و تونس روبه رو است اگر در قاهره و تونس تكنوكرات ها و ژنرال ها سوار بر مركب قدرت شده اند در يمن همان گروه نظاميان و كهنه كاران سياسي به كمك بازيگران پشت صحنه انقلاب نقش خويش را ايفا مي كنند.
بازيگران اصلي انقلاب يعني مردم يمن با اينكه صدها شهيد براي تحقق انقلاب داده اند اما تأكيد كرده اند كه هنوز هم استوار و محكم تا پاي جان ايستاده اند و بيداري اسلامي را همچون كشورهاي ديگر منطقه به كشورشان خواهند آورد.

يك سال قيام عليه آل خليفه
شيعيان بحرين همانند مردم كشورهاي منطقه خاورميانه عليه ظلم و ستم خاندان آل خليفه به پا خاسته اند و تاكيد دارند تا برقراري عدالت و اصلاحات در همه زمينه ها دست از مخالفت هاي خود برنمي دارند.
يك سال گذشته، بحرين شاهد تظاهرات گسترده مردمي بود. مردم اين كشور با داشتن انگيزه اي بالا و روحيه اي مقاوم نه تنها رژيم آل خليفه بلكه حاميان منطقه اي و فرامنطقه اي اين خاندان را به وحشت انداخته اند.
تداخل منافع كشورهاي مختلف باعث شده كه اين جزيره كوچك در خليج فارس از اهميت زيادي برخوردار شود، چرا كه گسترش اعتراض ها در اين كشور منافع عربستان سعودي، عمان، كويت، امارات متحده عربي، آمريكا و كشورهاي غربي را به خطر انداخته و اين كشورها براي سركوب اعتراضات مردمي با آل خليفه همدستي مي كنند.
از همان روزهاي آغاز انقلاب بحرين، عربستان سعودي با چراغ سبز آمريكا، انگليس و فرانسه نظاميان خود را به بحرين فرستاد تا در كنار نيروهاي امنيتي آل خليفه اعتراضات را در نطفه خفه كنند اما عزيمت نظاميان آل سعود با پيشرفته ترين تجهيزات و ادوات جنگي باعث ترس و وحشت مردم نشد بلكه آنان را در تحقق خواسته هايشان مصمم تر كرد. كشتار معترضان بي گناه كه تنها خواسته شان اجراي اصلاحات در كشور است به افزايش روزافزون نارضايتي عمومي منجر شده و اكنون پس از گذشت حدود يك سال از آغاز انقلاب بحرين، مردم اين كشور خواستار سرنگوني نظام آل خليفه و تحقق خواسته هايشان هستند. شيخ حمدبن عيسي آل خليفه پادشاه بحرين با اينكه تاكنون بارها وعده اصلاحات داده است اما به وعده هاي خود عمل نكرده و سركوب مردمي را شدت بخشيده است.
انقلابيون بحرين اعلام كرده اند كه مردم بحرين هوشيار و آگاه هستند و فريب توطئه هاي آل خليفه كه با همدستي حاميان اين خاندان صورت مي گيرد را نمي خورند.
پادشاه بحرين با هدف اتلاف وقت و دور زدن انقلاب تلاش مي كند كه مردم را بفريبد و به نفع خويش بهره برداري كند ولي دست او براي مردم رو شده است. حضور ناوگان پنجم آمريكا در بحرين دليل عمده حمايت آمريكا از اين رژيم ديكتاتور است و سياست سركوب شيعيان در اين كشور دقيقاً با چراغ سبز آمريكا صورت مي گيرد.
مردم بحرين با تداوم اعتراضات تاكيد كرده اند كه تا تحقق كامل اهدافشان خيابان ها را ترك نخواهند كرد و دور جديد اعتراضات مردمي با تحصن معترضان در ميدان شهدا (لؤلؤ) آغاز شده است. مردم بحرين همچون ديگر مردم منطقه از دخالت بيگانگان و ظلم و ستم حاكمان خود به ستوه آمده اند و مطمئن هستند كه بالاخره استقامت آنان نتيجه خواهد داد و به پيروزي خواهند رسيد.

قدرت گرفتن اسلامگرايان در ليبي
سيد محمد امين آبادي
سقوط طرابلس، كشته شدن سرهنگ قذافي، دستگيري سيف الاسلام و روي كار آمدن اسلامگرايان در ليبي مهم ترين تحولات اين كشور در سال گذشته بود.
انقلابي كه از 27 بهمن 1389 در ليبي شروع شد در 31 مرداد 1390 نتيجه داد و انقلابيون ليبي با تصرف طرابلس به چهاردهه حكومت مطلقه معمر قذافي پايان دادند و مردم در شهرهاي مختلف اين كشور با فريادهاي الله اكبر خود اين پيروزي بزرگ را جشن گرفتند.
دو ماه پس از سقوط طرابلس، سرت آخرين پايگاه و زادگاه ديكتاتور ليبي نيز در مهرماه به دست انقلابيون افتاد و سرهنگ قذافي به دست انقلابيون كشته شد. انتشار تصاويري از جسد خون آلود وي، به نمايش عمومي گذاشتن آن و دفن در مكاني نامعلوم عبرتي شد براي ديكتاتورهايي كه به جاي تكيه به ملت به اروپا و آمريكا تكيه مي كنند و دوستان ديروز سرهنگ اولين كساني بودند كه كشته شدن وي را تبريك گفتند!
دستگيري سيف الاسلام قذافي در 27 آبان سال 90 كه از وي به عنوان جانشين سرهنگ قذافي نام برده مي شد آخرين اميدهاي بقاياي رژيم سابق را براي بازگشت به عرصه قدرت نقش بر آب كرد. و به دنبال تصرف كامل كشور و كشته شدن قذافي و دستگيري سيف الاسلام مباحثات متعددي بين انقلابيون، مردم و كشورهاي غربي در مورد حكومت آينده ليبي شكل گرفت.
كشورهاي عضو ناتو كه پس از تصرف طرابلس در «پاريس» گرد هم آمده بودند تا براي حفظ سلطه خود بر منابع سرشار نفتي ليبي جديد نقشه بكشند، اعلام كردند كه حكومت آينده ليبي بايد مدل يك حكومت دموكراسي غربي باشد. پس از اين اجلاس ده ها هزار نفر از مردم ليبي در خيابان هاي شهرهاي مختلف اين كشور فرياد الله اكبر و نه شرقي و نه غربي سر دادند. و با اين شعار عملا ساختار حكومت آينده ليبي را مشخص كردند.
عبدالجليل رئيس شوراي انتقالي ليبي نيز كه در اجلاس پاريس مواضع سازشكارانه اي گرفته بود بعد از تظاهرات گسترده مردمي در شهرهاي مختلف ليبي و تحت فشار شديد افكار عمومي، اعلام كرد اسلام منبع اصلي قانونگذاري در اين كشور خواهد بود. وي در ميدان شهداي طرابلس در ميان هزاران ليبيايي گفت: ما مسلمان هستيم و از اسلام محافظت خواهيم كرد. به دنبال اين اظهارات بود كه راسموسن دبيركل پيمان آتلانتيك شمالي ناتو از احتمال روي كارآمدن يك حكومت اسلامي در ليبي به شدت ابراز نگراني كرد.
در ميان نگراني شديد غرب و ناتو از قدرت گرفتن اسلامگرايان در ليبي دولت جديد اين كشور با 20 وزير و با نخست وزيري «محمود جبرئيل» در 27 شهريورماه سال90 آغاز به كار كرد. و در دوم آبان ماه نيز آزادي ليبي ملي يك مراسم رسمي در شهر بنغازي اعلام شد و عبدالجليل رئيس شوراي انتقالي در حضور هزاران نفر از شركت كنندگان در اين جشن بار ديگر اعلام كرد كه قوانين اسلامي منبع اصلي قانونگذاري در ليبي خواهد بود.
در حالي كه مردم ليبي براي انتخابات سراسري مجلس اين كشور كه به گفته نخست وزير دولت موقت در آينده نزديك برگزار خواهد شد آماده مي شوند آمريكا به دنبال تثبيت حضور خود در ليبي است. خبرگزاري ها در پنج بهمن ماه از استقرار 12هزار تفنگدار آمريكايي در شهر نفت خيز «البريقه» به بهانه ايجاد امنيت خبردادند كه به گفته آگاهانه هدف نهايي آمريكا كنترل چاه هاي نفت و بنادر استراتژيك ليبي است. گذر زمان در سال آينده توطئه هاي جديد اروپا و آمريكا عليه نظام نوپاي ليبي و مردم مسلمان اين كشور را بيش از پيش مشخص خواهد كرد بايد منتظر بود و ديد كه مردم و انقلابيون تا كجا حاضرند براي حاكميت اسلام در كشور ليبي استقامت كنند.

