ديدار اخير رهبر معظم انقلاب با اعضاي دفتر ايشان در 5 مرداد 88 بار ديگر سخن از اهميت بصيرت را برجسته نمود. هر چند معظم‌له به مناسبت‌هاي مختلف در باب اهميت بصيرت و نقش آن در سالم سازي جامعه اسلامي سخن گفته‌اند؛ اما تاكيد ايشان در شرايط كنوني بر اين مقوله براي دلسوزان و پاسداران انقلاب و نظام اسلامي تكليفي خاص جهت افزايش بصيرت و هوشياري خود ايجاب مي‌كند.

معظم له در این دیدار فرمودند: «اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که برملت ها وارد می شود، در بسیاری از موارد بر اثر بی بصیرتی است.»

 

مفهوم بصیرت

اهمیت بصیرت تا جایی است که قرآن کریم در سوره ها وآیات مختلف از آن یاد کرده تا جائیکه خداوند می فرماید:« ای پیامبر بگو من و پیروانم با بصیرت عمل   می کنیم»

اگر همه تعاریفی که در خصوص بصیرت آورده شده را در یک جمله خلاصه کنیم می توان گفت: بصیرت یعنی وجود چشمان تیزبینی در انسان که بتواند پشت صحنه مسائل پیچیده سیاسی را بخوبی تشخیص دهد. این مهم در طول دوران تاریخ معاصر ایران و حوادث بعد از انقلاب خط کش جدا شدن افراد هوشیار از غافل بوده است.

در طول تاريخ انقلاب اسلامي و بوجود آمدن حوادثي نظير 18 تير 1378 و تحصن نمايندگان مجلس ششم و... موقعيت مهمي جهت جدا شدن افراد صاحب بصيرت از افراد فاقد آن به وجود آمده است كه طي آن افراد صاحب بصيرت راه صحيح را انتخاب كرده اند. در طول اين دوران سخن رهبر معظم انقلاب همواره تاكيد بر افزايش بصيرت ديني و سياسي بوده است. معظم‌له همواره اين سخن امام علي‌(ع) را مورد اشاره قرار داده كه مي‌فرمايند:

«الا و لايحمل هذا العلم الا اهل البصر و صبر» يعني امام‌(ع) خطاب به مردم مي‌فرمايند: شما تحمل حركت زير اين پرچم را نداريد يا قدرت حمل اين بيرق را نداريد به جز گروهي از شما كه داراي دو ويژگي باشند يكي بصيرت و دوم صبر. معلوم است بيرقي كه حضرت مي‌فرمايند بيرق عدالت، حق و حقيقت، بيرق ولايت و امامت است. مقام معظم  رهبري مي‌فرمايند: «سختي پرچم اميرالمومنين از پرچم پيغمبر(ص) از جهاتي بيشتر بود، چون در پرچم پيغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زير پرچم اميرالمومنين دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند دشمن همان حرفهايي را مي‌زد كه دوست مي‌زد. همان نماز جماعت را كه در اردوگاه اميرالمومنين مي‌خواندند در اردوگاه طرف مقابل هم در جنگ جمل و صفين و نهروان مي‌خواندند.»

اينجاست كه بينش و بصيرت، انسان را از رفتن به جاده انحراف نجات مي‌دهد و به صراط مستقيم هدايت مي‌كند.

 

عوامل افزايش بصيرت:

در بصيرت افزايي افراد چند عامل مؤثر است كه برخي از آنها عبارتند از:

 

1- مطالعه تاريخ صدر اسلام بويژه بعد از رحلت نبي‌ مكرم اسلام(ص): بسياري از وقايع امروز جامعه ما شبيه همان وقايع دوران صدر اسلام است. در وقايع بعد از رحلت پيامبر(ص) بسیاري از نخبگان جامعه كه هر كدام در دوران پيامبر داراي افتخارات بودند ودر راه پيشرفت اسلام شمشيرها زده بودند؛ اما نتوانستند جبهه حق و باطل را تشخيص بدهند و در جبهه باطل قرار گرفتند. برخي از وابستگان به بيت پيامبر اسلام مانند عايشه همسر پيامبر، رهبري جبهه دشمنی با اميرالمومنين را بدست گرفتند. همچنین كساني كه در كربلا در برابر امام حسين(ع) شمشير كشيدند از جمله سپاهيان لشگر اميرالمومنين بودند و حتي در تاريخ نقل شده كه شمر قاتل امام حسين(ع) تا جنگ صفين هم در كنار حضرت بود.

در تامل پیرامون چرایی ایجاد این شرایط،می توان يكي از مهم‌ترين عوامل دركنار دنيا طلبي و اشرافي‌گري،را عدم بصيرت خواص و به دنبال آنها عوام جامعه دانست. امروز هم اگر مي‌بينيم بسياري از كساني كه در راه پيروزي انقلاب اسلامي تلاش نموده و زحمات زيادي كشيده اند و قبل از انقلاب توسط رژيم شاهنشاهي زنداني شده و در دوران امام(ره) همراه ايشان بودند؛ اما امروزه مقابل نظام اسلامي صف آرايي كرده و در صدد سازماندهي اپوزيسيون داخل و خارج در برابر نظام اسلامي و رهبري آن برآمده‌اند، با مطالعه تاريخ صدر اسلام بسياري از شبهات برطرف خواهد شد.

