رفتار شناسي جريان فتنه در سالروز 13 آبان
مقدمه:
30 سال از اقدام انقلابي دانشجويان مسلمان پيرو امام (ره) در تسخير سفارتخانه آمريكا در تهران كه به مركز جاسوسي عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي تبديل شده بود، مي گذرد . اين اقدام هرچند بدون هماهنگي قبلي با حضرت امام (ره) در سالروز 13 آبان و كشتار دانش آموزان به دست رژيم منحوس پهلوي رخ داد، اما مورد استقبال ايشان قرار گرفت و عنوان «انقلاب دوم» را از رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي دريافت كرد. آثار و دستاوردهاو پيامدهاي مثبت اين اقدام در ظرف زماني و زمينه سياسي و شرايط بين المللي آن موقع قابل بررسي است. اما نكته بسيار مهم در آستانه برگزاري مراسم با شكوه «روز ملي مبارزه با استكبار» يعني 13 آبان امسال است كه همانند بسياري ديگر از مناسبت هاي انقلاب اسلامي مطمح نظر جريان فتنه سبز براي اقدامات ايذايي و تنش زدايي قرار گرفته است. جريان شكست خورده در انتخابات دهم رياست جمهوري بعداز فروكش كردن آشوب ها كه به شدت حاميان فتنه سبز را با كاهش مواجه كرد، براي اميد بخشي كاذب به اندك طرفداران خود جهت حفظ حضور آنها در صحنه مخالفت با نظام ، از هر بهانه اي استفاده مي كنند تا به نوعي با مصادره ارزشهاي انقلاب و بهره برداري از حضور مردم به نفع خودشان در مناسبت هاي ملي وانقلابي، جريان فتنه را زنده و داراي طرفدار نشان دهند. برگزراي جشن تولد براي سران فتنه، استفاده سوء از حضور مردم را راهپيمايي روز قدس و طرح شعارهاي هنجارشكني غرب پسند در آن، تمهيدات خاص براي منحرف سازي مراسم بازگشايي دانشگاهها، تبليغ گسترده براي بهره برداري سياسي از مسابقه فوتبال دو تيم بزرگ پايتخت و اينك تبليغات پرحجم براي فتنه سازي در مراسم 13 آبان از اين نمونه هاست.
البته اينكه اين روزها فتنه گران وعده حضور در 13 آبان ، 16 آذر، ماه محرم و سالگرد پيروزي انقلاب را در وسايل ارتباطي خود سر مي دهند، به دليل تعلق نداشتن اين مناسبت ها به اين جريانات سياسي وفاصله عميق بين گفتار و عملكرد آنها بيشتر به ضرر جريان فتنه سبز تمام مي شود تا به نفع اين جريان و بيشتر نشان از ضعف و ناتواني اين جريان است تا نماد حيات و پايگاه اجتماعي آنان ، زيرا مردم به اين مناسبت ها و ارزشها به مثابه يك «سرمايه عظيم اجتماعي» كه رشادت ها و شهامت ها برايش صورت گرفته است ، نگاه مي كنند. در حالي كه رويكرد دو عملكرد يك جريان خاص بيشتر فرصت طلبانه بوده ودرست در جهت از بين بردن اين ارزشها و مناسبت هاي انقلابي و ملي تفسير و تحليل مي شود.
اما به هر حال ، شكل گيري بستر اجتماعي جريان فتنه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوي وتلاش گردانندگان آن جهت بهره گيري مستمر از اين ظرفيت ، سبب شده است تامناسبت هاي مهم در تاريخ انقلاب اسلامي كه همواره فرصتي براي تجلي انديشه هاي انقلابي و استكبار ستيزي مردم ايران است،به فرصتي براي به صحنه آوردن باقي مانده عوامل ميداني فتنه جهت ابراز وجود وطرح شعارهاي جناحي تبديل شود.
از سوي ديگر شكاف هاي موجود در نحوه اداره اين حركت و ضعف در مديريت صحنه باعث شده مديريت چنين حركتي در اختيار رسانه ها و قدرت هاي غربي قرار گرفته و از آن اجتماعات در راستاي طرح شعارهاي مغاير با ارزش هاي انقلاب و نظام حتي مناسبت هاي مذكور استفاده شود.
حال با توجه در پيش بودن روز 13 ابان و 16 اذر ديگر مناسبت هاي سياسي اجتماعي كشور و سرمايه گذاراي فعالان جريان فتنه سبز براي بهره برداري از اين مناسبت ها ، يكي از سؤالات اساسي اين است كه راهبرد نظام اسلامي در مواجهه با اين وقايع بايد چگونه باشد و چه راهكارهايي براي كنترل و مديريت آن متصور است.
ملاحظات اساسي در تشريح وضعيت
1- نامزهاي شكست خورده در انتخابات مناسبت 13 آبان را همچون روز قدس ، فرصتي براي قدرت نمايي خياباني مي دانند و سعي دارند از اين مناسبت براي فشار به حاكميت استفاده نمايند در اين زمينه مي توان به مذاكرات نشست مشترك كروبي و موسوي در تاريخ 24/7/88 اشاره كرد . طي روزهاي گذشته سايتهاي اينترنتي مرتبط با جريان فتنه با فراخوان تهيه پوستر ، طرح شعارهاي متفاوت با شاخصه هاي روز مبارزه با استكبار جهاني توزيع گسترده كارت و تراكت در دانشگاهها و ميادين تهران فراخوان گسترده اي را برنامه ريزي كرده اند.
