قرآن، وحي نامه اعجاز آميز الهي است كه به زبان عربي به عين الفاظ به وسيله فرشته امين وحي حضرت جبرئيل ازجانب خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پيامبر (ص) هم به طور انزالي و اجمالي يك بار و هم تفصيلي و تنزيلي در مدت بيست و سه نازل شده و حضرت آن را برگروهي از اصحاب خود خوانده و كاتبان وحي از ميان اصحاب، آن را با نظارت مستقيم و مستمر آن حضرت(ص) نوشته اند و حافظان بسيار از هم ميان اصحاب، آن را حفظ كرده و به تواتر نقل كرده اند.
قرآن درعصر پيامبر(ص) مكتوب بود ولي به شكل كنوني مدون نبوده و بعدها از سوره فاتحه تا ناس در 114 سوره مدون گرديده است.
متن قرآن از آن جايي كه حتي الفاظ آن از سوي خداوند وحي شده، متني مقدس است و همگان در صدور آن از جانب خداوند تبارك و تعالي، قطع و يقين دارند، قطع و يقين دارند. از اين رو حتي استماع و شنيدن الفاظ آن بسيار مهم و تاثيرگذار است و شفا و درمان گري آن به شكل مختلف در جسم و جان آدمي اثبات شده است.
نويسنده دراين مطلب درباره تاثير و آثار استماع قرآن سخن گفته است كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
ويژگي هاي شگفت قرآن
آيات قرآني درآدمي چنان اثر مي گذارد كه حتي آناني كه به زبان عربي آشنايي ندارند، از آن لذت مي برند و تاثير شگرف آن را درخود مي يابند. كربلايي كاظم كريمي ساروقي كه به شكل معجزه توانايي خواندن قرآن را از حفظ يافته بود، الفاظ قرآني را در ميان متون عادي عربي چون نور مي ديد و توانايي خواندن آن را مي يافت درحالي كه بقيه الفاظ براي او ناآشنا و غير قابل خواندن بود.
آيت الله خزعلي كه خود حافظ قرآن و نهج البلاغه و صحيفه سجاديه است در ملاقات با او، دو آيه را كه دركلمات با هم اشتراك داشتند، ضميمه كرده، پشت سر هم خوانده، محل آن را از او مي پرسند، (يكي آيه 67 انعام ديگري آيه 88 سوره ص)، بدين ترتيب:«لكن بنا مستقر و سوف تعلمون و لتعلمن بناه بعد حين». بلافاصله درجواب مي گويد:«اين دو آيه، از دو جاي قرآن است. يكي سوره انعام و ديگري از سوره ص. كسي حرف و او را دركاغذي پـشت سر هم، به اين صورت:«وو» يك و او را به قصد «ولا الضالين» و ديگري را به قصد «زيد و عمرو و...» نوشته و به كربلايي كاظم نشان داد. گفت: يكي و او قرآن است و ديگري از غير قرآن. گفتند: كربلايي كاظم! از كجا تشخيص دادي؟ گفت:«يكي نور داشت و ديگري نداشت».
آيت الله محسني ملايري مي گويد: كربلايي كاظم، بسيار كند ذهن و يك ماه رمضان درملاير ميهمان من بود و به مسجد مي آمد. هرچه كردم دعاي سي روز رمضان را ياد بگيرد نتوانست ولي به معجزه امام زمان (ع) تمام قرآن را مستقيما و معكوسا تند و سريع بدون هيچ توقفي مي خواند. مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (ره) ايشان را خواستندو من او را به قم نزد آن مرحوم فرستادم و ايشان هم او را امتحان نمودند و او چندي درمنزل حاج سيد اسماعيل علوي رئيس فرهنگ آن روز قم بود. همه روزه فرهنگيان و اهل علم با او ملاقات و از او سؤال مي كردند. يكي از علمايي كه او را ديده مي گفت: اگر كسي اعتقاد به دين خداوند نداشت، كافي بود دو سه روز با كربلايي كاظم معاشرت مي كرد، تا با ديدن اين معجزه عجيب، به خداي متعال، قيامت، انبيا، و ائمه (ع) و به قرآن كريم معتقد شود.
