در پاسخ به پيشنهاد آقاي منتجب‌نيا
وحدت ملي در سايه هرج و مرج به‌ دست نمي آيد

 سيد مختار موسوي

روزنامه حيات نو در شماره 1895 پيشنهاد آقاي منتجب‌نيا را، كه در رابطه با آرامش و وحدت ملي بود، با تيتر و نگارش خاصي چاپ نمود.

چون از متن چاپ شده، چنين بر مي‌آيد كه از ديدگاه‌ آقاي منتجب‌نيا، آرامش و وحدت ملي، فقط در سايه اقناع مردم، آزادي زندانيان، اجازه صحبت به مخالفان و برخورد با متخلفان به دست مي‌آيد، و چنين مطالبي جز شبه پراكني و مشتبه ساختن حقيقت و تشويق اذهان عمومي و غبار آلوده‌تر نمودن فضاي فعلي نتيجه‌اي در بر ندارد، از اين‌رو درباره پيشنهادات مطرح شده مطالبي را بيان مي‌كنيم.

1. كسي مدعي حل اختلاف با روبوسي نشده است و به نظر نمي‌رسد كه از اصو‌ل‌گرايان و ولايت‌مداران واقعي و دلسوزان نظام، چنين قصدي داشته باشند كه بخواهند با مخالفان نظم عمومي و كساني كه تمام قد، در مقابل نظام ايستادگي نموده و فجايع بعد از انتخابات 22 خرداد را رقم زدند، خيانت‌هاي روز جهاني قدس و 13 آبان را موجب شدند، چنين حركت نادرستي را مرتكب شوند و با آن‌ها روبوسي يا مصالحه نمايند.

مگر نظر مراجع عظام را نشنيده‌ايد؟ اين بزرگواران و در را‡س همه مقام عظماي ولايت، تكليف را روشن نموده و آب پاكي را روي دست افرادي كه چنين انتظاري داشته‌اند ريخته‌اند. پس اين چه حرفي است كه دگر بار تكرار شده است؟

2. تعريف آقاي منتجب‌نيا و ديگر اصلاح‌‌طلبان از مردم چيست كه مرتب بر اقناع آن‌ها تاكيد دارند؟ مگر مردم، جداي از حماسه سازان 22 خرداد هستند؟

مگر مردم غير از آن‌هايي هستند كه در روز جهاني قدس به خيابان‌ها ريختند و آن حماسه جاويدان ضد صهيونيستي و ضد استكباري را خلق نمودند؟

مگر مردم غير از آن سيل خروشاني هستند كه در 13 آبان در نقطه به نقطه اين كشور جاري شدند و كاخ سفيد را به لرزه در آوردند؟

نكند چند نفر وطن فروش و دين فروشي را كه در خيابان‌ها به هتك حرمت نواميس مردم و تخريب اموال عمومي و خصوصي و به آتش كشيدن خانه خدا و ضرب و جرح نور چشمان خميني كبير پرداخته و به نفع آمريكا و اسرائيل غاصب شعار داده‌اند را مردم محسوب مي‌كنيد و تعريف شما از مردم چنين افرادي هستند؟ اگر اين قبيل افراد معلول‌لحال را مردم مي‌پنداريد، بايد عرض شود كه در حال حاضر چنين افرادي، به صورت غير قانوني آزاد هستند و جايگاهي جز زندان ندارند.

بنابراين اگر حماسه سازان 22 خرداد كه به فرمان ولايت، راهپيمايي ميليوني روز قدس و 13 آبان را خلق نمودند، مردم هستند، اين شما و ديگر بزرگان اصلاح‌طلب هستيد كه بايد آ‌ن‌ها را اقناع كنيد و به را‡ي آن‌ها احترام بگذاريد و بر خلاف خواسته آن‌ها، كه اكثريت مطلق هستند، و مضافاً دليل اين همه قانون شكني و همصدايي با دشمنان را به آن‌ها بگوييد.

3. در خصوص تأكيد بر آزادي چهره‌هاي سياسي، لازم است گفته شود كه اولاً چهره‌‌هاي سياسي، تافته جدا از مردم نيستند و عموم افراد در برابر قانون يكسان هستند و قانون مجازات اسلامي هم مخصوص آحاد ملت ايران است.

چهره‌هاي سياسي مورد نظر در اين پيشنهاد، همان افرادي هستند كه در حوادث پس از 22 خرداد، نقش مؤثري داشته‌اند.

