جمال و جلال محمد(ص) نحوه سخن گفتن پيامبر(ص)
«كيفيت سخن گفتن» با ديگران، نشانه ميزان خردمندي و حد و حدود شعور و ادب انسان است، در اين بخش، اشارتي به سيره حضرت رسول(ص) در مورد سخن گفتن داريم، تا در اين موضوع كه مورد ابتلاي همگان است به آن حضرت اقتدا و تأسي كنيم:
كلام مفيد و مربوط
بسياري از سخنان كه بر زبان جاري مي شود، كم فايده و بيهوده است. سزاوار است كه انسان خودساخته، بر زبان و گفتار خود، كنترل و مراقبت داشته باشد. پيامبر اكرم(ص) زبان خويش را نگه مي داشت و به كار نمي انداخت، مگر در اموري كه به آن حضرت مربوط باشد، يا سودمند باشد، وقتي هم سخني مي فرمود، الفت بخش و وحدت آفرين بود، نه عامل تفرقه و موجب بددلي و كدورت افراد، نسبت به يكديگر.(1)
در سطح مخاطبين
خردمند در سخن گفتن، سطح فكر و ميزان كشش و معلومات طرف را حساب مي كند. زيرا سخنان نامناسب با عقل و فكر مخاطبين، هم سبب خستگي و ملال آنان از گوش دادن مي شود، و هم آنان را به برداشت هاي غلط يا انديشه هاي انحرافي مي كشاند. پيامبر خدا(ص) با آنكه عقل كل بود و داناي همه اسرار و معارف والا، اما در سخن گفتن، سطح شعور و ظرفيت طرف را مي سنجيد.
امام صادق(ع) فرموده است كه رسول خدا(ص) هرگز با مردم، با عمق عقل و درك خود سخن نگفت و مي فرمود: ما پيامبران، مأموريم كه با مردم به اندازه عقل آنان حرف بزنيم، نه به قدر فهم خودمان.(2)
اين شيوه، براي همه كساني كه با سخنراني، تدريس و تأليف با مردم مرتبطند، درس و الگوست، تا از اين طريق، يعني سخن و نوشتاري روشن، مفهوم و مردمي استفاده كنند، تا به راحتي با مخاطبين ارتباط برقرار كنند. سخنان پيامبر، روشن، گويا، واضح بود، چنانكه هر شنونده اي آن را مي فهميد.(3)
هنر گوش دادن
صبوري و تحمل گاهي هم در بعد گوش دادن به سخنان ديگران تبلور پيدا مي كند. افراد عجول و كم ظرفيت تنها دوست دارند حرف بزنند. نه تحمل گوش دادن دارند، نه حوصله اينكه تا پايان يافتن سخنان طرف، تحمل و سكوت كنند.
حضرت رسول(ص) هم اصحاب را چنان عادت داده و تربيت كرده بود كه حرف گوينده را تا پايان گوش مي دادند و ساكت بودند تا از سخن گفتن فراغت يابد، و هم خود آن حضرت هرگز كلام كسي را قطع نمي كرد.(4)
سخن با تبسم
از نمودهاي حسن خلق، آميختن سخن با لبخند است. هم جاذبه مي آفريند، هم سخن را دلنشين تر مي سازد.
سخن گفتن پيامبر(ص) آميخته به تبسمي مليح و دلنشين بود.(5)
گاهي هم با ديگران، با گفتار خويش، مزاح و شوخي مي كرد، با اين هدف و قصد كه آنان را مسرور و خرسند سازد.(6)
ــــــــــــــــــــــــــ
.1 بحارالانوار، ج16، ص.151
.2 همان، ص.280
.3 مكارم الاخلاق، طبرسي، ص.23
.4 بحارالانوار، ج16، ص.153
5 و .6 سنن النبي، علامه طباطبائي، ص.48