آيت الله خز علي مي گفتند:«من بعداز فوت كربلايي كاظم متوجه شدم كه به او اسرار آيات و باطن قرآن را هم تعليم داده بودند. يعني اگر كسي براي شفاي مرض ناعلاج، پيدا شدن گمشده، طي الارض و مانند اينها از او سؤال مي كرد، او با قرآن جواب مي داد: مثلا به او گفته شد فلاني بسيار مقروض است و از شما تقاضاي دعا دارد. درجواب گفته بود من جز قرآن چيزي بلد نيستم. به او بگوييد آيه «و من يتق الله يجعل له مخرجا» تا آخر را تا ده روز فلان تعداد بخواند تا انشاء الله قرضش ادا شود. ولي نبايد به كسي بگويد كه اثرش از بين مي رود.
همچنين شهيد نواب صفوي-رهبر فدائيان اسلام- او را امتحان نموده، كلماتي از قرآن را با نهج البلاغه تركيب كرده، خواندند و گفتند: اين آيه دركجاست؟ كربلايي كاظم فورا كلمات قرآني را نشان داد و گفت: اينها از قرآن است، ولي آنها قرآن نيست. پرسيدند: چگونه تشخيص مي دهي؟ گفت: قرآن نور دارد و مي درخشد.
اين يك نمونه از ويژگي هاي قرآن است كه همان نورانيت آن است. از ديگر ويژگي هاي قرآن شفاي سينه ها بودن آن است كه آياتي چند از جمله آيه 57 سوره يونس: يا ايها الناس قدجاءتكم موعظه من ربكم و شفاء لما في الصدور، و هدي ورحمه للمومنين و نيز آيه 82 سوره اسراء و 44 سوره فصلت به آن اشاره كرده است.
امير مؤمنان علي(ع) نيز درباره اين ويژگي قرآن مي فرمايند:«تعلموا القرآن فانه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فائه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص...؛ قرآن را فراگيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاي خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروي شفابخش سينه هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصه هاست.» (بحارالانوار، تهران، انتشارات دار الكتب الاسلاميه ، ج3، ص 78.)
از ديگر ويژگي هاي قرآن، آن است كه كتابي آسان و در دسترس فهم و درك بشر است. (مريم، آيه 97 و دخان، 58 و نيز قمر آيات، 17 و 22و 32و 40) اين آسان سازي فهم معارف و مطالب متعالي قرآن براي بشر موهبتي خاص از سو ي خداوند است (همان آيات) تا اين گونه مردم به سوي خداوند ترغيب شوند و انديشه ورزي درآموزه هاي وحياني قرآن براي آنان آنسان و ساده شود.(همان) زيرا اگر به شكل پيچيده نزول مي يافت، امكان فهم و درك آموزه هاي وحياني براي همگان فراهم نمي آمد. و بسياري از مردم نمي توانستند حقايق هستي را درك نمايند و درمسير هدايت الهي گام بردارند.
يكي از روش هاي قرآن براي فهم آسان آموزه هاي وحياني، بهره گيري از داستان ها و واقعيت هاي تاريخي است تا افزون بر بهره گيري اقشار بيش تر مردم، تاثير فزون تري در خاطره توده ها به جا گذارد. (قمر، آيات 9 تا 40)
قرآن با همه سادگي و آساني، كتابي داراي اتقان، استحكام و شرافت است. (آل عمران، آيه 58 و نيز يونس، آيه 1) اتقان قرآن و روشني آيات آن جلوه اي از حكمت الهي است كه دسترسي همگاني به آموزه هاي وحياني را فراهم مي آورد. (همان؛ و نيز هود، آيه 1؛ ويس، آيه 2؛ و لقمان، آيه 2 و آيات ديگر) اصولا اتمام حجت جز از طريق اين ويژگي ها نمي تواند انجام پذيرد، ازاينرو خداوند قرآني را كه اتمام حجت به همه انسان هاست اين گونه آسان و ساده و استوار قرارداده است. (نساء، آيه 174 و نيز نور آيات 34 و 36 و آيات ديگر)
شيو ه هاي احترام به قرآن
خداوند قرآن را كتابي با عظمت و داراي قداست و احترام معرفي مي كند. (بقره، آيه 2 و ال عمران، آيه 58 و انعام 19 و آيات ديگر) درهمه اين آيات به اشكال مختلف چون آوردن اسم اشاره در ذلك الكتاب و تعبير به ذكر حكيم، كوشيده است تا تعظيم، تفخيم و نيز شرافت، استحكام و استواري قرآن را بيان كند. (لسان العرب، ج 5، ص 51، ذيل واژه ذكر)