فلسطين؛ موفقيت هاي پي درپي
فريده شريفي
از مهم ترين رخدادهاي فلسطين طي سال گذشته مي توان به تبادل اسيران فلسطيني با گلعادشاليت اسير اسرائيلي، توافق گروه هاي فلسطيني بر سر اجراي پيمان آشتي ملي به ويژه توافق فتح و حماس، ديدار اسماعيل هنيه نخست وزير منتخب حماس و محمودعباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين پس از پنج سال و توافقنامه دوحه اشاره كرد.
در سال گذشته بيش از 1000 اسير فلسطيني در قبال آزادي شاليت اسير اسرائيلي كه بيش از 5 سال در اسارت نيروهاي مقاومت بود آزاد شدند و پيروزي بزرگي براي رزمندگان فلسطيني رقم خورد.
در جريان مبادله اسيران فلسطيني جنبش مقاومت اسلامي فلسطين(حماس) بار ديگر توانمندي خود را در مقابله با سياست هاي توسعه طلبانه رژيم صهيونيستي به نمايش گذاشت و كشورهاي ديگر را به تحسين واداشت چرا كه رژيمي كه موجوديت گروه هاي فلسطيني را به رسميت نمي شناخت و حاضر به مذاكره با حماس يا ساير گروه هاي فلسطيني نبود مجبور شد به توانمندي بالاي حماس اعتراف كند و شرايط اين جنبش فلسطيني را بپذيرد.
مبادله تبادل اسيران به اعتراف خود صهيونيست ها ضربه بزرگي بر پيكره رژيم صهيونيستي وارد آورد و به انزواي رژيم صهيونيستي منجر شد.
به جريان افتادن پرونده آشتي ملي فلسطينيان از ديگر تحولات مهم فلسطين در سال گذشته بود چرا كه آشتي ميان گروه هاي فلسطيني از عمده ترين راه هاي مقابله با تجاوزات و طرح هاي رژيم صهيونيستي در قدس اشغالي و كرانه باختري و غزه به شمار مي رود.
با تحقق آشتي ملي ميان فلسطينيان به آنها فرصت داده مي شود تا وضعيت داخلي خود را سامان بخشند، اختلافات را كنار بگذارند و با موضعي متحد و يكپارچه به وظايف خود در قبال فلسطين عمل كنند.
از سوي ديگر مسئله به تأخير افتادن آشتي ملي و ادامه اختلافات گروه هاي فلسطيني از جمله مسائلي بود كه باعث رنجش مردم فلسطين شده بود و ملت فلسطين بارها نارضايتي خود را از وجود اختلاف و درگيري ميان گروه هاي فلسطيني اعلام كرده بود.
توافقنامه دوحه كه ميان محمود عباس و خالد مشعل رئيس دفترسياسي حماس به امضا رسيد مهر تاييد ديگري بر توافق آشتي ملي فلسطينيان بود. در همين رابطه گروه هاي فلسطيني توافقنامه دوحه را گامي جدي براي اجرايي شدن تلاش هاي آشتي ملي و ايجاد وحدت ميان فلسطيني ها ارزيابي كردند. طبق اين توافقنامه مقرر شد كه دولت وحدت ملي تشكيل و محمود عباس به عنوان نخست وزير دولت موقت و برگزار كننده انتخابات در كرانه باختري و نوار غزه انتخاب شود. پس از توافقنامه دوحه رژيم صهيونيستي محمود عباس را تهديد كرد كه وي بايد ميان مذاكرات سازش و حماس يكي را انتخاب كند.
اتحاديه اروپا نيز حمايت از تشكيلات خودگردان فلسطين را مشروط كرد و از محمود عباس خواست دست از مذاكرات به اصطلاح صلح خاورميانه برندارد، در غير اين صورت كمك هاي مالي خود را قطع خواهد كرد.
از ديگر رخدادهاي فلسطين در سال گذشته افزايش حملات صهيونيست ها نسبت به شهر مقدس قدس و مسجد مبارك الاقصي است كه واكنش هاي زيادي را از سوي فلسطيني ها و مسلمانان جهان درپي داشته است. جوانان فلسطيني در حمايت از قدس با صهيونيست ها درگير شده اند و روزي نيست كه اشغالگران صهيونيست عده اي از فلسطيني ها را بازداشت نكنند.
كشورهاي عربي و اسلامي نيز با برگزاري همايش ها و صدور بيانيه هاي مختلف اقدام صهيونيست ها در تعرض به مقدسات اسلامي را محكوم و خواستار تحرك فوري جامعه بين الملل براي توقف جنايات رژيم صهيونيستي شده اند. اما نجات قدس از سيطره صهيونيست ها نبايد محدود به صدور بيانيه ها و محكوميت ها شود بلكه مسلمانان جهان بايد براي مقابله با سياست هاي تجاوزكارانه رژيم صهيونيستي اقدامي جدي و تحركي قاطع به عمل آورند و قبله مسلمانان جهان را از وجود صهيونيست ها پاك كنند.
اشغالگري اسرائيل عامل اصلي تهديد صلح است و تا زماني كه آمريكا و كشورهاي غربي از اين رژيم حمايت مي كنند اسرائيل دست از تجاوزات خود نسبت به سرزمين فلسطين برنمي دارد. دليل اصلي دشمني جهان اسلام با آمريكا نيز سركوب فلسطينيان و همدستي آمريكا با آنهاست.
نخست وزير منتخب حماس با توافق به عمل آمده در دوحه بار ديگر ثابت كرد كه اين جنبش فلسطيني خواستار وحدت ميان گروه هاي فلسطيني است و از تنش و اختلاف پرهيز مي كند و مهم رأي و خواست مردم فلسطين است.
در هر صورت پايان يافتن اختلافات و تلاش هاي صورت گرفته براي تحقق آشتي ملي تحول مثبتي است كه در صورت گرفتارنشدن به دام طرح هاي سازش با صهيونيست ها جايگاه فلسطين و جنبش هاي مقاومت را در عرصه بيداري اسلامي موجه تر مي سازد.

