نگاهي به پيشينه شهرها ي خراسان ...
فرهنگ و هنر culture&art
نگاهي به پيشينه شهرها ي خراسان
اسفراين : ا ين ، شهر همان مكاني است كه اكنون خرابه هاي آن بنام شهر بلقيس معروف است . اگر چه سابقه اين شهر به پيش از اسلام ميرسد ، اما آثار پراكنده درآن از دوران صفويه عقب تر نمي رود .آثار باقيمانده از تپه هاي اين منطقه نشان از سكونت مردم (حداقل از قرن پنجم ه.ق ) دارد
بردسكن : اين شهر كه تا چندي پيش از بخشهاي كاشمر به شمار مي رفت ، به لحاظ تاريخي وابسته به آن شهر مي باشد .وجود محوطه هاي باستاني و قلعه هاي متعدد حاكي از رونق اين سرزمين است .
بجنورد :در بررسيهاي باستانشناسي مشخص شده است كه كهن ترين زيستگاهها در اطراف شهر جاجرم قرار داشته است و متعلق به دوران ميان سنگي بوده است .همچنان وجود پناهگاهه و تپه هاي متعدد باستاني حكايت از آن دارد كه منطقه بجنورد از دير باز مسكون بوده و آب و هواي مناسب و مرتعهاي انبوه موجبات اين سكونت را فراهم مي آورده است . دردوران پارتها نيز بجنورد در قلمرو آنان واقع بوده و حدود سه هزار سال پيش هم كه آرياييها بهخ اين سرزمين سرازير شدند منطقه بجنورد از جمله نخستين زيستگاههايي بود كه آنان براي خود برگزيدند . آثار و بقاياي فرهنگي در منطقه بجنورد حكايت از تمدن اين شهر از صدر اسلام تا قرن هفتم هجري دارد . اين شهر با عمارات عالي و سيستم آبرساني پيشرفته همواره از دوران پارتيان تا زمان صفويه مسكون بوده است .
بيرجند:بابررسيهاي باستان شناسي در بيرجند اين منطقه يكي از قديمي ترين زيستگاههاي ايران به شمار مي رود . در اين منطقه پناهگاهها و زيستگاههاي متعددي كشف شده است كه نشان از دوران ميان سنگي و نوسنگ دارد . انبوه تپه ها و محوطه هاي باستاني ، نشان از رفت و آمدهاو مراودات فرهنگي فراوان در اين منطقه دارد . در دوران اشكاني و ساساني بيرجند از اهميت فراوان برخوردار بوده كه كشف بيش از 90 كتيبه پهلوي اشكاني و ساساني خود گوياي اين واقعيت است . سنگ نگاره لاخ مزار ودر 29 كيلومتري بيرجند . دفترياد بودي است از دوران ميان سنگي تا عصر حاضر .
تايباد : بررسي ها ي باستانشناسي نشان مي دهد كه از هزاره سوم پيش از ميلاد منطقه باخرز (تايباد ) مسكوني بوده اما عصر توسعه آن مربوط به قرن چهارم و هفتم ه.ق مي باشد .
تربت جام :اين هر نيز از هزاران سال پيش زيستگاه اقوام باستاني بوده و كرانه هاي هريرود وكشف رود و جامرود آثاري از گذرگاه و سكونت اقوام مهاجم ومهاجر را داراست . مطالعات باستانشناسي خبر از سكونت 5هزا ر ساله و پر رونق اين منطقه مي دهد .
تربت حيدريه: اين شهر تا قرن هفتم ه.ق به زاوه شهرت داشت كه در يورش مغولها به كلي ويران و از صفحه جغرافيا محو شد و پس از قرن نهم هجري برگرد مدفن قطب الدين حيدر ، شهر تربت حيدريه بنيان گرفت . بررسيهاي باستانشناسي منجر به شناسايي آثار متعدد باستاني از دوران پيش از تاريخ تا دوران معاصر در آن شده است .