همين جايگاه بلند قرآن در پيشگاه خداوندي (عبس، آيات11 تا 61 و بروج آيه12 و آيات ديگر) موجب مي شود تا خداوند به آن سوگند ياد كند (ق، آيه1) چنان كه مقتضي آن است كه حرمت و احترام قرآن حفظ شود و كسي به خود نتواند اين اجازه را بدهد كه آن را استهزا كرده و به تمسخر گيرد. (نساء، آيه140)
خداوند در آيات 75و 85 سوريه يونس، قرآن را برتر از دارايي هاي اهل دنيا برمي شمارد و در آيه03 سوره نحل، آن را مصداق خير از نظر متقين دانسته و در آيه3 سوره يوسف، آن را داراي بهترين و زيباترين قصه ها به سبب وحياني بودن آن معرفي كرده، و در آيه32 سوره زمر، قرآن را در بردارنده بهترين سخن ها درباره دين و هدايت مردم دانسته و، در آيات 75 و 85 سوره يونس، نعمتي ارزشمندتر از تمام دارايي ها و مال و منال مردمان خوانده و در آيه 32 سوره زمر بهترين كتاب آسماني در مقايسه با ديگر كتب آسماني مي داند. از اين رو نمي توان كتابي شريف تر و بهتر و كامل تر و جامع تر از قرآن يافت و همين ويژگي ها و ويژگي هاي ديگر قرآن چون نزول مستقيم از سوي خداوند در الفاظ و معنا، موجب شده تا مورد تكريم و احترام و تقديس قرار گيرد و به احترام و حرمت آن، از سوي خداوند تأكيد شود.
فضيلت استماع قرآن
ويژگي خواندني بودن اين معجزه جاودانه پيامبر(ص) موجب مي شود كه مسئله استماع و شنيدن و گوش دادن در آن نيز از اهميت خاصي برخوردار گردد.
در آياتي چند از قرآن به مسئله استماع قرآن در ابعاد مختلف پرداخته شده است. خداوند در آيه 204 سوره اعراف از مطلوب بودن گوش سپاري و سكوت هنگام قرائت قرآن سخن به ميان مي آورد. از اين رو بزرگان بر اين نكته تأكيد مي كنند كه گوش سپاري به قرائت قرآن بر مأموم هنگام قرائت در نماز واجب است، هر چند كه در غير نماز اين مطلوبيت به وجوب نمي رسد ولي مستحب است كه اين گونه عمل شود. (مجمع البيان، ج3 و 4، ص791 و نيز روح المعاني، ج6، جزء9، ص218)
آيات 107و 109 سوره اسراء حتي گريه كردن هنگام شنيدن آيات قرآن را مطلوب دانسته و در آيه38 سوره مائده آن را مورد توجه و تأكيد قرار مي دهد. از صفات مؤمنان نيز گوش شنوا داشتن نسبت به قرائت قرآن در آيه35 سوره روم برشمرده شده است؛ زيرا يكي از عوامل تأثيرگذار در ايمان و تقويت و افزايش ايمان همين استماع و گوش سپاري به قرآن است. چنان كه خداوند در آيات 92 تا 13 سوره احقاف استماع قرآن به وسيله گروهي از جنيان و رهنمون ساختن آن به حق و صراط مستقيم را عامل ايمان آنان به قرآن دانسته و در آيات 1و 2و 31 سوره جن، همين استماع قرآن و هدايت آنان به سوي رشد را عامل ايمان آوري گروهي از جنيان مي داند. بنابراين گوش سپاري به قرآن از عوامل ايمان گروه هايي از مردم و جنيان مي شود. البته علت اين كه در مورد جنيان به ايمان آوري ايشان پس از گوش سپاري تأكيد مي شود، آن است كه اصولاً جنيان قادر به خواندن قرآن نيستند و از طريق گوش سپاري به محتواي آن آگاه مي شوند. از اين رو قرائت قرآن به صورت بلند مستحب دانسته شده تا جنيان نيز از قرائت قرآن و فوايد آن بهره مند گردند، به ويژه آن كه جنيان تنها از طريق انسان ها مي توانند به كمال خود دست يابند و آنان هر چند كه موجودات عاقل و مكلف همانند انسان ها هستند ولي مسخر انسان ها مي باشند و تحت مظهريت ربوبي انسان ها به كمال مي رسند، زيرا سجده اي كه خداوند همه موجودات از جمله جنيان و ابليس را بدان فرمان داده بود، سجده اطاعت و پذيرش ربوبيت انسان هاست. بنابراين، جنيان تحت ربوبيت انسان ها مي توانند به كمال خويش دست يابند.