مديريت نفس-کیهان22/12/90

عماد عبداللهي
بزرگ ترين دشمن انسان، خودش است. چنان كه پيامبر(ص)، اين كامل ترين انسان شناس هستي درباره نفس و روان آدمي مي فرمايد: اعدي عدوك نفسك التي بين جنبيك؛ بدترين دشمنان تو همان نفس اماره و احساسات سركش تو است كه از همه به تو نزديك تر و در ميان دو پهلويت قرار گرفته است. (بحارالانوار، ج70، ص64)
اگر كسي بخواهد در مسير فلسفه و اهداف آفرينش گام بردارد و خودش را به هدف متعالي رباني شدن برساند، مي بايست مراقب و مواظب اين نفس باشد؛ زيرا نفس با آنكه همان روح الهي دميده در كالبد جسماني است؛ ولي بايد توجه داشت كه به سبب همين نزول و قرار گرفتن در كالبد جسماني، موقعيت دوگانه اي مي يابد و داراي دو وجه الهي و وجه دنيوي مي شود. هر چند كه در اين موقعيت، نوعي تعادل و استوا وجود دارد؛ (انفطار، آيه7؛ شمس، آيات 7 و 8) ولي بايد توجه داشت كه حضور در موقعيت مادي دنيا، كشش نفس را به سوي ماديات و پاسخ گويي به نيازهاي نفس را بيشتر مي كند و الهامات تقوايي و فجوري كه از سوي خدا و شيطان ارسال مي شود، به سبب نقصان عقل در آغاز زندگي، يكسان از سوي نفس تلقي نمي شود؛ بنابراين، حتي نفس اجازه نمي دهد تا فطرت پاك الهي در مسير خودش باقي بماند و آن را با خواسته ها و هواهاي نفساني اش دفن مي كند. (شمس، آيات 9 و 10)
فجور نفس
تمايلات و هواهاي نفساني كه وجه زميني و مادي نفس است، به سبب كشش دنيا و موقعيت حضور آدمي در دنيا، وضع اعتدالي تكويني نفس را به هم مي ريزد و او را به سوي ماديات مي كشاند و فطرت كمالي نفس را دفن مي كند. اين گونه است كه فراتر از خواسته هاي طبيعي مادي نفس مانند خورد و خوراك و شهوات طبيعي، حدود و مرزهاي وجه الهي نفس يعني فطرت را مي شكافد و به فجور مي پردازد. پس نفس اندك اندك در فرآيندي به جاي توجه يابي به وجه الهي خود، به وجه زميني و مادي توجه و اهتمام مي كند و همه قدرت و توان خويش را مصروف ماديات و برآوردن نيازهاي طبيعي به شكل افراطي مي كند كه از آن به فجور يعني شكافتن مرزها و تجاوز ياد مي شود.
اما اگر انسان متوجه فطرت خود باشد، همان اعتدال را حفظ مي كند و اجازه نمي دهد كه راه افراط و تفريط در پيش گيرد. اصولا اسلام كه از آن به دين فطرت ياد مي شود (روم، آيه30) بر آن است كه اين اعتدال ميان خواسته هاي معنوي فطرت و خواسته هاي طبيعي و مادي نفس در دنيا حفظ و مراعات شود و انسان بر مسير اعتدال، نفس خويش را مديريت كند تا اين گونه با مديريت نفس، تبديلي در خلقت الهي نفس انجام نگيرد. (همان)
اما بسياري از مردم به اين نكته توجه نمي كنند و به دفن كردن فطرت از طريق پاسخ گويي افراطي به خواسته هاي مادي نفس اقدام مي كنند و خلقت طبيعي نفس و اعتدال آن را تغيير و تبديل مي كنند. (همان)
انسان اگر بتواند در مسير اعتدالي كه اسلام براي انسان تعريف كرده حركت كند، شرايط را به گونه اي مديريت مي كند كه عقل از دل فطرت پاك به سلامت رشد كرده و فعال مي شود در اين حالت شخص در مقام اعتدال و بدون هيچ افراطي (كهف، آيه28) در مسير شدن هاي كمالي گام برمي دارد و رنگ خدايي گرفته (بقره، آيه 138) و متاله و رباني مي شود و همه اسماء و صفات الهي سرشته در ذات خويش را به فعليت مي رساند. (بقره، آيه 31؛ آل عمران، آيه 79).
چگونه نفس مديريت مي شود؟
براي اينكه نفس مديريت شود، خداوند راهكارهايي را بيان كرده كه در قالب اسلام، اين دين فطري، تبيين و روشن شده است.
درآموزه هاي قرآني به مساله تقوا به عنوان يك اصل مهم و كليدي بسيار تاكيد شده است؛ زيرا تقوا به معناي مديريت نفس در راستاي حفظ اعتدال تكويني و فطري و جلوگيري از هرگونه افراط و فجور تعريف شده است. انسان متقي كسي است كه نفس خويش را درحد اعتدال نگه دارد و اجازه تجاوز به ويژه از سوي هواها و خواسته هاي مادي و نفساني را به نفس ندهد.
اگر انسان بتواند با حفظ و صيانت از اعتدال فطري و ذاتي، نقش خويش را نگه دارد، عقل در يك فرايندي به فعليت مي رسد و مديريت كامل و اعتدالي نفس را به دست مي گيرد. به اين معنا كه فطرت، مانند زرده و سفيده تخم مرغ عمل مي كند تا جوجه در زمان بقا درپوسته، بتواند به زيست اعتدالي خويش ادامه دهد؛ پس از اين كه اين فرآيند به درستي طي شد، جوجه به سلامت از پوسته خارج مي شود و عقل، فعليت پيدا مي كند و به بلوغ مي رسد. از آن زمان اين عقل بالغ شده جايگزين فطرت مي شود و مديريت نفس را به دست مي گيرد. البته از آن جايي كه از زمان رشد آغازين عقل و فعليت يابي آن تا مرحله دوم يعني نوجواني، دو هفت سال طول مي كشد، لازم است در اين مرحله از سوي والدين به خوبي كودك مديريت شود. پس از اين مرحله تا چهل سالگي زماني است كه شخص بايد به سبب هويت استقلالي خويش، خود را صيانت نمايد تا بلوغ مطلق برسد و به عنوان رشيد مطرح شود. (كهف،آيه 10)
تقوا كمك مي كند كه اعتدال فطري حفظ شود و در فرآيند دوم تا زمان رشيد شدن، عقل را ياري كند تا به بلوغ مطلق رسيده و عقل فعال شود. بنابراين، لازم است كه به مساله تقوا به عنوان يك مساله كليدي توجه شود؛ زيرا اين تقوا است كه نفس را صيانت مي كند و اعتدال را حفظ كرده و زمينه فعليت يابي عقل را فراهم مي آورد.
خير در صيانت نفس
خير به معناي بهره مندي از مواهب الهي است كه در درون و بيرون انسان براي او فراهم شده است. هرگاه انسان از نعمتي در همان مسير پاسخگويي به نيازهاي خدايي و رباني شدن بهره گيرد، آن نعمت به عنوان خير تعريف مي شود. بنابراين، هر نعمتي، خير تلقي نمي شود مگر آنكه درمسير تعالي و اهداف آفرينش و مظهريت در الوهيت و ربوبيت به كار گرفته شود. از اين رو پيامبران خواهان خير بوده اند (قصص، آيه 24) و خود را فقير خير مي دانند نه خواهان نعمت؛ زيرا هرنعمتي نمي تواند خير باشد و ممكن است كه نقمت و بلاء و يا ابتلايي براي آدمي باشد.
خير مطلق و تماميت كمالي آن درمتاله شدن و رباني شدن است. پس اگر انسان تلاش كند تا از همه ظرفيت ها و استعدادها و نعمت هاي الهي براي رسيدن به اين هدف متعالي بهره گيرد، از كمال خير و تماميت آن بهره مند شده است. در اين باره امام سجاد(ع) مي فرمايد: الخير كله صيانه الانسان نفسه؛ همه خير و خوبي در خويشتن داري و حفظ نفس است. (بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 78، ص 136؛ تحف العقول، ص 448)
كسي كه نفس خود را با تقوا حفظ و صيانت كند، اجازه مي دهد تا عقل، رشد كرده و مديريت نفس را به دست گيرد و اعتدال تكويني و آغازين را همچنان حفظ كند و مسير متعالي شدن رابا فعال شدن عقل طي نمايد. از اين رو خداوند همواره بر صيانت نفس تاكيد مي كند و مي فرمايد: عليكم انفسكم؛ بر شما باد حفظ و صيانت نفس خودتان. (مائده، آيه 105)
از آيات و روايات قرآني به دست مي آيد كه خداوند انسان را به طور تكويني به گونه اي آفريده كه اعتدال ميان خواسته هاي مادي و طبيعي و معنوي اخروي را برقرار كند. اين همان فطرت الهي است. پس از آن، فطرت الهي مي بايست با ابتلاء و بلاء در شرايط اختياري حفظ شود و عقل، جايگزين فطرت شود و انسان به جاي اعتدال اجباري فطرت، با اعتدال اختياري عقل به كمال برسد و متاله و رباني شود.
از نظر قرآن، اسلام همان دين فطرت است؛ يعني همان شكل اجباري كه فطرت انسان را در اعتدال نگه مي دارد، در شكل اختياري، اسلام انسان را در اعتدال نگه مي دارد. لذا خداوند بر اين نكته تاكيد مي كند كه اسلام همان دين فطرت است با اين تفاوت كه يكي اجباري و آن ديگري اختياري است. (روم، آيه 30)
اگر كسي بر اساس اسلام عمل كند، عقل اختياري جايگزين فطرت تكويني مي شود و انسان به هدف متعالي خود مي رسد. بر اين اساس خير مطلق و تماميت كمال خوبي ها را مي بايست در صيانت نفس و تقوا دانست.
به هر حال، اگر دشمن هر انساني، هواهاي نفساني نفس است كه در درون است، فطرت در آغاز و سپس عقل در درون آدمي بهترين دوست آدمي است. رسول اكرم (ص) فرمود: صديق كل امرء عقله؛ دوست واقعي هر كس عقل او است. (بحارالانوار، ج 1، ص 87)
اگر انسان در دوره اختياري مديريت نفس جايي شكست مي خورد زماني است كه اجازه مي دهد تا شهوات افراطي نفس، عقل را در كشتي دروني به زمين بزند؛ چرا كه طمع و زياده روي نفس در جنبه توجه به ماديات او را در برابر عقل قوي كرده است. امام صادق(ع) مي فرمايد: اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع؛ بيشتر زمين خوردن هاي عقل آنجا است كه برق طمع، جستن مي كند. (نهج البلاغه، حكمت 219)
به هر حال بهترين دوست آدمي، نفس و بدترين آن نفس است؛ زيرا نفس دو وجه الهي ومادي دارد كه وجه الهي آن در شكل فطرت و عقل در دو دوره خودنمايي مي كند. پس اگر در دوره اختياري از عقل به جاي هواهاي نفساني اطاعت كند به هدف مي رسد و رهايي مي يابد. امام صادق(ع) مي فرمايد: الهوي عدو العقل؛ هوا و هوس دشمن عقل است. (مصباح الشريعه ، باب 83، ص 223) بنابراين بايد همواره دنبال اعتدال بود و اجازه هرگونه افراط و تفريط را به نفس نداد