جاجرم : بررسيهاي اخير باستانشناسي نشان مي دهد كه كهن ترين زيستگاه در اطراف اين شهر قرار داشته كه آب و هواي مناسب ، مراتع انبوه ، رودها و نهرهاي پرآب انگيزه اي مناسب براي سكونت انسانهاي دوران ميان سنگي را در اين منطقه بوجود آورده است .
چناران : شهرستان چناران كه تا سالهاي اخير بخشي از شهرستان مشهد ه شمار مي رفت در دره رود كشف رود يا ميانه دشت حاصلخيز مشهد قرار دارد . وقايع تاريخي را بايد در لابهلاي تاريخ مشهد جست . ولي در گذشته دور منطقه چناران سرنوشت جداگانه اي از شهر مشهد داشت . مطالعات باستانشنايي نشان مي دهد كه منطقه جناران در شمار نخستين مناطق مسكوني اقوام متمدن در دشت مشهد مي باشد . زيستگاههاي 7هزار ساله در منطقه رادكان مبين اميت و استعداد آن منطقه در دورانهاي مختلف پيش از تاريخ مي باشد .
خواف :اين شهر ازجمله مناطق كهن و مهم خراسان بشمار مي رود براساس متون تاريخي و بررسيهاي باستانشناسي . اين منطقه از دوران پيش از اسلام مسكون بوده و شهرهاي معتبري چون زوزن، سنگان، سلومد و خرگرد داشته است . دو شهر زوزن و خرگرد در دوره هاي خوارزمشاهي و تيموري از اهميت ويژهاي برخوردارند .
درگز : در متون تاريخي از شهر دارا نام برده شده است كه بسياري آن را منطبق بر(( درگز)) كنوني و مخفف ((داراگرد)) مي دانند . برخي نيز به نقل از مورخ يوناني (( يوستي نوس)) آن را پايتخت اشكانيان پنداشته اند .اما آنچه مسلم است منطقه درگز ، خاستگاه اصلي اشكانيان و جزيي از سرزمين پارتيان بوده است . كشفيات اخير باستانشناسي از اهميت اين سرزمين در دورهان ساسانيان خر مي دهد .
سبزوار : خرابه ها و بقاياي به جامانده در اطراف شهرستان سبزوار . حكايت از وجود آباديها و رباطهايي از دوران ديرينه دارد . بقاياي آتشكده آذر برزين مهر ، يكي از سه آتشكده مهم زردشتيان در اين منطقه است . وجود بقاع متبركه و مساجد فرائان در سبزوار دليلي بر پايبندي مردم اين سامان به دين مبين اسلام مي باشد . پناهگاه كشف شده در ششتمد نشان از شجاعت و پايمردي مردم اين خطه در مقابل خونخواران مغول دارد .
سرخس :اشارات فراوان به سرخس در شاهنامه ،خبر از حضور اين شهر در تاريخ اسطوره اي ايران ميدهد . شهري كه در آستانه ظهوردين مبين اسلام به لحاتظ قرار گرفتن بر سر راه مرو ، به شهري آباد و پر جمعيت تبديل شده بود و تا دوران سلجوقيان اعتبار و آباداني خود را حفظ كرد.در اواخر دوران سلطان سنجر بايورش انسز خوارزمشاه و سپس حمله غزها ، اين شهر آسيب فراواني ديد ولي در اوايل قرن هفتم ه.ق دوباره رو به آباداني گذاشت . با يورش تيموريان به ايران و انتخاب هرات به عنوان پايتخت ، مسير جاده ابريشم از شهر سرخس تغيير يلفت كه خود باعث از رونق افتادن هر چه بيشتر ان منطقه شد . حمله پياپي ازبكها و تركمانان به ويراني اين شهر افزود .در سال 1339 ه.ق طبق توافق بين ايران و روسيه شوروي ، رودخانه تجن مرز بين اين دو كشور برگزسده شد كه طي آن بخشي از سرخس به روسيه واگذار گرديد.
شيروان:اين شهرستان كه تا سال 1339 شمسي جزء شهرستان قوچان به شمار مي رفت نشان از تمدن 2هزار ساله دارد تپه بزرگ ميان شهر ((ارگ)) از آثار مهم تمدن اين شهر محسوب مي شود .