آثار گوش سپاري و استماع قرآن
استماع قرآن آثار چندي دارد كه در اين جا براي بيان ارزش و اهميت گوش سپاري به قرآن مطرح مي شود تا افزون بر آگاهي از آثار و پيامدهاي گوش سپاري، ارزش و اهميت آن نيز دانسته شود بي گمان يكي از مهم ترين علل و عوامل راه يابي مردم به اسلام و پذيرش حقانيت اسلام، گوش سپاري به آيات قرآني است كه خداوند در آياتي چند از جمله آيات 28 تا 48 سوره مائده به آن اشاره مي كند.
خداوند در همين آيات، گوش سپاري به قرآن را يكي از عوامل راهيابي به حقايق قرآني و اعتراف به حقانيت آن مي داند. به اين معنا كه اگر انسان ها به محتواي قرآن گوش سپارند به سادگي به حقانيت آن آگاه مي شوند و اقرار مي كنند، چنان كه گروهي از راهبان پس از استماع قرآن به اين حالت و مقام درآمدند و قرآن را پذيرفتند و ايمان به آن آوردند. از ديگر آثار و پيامدهاي گوش سپاري به قرآن، اظهار خضوع و خشوع شنوندگان در برابر عظمت و حقايق قرآني است كه در آيات 106 و 107 با گزارشي از برخي از اهل كتاب اين معنا مورد تأكيد قرارگرفته است. همان گونه كه سكوت در هنگام قرائت قرآن موجب مي شود تا آدمي از رحمت الهي بهره مند شود و زمينه اي براي رحمت الهي در جان آدمي فراهم آيد (اعراف، آيه204) هم چنين استماع و گوش سپاري به آيات قرآني براي مردم كافر، عامل مهم در غضب و برافروختگي آنان مي باشد. (حج، آيه27)
آداب گوش سپاري
در آياتي كه بيان شده اين معنا نيز مورد تأكيد قرار گرفته است كه گوش سپاري و استماع آيات قرآني خود آدابي داردكه مي تواند قدرت تأثيرگذاري قرآن را افزايش دهد. از جمله اين آيات مي توان به سكوت و خاموشي در هنگام قرائت قرآن اشاره كرد كه در آيه 204 سوره اعراف و نيز 92 سوره احقاف بيان شده است. البته فقيهان و مفسران بر اين باورند كه سكوت و خاموشي در هنگام قرائت قرآن در برخي از موارد واجب مي شود و در برخي موارد تنها مطلوبيت دارد و مستحب است، البته برخي بر اين باورند كه سخن گفتن در اين هنگام مكروه است. به هر حال از آداب مهم استماع آن است كه شخص، سكوت و خاموشي در پيش گيرد و سخني بر زبان نياورد و كاملا هوش و حواس وي به قرآن متوجه باشد كه همان مفهوم استماع و گوش سپاري است.
از ديگر آداب استماع و گوش سپاري قرآن، لزوم داشتن حالت خضوع و خاكساري است كه در آيات 106 تا 109 سوره اسراء و نيز 85 سوره مريم و 12سوره انشقاق به آن اشاره شده است.
به سجده افتادن در هنگام استماع آيات قرآن نيز به عنوان يكي از آداب استماع و گوش سپاري در آيات 106 و 107 سوره اسراء و نيز 85 سوره مريم، مطلوب دانسته شده است.
در آياتي از جمله 38 سوره مائده و 106 و 109 سوره اسراء گريستن هنگام شنيدن آيات قرآني نيز امري مطلوب و داراي فضيلت معرفي مي شود. در همين آيات با اشاره به برخي از اهل كتاب كه هنگام گوش سپاري به قرآن اين گونه رفتار مي كردند از آنان تمجيد و ستايش شده تا دانسته شود كه مطلوبيت آن تا چه اندازه است.
از نظر خداوند هرگونه بي اعتنايي، بي ادبي و بي احترامي و نيز استهزاي قرآن هنگام استماع آن، عملي زشت و گاه گناهي بزرگ است. از اين رو مؤمنان را از هم نشيني با كساني كه قرآن را مسخره مي كنند و به استهزا مي گيرند منع كرده است. (نساء، آيه 140 و انعام، آيه86)
آن چه بيان شد تنها گوشه اي از حقايق استماع و گوش سپاري به قرآن است و بي گمان از همين مقدار مي توان به جايگاه ارزشي گوش سپاري آگاه شد و با اطاعت از اين روش و شيوه، درهاي جان را به سوي حقايقي بزرگ تر و با ارزش تر باز كرد. باشد تا اين گونه باشيم و از آثار و بركات گوش سپاري به قرآن بهره مند شويم.