اوباما: جنگ با ايران بازي رايانه اي نيست

رئيس جمهور آمريكا با بيان اينكه جنگ با ايران بازي رايانه اي نيست گفت: حمله نظامي به ايران اختلالات بي سابقه اي در عرضه جهاني نفت بوجود خواهد آورد و چرخ اقتصاد جهان را متوقف خواهد كرد.
باراك اوباما، در مصاحبه با نشريه آتلانتيك با نادرست خواندن طرح مقابله نظامي با ايران گفت: تاريخ نشان داده ؛ تنها راه براي حل مسائلي از اين قبيل اين است كه خود كشور به طور يكجانبه تصميم بگيرد بدون دخالت نظامي به تسليحات هسته اي دست پيدا نكند.
وي افزود: اكنون آنچه مستقيما درباره ايران مي بينيم و مي شنويم اين است كه برنامه تسليحات هسته اي از ديدگاه آنها غيراسلامي و گناه است و اين سخنراني رسمي رهبر معظم اين كشور و وزيرخارجه ايران است.
اوباما با اشاره به هرگونه سناريوي درگيري با ايران گفت: چشم انداز بالا گرفتن تنشها تحت اين سناريوها به شدت خطرناك است علاوه بر هزينه هاي انساني كه در خاورميانه به دنبال خواهد داشت تاثير آن بر اقتصاد را نيز بايد تصور كنيد.
وي افزود: احتمال اختلالات بي سابقه اي در عرضه جهاني نفت بوجود خواهد آمد و مي توان گفت چرخ اقتصاد جهاني متوقف خواهد شد.
رئيس جمهور آمريكا در ادامه تصريح كرد: جمهوريخواهان قصد دارند كه به نوعي مسئله هسته اي ايران را به سمت نظامي بكشانند اما باراك اوباما به عنوان رئيس جمهور آمريكا اين اقدام را نخواهد كرد؛ ببينيد به عقيده من هركسي كه در اين صندلي مي نشيند بايد از بهاي اقدامات خود آگاهي داشته باشد و اگر نخواهد بهاي اقدام نظامي را بسنجد، اصلا نبايد به اين صندلي تكيه كند زيرا اين مسئله واقعا جدي است، جنگ با ايران بازي رايانه اي نيست و ما در حال بازي كردن نيستيم.

كدام سيب در ويلاي دماوند به سر خاتمي خورد كه رأي داد؟! (خبر ويژه)