فردوس : بررسي هاي اخير باستانشناسي حاكي از آن است كه شهر فردوس از دوران تاريخي مسكوني بوده است . اما بيشترين آثار تاريخي آن مربوط به قلاع اسماعيليه مي باشند . بزرگترين و مهم ترين آثار باستاني منطقه فردوس ، خرابه هاي شهر تون در مجاورت فردوس مي باشد . كه آثار و بقاياي فرهنگي و تمدني يك دوره طولاني از صدر اسلام تا دوران قاجاريه رادر خود دارد .وجود رباطهاي متعدد در راههاي قديمي منطقه فردوس حكايت از تردد كاروانهايي در اين منطقه دارد .
فريمان :قدمت اين شهر زياد نيست اما در نزديكي آن محوطه باستاني وسيع و آبادي وجود دارد كه به فرهاد گرد مشهور است . فرهاد گرد كه بر سر راه نيشابور به هرات قرار داشته از پيشينه بسيار كهني برخوردار است و يكي از محوطه هاي باستاني پيش از تاريخ مي باشد . در متون تاريخي و سفرنامه ها از فرهاد گرد بعنوان ديه فرهاد نيز نام برده شده است .
قاين : اين شهر كه در اكثر دوران تاريخ اسلام مركز قهستان ناميده شده از اهميت و اعتبار فراوان برخوردابوده است .ناصر خسرو قبادياني در اواسط قرن پنجم هجري از آن به نيكي ياد كرده و مسجد جامع آن را زرگترين مسجد دانسته است .غارها،پناهگاههاو قلعه هاي فراواني كه در سراسر قاين وجود دارند .دلايلي بر اهميت نظامي و دفاعي آن شهر در دوران اسماعيليه مي باشد .
قوچان : باستانشناسان معتقدند كه قوچان از دير باز مورد توجه اقوام مختلف بوده است . وجود زيستگاههايي از آريايي ها در اين منطقه خود دليلي اين مدعي است .از آنجا كه منطقه قوچان جزوء سرزمين خاصه پارتيان محسوب مي شده ، تپه هاي بيشماري از آباديهاي متعلق به آن دوران شناسايي شده است .
كاشمر : اين شهرستان كه در قديم به نام ترشيت يا ترشيز شهرت داشته است يكي از شهرهاي كهن خراسان بشمار مي رود . ترشيز جزء قهستان قديم بودو به لحاظ موقعيت خاص جغرافيايي و كوهستاني آن مامن فرقه اسماعيليه بوده است .وجود آثار ارزشمندي چون برج علي آباد كشمر و فيروز آباد نشانه اهميت تاريخي آن است . يكي از شهرهاي معتبر منطقه ترشيز ، كندر نام داشت .
گناباد : بررسي هاي باستانشناسي خبر از تمدن پيش از تاريخ و دوران تاريخي اين شهر مي دهد .مقابر متبركه ، رباطهاي فراوان و همچنين كهن ترين قنات اين شهرستان با يش از 2500 سال قدمت 33كيلومتر طول و 300متر عمق از عظيم ترين پديده هاي تاريخي استان خراسان مي باشد .
مشهد : اين شهر پيش از آنكه به بركت امام هشتم وسعت يابد و مشهد ناميده شود ، روستايي بوده است به نام(( سناباد ))از مضافات شهر نوغان در موقعيت شمال غربي مشهد كنوني و به فاصله حدو 1500 متري نوغان . در آن دوران و حتي تا قرن سوم ه.ق نوغان از تابران ،ترغبد و رادكان كه سه شهر مهم منطقه توس بوده اند بزرگتر بوده و سناباد در مجاورت نوغان گويا از آب و هوايي خوش برخوردار بوده است . تا آنجا كه به قول طبري و ياقوت حموي در سناباد عمارتي ييلاقي ساخته شده بود و رجال آن دورا ن در آن اقامت داشتند .