2- موسوي در آخرين موضعگيري خود در 27/7/88 كه از طريق نواري ويديويي در سايتها منتشر شده است تأكيد مي كند «اعتراضها تا تن دادن به خواسته مردم ادامه مي يابد.»
3- روز 13 آبان روز مبارزه با استكبار جهاني است و اين روز سمبل مبارزات ملت ايران با آمريكاي جهانخوار است از اين رو طرح شعارهاي مغاير با ارزش هاي بنيادين در اين روز مي تواند به مفهوم عدول مردم ايران از شعارهاي اساسي و انقلابي خود تبديل شود.
4- به رغم ادعاي افرادي نظير موسوي و خاتمي به عمل در چارچوب قانون اساسي (مباحث مطرح شده در نشست مشترك روز جمعه 24/7/88)، توجه اصلي آنها معطوف به حفظ ظرفيت هاي خود در تحريكات اجتماعي هواداران است.
5- طي روزهاي اخير نامزدهاي شكست خورده انتخابات دهم و شخصيت هاي حامي آنها كوشيدند تا با طرح سناريوهاي نظير «وحدت ملي» و « اتحاد ملي» نظام را در مواجهه با عاملان حوادث اخير و كودتا عليه انقلاب از جمله سران آن به سازش وا دارند كه به رغم تلاش هاي صورت گرفته تاكنون در اين عرصه توقيفي نيافته اند.
6- ظرفيت حمايت هاي بيروني از عوامل آشوب هاي اخير به قوت خود باقي است، سخنان اوباما در جريان دريافت جايزه صلح نوبل و سخنان كلينتون و مليبند در نشست مشترك با رسانه ها و حمايت ديگر قدرت هايي غربي ازآشوب طلبان بيانگر اين است كه از ديد آنهاآشوب ها بايد ادامه يافته تا زمينه تضعيف هر چه بيشتر نظام جمهوري اسلامي فراهم گردد تا غرب بتواند يا ابزار تحريم و ... جمهوري اسلامي را وادار به تسليم نمايد.
7- انتشار گزارش دبير كل سازمان ملل در مجمع عمومي آن سازمان كه طي آن نظام جمهوري اسلامي به بدرفتاري با عوامل تحركات خياباني بعداز انتخابات و عدم رعايت حقوق بشر متهم شده ، در تقويت ظرفيت بيروني اين جريان مؤثر است.
8- تحولات بعد از انتخابات باعث بروز و آشكار شدن آسيب هاي اجتماعي و تعميق برخي شكاف ها و گسل هاي اجتماعي و فرهنگي شده است . در اين زمينه آسيب شناسي اجتماعي به شناخت دقيق تر فرصت هاي مخالفان نظام در بهره گيري از آسيب ها كمك خواهد كرد.
9- رقابت هاي درون طيفي جريان اصولگرا به فرصتي براي چالش و اثرگذاري جريان هاي رقيب تبديل شده است . اين امر با توجه به برخي تحولات اخير تشديد شده است . تداوم اين وضعيت ظرفيت هاي ملي براي مقابله با آشوبها و تحركات افراطيون را كاهش مي دهد.
10- پيشرفت هاي رسانه اي و ظهور شبكه هاي جديد ماهواره اي و مجازي سبب تغيير ذائقه هاو مطالبات و توقعات اجتماعي گرديده است بنابراين كم توجهي به تغيير ذائقه ها و عدم حركت مناسب در مواجهه با آن به عميق تر شدن شكاف ها كمك مي كند.
11- ضعف مديريت و سازماندهي صحنه به رغم وجود ظرفيت بالايي كه در مردم و بدنه اجرايي وجود دارد، باعث مي شود تا عناصر آشوبگر به رغم كاهش عده وعده در اجتماعات مربوط حضوريابند.
12- عدم هم افزايي ظرفيت ها و توانمندي نهادهاي نظام در مواجهه با اين قبيل پديده ها از آسيب هاي جدي است. عملكرد ضعيف انفعالي رسانه ملي، جدي نگرفتن عرصه جديد جنگ نرم و اقدامات واكنشي در بعد امنيتي از مهمترين آنهاست.
اقداماتي براي برون رفت از فتنه
به تعبير مقام معظم رهبري ،در شرايط كنوني جمهوري اسلامي ايران به فتنه اي عميق كه دست بيگانگان در طراحي آن به وضوح ديده مي شود مبتلا شده است . حال با توجه به حساسيت شرايط كنوني تصميم فتنه براي تداوم بخشي به اقدامات غير قانوني و هنجارشكني و ضرورت برون رفت از اين فتنه لازم است ضمن تبيين زوايا و ابعاد مختلف حوادث اخير، اقداماتي در راستاي نيل به اهداف راهبردي چون، جلوگيري از بهره برداري سوء اس ارزشها و مناسبت هاي ملي و انقلابي ، كاهش ظرفيت اجتماعي و عوامل ميداني خط نفاق و فتنه ، مهندسي معكوس شعارها و راهبردهاي اصلاح طلبان و تبدي آن به چالش درون طيفي و مأيوس سازي بيگانگان از كارآمدي چنين حوادث و فتنه هايي ،صورت گيرد.برخي از اين اقدامات عبارتند از:
1- ضرورت تغيير اساسي در نگاه مسئوولين سياست گذاران و برنامه ريزان مناسبت ها مجريان حاميان نظام نسبت به مناسبت هاي مختلف و خاص و توليد ادبيات جديد
2- طراحي نقشه راه مناسب با شرايط كنوني و پيش بيني اقدامات آفندي و پدافندي مناسب با توجه به تحركات مشترك جريان بيروني و سرپل هاي داخلي آنها
3- سازماندهي نيروهاي خودي متناسب با جنگ نرم و برنامه ريزي ميداني متناسب با هر مناسب با توجه به برآوردهاي اطلاعاتي و فرهنگي
4- برنامه ريزي براي بهره گيري از ظرفيت هاي نهادهاي مردم نهاد، شبكه هاي اجتماعي و .... براي مديريت صحنه
5- برنامه ريزي براي ايجاد موازي نظير« جنبش ايران سربلند»و براي تحت الشعاع قراردادن جنبش به اصطلاح سبز
راهكارهاي محتوايي
1- تبيين فرمايشات حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري به مناسبت 13 آبان ( روز مبارزه با استكبار) جهاني
2- مروري بر سوابق دشمني ها و خيانت هاي آمريكا عليه ايران و نقش سفارتخانه هاي آمريكا و ديگر كشورهاي غربي در براندازي حكومت هاي انقلابي ، حمله به هواپيماي مسافربري و يا حمله به سكوها و نفتكشهاي ايران.