تلاش دو رسانه حامي خاتمي- كه از لندن و پاريس به روز مي شوند- براي توجيه افتضاح اخير وي ناكام مانده است.
«جرس» و «كلمه» به عنوان دو سر خط اصلي پروژه تحريم انتخابات در خارج كشور، در حالي به توجيه شركت خاتمي در انتخابات روي آوردند كه پيش از آن تلاش گسترده اي براي انكار و كتمان و تكذيب ماجرا به عمل آورده بودند. «كلمه» از قول حسين نوراني نژاد نوشت: امروز (ديروز) ساعاتي خدمت آقاي خاتمي بودم. كاملا در جريان سنگيني فضاي بوجود آمده در پي راي دادنشان بود و اين فضاي سنگين تا نزديك ترين افراد و بستگان آقاي خاتمي امتداد داشت. آقاي خاتمي اولين چيزي كه گفت «بسيار سخت بودن» تصميمي بود كه ديروز اجرا كرد. گفت كه نسبت به تبعات عاطفي رايش آگاهي داشته و نسبت به آن احساس مسئوليت سنگين و دلنگراني مي كرده. اما « اخبار نگران كننده اي طي دو روز منتهي به انتخابات، درباره برنامه و نقشه هاي تندروهاي جريان حاكم در زمان پس از انتخابات دريافت كرده بود كه حركتي غافلگير كننده را براي بر هم زدن آن ايجاب مي كرد.»
«كلمه» همچنين از قول نامبرده افزود: كه خاتمي دلواپس آرمان هاي انقلاب و جمهوريت و اصل نظام بوده و روي برگ رأي خود «جمهوري اسلامي» را نوشته است. البته كلمه توضيح نمي دهد چرا خاتمي اين قدر دير و يواشكي تصميم گرفت برخلاف خط القايي جريان نفاق جديد، در انتخابات حاضر شود و به «جمهوري اسلامي»! رأي بدهد و چرا از ديگران نخواست كه همين كار را بكنند؟ يا اين سوال كه آيا خط زنندگان قيد اسلام در شعار «جمهوري اسلامي» اين ادعاي خاتمي را مي پذيرند و مي پسندند؟ و بالاخره اينكه چرا «نگراني درباره «نقشه تندروهاي حاكم» تا بعدازظهر روز جمعه و در ويلاي شخصي برادر خاتمي در دماوند» به ذهن عضو مركزيت مجمع روحانيون خطور نكرده بود و همان جا - مثل قضيه نيوتون و جاذبه- پاي درخت سيب و گلابي و گيلاس خطور كرد؟!
اما صرف نظر از ابتكارات! بامزه كلمه و جرس، محافل ضد انقلاب با وجود سپري شدن چند روز از ماجرا همچنان كلافه و عصباني هستند و نفس اقدام خاتمي را همچنان كه يكي از آنها در سايت بالاترين اعلام كرد «شيلنگ گرفتن به هيكل همه حاميان تحريم انتخابات» مي دانند. گزارشي درباره اين واكنش ها را مي خوانيد:
- بالاترين: «درباره خاتمي و شركت در انتخابات فارغ از تندروي هايي كه سلطنت طلبان و مجاهدين [منافقين] مي كنند، اگر منطقي به مسئله نگاه كنيم، واقعيت اين است كه او انتخابات را تحريم كرده بود. پس به ميل خود پاي صندوق نرفته و در واقع او را شركت دادندش. ترس، برادر مرگ است. خاتمي با تهديدهايي كه شده شركت كرده. كسي چه مي داند چه تهديدي به خاتمي روا شده و يا چه آتويي به دست ارگان هاي امنيتي داده كه حاضر شده با شركت در انتخابات اينگونه به مرده سياسي تبديل شود؟
- «خودنويس»: «خاتمي رأي مي دهد اما سايت هاي همسو لاپوشاني، ماله كشي و ماستمالي مي كنند. چرا خاتمي براي كار خود بهانه و برهان جمع نكرده بود تا جرس و كلمه مجبور به اين كار شوند؟ خاتمي با كار خود آخرين ميخ را به تابوت توهماتي كه بعضي از متوهمان درخصوص او توليد و تكثير مي كردند، كوبيد هر چند كه كلمه و جرس دست از لاپوشاني و سانسور بر ندارند. در حالي كه خشم و نااميدي بسيار از حاميان و توجيه گران سياست هاي خاتمي بيشتر و بيشتر مي شود، سايت كلمه و جرس سعي بر كتمان اين خبر كاملا قابل انتظار، اما بسيار زشت مي كنند و با اين كار، يعني بي اهميت جلوه دادن خبر شرم آور، از پوشش دادن خبر سر باز مي زنند! واقعا درخصوص خوانندگانتان چه فكر مي كنيد؟ براستي اين كار شما توهين به عقل خوانندگان تان نيست؟ اين كتمان و درزگيري افتضاح خاتمي لكه ديگري بر كارنامه امثال اميرارجمند است».
- بالاترين: «خيانت هاي مكرر حاميان اصلاحات به خصوص در سه سال اخير، بدنه جنبش سبز (اگر هنوز دوست داريد يك جنبش سياسي به اين نام خوانده شود) را به جايي رسانده كه اين روزها ننگ همراهي اصلاح طلبان را تنها تحمل كنند. البته آناني كه چشم بر واقعيت نبسته اند به خوبي خيانت هاي مكرر در مكرر خاتمي را به ياد دارند. او در حالي كه حتي بدبين ترين مخالفان خاتمي با ديده شك به شركت او در انتخاب مي نگريستند در كمال وقاحت و بي شرمي وصف ناپذير در تصميمي به خيال خود زيركانه مخفيانه رأي داد. در اين ميان سايت كلمه همانند خواهر دوقلوي دروغگوي خود جرس اقدام به پخش سلسله تمجيدهايي درباب «سخت بودن» شرايط رأي ندادن براي او كرده است. پرسش اينجاست كه چطور خاتمي حاضر نشد همان شب شفاف سازي كند و لااقل جلوي دروغ پراكني سايت هاي طرفدار و كاربران ماله كش خود در شبكه هاي مجازي در باب كذب بودن خبر رأي دادن را بگيرد. به راستي كه تاريخ، چنين بي پرنسيبي و بي شرفي را از سياستمداران سراغ ندارد».
- خاتمي گفت شركت در انتخابات بي معني است و خودش شركت كرد. او كلاً علاقه عجيبي به كارهاي بي معني داره. وقتي همه رو به زور زير يك پرچم خيالي به نام وحدت در جنبش سبز مي كنيم، همين ميشه. يه روز خاتمي از آن بيرون مي پره و روز ديگه كس ديگه. اي عباي شوكولاتي! اي نگين انگشتري ما! اي اوني كه با خودكار صورتي نامه مي نويسي و برات غش مي كنيم! غصه نخور. اين هم يه روي ديگه رومانيسم سياسي هست ديگه نه!؟ دو روز ديگه يادمون ميره و باز قربون صدقه ميك آپ ريشت و عباي شوكولاتيت مي ريم».
- «جناب خاتمي، خواهشمنديم كه ديگر به خود زحمت مصاحبه ندهي و پيامي، درودي، تبريكي براي ما نفرستيد. ما ديگر نمي خواهيم از شما چيزي بشنويم، مي خواهيم فراموشتان كنيم. چرا كه شما يادآور «حماقت چندين ساله ما» هستيد. حماقتي كه اگر كوتاهي اي از شما مي ديديم به جاي مورد سؤال قرار دادن شما، به دفاع از شما برمي خواستيم و آستانه صبر خود را بالا و بالاتر مي برديم. جالب اين است كه شما براي تسلاي خاطر ما ادعا مي كنيد با نوشتن كلمه «جمهوري اسلامي» بر روي برگه رأي خود راي باطله داده ايد. اما آقاي خاتمي كجاي كاريد؟ اي كاش به جاي درج نام جمهوري اسلامي بر روي برگه رأي، نام يكي از كانديدها را مي نوشتيد... اينگونه براي ما هم تحملش آسان تر بود. بگذاريد خيالتان را راحت كنيم، براي ما مهم نيست كه جمهوري اسلامي واقعي چيست و چه بركاتي دارد. ما خيلي وقت است كه تكليفمان را با مذهب روشن كرده ايم.
- نامه يكي از مخاطبان به جرس: «از پريشب تا حالا شوكه ام. حالم ميزون نيست. اين كار خاتمي واقعاً منو كله پا كرد. راستش ديشب تا صبح باهاش تو كله ام كلنجار رفتم. كتمان نمي كنم كه هي به خودم فشار آوردم كه يه دليلي پيدا كنم كه او كار درستي كرده، نشد كه نشد. هنوز هم ته دلم منتظر يه معجزه م كه من رو برگردونه به پريروز. به زماني كه هنوز اين خبر رو نشنيده بوديم.
-روزنت: «واقعيت اين است كه هنوز درباره راي دادن خاتمي دچار بهت هستم. من سالهاست منتقد خاتمي ام اما با توجه به سخنان رسمي و غيررسمي خاتمي، اين كار از او غيرقابل باور بود. مشكل از آنجا آغاز شد كه اصلاح طلبان و سبزها اعلام كردند در انتخابات شركت نمي كنند، اما خاتمي در ساعتي غيرمعمول و در مكاني دورافتاده راي داد. خاتمي در جايگاهي نيست كه بتواند حاكميت را وادار به مصالحه كند. حتي اگر چنين مصالحه اي وجود داشت، خاتمي مي توانست چند روز جلوتر از حاميان خود بخواهد كه به همين منظور در انتخابات شركت كنند. اما نه تنها اين اتفاق نيفتاد، بلكه او در روزهاي منتهي به انتخابات اعلام كرده بود كه به هيچ وجه در اين انتخابات راي نداده و به همين دليل از تهران هم خارج خواهد شد... تا زمان حضور مخالفان در خيابان كمتر كسي تلاش مي كرد دوگانه جنبش سبز/ اصلاح طلب را پررنگ كند اما اكنون امثال محمدعلي ابطحي با توجيهاتي كه براي راي دادن خاتمي مي نويسند، اين امر را پررنگ تر مي كنند. شايد به اين دليل كه قبلا بسياري تصور مي كردند حاكميت در مقابل جنبش سبز به زودي عقب مي نشيند اما عدم وقوع اين اتفاق، برخي را به فكر روش هاي قديمي انداخت. اين مسئله بخصوص زماني بيشتر مورد توجه قرار گرفت كه تهديدهاي اصلاح طلبان- و در راس آنها، خاتمي- براي عدم حضور در انتخابات، نه تنها جدي گرفته نشد، بلكه با استقبال بسياري از اصولگرايان نيز مواجه شد. اگر از اين منظر به راي خاتمي بنگريم، احتمالا مي توانيم چنين صورت بندي فرضي اي انجام دهيم كه خاتمي دريافته اگر در انتخابات شركت نكند، همان برخوردي كه در دهه 60 با مهدي بازرگان و نهضت آزادي انجام شد، با وي و حاميانش نيز انجام خواهد شد. اما مطرح شدن دوگانه مذكور مي تواند ضربه اي بزرگ به جنبش سبز باشد و ريزش هاي بيشتري را در پي آورد. شركت خاتمي در انتخابات، در واقع اعلام رسمي شكست سياست تحريم فعال انتخابات بود.»
- گويانيوز (مجتبي واحدي): «برخلاف خيلي هاي ديگر اقدام خاتمي را اقدام مباركي مي دانم. او مي تواند پرچم اصلاحات را با جرأت خودش دست بگيرد اما سؤال من اين است كه اگر اخبار نگران كننده، دو روز قبل از انتخابات به دست خاتمي رسيده، چرا آن را حتي با نزديك ترين دوستان، ياران و بستگان خود نيز در ميان نگذاشت به طوري كه محمدرضا خاتمي و همسرش نيز از اقدام خاتمي بي اطلاع بودند؟ آيا نبايد ساير عناصر موثر اصلاحات هم از اين نقشه هاي خطرناك مطلع مي شدند تا در تصميمي كه مشتركا با خاتمي براي عدم حضور در انتخابات گرفته بودند تجديد نظر نمايند؟ اما پرسش مهمتر آنكه تدبير خاتمي براي برهم زدن نقشه تندروهاي جناح حاكم چه بوده است؟ خاتمي در يك روستاي دورافتاده به دور از چشم رسانه ها در راي گيري شركت كرد تا نقشه تندروهاي جناح حاكم را خنثي نمايد. نكته جالب و سؤال انگيز در اين ميان آن است كه خبر اين حضور- كه به تصور آقاي خاتمي، برهم زننده آن نقشه هاي خطرناك بود- توسط خبرگزاري فارس منتشر شد!! راستي اگر خبرگزاري فارس در هماهنگي با اربابان تندرو از انتشار خبر حضور آقاي خاتمي در انتخابات خودداري مي كرد آيا خاتمي شخصا خبر مشاركت در انتخابات را در اختيار رسانه ها مي گذاشت؟ يا مثلا با ارسال كپي شناسنامه مهر خورده خود براي بخش كمتر تندرو حكومت آنها را قانع مي ساخت كه بخش تندروتر را از اجراي نقشه هاي خطرناك، منصرف نمايند؟»

شهید هاشم بندار

شهید هاشم بندار

 فرمانده گردان لیله القدر لشکر 5نصر(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

 