نهبندان : اين شهر كه در سالهاي اخير از شهرستان بيرجندجداشده است از جنوبي ترين شهرهاي استان محسوب مي شود . نهبندان كه در متون كهن به ((نه)) به معني(( شهر ))شهرت داشته است از شهرهاي مهم قرون اوليه اسلامي بوده است . بررسيهاي اخير نشان مي دهد تپه عظيم ميان اين دو شهر روزگاري كهندژ شهر ((نه)) بوده كه سابقه آن به دوران اشكانيان مي رسد . وجود قلعه مهم و زيباي (( شاه دژ)) در 5 كيلومتر يشهر نهبندان دليلي برحضور پررنگ اسماعيليه در آن منطقه است .
نيشابور : از اواخر هزاره دوم و اوايل هزاره اول پيش از ميلاد ، اقوام آريايي مهاجرت خود را به ايران آغاز كردند .و در مناطق مختلفي سكونت گزيدند .قوم پارت در شمال خراسان ساكن شدند كه نيشابور در زمره قلمرو حكومتي آنان بود . با عنايت به همين امر برخي ابرشهر (نام قديم نيشابور ) را اپر شهر ومنسوب به طايفه پارت دانسته اند ولي بعضي مورخلن نيشابور را به شاپور ساساني نسبت مي دهند .
مراكز مهم تفريحي و جاذبه هاي طبيعي خراسان
مراكز تفريحي ، گردشگري و جاذبه هاي طبيعي زيادي در استان خراسان وجود دارد كه هر ساله ميلونها نفر از مردم استان ، زايران امام رضا (ع) و گردشگران از اين مكانها استفاده و گاه در آن اطراق مي كنند . ييلاقهاي مشهد نيز هميشه مورد توجه بوده است كه در اينجا به اختار از اين مراكز معرفي مي شود :
مشهد
1- پارك ملت (در ميدان آزادي – ابتداي بلوار وكيل آباد )2- پارك كوهسنگي ( جنوبغربي مشهد و انتهاي خيابان دكتر علي شريعتي )3- كوهستان پارك شادي (مجاور پارك وكيل آباد –انتهاي بلوار وكيل آباد )4- پارك وكيل آباد (5كيلومتري غرب مشهد )5-طرقبه(16 كبلومتري شمال غربي مشهد )6- بند گلستان (4 كيلومتر ي طرقبه) 7- حصار و مايانات (ادامه راه روستاي گلستان ) 8- زشك(50 كيلومتري غرب مشهد از دو راهي وكيل آباد ) 9-كنگ(جنوب رشته كوه بينالود و در فاصله 22 كيلومتري جنوبغربي طرقبه )10-نقندر ( منطقه كوهستاني و بفاصله 11 كيلومتري غرب طرقبه ) 11- شانديز (38 كيلومتري شمال غربي مشهد همراه با امكانات پيست اسكي ) 12- جاغرق( 21 كيلومتري شمالغربي مشهدو 5كيلومتري جنوب غربي طرقبه) 13- چشمه گيلاس(50 كيلومتري شمال باختري مشهد و 21 كيلومتر يشمال غربي آرامگاه فردوسي ) 14- اخلمد( مسير جاده مشهد –قوچان و به فاله 84كيلومتري مشهد و فاصله جاده فرعي آن تا جاده آسيايي16 كيلومتر مي باشد .)15- غارمغان(30 كيلومتري جنوب شهر مشهد) 16- چشمه سبز( 60 كيلومتري شمالغربي مشهد –كوههاي بينالود ) 17-رودخانه و سد كارده ( 20 كيلومتري جاده مشهد –كلات )
نيشابور
1- بوژان (20 كيلومتري شمال شرق نيشابور)2- كوههاي بينالودداراي چندين استگاه كوهنوردي
سبزوار
1- باغجر(20 كيلومتري جاده قديم نيشابور ) 2- رودخانه ششتمد(كيلومتر 35 جاده قديم ششتمد )3- بيد (كيلومتر 30 جاده اسفراين ) 4- شملق (كيلومتر 60 جاده تهران)
بيرجند