3- تبيين دستاوردهاي تسخير لانه جاسوسي
4- تبيين دلايل قطع رابطه ايران و آمريكا
5- تبيين جنگ نرم دشمنان عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و نقش آمريكا درهدايت اين جنگ
6- تبيين نقش آحاد مردم در مبارزه با استكبار با رويكرد قدرت نرم
7- تبيين نقش رسانه هاي غربي و رژيم صهيونيستي در فضاي مجازي و... در براندازي نرم
8- استخراج شبهات و ابهامات در ذهن جوانان ، دانش آموزان دانشجويان و پاسخگويي به آنها
9- برگزاري نشست هاي تحليلي و تبييني با حضور سياستمداران و اساتيد در موضوع استكبار ستيزي
10- پرهيز از بزرگنمايي تحرك جريان فتنه قبل حين و بعد از مراسم
11- با توجه به مناسبتهاي مختلف اين روز، ضمن تمركز روي دانشجويان و دانش آموزان از ساير اقشار نظير كارمندان، اصناف، معلمين و كارگران، بانوان و .... جهت حضوردر مراسم دعوت شود.
12- از امنيتي كردن فضاي راهپيمايي پرهيز شود هر چند نيروهاي انتظامي براي مقابله با تحركات احتمالي آشوبگران بايد آماده باشند.
13- سازماندهي هسته هاي نيروهاي مردمي براي تحت تأثير قراردادن جريان فتنه با طرح شعارهاي مناسب
14- زمينه سازي براي حضور گسترده تر مردم در مرسام از طريق ترغيب و تشويق در رسانه ملي ، مطبوعات و....
اقدامات تبليغي، رسانه اي و عمليات رواني
1- زمينه سازي براي مشاركت جدي و گسترده دانشجويان و دانش آموزان در مراسم 13 آبان و تبديل آن از يك مراسم دولتي به يك مراسم مردمي و دانشجويي – دانش آموزي
2- توليد شعارهاي متناسب با مناسبت اين روز و تكيه بر شاخصه هاي تحكيم وحدت ملي استكبار ستيزي
3- توليد نمايشگاه هاي استكبار ستيزي و بهره گيري از آن درسطح دانشگاه ها – مدارس مساجد و ...
4- انتشار و پخش مستندات و كليپ هاي تبليغي در موضوع استكبار ستيزي
5- تحول در اجراي برنامه هاي اين مناسبت استفاده از نمادهاي جذاب و برنامه هاي نو براي جلب جوانان
6- نمايش برنامه هاي هنبر( انيميشن ، كليپ ها و فيلمها ي مناسب ) توسط صدا و سيما
7- تشكيل ميزگردها و گفتگوهاي خبري وتحليلي در برنامه هاي مختلف صداو سيما
8- پوشش فضاي سايبري با فراخوان و سازماندهي توانمند ( اين فراخوان و سازماندي توسط مجموعه هايي همچون بسيج دانشجويي مي تواند صورت پذيرد)
9- فراخوان وبلاگ نويسي و طراحي كاريكانور شعر و داستان با موضوع 13 ابان ( توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با همكاري سازمان تبليغات اسلامي و سازمان بسيج)
10- فعال سازي مراكز پيام كوتاه و تهيه وارسال پيامك هاي مناسب ( سازمان تبليغات اسلامي و سازمان بسيج)
11- تشكيل فرهنگ سراي مجازي استكبار ستيزي (سازمان تبليغات اسلامي با همكاري سازمان هايي همچون بسيج)
12- مديريت شبكه ها و رسانه هاي خارجي در نحوه تصويربرداري و گزارشات (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي)
13- ايجاد تالارهاي گفت وگو با موضوع مناسبتهاي روز 13 آبان و .... در فضاي مجازي ( محيط هاي علمي و دانشگاهي توسط مؤسسات پژوهشي و بسيج دانشجويي و جهاد دانشگاهي در دانشگاهها)
13آبان؛ شكست هيمنه استكبار
سيزده آبان يكي از روزهاي افتخار آميز انقلاب و ملت بزرگ ايران اسلامي و سمبل مبارزه با استكبار به سركردگي آمريكاي جنايتكار است. در چنين روزي سه رخداد بزرگ اتفاق افتاد:
1-تبعيد امام(ره) به تركيه
2-كشتار دانش آموزان و نامگذاري روز دانش آموز
3-تسخير لانه جاسوسي آمريكا در تهران
تسخير لانه جاسوسي در تهران فرو ريختن يكي از مهمترين دژهاي توطئه آمريكا در ايران و منطقه بود كه خود طنين افكن فرياد حقانيت و اقتدار انقلاب اسلامي در ميان جهانيان گرديد و موجب شد قدرتهاي شيطاني و در راس همه آنها آمريكا در برابر اراده ملت مسلمان ايران احساس حقارت كنند.