بیست و دوم فروردین ماه سال 1344 در روستای حسین آباد متولد شد. 
کودکی پر جنب و جوش بود و با صحبت های شیرین بقیه را می خنداند. 
فاطمه بادل ( مادرش ) می گوید: «زمانی که چهار ساله بود می گفت: می خواهم به کربلا بروم. اغلب دوستان و همسایگان را وعده ی رفتن به کربلا و زیارت می داد. در ماه محرم و صفر در هیات های سینه زنی شرکت می کرد و از عزاداران امام حسین (ع) پذیرایی می کرد.» 
در روز عاشورا و تاسوعا در تغزیه خوانی شرکت می کرد و به عنوان یکی از بچه های امام حسین (ع) و یا یکی از طفلان مسلم (ع) بود. 
در پنج سالگی پدرش فوت کرد و او به همراه دیگر برادرانش در مغازه ی پدر مشغول به کار شد. 
به مادرش بسیار احترام می گذاشت و در کارهای خانه به او کمک می کرد. 
دوره ی ابتدایی را در مدرسه آستانه پرست فعلی و دوره ی دبیرستان را در مدرسه ی مدرس مشهد به پایان برد. به خاطر شروع جنگ تحمیلی تحصیلات دبیرستان را رها کرد و به جبهه های حق علیه باطل شتافت. 
به خاطر علاقه به خواندن کتاب عضو کتابخانه بود. کتاب های مذهبی، شهید مطهری و محمود حکیمی را مطالعه می کرد. 
اوقات فراغت به ورزش های شنا، فوتبال و کوهنوردی می پرداخت. عضو بسیج بود به مسجد می رفت. علاوه بر کار در مغازه ی پدرش درس نیز می خواند.
به نماز بسیار اهمیت می داد. در جلسات قرآن حضور می یافت. در دعای ندبه، توسل و کمیل شرکت می کرد و یکی از فعال ترین افراد حاضر در این جلسات بود. 
مشکلات را تا جایی که می توانست حل می کرد. به مستضعفین کمک می رساند. مسائل دینی را رعایت می کرد. خمس می داد. صله ی رحم را به جا می آورد. 
او از افرادی که در کنار خیابان می ایستادند و برای مردم مزاحمت ایجاد می کردند، ناراحت بود. با آن ها صحبت می کرد تا به راه راست هدایت شوند. 
هاشم بندار فردی معاشرتی، اجتماعی، خوش اخلاق و خوشرو بود، به طوری که کسی از او ناراحت نبود. 
مادر شهید می گوید: «اخلاق و رفتار او طوری بود که حتی پیرمرد 70 ساله به او سلام می کرد.» 
قبل از انقلاب در راهپیمایی ها شرکت می کرد. زمانی که دوازده ساله بود، همراه من در راهپیمایی ها شرکت می کرد. من او را با خود به تظاهرات می بردم. یک روز در تظاهراتی که در راه آهن بود، ماموران رژیم به طرف تظاهرکنندگان تیراندازی می کردند و گاز اشک آور می انداختند، به طوری که چشم هایمان باز نمی شد. او به من می گفت: مادر، نترسی چیزی نیست. و بعد ما توانستیم با کمک مردم از آن معرکه نجات پیدا کنیم. 
او با این که دوازده ساله بود، در تظاهرات شرکت می کرد و به همراه دوستانش بر روی دیوارها شعار می نوشت. او در درگیری های نهم و دهم دی ماه و 22 بهمن ماه حضور داشت. به پخش اعلامیه می پرداخت و شب تا صبح اعلامیه های امام را در داخل منازل می انداخت. 
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بسیج فعالیت می کرد و شب ها در خیابان به نگهبانی می پرداخت. مسئول آموزش بسیج بود و به نیروها اسلحه شناسی را آموزش می داد. 
او با مخالفین انقلاب و اسلام صحبت می کرد تا آن ها را اصلاح نماید. با کسانی که عقیده ای مخالف با انقلاب داشتند معاشرت نداشت. با کسانی رفت و آمد می کرد که با او هم عقیده باشند. علاقه ی زیادی به امام داشت و به شدت از امام و و انقلاب حمایت و پشتیبانی می کرد. با ضد انقلابیون درگیر می شد و به مخالفت با آن ها برمی خاست. برای مبارزه با منافقین و ضد انقلابیون چندین بار به کردستان اعزام شد. مخالف ایده های بنی صدر بود. 
در 14 سالگی به جبهه رفت. سنش برای رفتن به جبهه کم بود، به همین خاطر کپی شناسنامه اش را دست کاری کرد تا بتواند به جبهه برود. 
اودر مصاحبه ای در مورد جنگ گفته است: «جبهه و جنگ مانند قلب انسان است. اگر قلب از کار بیفتد، تمام اعضای بدن از کار می افتند. اگر در جنگ خللی وارد شود، کشور سقوط می کند. پس باید تلاش کنیم جبهه ها را پر کنیم و امام را تنها نگذاریم تا هرچه زودتر پیروز شویم.»
در بیشتر عملیات از جمله، عملیات ام الحسنین، طریق القدس، فتح المبین، فتح بستان، شکست حصر آبادان، آزادی سازی خرمشهر، رمضان، بدر، خیبر، والفجرها و کربلاها، چه در لباس یک بسیجی عاشق امام و چه به عنوان فرمانده ی گردان رزمی شرکت داشت. دوره ی آموزش فرماندهی را در تهران گذرانده بود. 
در جبهه مدتی بی سم چی و مدتی فرمانده بود. در فتح قله های الله اکبر در کنار شهید چمران و همرزمان دیگر، بی سیم چی بود و بعد فرمانده ی گردان لیله القدر شد. همچنین فرماندهی گردان رزمی مخابرات را نیز برعهده داشت. 
می گفت: «تا زمانی که جنگ باشد در جبهه می مانم.» او بسیار متواضع و فروتن بود. ذکر مسئولیتش او را رنج می داد. می گفت: «ذکر مسئولیت همراه اسم لزومی ندارد.» 
او چه زمانی که بی سیم چی بود و چه زمانی که عنوان فرماندهی داشت، کارهایی فراتر از حد مسئولیتش انجام نمی داد. او بسیار متواضع بود. سنگر ها را جارو و چای درست می کرد. 
محمد امیری ( همرزم شهید ) می گوید: «اولین بار اعزامم به جبهه در واحد مخابرات بودم. در منطقه ی حمیدیه ی اهواز شهید بندار را دیدم که فرماندهی مخابرات را برعهده داشتند و در حال شستن لباس های شخصی خود بودند. هرچه اصرار کردم که اجازه دهند من این کار را انجام دهم، نگذاشتند.» 
در سال 1362 عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. 
در عملیات بدر در منطقه ی هورالعظیم او فرمانده ی گردان لیله القدر بود. در شبیخونی که عراق زد، باعث شد که آن ها شکست بخورند و از 300 ـ 400 نفر نیرو فقط 13 ـ 14 نفر باقی مانده بود و نزدیک قریب بود که آن هم اسیر شوند و تنها یک قایق موتوری بود که توان حمل 14 نفر را نداشت. ابتدا آن ها تمام بی سیم ها را از بین بردند تا رمزی به دست دشمن نیفتد. شهید به همراه 5 نفر دیگر در آن محل ماندند و بقیه را به پشت جبهه منتقل کردند. سپس آن ها با یک قایق پارو زدند و خود را به نیزار رساندند. حدود 18 ساعت در آن نیزارها ماندند و بعد با همان قایق به پشت جبهه برگشتند.» 
هاشم در زمان عملیات از افراد آگاه و مقتدر دعوت می کرد تا خودشان را به عملیات برسانند. او با نیروها در خصوص عملیات مشورت می کرد و نیروها را از لحاظ قدرت بدنی می سنجید و بعد آن ها را گلچین می کرد و هر کدام را در واحدی که توانایی داشتند، قرار می داد. مثلاً عده ای در واحد تخریب، عده ای برای واحد اطلاعات و عده ای برای ادوات و برای هر کدام یک مسئول انتخاب می کرد. 
او چندین مرتبه به طور سطحی مجروح شده بود. در یکی از عملیات ها شیمیایی شد. در سال 1362 در عملیات والفجر یک از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار گرفت. با این که مسئولین اجازه ی ماندن او را در سپاه مشهد داده بودند ولی او قبول نکرد. می گفت: «این جا برایم مانند زندان است 
به خانواده اش توصیه می کرد: «به جبهه بیایید و در جنگ شرکت کنید و از مملکت خود دفاع کنید. راه شهدا را ادامه دهید. از خط رهبری فاصله نگیرید. بچه هایتان را در این راه تشویق کنید. تقوای الهی را پیشه نمایید. حجابتان را رعایت کنید. امام را تنها نگذارید. باید در جنگ پیروز شویم تا همه به کربلا برویم.» 
هاشم منطقه ی جنگی را کاملاً می شناخت. زمانی که ماشین حمل اسلحه می رسید، سریع خودش را به آن جا می رساند و در پایین آوردن اسلحه کمک می کرد. بسیار فعال بود و فقط در زمان خواندن نماز کفش هایش را از پا بیرون می آورد. در شب های حمله نماز شب می خواند. سرش را روی خاک می گذاشت و آن قدر گریه می کرد که خاک خیس می شد. زمانی که نیروها از نگهبانی برمی گشتند و سرما خورده بودند، او لباس هایش را به آن ها می داد تا گرم شوند و اگر کفش کسی سوراخ بود، چکمه اش را به او می داد. گاهی خودش نگهبانی می داد. او از جبهه و جنگ و از پیشرفت آن تعریف می کرد. می گفت: «امام را تنها نگذارید او نایب امام زمان (عج) است. مبادا از حرف امام سرپیچی کنید آرزو داشت شهید شود. به همین خاطر وصیت نامه اش را خیلی زود نوشته بود. 
هاشم بندار در تاریخ 16/6/1366 در جزیره ی مجنون و در حال ساختن سنگر، بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه ی سر و چشم به شدت مجروح شد. به طوری که یک چشمش از بین رفته بود و پس از مدتی در بیمارستان امدادی، در تاریخ 1/7/1366 به شهادت رسید. 