1- آرامگاه حكيم ابو حامد شاعر (شمال شهر)2- حسينيه شو كتيه از بناهاي دوره قاجاريه در مركز شهر 3- غار چنشت (دهكده چنشت)5- مقبره ابن حسام (خوسف)5- مزار كاهين(روستاي كاهين )6- آرامگاه حكيم نزاري (خيابان حكيم نزاري )
بجنورد
1- جلگه ها و دامنه هاي دره چناران ، اسپيدان ، پيغو ، حميد ،فيروزه ، سرچشمه گريوان، دامنه آخر داغ ، پلنگ دره ، دره رئين ، شير آباد ، دره مهمانك، دره هاور،حلقه زو،شغان، دامنه كوه آلاداغ و سالوك2- جنگل گلستان ودشت (غرب بجنورد ) 3- پارك بابا امان (10 كيلومتري شمالشرقي بجنورد در كنار جاده بجنورد –مشهد)4- گردشگاه و آبمعدني بش قارداش(6كيلومتري جنوب بجنورد در كنارجاده بجنورد –اسفراين ) 5- آبشار حميد(حمد- 20كيلومتري شمال شرقي مشهد ) 6- چشمه پيغو (20 كيلومتري شمالشرق بجنورد) 7- آب معدني ايوب پيامبر (دهستان گيفان –شمال شهرستان بجنورد)
تربت حيدريه
1- آبشار رود معجنو باغات جنگلي حصار (54كيلومتري شمالغربي تربت حيدريه )2- باغات جنگلي قلعه جوق(54كيلومتري شمالغربي تربت حيدريه)3-باغات جنگلي كامه اوليا و سفلي(شمال تربت حيدريه 25تا30كيلومتري شهر
تربت جام و تايباد
1- پارك جنگلي تربت جام (بطرف شهرك باخرزكيلومتر3)2- روستاي بزد (20 كيلومتري شمال عربي تربت جام دو بناي مسجد نور و مسجد جامع مير غياث الدين)3- بند پل بند (كيلومتر 46 تربت جام شهرك باخرز)4- روستاي مصفاي قلعه نوي عليا و سفلي (مسير جاده تايباد )5- درزنه (50 كيلومتر يتربت جام به باخرز)
گناباد
1- منطقه كوهستاني كاخك و آبشار كاخك(25كيلومتري جنوب گناباد )2- موزه گناباد –مسجد جامعتاريخي و مدرسه نجوميه (2كيلومتري جنوب گناباد )3- درب صوفر (50 كيلومتري جنوب گناباد)4- غار سيمرغ(40 كيلومتري شرق گناباد )5- خانقاه بيدخت (6كيلومتري شرق گناباد )6- كمر زيارت (6كيلومتري شمال گناباد)
كاشمر
1- باغ مزار (خيابان فاطميه ميدان باغ مزار )
فردوس
1- اردوگاه فريدوني (جاده فردوس –گناباد 20 كيلومتري شرق فردوس)2- پارك جنگلي (5كيلومتري شمال فردوس )3- باغ دلگشا (5كيلومتري شمال فردوس)4- آب گرم معدني (23كيلومتري شمال فردوس)5- آسياب باغستان عليا (كيلومتر 18 جاده فردوس به گناباد )
درگز
1- پارك جنگل يتندوره 2- پارك جنگلي شهر3- آب گرم الله اكبر (20 كيلومتري جاده قديم درگز –قوچان )4- مرتع و كوه قرخ قيز((چهل دختر)) (5كيلومتري جاده قديم درگز به قوچان )5- مرتع وتپه ماهورهاي شيليگان دره(مجاور لطف آباد) 6-ييلاق كوههاي هزار مسجد (لاين نو)
شيروان
1- پارك شير كوه (2كيلومتري جنوب شيروان)2- پارك شهر بازي ابتداي جاده شيروان ، بجنورد
خواف
1- بند سلامي (30 كلومتري شمال شهر )2- خواجه ار (10 كيلومتري جنوب شهر در دامنه كوه )
اسفراين
1- شهر بلقيس (تاريخي )-(50 كيلومتري شهر اسفراين )
سرخس
1- جنگل جهانباني (5كيلومتر)2- لقمان ادهم (2كيلومتر)3- درياچه بزنگان و زيارتگاه كل بي بي (70 كيلومتري جاده مشهد )
فريمان