4. به نظر مي‌رسد كه در پيشنهاد مورد بحث به طريقي پيشنهاد هرج و مرج و جايز بودن هرگونه فعاليت مجرمانه و حركت ضد انقلابي و قانون شكني داده شده و يا به تعبيري، آشتي و وحدت ملي در گرو بي نظمي و هرج و مرج كشور ديده شده است. آيا شما قبول داريد كه تمام آزادي‌ها، بدون استثناء، به حكم عقل و دين و قوانين موضوعه، محدود و محصور مي‌شوند و خط قرمزهايي براي آن‌ها در نظر گرفته مي‌شود و اين يك قاعده بين‌المللي در سراسر دنيا است؟

آيا شما قبول داريد كه نظام مقدس جمهوري اسلامي هم، مثل ساير دولت‌ها و حكومت‌ها در دنيا، بايد خط قرمزهاي مخصوص خود را داشته باشد و آزادي‌ها را بنابه مصالح نظام و مردم، محدود نمايد، و نبايد اجازه حركت‌هاي ضد انقلابي را به ضد انقلابيون بدهد؟

5. شما آن همه خيانت‌ از طرف دو نفر كانديداي ناكام را ناديده گرفته و فقط بر موضوع كهريزك و كوي دانشگاه تكيه كرده‌ايد، كه نصب‌العين تمام مسؤولان قضايي و امنيتي و انتظامي و حتي شخص مقام معظم رهبري است.

شما از ناامني كروبي و موسوي نگران شده‌ايد، كه كار درستي است و از نظر ما امنيت همه شهروندان بايد جدي گرفته شود، ولي چرا با بي تفاوتي و حتي موضعي جانبدارانه، از كنار ناامن كردن جامعه بزرگ ايران و تهديد كليت نظام، توسط آقاي كروبي و موسوي آن‌ها گذشته‌ايد؟

6. و اما در خصوص اين‌كه تريبون‌ها در اختيار حاميان دولت است، لازم به ذكر است كه دولت‌ جداي از اصل و فرع نظام نيست، بلكه امروز دولت ميوه شيرين شجره نظام مقدس جمهوري اسلامي است.

امروز دولت در چارچوب نظام و در خط امام و رهبري و قانون اساسي حركت مي‌‌كند. قاعدتاً حمايت از اين دولت بر آحاد ملت ايران واجب است، و هر فرد يا گروهي يا رسانه‌اي كه قصد تخريب يا مقابله با اين دولت را داشته باشد، بايد جلوي آن گرفته شود. بنابراين عده‌اي چطور انتظار دارند كه تريبون‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي، در اختيار افراد يا گروه‌هاي ضد دولت و ولايتستيز گذاشته شود.

7. در حال حاضر، تنها عامل تهديد كننده نظم و انضباط اجتماعي و امنيت عمومي كشور، برخي، بزرگان مدعي اصلاح‌طلبي هستند كه با قانون گريزي عدم تمكين در مقابل نتيجه انتخابات و صدور بيانيه‌هاي غير قانوني و ضد انقلابي به تحريك جوانان و افراد ساده لوح براي لشكركشي به خيابان‌ها و سر دادن شعارهاي ضد اسلامي و ضد انقلابي پرداخته‌اند.

شما آقاي كروبي و موسوي را سر آمد ولايت مداري و انقلابي بودن معرفي كرده‌ و بارها از سيلي خوردن آقاي كروبي در زمان انقلاب سخن گفته‌ايد. به راستي، اگر اين‌ها بويي از ولايت مداري برده بودند و دلشان براي انقلاب اسلامي و اسلام ناب محمدي و حفظ جمهوري اسلامي مي‌تپيد، كه از ديدگاه امام اهميت حفظ جمهوري اسلامي، از نماز هم بيش‌تر است، چرا پس از سخنراني تاريخي و سرنوشت ساز مقام عظماي ولايت در نماز جمعه، نه تنها تسليم امر ولايت نشدند، بلكه آن فاجعه تلخ را آفريدند؟!

8. بالاخره در خصوص انقلابيون سيلي خورده، و اين‌كه چند نفر از مسؤولان اجرايي امروز سيلي خورده انقلاب هستند بايد گفت: از آقاي منتجب‌نيا كه تاريخ اسلام را به خوبي خوانده‌اند و از سرنوشت طلحه و زبيرها و ابن‌ملجم‌ مرادي‌ها و ديگر خوارج و در عصر حاضر، از سرنوشت شريعتمداري‌ها و منتظري‌ها اطلاع دارند، طرح چنين سؤالي عجيب به نظر مي‌رسد و در جواب اين مطلب، جناب‌ آقاي منتجب‌نيا و هر علاقه‌مند ديگري را به مطالعه دقيق تاريخ اسلام و سيره حضرت امام(ره) دعوت مي‌كنيم.