فاطمه بادل ( مادر شهید ) می گوید: «زمانی که در بیمارستان امدادی بستری بود و به ملاقاتش رفتم، در بخش بود. سرش را عمل کرده بودند، جراحات زیادی داشت یک چشمش را کاملاً از دست داده بود و یک طرف صورتش به شدت آسیب دیده بود. وقتی مرا دید، گفت: مادر، نگران نباشید من فقط سرما خورده ام و داخل چشمم خاک رفته است، با شستشو خوب می شود. 


صغری بندار ( خواهر شهید ) نقل می کند: «زمانی که به ملاقاتی او رفتم، از شدت درد پاهایش را به هم می مالید. به او گفتم: «هاشم، درد داری؟ گفت: نه. می خواستم ملافه ام را درست کنم.» 
هاشم بندار در تاریخ 19/6/1366 که در منطقه عملیاتی بر اثر اصابت ترکش مجروح شد. در تاریخ 21/6/1366 در بیمارستان شهید کامیاب بستری گردید. سرانجام در تاریخ 1/7/1366 به درجه رفیع شهادت نایل گشت. پیکر مطهرش در بهشت رضا (ع) دفن می باشد. بعد از شهادت او بسیاری از اقوام به خاطر این که نتوانستند عظمت روحی او را درک کنند، متاسف بودند.

 

 

نتایج قطعی حوزه انتخابیه مشهد و کلات

خبرگزاری فارس: رئیس ستاد انتخابات خراسان رضوی از نتایج قطعی حوزه انتخابیه مشهد و کلات خبر داد.14/12/1390

نتایج قطعی حوزه انتخابیه مشهد و کلات

1)سید امیرحسین قاضی‌زاده با کسب 324 هزار و 196 رای،

2)سید هاشم بنی هاشمی با کسب 245 هزار و 577 رای و

3)نصرالله پژمان‌فر با کسب 232 هزار و 4 رای

بیشترین آرای را از آن خود کردند.

آقای غفاری رئیس ستاد انتخابات خراسان رضوی در پاسخ به سوالی در ارتباط با تکلیف دو نماینده باقی مانده در حوزه انتخابیه مشهد وکلات گفت: برای انتخاب دو نماینده دیگر در حوزه مشهد و کلات باید چهار نامزد که بیشترین آرا را کسب کرده‌اند درمرحله دوم انتخابات که به احتمال زیاد در اردیبهشت ماه سال آینده برگزار می‌شود، به رقابت بپردازند.

غفاری در ارتباط با چهار نامزد دور دوم انتخابات مشهد اظهار داشت:

 جواد کریمی قدوسی با کسب حدود 216 هزار رای، جواد آرین منش با کسب حدود 184 هزار رای،

 عفت شریعتی با کسب حدود 177 هزار رای و محمدحسین حسین‌زاده بحرینی با بدست آوردن حدود 158 هزار

چهار نامزد شرکت‌کننده در دور دوم انتخابات مشهد و کلات هستند.

غفاری در ارتباط بامیزان مشارکت مردم استان در انتخابات، گفت: طبق آخرین آمار حدود 67 درصد از واجدان شرایط در انتخابات حضور داشتند که این رقم در تاریخ انتخابات مجلس شورای اسلامی استان خراسان رضوی بی‌سابقه بوده است.

حمایت تعدادی از فضلای حوزه علمیه و رزمندگان و فعالان فرهنگی از حاج خلیل موحدی

يادداشت: با عنايت به شاخصه‌هاي مذكور ضمن دعوت از تمام اقشار و سلايق براي حضور حداکثری و مسئولانه در پاي صندوق‌هاي رأي، جناب آقاي «خليل موحدي محصل طوس» را یکی از افراد شایسته براي تصدي اين جايگاه خطير و حساس مي‌دانيم.    
 
 
  به گزارش خبرنگار مطالبه تعدادی از اساتید و فضلای حوزه علمیه مشهد همراه با رزمندگان دفاع مقدس و فعالان فرهنگی حمایت خودشان را از حاج خلیل موحدی به صورت رسمی اعلام کرده اند. متن این اعلامیه به شرح ذیل می باشد.

باسمه تعالی
انتخابات مظهر مشاركت عمومي براي تحقق آرمان‌هاي مقدس و متعالي انقلاب اسلامي است. با تاکید به گفتمان مقام معظم رهبری، حضور حداكثري مردم در اين اتفاق سرنوشت‌ساز علاوه بر آنكه ضامن اقتدار نظام اسلامي است منجر به تشكيل مجلسي قوي خواهد شد.
افرادي شايستگي و صلاحيت ورود به مجلس شوراي اسلامي را دارند كه علاوه بر تقوا و جهاد، سلامت نفس، شجاعت، صداقت و صراحت صفات شاخص آنان باشد؛ نماينده بايد مستقل، ساده‌زيست، مردمی و از بطن توده های انقلابی مردم باشد و بتواند براي چاره‌انديشي درباره مسائل كلان كشور با بدنه تخصصي اجتماع ارتباطي سازنده برقرار نمايد.
با عنايت به شاخصه‌هاي مذكور ضمن دعوت از تمام اقشار و سلايق براي حضور حداکثری و مسئولانه در پاي صندوق‌هاي رأي، جناب آقاي «خليل موحدي محصل طوس» را یکی از افراد شایسته براي تصدي اين جايگاه خطير و حساس مي‌دانيم.
محمد جواد نظافت (مدرّس حوزه)
اسماعیل صرّافیان (مدرّس حوزه)
رضا روح (استاد حوزه)
علی سهیلی (رزمنده و فعّال فرهنگی)
محسن شراهی (رزمنده، جانباز و راوی دفاع مقدس)
علی رضا دلبریان (رزمنده، جانباز و راوی دفاع مقدس)
حاج احمد سعادتمند (رزمنده و فعال دفاع مقدس)
علی پیراسته (رزمنده، جانباز و راوی دفاع مقدس)
سیدعلیرضا مهرداد (نویسنده و فعال دفاع مقدس)
علی رضا میری (رزمنده، جانباز و راوی دفاع مقدس)

 
 

رای ما جهت انتخابات  

جواد کریمی قدوسی

انسیه غفوری

حاج خلیل موحدی

حجت الاسلام نصرا... پژمانفر

سید هاشم بنی هاشمی

فهرست قطعي نامزدهاي جبهه پايداري انقلاب اسلامي

جواد کریمی قدوسی

تحصیلات: کارشناسی ارشد حقوق

سوابق:

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس

نماینده فعلی مردم مشهد و کلات در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی

 

 

حجت الاسلام نصرا... پژمانفر

تحصیلات: حوزوی

سوابق:

 معاون آموزش و پژوهش حوزه علمیه خراسان

استاد حوزه و دانشگاه

 

 

سید هاشم بنی هاشمی

تحصیلات: کارشناسی ارشد راه و ساختمان

سوابق:

 اولین استاندار قم

نماینده مردم مشهد وکلات در دوره های سوم و چهارم  مجلس شورای اسلامی

شهردار سابق مشهد

 

 

سید امیر حسین قاضی زاده

تحصیلات: پزشک متخصص بیماری های گوش ، حلق و بینی و جراح سروگردن

سوابق:

عضو کمیسیون اصل نود مجلس

نماینده فعلی مردم مشهد و کلات در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی.

 

 انسیه غفوری

تحصیلات: کارشناسی ارشد مدیریت دولتی

سوابق:

 مسئول بسیج خواهران استان خراسان

معاون دفتر زنان و خانواده استانداری خراسان رضوی

 

 

مقام معظم رهبری

مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را ميشناسند، طبق تشخيص خودشان حتماً عمل كنند؛ اگر نميشناسند، از افراد

بصير و متدين

 

در گزينشهاى انتخاباتى استفاده كنند.

 

 

فهرست قطعي نامزدهاي جبهه پايداري انقلاب اسلامي در استان ها اعلام گرديد

تاريخ:   1390/12/04

منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي

 فهرست قطعي نامزدهاي جبهه پايداري انقلاب اسلامي در استان هاي كشور كه تاكنون به شوراي مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي معرفي شده اند، اعلام گرديد.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ؛ پیرو اعلام لیست نامزدهای مورد حمایت جبهه پایداری انقلاب اسلامی در کلیه استان های سراسر میهن اسلامی مان؛ پس از انجام رایزنی ها و بررسی ها ؛ نامزدهاي نهايي جبهه پايداري انقلاب اسلامي دراستان های کشور؛ جهت انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، به شورای مرکزی جبهه پايداري انقلاب اسلامی؛ معرفي شدند.