بررسي روند تحولات ايران نشان ميدهد كه آمريكا پس از نخستين شكست خود از انقلاب اسلامي ايران، در حمايت از رژيم شاه و جلوگيري از سقوط رژيم پهلوي، سفارتخانه خود در تهران را به عنوان مقر و پايگاه طراحي و اجراي توطئه عليه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران قرار داد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به دنبال اخراج بيش از 40 هزار مستشار نظامي و غير نظامي آمريكا كه به عنوان آنتن هاي اطلاعاتي و جاسوسي در ايران فعاليت مي كردند، سفارت آمريكا در تهران با ايجاد شبكه هاي اطلاعاتي و شبكه هاي جاسوسي سعي داشت كه حيات انقلاب اسلامي را متزلزل كند. اعضاي اين سفارتخانه با استفاده از شيوه هاي مختلف همچون نفوذ در ارتش ،هماهنگي با ليبرال ها و جبهه ضد انقلاب، عليه انقلابيون مذهبي و انحراف افكار عمومي از خطرات شيطان بزرگ، فعاليت هاي خصمانه اي را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي تدارك ديدند. دخالت هاي مكرر آمريكا در ايران ، حركت سازشكارانه دولت موقت و ديدار "مهدي بازرگان "با " برژينسكي" (مشاور امنيت ملي آمريكا)و پذيرش شاه از سوي آمريكا، خشم امام خميني (ره)و امت اسلامي را مضاعف كرد .به دنبال اعلام مواضع حضرت امام (ره)در 12 آبان و در اعتراض به پذيرش شاه از سوي رژيم آمريكا ، فرمودند دانشگاهيان، دانش آموزان و طلاب علوم ديني با تمام قدرت مبارزه عليه آمريكا را گسترش دهند، فرداي آن روز نمايندگان دانشجويان چهار دانشگاه امير كبير ،تهران، شهيد بهشتي و صنعت شريف با تشكيل جلسه اي به برنامه ريزي براي تصرف سفارت آمريكا پرداختند.
ساعت 10 و 30 دقيقه صبح روز 13 آبان گروهي از دانشجويان كه در حال شعار دادن در خيابان آيت الله طالقاني به سوي دانشگاه (تهران)در حركت بودند، هنگامي كه جلوي درب اصلي سفارت آمريكا ، مسير خود را تغيير دادند و پس از گشودن زنجيرهاي درب ورودي به داخل سفارت رفتند... هر چند تصرف ساختمان با مقاومت چند ساعته وبا پرتاب گاز اشك آور از جانب تفنگداران آمريكايي همراه بود ،اما ساختمان اصلي سفارت تا ساعت 15 به تصرف كامل درآمد و از ساعت 16 آزاد كردن گروهي از ايرانياني كه به عنوان ارباب رجوع يا كارمند در داخل سفارت بودند آغاز شد و آمريكايي ها با چشم بسته به محل ديگري منتقل شدند ...
لذا اشغال لانه جاسوسي آمريكا در تهران و گروگانگيري جاسوسان ديپلمات نماي كاخ سفيد، تنها يك حادثه سياسي در حد تعطيل شدن سفارتخانه يك كشور در كشور ديگر نبود ، بلكه سرآغاز تحول عميقي بود كه در خاور ميانه و در سطح جهان ايجاد شد ، تحولي كه هنوز پس از 27 سال ، سياستمداران آمريكايي از آن به تلخي ياد ميكنند.
آمريكا براي جبران شكست و جهت تنگنا قرار دادن ايران دست به يك سري اقداماتي زد:
الف: تمهيدات سياسي اقتصادي
1- ايجاد محدوديت هاي سياسي و اقتصادي عليه ايران: سايروس ونس در اوايل ماه دسامبر 79(حدود10 آذر 58)به اروپا (لندن، پاريس، رم و بن) سفر كرد تا همكاري آنها را براي ايجاد فشارهاي اقتصادي عليه ايران جلب كند . اين كشورها در مورد تحقير امريكا از طرف ايران با آنها همدردي كردند و خود نيز در وضع ناراحت كننده اي قرار داشتند، زيرا در عين نياز به نفت خاور نزديك و ايران نميخواستند سياست خود را جدا از امريكا يا در مقابل آن يا بي تفاوت نشان دهند. در12 نوامبر 79(21 آبان 58) كارتر دستور قطع خريد نفت ايران را صادر كرد . اگر چه اين اقدام در داخل خود امريكا باعث كمبود نفت و بنزين و گراني و نارضايتي مردم شد . همچنين كارتر از كشور هاي غربي نيز خواست كه از خريد نفت اضافي ايران خودداري كنند و آلمان ، فرانسه ، ايتاليا و انگليس پاسخ مثبت دادند.
البته براي امريكا چشم پوشي از نفت ايران كه تنها 3% مصرف آنرا تشكيل مي داد آسان بود زيرا صادرات سالانه 25 ميليون تن نفت ايران به آمريكا نسبت به 402 ميليون تن كل واردات نفتي امريكا ناچيز بود در صورتي كه همين مقدار نفت براي اروپايي ها مهم بود.
