پایگاه بصيرت:

 مقدمه: مقاومت 33 روزه حزب‌ا... لبنان در برابر تجاوز گسترده اسرائیل به خاک این کشور در تابستان سال گذشته را می‌توان از برخی جهات تکرار دفاع مقدس ملت ایران، در برابر تجاوز حزب بعث بر جمهوری اسلامی ایران دانست که در عین برخورداری از وجوه اختلاف موردی، دارای تشابهات زیادی است. این مقایسه و ذکر موارد تشابه از آن رو اهمیت دارد که شاخصه‌ای برای کارآیی و اثربخشی بازگشت به هویت دینی، فرهنگ جهادی و استشهادی به حساب می‌آید. از سوی دیگر آنگاه که یک پدیده بتواند در دو شرایط متفاوت تکرار گردد، دیگر یک حادثه تصادفی نیست بلکه توان و امکانی در اختیار است. که قابلیت بکارگیری در هر شرایط و زمان لازم دیگر را دارد و ذخیره و داشته‌ای برای روز حادثه به حساب می‌آید. به این معنا که اگر مقاومت برخاسته از روحیه و فرهنگ دینی صرفاً به دوران دفاع مقدس خلاصه می‌شد، و مجدداً تکرار نمی‌شد در قابلیت و کارائی آن به عنوان بخشی از جریان بیداری اسلامی ابهام وجود داشت. اما اینک با پشت‌سرگذاشتن مقاومت 33 روزه حزب‌ا... به عنوان یک توان اثبات شده برای فرهنگ و هویت دینی شناخته شده و ظرفیت و فرصتی در اختیار، برای مقابله با تهدیدات پیش‌رو به حساب می‌آید.

 

این نوشتار سعی دارد موارد تشابه و اختلاف این دو مقاومت را بررسی و مقایسه نماید.

 

الف- موارد تشابه

 

1- نابرابری در جنگ: در دوران دفاع مقدس، حزب بعث با آمادگی قبلی و از حمایت همه جانبه قدرتهای منطقه‌ای و جهانی و تجهیزات و امکانات فراوان برخوردار  بود؛ که نسبت آن در بهترین وضعیت ایران در دوران دفاع مقدس 7 به 1 بود. یعنی توان و امکانات عراق، 7 برابر امکانات و تجهیزات کشورمان بود و حتی نیروی انسانی سایر کشورها را برای توسعه جنگ در اختیار داشت که تنوع ملیت اسراء که در عملیات‌های جنگی به اسارت ایران درآمدند گویای این شرایط نابرابر است.

 

تجهیزات و امکانات اسرائیل در مقایسه با حزب‌ا... را تا 82 برابر نیز ذکر نموده‌اند که با حمایت همه جانبه قدرتهای منطقه‌ای و جهانی نیز همراه بود. بطوریکه آمریکا و انگلیس از اعضاء شورای امنیت مدافع مستقیم اسرائیل به حساب آمده و سران برخی کشورهای عربی از سوخت‌رسانی برای هواپیماهای جنگی اسرائیل فروگذار نبود.

 

2- ماهیت ایدئولوژیک طرفین جنگ: در هر دو مورد طرفین درگیری با ماهیت ایدئولوژیک اقدام به جنگ نمودند که جمهوری اسلامی و حزب‌ا... با ایدئولوژی دینی، به دفاع برخاسته و حزب بعث و رژیم صهیونیستی با نگاه نژادپرستانه اقدام به تجاوز نموده بودند.           

 

3- فرماندهی دینی و روحانی: همانگونه که در دوره دفاع مقدس فرماندهی کل قوا برعهده رهبر فقید انقلاب، حضرت امام خمینی به عنوان چهره‌ای مذهبی و روحانی قرار داشت که مشروعیت جهادی را تأمین می‌نمود، در دوره مقاومت 33 روزه نیز آقای سید حسن نصرا... فرماندهی جنگ را عهده دار و به عنوان قائدی مذهبی مشروعیت دفاع رزمندگان را نمایندگی می‌کرد.

 

4- شیوه‌های جنگی: رزمندگان مقاومت در جنگ 33 روزه و سپاه اسلام در دوران دفاع مقدس که با ارتش کلاسیک و شیوه‌های آن مواجه بودند از شیوه‌های جنگ نامنظم و چریکی و گاه ترکیبی استفاده می‌نمودند که در شرایط نابرابر اجتناب‌ناپذیر است. رزمندگان ایرانی که ترکیبی از ارتش کلاسیک و تسلیحات آن و نیروهای مردمی بسیج بودند، در نبرد با متجاوزین ترکیبی از روش‌های کلاسیک و نامنظم را دنبال می‌کردند و رزمندگان حزب‌ا... نیز با برخورداری از آموزش و مهارت‌های کلاسیک و نامنظم به مقابله با ارتش کلاسیک اسرائیل برآمدند.