همانگونه که قبلا نیز بیان شد؛ انتخاب اين افراد جهت نامزدی مجلس شورای اسلامی بر اساس شاخصه هاي گفتمانی جبهه پايداري انقلاب اسلامي (تعبد به اسلام، تعهد به آرمان هاي امام و انقلاب اسلامي، تبعیت از ولايت مطلقه فقيه و قانون اساسي، موضع گيري در مقابل جريان فتنه و جريان انحرافي) صورت پذيرفته است.

 

آيت الله مصباح يزدي در ديدار با اعضاي جبهه پايداري

متن كامل سخنان مهم آيت الله مصباح يزدي در ديدار با اعضاي جبهه پايداري:خداي جبهه ها همان خداي عرصه سياست است/ اگر در مسير امر و اراده ي خدا قرار بگيريد، حتماً پيروز هستيد

تاريخ  :  1390/11/06

منبع : جبهه پايداري انقلاب اسلامي

 اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي شب گذشته با حضور در مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قم با آيت الله مصباح يزدي ديدار كردند. اين ديدار دومين ديدار اعضاي اين جبهه با علامه مصباح در ظرف يك ماه گذشته است

ه گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی ، آيت‌الله مصباح كه در ديدار قبل با يادآوري استقامت و پايداري رسول خدا و مؤمنان در صدر اسلام و عالم‌گير شدن دين مبين اسلام در عصر كنوني، تأكيد كرده بود "چنانچه هر كاري در مسير الهي و توأم با استقامت باشد، آثار آن محدود به همان زمان نخواهد ماند و در آينده نيز اثراتي خواهد داشت كه شايد حتي بانيان آن حركت نيز نتوانند تصور آن را بكنند"، در ديدار شب گذشته نيز بار ديگر خلوص و جهت الهي در كارها را مورد تأكيد قرار داد.

رئيس مؤسسه امام خميني كه جبهه‌ي پايداري تحت نظارت و هدايت اين فيلسوف و فقيه شناخته شده فعاليت مي‌كند، ابتدا جريان‌هاي سياسي فعال در انقلاب اسلامي را به سه دسته تقسيم كرد و در توضيح هر يك گفت: برخي معتقدند كه اسلام يك برنامه فردي است و محتوا و برنامه‌ي اجتماعي براي اداره‌ي كشور ندارد، بنابراين، بايد صرفاً به علوم روز اتكا كرد و دين را در عرصه‌هاي اجتماعي مانند سياست و اقتصاد دخالت نداد.

وي در تبيين نگرش گروه دوم خاطرنشان كرد: عده‌ي ديگر اگرچه به اسلام معتقد هستند اما به بهانه‌ي "مصلحت" مي‌گويند براي پيشرفت كشور نياز است كه نگاه‌هاي ليبرالي و افراد تكنوكرات به‌كار گرفته شوند و با نگاه فن‌سالارانه در اقتصاد و مديريت حركت كرد.

آيت‎الله مصباح با يكي دانستن نتيجه‌ي هر دو نگاه فوق، به نگرش ديگري نيز اشاره كرد كه نگاه نيروهاي جبهه‌ي انقلاب و ولايت براي اداره كشور است كه بر مبناي اين نگاه، با اعتقاد كامل به اسلام و ايمان به اينكه اسلام براي تمام حوزه‌ها و شئون برنامه دارد، بايد به سمت استخراج و فهم اين برنامه‌ها حركت كرد.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با يادآوري اينكه "امام خميني به همه‌ي ما ياد داد كه خداوند قبل از هر جا در ميدان سياست است"، افزود: من اين باور را از گذشته داشته‌ام و هر روز نيز نشانه‌هاي بيشتري براي آن يافته‌ام كه خداي جبهه‌هاي دفاع مقدس، همان خداي دانشگاه‌ها، همان خداي حوزه‌هاي علميه و همان خداي عرصه‌هاي سياست و اقتصاد است.

علامه مصباح با يادآوري شرايط مسلمين در جنگ بدر و پيروزي آن‌ها در شرايطي كه به تعبير قرآن كريم مؤمنين خوار شده و در حالت ذلت بودند، بيان داشت: قرآن كريم مي‌فرمايد "انتم اذلة" اما خداوند دعاي پيامبر اكرم را كه عرضه داشت خدايا اگر مي‌خواهي در روي زمين مؤمناني بمانند كه بندگي‌ات را كنند، اجابت فرمود و با ملائكه‌اش آن‌ها را ياري و نصرت كرد.

استاد علوم عقلي و نقلي حوزه علميه قم ادامه داد: همان خدايي كه در جبهه‌ها آن معجزات را آفريد و آن پيروزي‌ها را براي ما رقم زد، مي‎تواند به ذهن جوانان دانشگاهي ما مسائلي را بياندازد كه دانشمندان جهان متحير بمانند.

وي با انتقاد از رواج سياست‌ورزي غيرمؤمنانه و بي‌توجهي به نقش خداوند در عرصه سياست تأكيد كرد: خداي سياست نيز همان خداي جبهه‌ها و دانشگاه‌ها است اما متأسفانه حتي برخي از افراد متدين ما به‌ويژه در عرصه سياست تصور مي‌كنند كه براي پيروزي و جلوگيري از شكست‌هاي ظاهري مجبور هستند كه از همان روش‌ها و ابزارهاي غيرمؤمنانه غربي‌ها استفاده كنند و هر جا پول باشد، بُرد با آن‌هاست.

علامه مصباح يزدي افزود: در اين نوع از سياست ورزي، قدرت و ثروت اصل است و بر همين اساس، فلان آقا از يك كشور اروپايي براي تبليغات و تنظيم روش‌ها و شعارهاي تبليغي‌اش مشاور استخدام مي‌كند و به ايران مي‌آورد.

وي با بيان اينكه، اين افراد عمدتاً و حتي بر اساس همين محاسبات مادي نيز ناكام هستند، اضافه كرد: برخي از آن‌ها از اول انقلاب تاكنون دارند هزينه‌هاي سنگين مي‌كنند اما حتي نتوانسته‌اند، به‌عنوان نماينده به مجلس بروند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني در تبيين وظيفه‌ي سربازان جبهه‌ي حق خاطرنشان كرد: بايد به وعده‌ي خداوند مطمئن بود و براي خدا كار كرد كه اگر جهت كار الهي و براي خدا شد، خداوند نيز بر اساس وعده‌ي "ان تنصروا الله ينصركم" حتماً ياري مي‌كند.

وي با تأكيد بر شناخت صحيح وظيفه و عمل به آن، گفت: بايد وظيفه را به درست شناخت و سپس بر روي آن ايستاد و پايداري كرد.

آيت‌الله مصباح يزدي افزود: اكنون در امتحان بزرگي قرار داريم كه بايد اخلاص و ايمان خود را به ولايت فقيه اثبات كنيم و بر اساس اين نگاه چه در ظاهر شكست بخوريد، چه پيروز شويد و چه حتي آبروي‌تان برود، پيروز هستيد، چرا كه مهم عمل به تكليف و وظيفه است.

وي با بيان اينكه هجمه‌ي كنوني به ولايت فقيه در طول تاريخ در مقايسه با ساير هجمه‌هاي تبليغاتي بي‎سابقه است، اظهار داشت: تمام جبهه كفار و مشركين با تمام قدرت و ابزارهاي تكنولوژيك، اقتصادي و سياسي خود همين يك نقطه را هدف‌گيري كرده‌اند اما خداوند هر روز مقام ولايت را عزيزتر مي‌كند.

علامه مصباح با يادآوري آيه‌ي شريفه‌ي "و الله غالب علي امره" افزود: امر و اراده‌ي خدا هيچ‌گاه شكست نمي‌خورد و اگر فرد و جرياني نيز در مسير اين اراده و امر قرار گرفت، غالب و پيروز است.

وي در خصوص انتخابات مجلس نهم نيز تأكيد كرد كه مسئله عمده و وظيفه‌ي اصلي شناخت افراد اصلح و مفيد براي اسلام و انقلاب به‌منظور ورود به مجلس است كه اگر اين كار به‌درستي انجام شود، هيچ شكستي در آن نيست.

رئيس مؤسسه امام خميني خطاب به اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري تصريح كرد: از كانديداهاي اصلح با امكانات و ابزارهاي مشروع حمايت و آن‌ها را در هر نقطه از كشور ترويج و تبليغ كنيد.

متن کامل بیانات آیت الله مصباح یزدی که در هفته نامه 9دی منتشر و در نماز جمعه امروز تهران توزیع شد به شرح ذیل است :

ادامه نوشته