2-بلوكه كردن اموال ايران: بدنبال قطع خريد نفت از ايران ، ايران تصميم گرفت سپرده هاي خود را از بانكهاي امريكايي بيرون بكشد كه در روز 14 نوامبر (23 آبان 1358) كارتر دستور مسدود شدن دارايي هاي ايران در كليه بانكهاي امريكايي و شعب خارجي آن را صادر كرد و اروپايي ها هم از آن حمايت نمودند،در اين خصوص ديوان عالي لندن نيز دارايي هاي ايران در انگلستان را توقيف كرد . در فرانسه نيز امانت هاي پولي ايران دچار اشكال شد. دولت ايران متقابلا در 23 نوامبر (2 آذر ) اعلام كرد كه از باز پرداخت وامهاي خارجي خود سر باز مي زند و شكايتي براي باز گرداندن 5/56 ميليارد دلار اموالي را كه شاه از ايران خارج كرده بود به دادگاه عالي نيويورك تسليم كرد.
3- خروج شاه از امريكا: خروج شاه و گرفتن بهانه از دست ايراني ها جزء ديگري از مرحله سياسي سناريوي امريكاييها براي رهايي گروگانها بود.
ونس (وزير خارجه)و مانديل (معاون رئيس جمهوري ) و تا حدودي براون معتقد بودند كه خروج شاه به حل مسئله كمك خواهد كرد و بهانه را از دست دانشجويان خواهد گرفت زيرا بهانه اصلي آنها براي حمله به سفارت ، حضور شاه در امريكا بود . از طرفي اين نگراني وجود داشت كه ايراني ها بگويند امريكا شاه را فراري داده و دست به تلافي عليه گروگانها بزنند . كارتر در ابتدا ميگفت تا وقتي گروگانها در اسارت هستند ، شاه را وادار به خروج از امريكا نخواهدكرد اما ونس سرانجام او را قانع كرد كه بازگشت شاه ممكن است به تسريع در آزادي گروگان ها كمك كند و كارتر كه مانند ساير مقامات امريكا نمي خواست كمترين شانس را از دست بدهد متقاعد شد.
اگر چه شاه مايل بود به مصر برود اما مقامات امريكا شديدا با آن مخالفت ميكردند زيرا بيم آن داشتند كه حضور شاه موقعيت سادات را به خطر افكند و در روند اجراي كمپ ديويد خللي بوجود آيد و در نتيجه به زيان منافع منطقه اي و جهاني امريكا تمام شود . مقامات امريكا به مدت دو هفته با رهبران بسياري از كشورهاي اروپايي و غير اروپايي براي قبول شاه در آن كشور ها مذاكره كردند اما هيچ كشوري حاضر به پذيرش شاه نشد تا اينكه هاميلتون جردن با استفاده از سابقه آشنايي كه در جريان امضاي قرارداد كانال پاناما با ژنرال عمر توريخوس مرد قدرتمند اين كشور بسيار كوچك حوزه امريكاي لاتين پيدا كرده بود توانست با سفر به پاناما او را راضي به پذيرش شاه نمايد. شرح تفصيلي بي خوابي ها و آوارگي هاي هاميلتون جردن و دوره گردي او به منظور يافتن پناهگاهي براي شاه و جزئيات مربوط به جلب موافقت پاناما در كتاب او بنام بحران خواندني است .
شاه با اين شرط كه در صورت نياز به عمل جراحي مجدد و تشخيص پزشكان دوباره به امريكا مراجعه كند ، روز 15 دسامبر 79( 14 آذر 58 ) با يك هواپيماي نظامي به پاناما پرواز كرد .
دانشجويان پانامايي در اعتراض به حضور شاه دست به اعتراض زدند و دوباره پس از ده سال براي اولين بار پاناما شاهد اغتشاش و در گيري خياباني بود. احساس ناامني شاه پس از دو ماه و نيم اقامت در پاناما و ترس او از تحويل دادنش به مقامات ايران موجب شد با اكراه تمام، سفر شاه به مصر را بپذيرد كه انور سادات از او درست مانند يك شاه استقبال كرد و به گرمي او را پناه داد .
پيدا كردن كانال هاي مذاكرات محرمانه با ايرانيان :
امريكايي ها از طريق وكيل فرانسوي بنام كريستيان بورگ و بازرگان آرژانتيني بنام هكتور ويلالون كه با بني صدر و قطب زاده كه از اعضاي شوراي انقلاب بودند ارتباط داشتند ، در اوج نا اميدي راه تازه اي را يافتند ، در 18 ژانويه 1980 ( 28 دي 1358 ) هاميلتون جردن و هال ساندرس معاون وزارت خارجه امريكا در امور خاور ميانه و آفريقا ( براي ديدار محرمانه اي با اين دو تن به لندن رفتند . از هنگامي كه با بورگه و ويلالون آشنا شدند به مدت دو ماه هر لحظه چشم براه خبر تازه اي از مذاكرات محرمانه آنها با قطب زاده بودند . اشتباه امريكايي ها اين بود كه قطب زاده را نماينده انقلاب اسلامي مي دانستند و منتظر شنيدن اخباري از مذاكرات با او بودند . بهر حال پس از دو ماه ، با عزيمت شاه از پاناما اين مذاكرات هم شكست خورد زيرا رهبران ايران معتقد بودند كه امريكا شاه را از پاناما فراري داده و اين تصور، مواضع آنها را شديدتر كرد و همه راه ها براي قطب زاده و بورگه و ويلالون بسته شد .