1- آب گرم شاهان گرماب (35 كيلومتري جاده مشهد )
طبس
1- باغ گلشن (مركز شهر )2- دره خسرو (25 كلومتري مشهد )3- قلعه صباح (35 كيلومتري مشهد)
مردم شنا سي
خراسان محل زندگي اقوام گوناگوني است كه به رغم تفاوتهاي نژادي و فرهنگي ، به واسطه رشته محكمي از عوامل پايداري چون دين و مليت با هم متحدند . گرچه آنها در جمع خود به زبان و لهجه مادري سخن مي گويند و به آداب و رسوم نياكان خويش پايبندند اما همواره از اينكه مسلمان و ايراني هستند به خود مي بالند . يكي از دلايل تنوع چشمگير ساكنان خراسان ،كوچ اختياري و يا اجباري به سرزمين وسيع و حاصلخيز بوده است . در سفري از شمال به جنوب خراسان تنوع نژادي و گوناگوني گويش مردمان آن نواحي را به روشني مي بينيم .
اغلب مهاجرتهاي داخلي استان منحصر به كوچ روستاييان به مراكز شهري است . شهر مشهد تقريبا از تمامي نقاط ايران و برخي كشورهاي ديگر از جمله عراق و افغانستان مهاجر پذيرفته است .
در شمالي ترين نواحي خراسان ، تركمنها زندگي مي كنند ، آنها مسلمان و اهل سنت هستند و به زباي تركي و به لهجه تركمني تكلم مي كنند و بيشتر به كارهاي كشاورزي ، دامداري و بافت قاليچه مشغولند . پوشاك مردان وزنان تركمن بسيار ظريف وزيباست . زيور آلات خاص تركمن ها برزيبايي پوشاك زنانه مي افزايد .
كردها و تركها در منطقه وسيعي از نواحي شمال خراسان زندگي مي كنند . تعدادهر يك از اين دو گروه بسار بيشتر از تركمنهاست . مذهب اين اقوام ، شيعه اثني عشري است و به زبانهاي تركي و كردي تكلم مي كنند . تركيب جمعيتي شهرهاي بجنورد ، شيروان ، قوچان ، اسفراين ، درگز و كلات علاوه برفارسي زبانان از اين دو گروه شكل گرفته است . در اين مناطق پوشاك مردان و زنان از ويژگيهاي خاصي بر خوردار است كه آن را از بقيه نقاط خراسان متمايز ساخته است ظريفتيرين پارچه هاي ابريشمي در كارگاههاي سنتي زاوين كلات بافته مي شود . به كارگيري رنگهاي قرمز ، زرد، صورتي و سورمه اي در اين پارچه ها ، پوشاك محلي تركمنها ، كردها و تركها را به يك اثرهنري بديع مبدل ساخته است .
بلوچها بيشتر در شرق و جنوب خراسان مستقرند و به فعاليتهاي كشاورزي و دامداري مشغولند ، آنهامسلمان و غالبا اهل سنت هستند . مردان و زنان بلوچ نيز در استفاده از پوشاك سنتي خويش اصرار مي ورزند . زنان بلوچ علاوه بر به كار گيري پارچه هاي گلدار ، در تهيه پوشاك سنتي خويش از هنر سوزن دوزي استفاده مي كنند .
گلدوزي ساده دور يقه ، آستين و جليقه زنان و قيطان دوزي لباس تقريبا در ميان عشاير و روستانشينان تمام نقاط خراسان رايج است .
طوايف و گروههاي ديگر در تركيب جمعيتي استان خراسان عبارتند از : عربها در جنوب خراسان ، اسماعيليان در حوالي بيرجند ونيشابور ، بختياريها در نوخندان درگز ، هزاره ها در شمال و شرق خراسان ، تاجيكها در شرق خراان و مشهد ، حيدري ها در تربت حيدريه و جنوب خراسان و سيستانيها در شرق و جنوب خراسان.