 

5- حفظ ماهیت دفاعی نبرد: گرچه به ظاهر جنگ 33 روزه بااسارت 2 سرباز اسرائیلی از سوی رزمندگان حزب‌ا... شروع شد، لیکن این اقدام تنها نبرد را به جلو انداخت و تأثیری در اصل تجاوز نداشت. زیرا ارتش اسرائیل از ماهها قبل، به تمرین نظامی و تجمه نیروها در مرز رو آورده و با شروع درگیری با حماس در فلسطین خود را برای تجاوز گسترده به لبنان آماده ساخته بود. ارتش بعث نیز شروع‌کننده تجاوز به خاک ایران اسلامی بود و نبرد رزمندگان جنبه دفاعی داشت و حتی در مراحل بعدی و ورود به خاک عراق، هدف تنبیه متجاوز و بازدارندگی در برابر متجاوزین بود.

 

6- برخورداری از حمایت و عمق مردمی: در هر دو مقاومت، مشروعیت دفاع در بین مردم عمیق بود و حتی جنگ شهرها و بمباران مناطق مسکونی که با هدف فاصله انداختن بین مردم و رزمندگان بوده نتیجه‌ای نداشت و بالعکس حمایت مردم را از دفاع افزایش می‌داد. نه جنگ شهرها و موشک‌باران مناطق مسکونی از سوی حزب بعث و نه بمباران شدید مناطق مسکونی حمایت مردم از رزمندگان را مخدوش نکرد و طرف مقابل تنها با زور و اراده دولتی به تجاوز ادامه می‌داد.

 

ب- تفاوتها

 

در عین برخورداری این دو مقاومت از وجوه تشابه که به عمده‌ترین موارد آن در گذشته اشاره شد، فرقها و تفاوتهایی نیز وجود داشت که عبارتند از:

 

1- تفاوت وسعت و ساحت مناطق درگیری: در حالیکه جنگ 33 روزه در منطقه جنوبی کشور کوچک لبنان اتفاق افتاد، اما منطقه درگیری نبرد در دوران دفاع مقدس در حاشیه مرز چندصد کیلومتری کشورمان با عراق رخ داد.

 

2- تفاوت نقش دولت‌ها: گرچه در مقطع ابتدایی دوران دفاع مقدس، حضور نیروهای نفوذی و در رأس آن بنی‌صدر، نقش مثبت دولت را در ابهام باقی می‌گذارد، اما رهبری نظام و قوای دیگر و وجود شخصیت‌های متدین مثل نخست‌وزیری شهید رجائی، اصل حاکمیت را همسو با مقاومت نگه داشته بود و پس از فرار بنی‌صدر دولت و ملت یکپارچه از دفاع مقدس و رزمندگان اسلام حمایت می‌کرد، حال آنکه دولت سنیوره با اغماض نسبت به متجاوزین، به شکست حزب‌ا... چشم دوخته و از هرگونه همراهی حین درگیری خودداری و با همسویی با اسرائیل و حامیان صهیونیست‌ها، سیاست فشار بر حزب‌ا... را دنبال می‌نمود و در جایگاه رقیب این جنبش قرار داشت.

 

3- تفاوت در فضای تبلیغی و روانی: گرچه در نبرد 33 روزه نیز رسانه‌های غربی و حامی اسرائیل سعی در حفظ فضای سنگین تبلیغی و روانی جنگ به نفع صهیونیست‌ها را داشتند، اما نفرت عمومی از آمریکا در منطقه و رسوایی اسرائیل در نقض همه جانبه قواعد بین‌المللی از یک سو و ابتکار حزب‌ا... در اداره فضای روانی و تبلیغی، شرایط نسبتاً مطلوبی را رقم زده بود. بطوریکه حامیان عرب اسرائیل جرأت همراهی آشکار با اسرائیل را نداشتند. در حالیکه در دوران دفاع مقدس این دسته کشورها بصورت علنی در کنار صدام قرار گرفته و علاوه بر تجهیزات و کمک‌های مالی به اعزام نیرو به نفع عراق اقدام می‌کردند. هر چند به احساسات قومی و پان عربیسم در این تفاوت نیز نمی‌توان بی‌اعتنا بود.

 

جمع‌بندی:

 

وجود وجوه مشترک فراوان و در رأس آن ماهیت ایدئولوژیک و مذهبی دفاع مقدس و جنگ 33 روزه حزب‌ا...، وجود فرماندهی و هدایت آن توسط شخصیتی مذهبی و روحانی و تکیه بر روحیه جهادی و شهادت‌طلبانه در جبران کمبود امکانات و نابرابری نبرد در کنار تفاوتهای جزئی گویای این است که اینک بیداری اسلامی و بازگشت به هویت دینی به ایجاد یک توان و ظرفیت دفاعی جدید انجامیده که ضامن عزت و افتخار امت اسلامی است. توانی که می‌تواند جبران کننده شرایط نابرابر تجهیزات و آموزش نیروهای مدافع و عاملی بازدارنده و کم هزینه در برابر تهدیدات به حساب آمده و فرصت و قوتی بی‌بدیل برای کشورهای اسلامی به حساب آید.