جنگ رواني ايران و تهييج افكار عمومي آمريكايي ها
با توجه به وجود تبعيض نژادي در امريكا و رفتار سفيد پوستان با سياه پوستان و نيز نقش زنان بعنوان كالاي تبليغاتي در غرب ، ايران در مقابل تدابير سياسي و بسيج امكانات فشار عليه ايران ، پيامهاي انساني انقلاب را به دنيا اعلام كرد و به منظور نشان دادن منزلت زن و نفي تبعيض نژادي در ديدگاه اسلامي حكومت ايران به دستور امام خميني(ره) در روز 18 و 20 نوامبر از 66 گروگان امريكايي ، 13 تن از سياهپوستان و زنان را آزاد كرد و 53 تن در سفارت امريكا ماندند . بدينوسيله در افكار عمومي امريكا شكافي ايجاد شد و اهداف ايران را از اين مبارزه مشخص تر و انسانيتر كرد . مهم تر از آن اين بود كه در ايران صحبت از محاكمه برخي از گروگانهاي عضو سازمان سيا بعنوان جاسوس به ميان آمد و اين اقدام مورد تائيد امام خميني (ره) قرار گرفت . اين تصميم چنانكه دولتمردان امريكا در كتابهاي خود نوشته اند وحشت عجيبي در آنها بوجود آورد . آنها در برابر ايران يك گام به پيش و دو گام به پس مي رفتند و هدف هاي ايران به آرامي پيش ميرفت .
ب: تمهيدات نظامي
آمريكائي ها با آزمودن همه راههاي سياسي و اقتصادي و به بن بست رسيدن مذاكرات محرمانه ، ديگر چاره اي براي توسل به روش قهر آميز نمي ديدند . كارتر در روز هفتم آوريل 1980 اعضاي شوراي امنيت ملي را فرا خواند و گفت افكار عمومي در امريكا ديگر بي قرار شده و همه خواهان اقدام قاطع و مستقيم هستند و ديگر زمان دست زدن به اقدام جدي فرا رسيده است . بدنبال آن امريكا تحريم اقتصادي عليه ايران و قطع كامل روابط ديپلماتيك با ايران را اعلام كرد . متحدين اروپايي امريكا چه در مورد فشار هاي بين المللي و چه تحريم اقتصادي و قطع روابط ديپلماتيك با ايران ، با امريكايي ها همراه نبودند زيرا آنرا بي حاصل و موجب دشوار تر شدن مسئله و بهره برداري روس ها و افزايش نفوذ آنان در ايران مي دانستند كه ممكن است ايران را در نهايت به دامن شوروي ها بيندازد .
روز جمعه يازدهم آوريل ، كارتر در جلسه شوراي امنيت ملي و تصميم گيري براي عمليات نجات گروگانها ميگويد :" آبرو و حيثيت ملي ما به خطر افتاده و سادات ( رئيس جمهور مصر ) به او گفته است كه اعتبار و موقعيت بين المللي امريكا بعلت سستي در اين كار لطمه شديدي خورده است "
عمليات نجات از آغاز تا شكست طبس : آمريكايي ها چون اميدي به مجاري ديپلماتيك نداشتند ، و از طرفي با رهبري و هدايتهاي امام خميني قاطعانه مواجه بودند كه بي هيچ قيد و شرطي خواستار استرداد شاه ، عذر خواهي امريكا و باز گرداندن اموال بلوكه شده و اموالي كه شاه از ايران خارج كرده بود ، بودند اما امريكايي ها به منظور رعايت اصل غافلگيري در عمليات نظامي همچنان تظاهر به تمايل براي حل مسالمت آميز مسئله مي نمودند . برژينسكي و هاميلتون جردن در يادداشتهاي خويش متذكر مي شوند كه در روز هاي پيش از آغاز عمليات نجات ، مجددا" باب مذاكره تازه اي را با ايراني ها گشودند تا آنها را اغفال كنند و ايراني ها احتمال ندهند كه امريكا قصد اجراي عمليات نظامي را دارد و همزمان به امريكايي هاي مقيم ايران از طرق مختلفي توصيه مي كردند كه ايران را ترك كنند.
برژينسكي مينويسد :" طرح عمليات كه پس از هفته ها بررسي و تحليل تهيه شده بود جمعا دو روز (از 24 تا 26 آوريل 1980 برابر با 4 تا 6 ارديبهشت 1359 ) بطول مي انجاميد . در شب اول هشت هلي كوپتر و سه هواپيماي سي – 130 در عمق خاك ايران در وسط بيابان فرود مي آمدند . هلي كوپتر پس از سوختگيري شبانه به نقطه اي در نزديكي تهران پرواز مي كردند و تمام روز را در انتظار فرا رسيدن شب در اين نقطه توقف مي نمودند. حمله بسوي سفارت كه محل نگهداري گروگانها بود ،در شب دوم با وسايل نقليه اي كه قبلا تدارك شده بود انجام مي گرفت و يك گروه جداگانه هم براي نجات " بروس لينكن " كاردار سفارت و دو تن از همكارانش به محل وزارت خارجه ايران مي رفتند . برنامه دقيقي براي ورود به ساختمان سفارت و آزاد ساختن گروگانها پيش بيني شده بود و گروگانها پس از رهايي و شايد به همراه چند اسير از اشغال كنندگان سفارت به استاديومي كه در نزديكي سفارت قرار داشت منتقل مي شدند و به وسيله هلي كوپتر به يك فرودگاه مجاور پرواز مي كردند . قرار بود اين فرود گاه شبانه بوسيله يك گروه كماندويي اشغال شود و گروگان ها و كماندوها با هواپيما هاي مستقر در فرود گاه به پرواز درآيند. تمام مراحل عمليات بوسيله گروه ورزيده اي كه داوطلب انجام اين ماموريت شده بودند، همه ما به نتيجه آن اميدوار بوديم."