از جمله ويژگيهاي فرهنگي مردم خراسان ، علاقه به موسيقي بومي است كه در جشنها و مراسم اجرا مي شود . با پراكندگي طوايف در استان خراسان ، شيوه هاي اجراي موسيقي نيز متنوع است . موسيقي كردها ي شمال خراسان ، تركمنها ، بلوچها و شرق خراسان هريك به تنهايي حائز اهميت است .به طور كلي آلات موسيقي خراسان عبارتند از ، دوتار ، سرنا، دهل ، دپ، قشمه، كمانچه وني . بلوچها نيز در نواختن ساز قيچك از مهارت خاصي برخورداند .
صنايع دستي
صنايع دستي ريشه در فرهنگ و هنر مردم هر سرزمين دارد و بيانگر انديشه ، اعتقادات ، نحوه زندگي و علايق آن قوم و حاصل تلاش هنرمندان بومي است . كاركردهاي هنري گذشتگان از طريق ميراثهاي هنري ، بويژه به صورت صنايع دست يجلوه گر مي شود . در استان خراسان توليدات هنري جايگاه مهمي در اقتصاد اين سرزمين دارد . در مناطق روستايي و عشايري بخش عمدهاي از در آمدخانوارها از طريق توليدآثار هنري و فرآورده هايي كه اصطلاحا ((صنايع دستي )) ناميده مي شوند ، تامين مي گردد. امروزه رواج روز افزون شهرنشيني وبه بازار آمدن كالاهاي كارخانه اي ، سبب بي رونق شدن و زوال تدريجي برخي از صنايع دستي مانند پوستين دوزي . گيوه بافي ، چاروق دوزي و … شده است .
قاليبافي
يكي از عمده ترين و رايج ترين فعاليتها و توليدات صنايع دستي در سراسر استان خراسان بافت قالي ، قاليچه وگليم است كه نقش قابل توجهي در اقتصاد اين منطقه دارد . اشتغال زايي آن بسش از صنايع سبك و سنگين بوده و از نظر صادرات كالاهاي غير نفتي نيز اهميت بسزايي دارد .
مهمترين مراكز قاليبافي در استان ، و بعد از آن شهرستانهاي بيرجند (به ويژه روستاي مود) كاشمر ، نيشابور، سبزوار است . چادرنشينان اطراف شهر تربت حيدريه ، كاشمر ، سرخس و تربت جام نيز به بافت قاليچه هاي بلوچي اشتغال دارند . همچنين در بين عشاير مناطق قوچان ، شيروان و بجنورد بافت قاليچه هاي كرد يو در نواحي راز و جرگلان شهرستان بجنورد بافت قاليچه هاي تركمني رواج دارد .
گليم بافي
گليم بافي در 4 منطقه خراسان متداول است :
1- منطقه قاين (خصوصا روستاي سده )كه مركز بافت گليم در استان محسوب مي شود و ساكنان منطقه به بافت انواع گليمهاي دورو، سوماك ، گبه و جاجيم اشتغال دارند .
2- منطقه شمال خراسان شامل شهرها ي قوچان ، شيروان و بجنورد كه بافت گليم ، سوماك، جاجيم و سفره كريد در آن رواج دارد .
3- منطقه سرخس خصوصا روستاي شورك كه به بافت گليمي به همن نام شهرت دارد .
4- منطقه كلات نادري كه در روستاهاي سيرزار ، آقلاش، و قله زو بافت گليم هاي خاص منطقه مانند نقش كردي ، نقش توپ وتاراقه ، نقش ساده بافت و نقش آتي رايج است .
معروفترين گليم هاي سنتي استان ، گليم هاي سفره كردي ، سوماك . شورك ودورو مي باشد .
