خلاصه بيانات مقام معظم رهبری در ديدار هزاران نفر از بسيجيان استان قم-2-8-89
اگر ما براى زنده بودن، فعال بودن، بااراده بودن، هدفدار بودن، رو به جلو بودن اين نظام هيچ دليل ديگرى نميداشتيم جز حضور ميليونها جوانِ پرشورِ مؤمنِ صادقِ بابصيرت در سراسر كشور زير عنوان بسيج، همين كافى بود براى اينكه نشان بدهد اين نظام و اين حركت عظيم ملت ايران در برابر پيچيدهترين توطئهها و خطرناكترين حركتهاى دشمن آسيبناپذير است.
بسيج يكى از آيات قدرت الهى است.
وقتى سرزمين مستعد و آماده است، بذر پاكيزه است، آن گياه و روئيدنى تمامشدنى نيست؛ يعنى هيچ عاملى نميتواند به آن صدمه بزند. بسيج، يك چنين درخت طيب و طاهرى است.
هر جا مجاهدت هست، در آنجا حضور بسيج هست؛ مجاهدت در ميدان علم، مجاهدت در ميدان سياست، مجاهدت در ميدان فعاليتهاى اجتماعى، مجاهدت در ميدان وسيع و عرصهى عظيم بينالمللى.
معناى بسيج، توأم كردن ايمان و عمل است؛ عمل مجاهدانه، نه صرفاً عمل شخصى. از نظر اسلام، ايمان مجرد از عمل، يك حداقل است. ايمان كامل و ايمان حقيقى آن ايمانى است كه با جهاد در ميدان عمل همراه باشد.
آنچه كه براى همهى ما، براى همهى بسيجيان عزيز، براى جوانها در هر نقطهاى از اين عرصهى عظيم كه مشغول كار هستند، بايد به عنوان شاخص مطرح باشد، عبارت است از اين سه عنصر: بصيرت، اخلاص، عمل بهنگام و به اندازه. اين سه عنصر را هميشه با يكديگر توأم كنيد و در نظر داشته باشيد. اين عناصر سهگانه بايد براى ما شاخص باشد؛ بصيرت، اخلاص، عمل بهنگام و به اندازه.
همان طور كه اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) فرموده بود: «لا يعرف الحقّ بالرّجال»؛ با چهرهها نميشود حق را تشخيص داد. يك چهرهى موجه محترم است، مورد قبول است، مورد تكريم است؛ اما او نميتواند شاخص حق باشد. گاهى چهرهى موجهى مثل بعضى از صحابهى پيغمبر راه را عوضى ميروند، اشتباه ميكنند. بايد حق را شناخت، بايد راه را تشخيص داد تا بفهميم اين شخص حق است يا باطل. هر كه از اين راه رفت، حق است؛ هر كه از راه حق نرفت، مردود است. حق را بايد شناخت.
جماعت جوانِ مؤمنِ گردآمدهى در زير سقف بسيج و پرچم بسيج، اين بصيرت را نشان دادند؛ نشان دادند بابصيرتند. بصيرت، عنصر اول است. در آينده هم بايد همين جور باشد. قدرت تحليل بايد پيدا كرد، قدرت تشخيص بايد پيدا كرد. امام - كسى كه پدر همهى اين جريان بود، حق حيات به گردن جامعه و اين حركت عظيم داشت - فرمودند اگر من از اسلام جدا شوم، مردم از من رو برخواهند گرداند. شاخص، اسلام است؛ شاخص، اشخاص نيستند؛ اين حرف امام (رضوان اللَّه عليه) است. او به ما ياد داد كه راه را تشخيص بدهيم، حركت صحيح را تشخيص بدهيم، نقشهى دشمن را بفهميم و بخوانيم تا بتوانيم بفهميم كدام كار در جهت دشمن و در خط دشمن است و كدام كار در ضد اوست. پس بصيرت، عنصر اول است. بصيرت را نبايد فراموش كرد.
عنصر دوم، اخلاص است. فرمود اگر كسى در ميدان جهاد فىسبيلاللَّه دنبال يك خواستهى شخصى برود، دنبال غنيمت برود و كشته شود، شهيد فىسبيلاللَّه نيست. شرط شهادت و شرط مجاهد فىسبيلاللَّه بودن اين است كه حركت او فىسبيلاللَّه باشد، للَّه باشد؛ يعنى اخلاص داشته باشد. انگيزههاى شخصى، انگيزههاى گروهى، انگيزههاى فاميلى، رودربايستىهاى رفاقتى اگر در حركت ما تأثير گذاشت، اين اخلاص را مشوب ميكند، مشكل درست ميكند. بىاخلاصى، يك جائى خودش را نشان خواهد داد.