عمليات نجات قرار شد توسط گروه رزمي مشتركي كه متشكل بود از گروه دلتا و بخش هايي از نيروي هوايي ، دريايي ، و رنجرها انجام شود .
طرح عمليات: نام رمز ماموريت براي آزاد كردن گروگان ها " پنجه عقاب " بود طرح از اين قرار بود 3 هواپيماي ام سي – 130 حامل نيروها و سه هواپيماي ئي سي – 130 حامل سوخت (جمعا 6 هواپيما) جزيره مصيره واقع در سواحل شيخ نشين عمان را ترك مي كنند و بسوي ايران به پرواز در مي آيند و در محلي در كوير طبس فرود و در آنجا منتظر ورود هشت هلي كوپتر آر- اچ 53 دي بمانند.
عليرغم همه پيش بيني ها ،دقت ها ،تمرين ها ، محاسبات ، كمك هاي خارجي و ... عمليات نجات با وقوع يك رويداد بسيار ساده شكست خورد و نتايجي كاملا معكوس به بار آورد. ترديدي نيست شكست امريكا در اين عمليات يك معجزه بوده و تنها امدادهاي الهي در تاريكي شب كه همه نيروهاي مسلمان انقلابي در خواب بودند به ياري ملت ايران شتافته و با شن هاي روان پيچيده ترين سيستم تكنولوژي را از كار انداخت و بار ديگر داستان عام الفيل را در اذهان مسلمانان زنده نمود .
آغاز جنگ تحميلي و بسيج نيروها و امكانات براي دفع تجاوز دشمن خارجي ، مرگ شاه كه مسئله بازگرداندن وي به ايران براي محاكمه منتفي شده بود . امام راحل ( ره ) تعيين شرايط و نحوه حل مسئله را بر عهده مجلس شوراي اسلامي كه در شرف تشكيل بود ، گذاشت . مجلس شوراي اسلامي هم با تعيين شرايط چهارگانه
1- آزاد نمودن دارائيها و اموال ايران
2-برگرداندن اموال به سرقت رفته ملت از شاه و خاندانش
3-لغو محاصره اقتصادي
4-تعهد امريكا در مورد عدم مداخله در امور داخلي ايران
به دولت ماموريت داد تا از طريق دولت الجزاير مذاكرات لازم را انجام و موضوع حل و فصل شود . از طرف ديگر با برگزاري انتخابات رياست جمهوري امريكا و نهايتا شكست كارتر و پيروزي ريگان تنها فرصت باقيمانده تا انتقال قدرت به رياست جمهوري جديد آمريكا در اختيار طرفين بود كه با شرايط مناسبي موضوع حل و فصل شود . اهداف سياسي از اشغال لانه جاسوسي كاملا محقق شده بود و امريكا به شكست خود در اين ماجرا از يك دولت كوچك اعتراف كرده و بازتاب داخلي آن در امريكا سقوط كابينه كارتر و حزب دمكرات بود.
نگهداري گروگانها بيش از اين مدت و در شرايط جنگي ديگر به صلاح نبود .با اين وجود مسئله مزبور در آخرين روزي كه كارتر ميرفت كه كاخ سفيد را ترك كند و درست در لحظه تحويل مقام رياست جمهوري به ريگان با امضاي بيانيه هاي الجزاير توسط دولتين ايران و امريكا حل شد و گروگانها پس از 444 روز در فرودگاه مهر آباد در حاليكه با شعارهاي مرگ بر آمريكا از آنها بدرقه مي شد ،اين ماجرا فيصله پيدا كرد.
دستاوردهاي نظام از تسخير لانه جاسوسي:
٭ از نظر داخلي اشغال لانه به عمر حاكميت ليبرالها و ميانه روها پايان داد. روند حركتي كه در آن دوره شروع شده بود مي رفت تا با كند كردن حركت انقلاب ، به تدريج مردم را از صحنه خارج نموده و همچون نهضت مشروطيت و ملي شدن صنعت نفت بصورتي ديگر با برقراري سيستمي ليبرال منش و متمايل به غرب مسير انقلاب را از اهداف اصلي و اعلام شده آن منحرف سازد.
٭ بر ملا سازي ماهيت حقيقي بسياري از ليبرالهاي حاكم بر نظام جمهوري اسلامي كه تا اين زمان چهره واقعي آنها بر مردم پوشيده مانده بود.
٭ انفعال در ميان ضد انقلاب داخلي از جمله گروه هاي چپ ، زيرا اين جريان تنها حربه اي كه براي بر چسب غربي زدن به انقلاب و انقلابيون ميزد با اين عمل خنثي شد و مدتها نيروي چپ گرا را در انفعال سخت فرو برد .
٭ سقوط دولت موقت و افشاي اسرار لانه جاسوسي موجب شد نيروهاي غير انقلابي و ضد انقلابي از دستگاه هاي دولتي به سرعت تصفيه شوند و راه براي حاكميت افراد متعهد هموار گردد .
٭ اخلال در سيستم اطلاعاتي و جاسوسي امريكا در كل منطقه و لو رفتن شگردهاي خاص آنها
٭ اشغال لانه موجبات اتحاد و انسجام همه نيروهاي متعهد و حزب الله را فراهم آورد تا در قبال تهديدي بزرگتر و مبارزه اي وسيعتر با همه توان ايستادگي نمايند.