نمد مالي
استفاده از نمد در نواحي شمال خراسان بو يژه در بين عشاير به عنوان زير انداز ، لباس چوپانان و غيره معمول و توليدآن به دليل آساني و سرعت تهيه ، در نواحي مختلف ويژه در گذشته رايج بوده است . از مراكز اصلي توليد اين زير انداز ، شهرهاي مشهد و قوچان را مي توان نام برد و همچنين به شهرهاي سبزوار ، شيروان ، درگز ، سرخس ، گنابادو بيرجند نيز مي توان اشاره كرد .
پوستين دوزي
از ديگر فعاليتهاي هنري در استان . پوستين دوزي است . زندگي دامداري و كوچ نشيني همراه سردي هوا درشمال خراسان سبب رواج استفاده از پوستين و در نتيجه پوستين دوزي شده است .
مركز مهم و اصلي اين هنر قوچان است ولي پرداختن به آن در شهرهاي بجنورد ، شيروان و شهركهاي اطراف مشهد نظير شانديز و طرقبه نيز رواج دارد .
سنگ تراشي
سنگ تراشي نيز از جمله فعاليتهاي هنري مي باشد كه بويژه در شهر مشهد سابقه ديرينه دارد . در حال حاضر فقط تعداد معدودي از سنگ تراشان به شيوه هاي قديمي سنگ تراشي مي كنند و بيشتر آنان با استفاده از ابزارهاي امروزي به كارشان سرعت داده اند . به جهت مرغوبيت سنگ منطقه ((كوهسنگي )) براي سنگ تراشي ، مركز اصلي سنگ تراشي اطراف كوهسنگي مشهد است و عمده آثار سنگ تراشي عبارتند از تابلوها و ظروف بخصوص ديزي سنگي .
فيروزه تراشي
يكي ديگر از حرفه هاي قديمي در استان ، فيروزه تراشي است . فيروزه ازجمله سنگهاي تزييني است كه از هزاران سال پيش تا كنون توجه گوهرشناسان را به خود جلب كرده است . وجود معدن ارزشمند وبي نظير فيروزه در 55 كيلومتري شمال غرب نيشابور سبب ايجاد فعاليتهاي فيروزه تراشي در اين شهر شده است . اين سنگ گرانبها در صادرات نقش مهمي داشته و فيروزه ايران علاقه مندان زيادي در سراسر جهان دارد .
سفالگري
از جمله فعاليتهايي است كه به شكل ها و شيوه هاي گوناگوئني در اكثر شهرهاي خراسان بويژه در شهر گناباد رواج دارد . از اوايل قرن دوازدهم هجري نوعي سفال جديد با ويژگيهاي خاص در گناباد و در كارگاههاي متعدد روستاي ((مند)) واقع در حاشيه شمالي شهر گناباد ساخته مي شود كه به (( سفال مند)) معروف است .سفالگران مند گناباد هم اكنون با استفاده از كائولن و خاك سفيد رنگ ، ظرفهاي متعدد از قبيل كاسه ، گلدان، ليوان، بشقاب، فنجان. و اشياي تزييني ديگر مي سازند .
سبد بافي
از ديگرفعاليتهاي پر ارزش صنايع ديتي ، توليد سبد وحصير بافي است مركزاصلي اين فعاليت در استان خراسان ، روستاهاي اطراف بخش طرقبه در شهرستان مشهد مي باشد .
قلمزني
قلمزني روي مس در طبس از اواسط دوره قاجاريه رونق گرفت و از آن زمان به عنوان يك حرفه و هنر محلي رايج شد . زلزله سال 1357 طبس موجبركود اين هنر شد اما با توجه به زمينه قلمزني در طبس خيلي از جوانان اين شهر با علاقه و ه منظور حفظ اين سنت هنري به اين هنر زيبا روي آورده اند .
گلدوزي
درخراسان گلدوزي نيز جايگاه خاصي در فرهنگ و سنتهاي مردم دارد . دست هنرمندان گلدوز بر بيرقها و پرچمها و پرده ها نقش هايي آفريده است كه نمايانگر باورهاي فرهنگي و ديني مردم است .
علاوه بر موارد ياد شده ، توليدات دستي ديگري نظير چاروق، گيوه، فرآورده هاي چوبي ، نقاشي روي چرم و غيره در استان به صورت پراكنده معمول است .