عنصر سوم، عمل بهنگام و به اندازه است. لحظهها را بايد شناخت. اگر چنانچه انسان وقتشناس نباشد، نداند كدام كار را در كجا بايد انجام داد، ممكن است خطاهاى بزرگى از انسان سر بزند.
خوب، جوانان بسيجى ما - از پسرها و دخترها - در بخشهاى مختلف مشغول تلاش هستند؛ تلاش فكرى، تلاش علمى، تلاش سياسى، تلاش اجتماعى؛ همهى اينها وقتى براى خدا و براى انجام وظيفه باشد، مجاهدت و جهاد فىسبيلاللَّه است. بسيجى آن كسى است كه اين كارها را انجام ميدهد. در همهى اينها بايد آن خط روشن و صحيح را در نظر گرفت؛ يعنى خط انقلاب، خط حفظ نظام، خط احياى دين. اگر بخواهيم اين سه عنصر را تأمين كنيم، بايد در درون خودمان با خودمان مجاهدت كنيم؛ يعنى جهاد اكبر. جهاد با نفس تلاشى است كه امروز همهى ما به آن احتياج داريم.
امروز اگر كسى كارهاى دشمن را در عرصهى عظيم شيوههاى تبليغاتى ملاحظه كند؛ از وسائل اينترنتى گرفته تا وسائل صوتى و تصويرى، تا بلندگوهائى كه در جاهاى مختلف دارند - در داخل هم دارند - مىبيند يك قلم عمده اين است كه حوادث كشور را دگرگون جلوه دهند؛ وضع كشور را مأيوسكننده، نااميد كننده، رو به زوال، رو به انحطاط، رو به بنبست نشان دهند. تلاش زياد آنها در اين زمينه، خود نشانهى ضعف آنها در ميدان واقعيت است.
در سرتاسر كشور، جوانها در بخشهاى مختلف، به بسيج به چشم يك هويت درخشندهى باعظمتِ مظهر عزم و اراده نگاه ميكنند؛ اين را شما بسيجىها بايستى تقويت كنيد؛ اين را با توجه به همان سه عنصرى كه گفته شد - عنصر بصيرت، عنصر اخلاص، عنصر عمل بهنگام و به اندازه - تقويت كنيد.
مراقب باشيد. شور انقلابى را اندكى نبايد كاهش داد. انگيزهى انقلابى بايد روزبهروز در دلهاى من و شما افزايش پيدا كند. اين كوههاى گوناگون مشكلاتى كه بر سر راه مستضعفين عالم قرار دارد، جز با قدرت عزم و ارادهى پولادين مؤمن برداشته نخواهد شد. هدف فقط سر و سامان دادن به وضع كشور نيست. دنياى اسلام، بلكه جامعهى بشريت نيازمند كمك به آنها از سوى اسلام و امت اسلامى است.
مشكلات زيادى در سر راه هست؛ عزم و اراده لازم است، نگاه به دوردست لازم است. اين عزم و اراده بايد باقى بماند، اين شور انقلابى بايد روزبهروز افزايش پيدا كند. توسل و توجه به پروردگار، تمسك به اولياى الهى، راه عبادت، راه خشوع، راه تفكر بايستى به روى ما هميشه باز باشد؛ خودمان را از اين راه تقويت كنيم. اين شور انقلابى بايد باقى باشد، اما مواظب باشيد اين شور و هيجان انقلابىِ باارزش در جاى خود مصرف شود - نابجا مصرف نشود - اين احتياج به تأمل، تفكر، آگاهى و بصيرت دارد.
شك نكنيد كه فرداى ملت ايران و امت اسلامى از امروز بمراتب بهتر است. همان مقدارى كه فاصلهى بين سى سال پيشِ ملت ايران و امروز است - يعنى اول انقلاب تا امروز - ببينيد ملت ايران در همهى عرصههاى سياسى و علمى و اجتماعى و غيره چقدر پيشرفت كرده است؛ بدانيد فاصلهى بين پيشرفتِ سالهاى آينده با امروز، از اين هم بيشتر خواهد بود. ملت روزبهروز پيشرفت خواهد كرد. حركت ملت ايران در همهى عرصهها حركت توقف ناپذيرى است و انشاءاللَّه بر خط درست و صراط مستقيم هدايت الهى و اسلامى و قرآنى پيش خواهد رفت. آيندهى ملت ايران، آيندهى روشنى است؛ و اين بر دنياى اسلام و بر امت اسلامى اثر خواهد گذاشت و انشاءاللَّه ملتهاى مسلمان را روزبهروز بيدارتر خواهد كرد.