٭ عزم راسخ و اراده بي پايان ملت بويژه جوانان برومند ايران اسلامي در حفظ استقلال و آزادي ميهن و مقابله با نفوذ جريانهاي مرعوب و دسيسه گر
٭ اقدام شجاعانه دانشجويان مسلمان خط امام در تسخير لانه جاسوسي موجب شد تا موج بزرگي از استكبار ستيزي در تمامي دنيا ، تسري يابد و مردم كشور هاي تحت سلطه ، جان تازه اي در مبارزات ضد استكباري خود بيابند .
٭ الهي بودن اين اقدام در نظر امام راحل ( ره ) در قسمتي از فرمايشات امام در قبال اين حركت آمده است :«در هر صورت من از شما ها تشكر ميكنم كه خودتان بدون اينكه غير از خدا كسي وادارتان بكند خودتان وارد اين ميدان شديد ، اين چيزي است كه از مبدا الهي جوشش پيدا كرده»
٭ ايجاد فضاي رسانه اي و تبليغي به نفع انقلاب و امام ، تسخير لانه جاسوسي از آن وقايعي بود كه انقلاب اسلامي را در يك جريان رسانه اي وسيعي در جهان قرار داد. تسخير لانه جاسوسي آمريكا ، انقلاب را براي جهانيان معرفي كرد و روياروي منطق ضد استكباري و ضد امپرياليستي انقلاب اسلامي را به جهانيان شناساند . اين واقعه توانست مرزها و سدهاي رسانه ها را بشكند و به نوعي نفوذ و تكثير انقلاب در جهان بود .
توصيهها و راهكارها:
٭ روحيه آزادگي ، عدالت جويي ، آرمان خواهي و استكبار ستيزي دانشجويان انقلابي در برهه هاي مختلف دوران 27 ساله انقلاب همواره پشتيبان و مدافع انقلاب و جمهوري اسلامي ايران بوده و موضع گيري هاي ملي ، روشنفكرانه ، متعهدانه و پيشرو آنها موجب خسران و ياس دشمنان و نيز افتخار و سر بلندي نظام بوده و بايد قدر اين موضوع را دانست و با حساسيت آنرا دنبال كرد.
٭ اگر قرار باشد فعاليتي بالاتر از آنچه در سيزده آبان و جنگ به دست جوانان رخ دهد كه شدني هم هست بايد همان هويتي كه امام به جوانان ارائه كردند امروز به جوانان بدهيم . اگر اين كار صورت بگيرد ميتوانيم از جوانان معجزاتي را شاهد باشيم كه دنياي كفر و استكبار را دوباره بلرزاند . ما بخش كوچكي از هويت ديني را به جوانان لبناني داديم و نتيجه آنرا امروز داريم مشاهده مي كنيم يك مقدار از هويت انقلابي به فلسطين رفته تبديل شده به انتفاضه ،به لبنان رفت و شد حزب الله، خب اگر اين هويت امروز در ايران احيا شود به انقلابي شايد بزرگتر از انقلاب دوم منجر شود.
٭ بررسي علل انحراف و واخوردگي برخي از فعالان اين حركت و لزوم نگاه فرهنگي و اجتماعي و ساختار محور به اين حركت در كنار نگاه سياسي و كارگزار محور لازمه تحليل جامع پيرامون اين رخداد است.
نتيجه گيری
يوم الله 13 آبان طي 27سال گذشته مورد توجه مردم بويژه دانشجويان و دانش آموزان بوده و ملت ايران درسهاي زيادي از آن آموخته است و بعد از اين نيز هم خواهد داشت ، امسال كه يكبار ديگر شاهد تهديدات پي در پي آمريكا عليه كشورمان هستيم ، بدون شك حضور جوانان و دانشجويان بار ديگر درس مقاومت ، ايستادگي در جهت تحقق آرمان هاي انقلاب را بروز خواهد داد و طعم تلخ شكست هاي پي در پي قبلي را در آستانه روز ملي مبارزه با استكبار جهاني به دشمن مي چشانند. در اين بين لازم است ، دانشگاه ها و وزارت آموزش عالي و آموزش پرورش با پرداختن به جنبه هاي مختلف اين رخداد عظيم و با يك نگرش علمي به پديدار شناسي انقلاب دوم براي نسل سوم بپردازند.
نهادهاي مرتبط كه وظيفه تبيين علمي و آكادميك چگونگي سه رويداد مهم 13 آبان بر عهده دارند تا با توليد فكر و انديشه ،پاسخ به شبهات ،تحليل علمي رويداد ها و آگاهي بخشي اذهان اقشار مختلف را نيز نسبت به اين موضوع بسيار ضروري آگاه نگهدارند . چون امروزه آمريكا و انگليس به عنوان نماد استكبار جهاني مطرح هستند اما ممكن است فردا استكبار، نماي ديگري داشته باشد؛ بنابراين روح استكبار ستيزي همواره در عمق و جان دانشجويان ، دانشگاهيان ، دانش آموزان و ملت زنده بماند .
شرايط حساس فعلي كه قدرت هاي استكباري و بويژه آمريكاي جهانخوار با بهره گيري از ترفندهاي گوناگون در صدد ضربه زدن به كيان نظام مقدس جمهوري اسلامي هست، يكپارچگي مردم و پايبندي آنان به اركان مقدس جمهوري اسلامي ايران ، اصلي است كه مي تواند همه نقشه هاي شوم قدرت هاي استكباري را نقش بر آب كند.