 

2- مطالعه تاريخ سياسي معاصر ايران: اگر حدود 200 سال گذشته ايران يعني از ابتداي دوران قاجار تا آخر دوران پهلوي دوم را به صورت تحليلي مطالعه كنيم متوجه مي‌شويم كه بسياري از وقايع شباهت زيادي با وقايع امروز دارد. در جريان حوادث پس از نهضت مشروطه و جنگ بين روشنفكران وابسته با مذهبيون و روحانيت، مشاهده شد که به سبب عدم بصیرت توده های مردم، دگر اندیشان وابسته به غرب توانستند اندیشه های خود را بر مردم تحمیل کرده ونهضت مشروطه را منحرف نمودند و در نهايت اصولگراي مشهور زمان كه قائل به احكام اسلام و رعايت مسائل شرعي در مصوبات مجلس بود به چوبه دار سپرده شده و استبداد پهلوي وارث مشروطه شد.

مطالعه بسياري از شعارهاي جريانی كه با نام اصلاح طلب مشهور گشته همان شعارهاي ميرزا ملكم خان‌ها، تقي‌زاده‌ها و محمدعلي ذكاء الملك فروغي‌ها و يا همان دگرانديشاني كه زمينه‌ساز به قدرت رسيدن رضا خان شدند را تقریب به ذهن می کند. همچنين تلاش براي از بين بردن وحدت ملي و انسجام اسلامي كشور كه در شكست نهضت ملي نفت تاثير گذار بود، طي وقايع اخير نيز بازيابي شده است كه البته تاكنون به دليل وجود رهبري آگاه، مدير و مدبر اين اقدامات به جايي نرسيد اگر چه زحمت نظام را زياد كرده است.

 

3- مطالعه تاريخ انقلاب اسلامي: اگر تاريخ انقلاب بويژه سالهاي 60 و 61 را به خوبي بررسي كنيم و جريانهای سياسي و فرهنگي آن مقطع را مورد بررسی قرار دهیم در درک حوادث کنونی موفقیت بیشتری خواهیم داشت و مانع از تکرار تحقق حوادث آن تاریخ خواهیم شد.

در آن دوران مرحوم شهيد بهشتي به عنوان یکی از شخصیت های محوری  جريان مذهبي و يا به زبان امروز اصولگرايی كه پشت سر او هم بسياري از صحابه حضرت امام(ره) صف كشيده بودند در يك طرف و ابوالحسن بني‌صدر كه دو جريان در كنار او قرار گرفته بودند در طرف دیگر قرار داشتند. دو جریان همراه با بنی صدر يكی اپوزيسيون آن زمان مانند سازمان منافقين، جبهه ملي، نهضت آزادي و برخي دولتهاي خارجي و ديگري هم برخي افراد دورن انقلاب مانند شيخ علي تهراني، لاهوتي، سيدحسين خميني و...بودند.

با نگاهي به سوابق افراد درون انقلاب مشخص می شودکه برخی افراد سوابق مبارزاتي و نسبت آنها به امام‌(ره) و به انقلاب به خوبي مشهود است ولي مواضع آنها در چرخشی آشکار تبديل به مواضع خلاف جهت امام و نظام اسلامي شد تا جائي كه برخي به خارج فرار كردند و برخي سبب به شهادت رسیدن مرحوم شهيد بهشتي و 72 يار با وفاي انقلاب و نیز شهادت رئيس جمهور و نخست‌وزير شدند.

 

4- تلاش براي رفع شبهات و يافتن پاسخ به سئوالات ايجاد شده: در تاثیرات منفی شبهه افکنی، رهبر معظم انقلاب در جايي(نقل به مضمون) مي‌فرمايند:« شبهه مانند يك ريگ يا سنگي است كه جلوي جريان مستقيم آب را مي‌گيرد و باعث مي‌شود آب در مسير انحرافي حركت كند اگر دستي پيدا نشود و اين ريگ يا سنگ را كنار نزند آب تا آخر به انحراف رفته و خلاف جهت ونهايتاً به هدف مخالف خواهد رسيد» بر همین اساس اهمیت رفع شبهه و پاسخ به سو الات ایجاد شده در اذهان در جهت بصیرت افزایی جوانان و عوام وحتی خواص جامعه مشخص می شود.چنانچه این مهم با جدیت پیگیری شود مزایای قابل توجهی برای نظام اسلامی دارد؛ چرا که با کمترین هزینه و بهترین روش یعنی ارشاد و هدایت سیاسی افراد می توان فتنه هایی را که توان به چالش کشیدن وصرف هزینه های سیاسی، امنیتی واقتصادی زیادی برای نظام دارد را خنثی نمود و بر آرامش وثبات سیاسی نظام افزود.

رهبر معظم انقلاب مي‌فرمايند: «اگر بصيرت نداشته باشيد، دوست را نشناسيد، دشمن را نشناسيد يك وقت مي‌بينيد آتش توپخانه شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتي است كه آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نكنيم لذا بصيرت لازم است. تبيين لازم است.»

در شرایط کنونی یافتن پاسخ دقیق این سولات که آيا رفتار برخي نخبگان سياسي مانند آقاي كروبي، موسوي و... حركت به سمت هدف دشمن نيست؟ آيا نامه آقاي كروبي كه در رسانه ها منتشر شد، مورد استقبال دشمنان انقلاب قرار نگرفت؟ آيا با حيثيت نظام اسلامي بازي نشد و آيا اقدامات و حركتهاي اصلاح طلبان پس از انتخابات دهم رياست جمهوري به تضعيف جبهه انقلاب و تقويت جبهه دشمن منجر نشد؟ باید تفکر حاکم بر ما را تشکیل دهد. مسلما پاسخ به این پرسش ها وطرح آنها در فضای جامعه اذهان را از دام تبلیغات منفی اصلاح طلبان ورسانه های غربی رهانیده و زمینه افزایش بصیرت دینی وسیاسی آنها را فراهم خواهد کرد

طي هفته‌هاي اخير مقام معظم رهبری بيانات مهمي در زمينه وجود فتنه‌اي خاموش نشده در كشور، در معرض امتحان بودن نخبگان و مردود شدن و سقوط كردن برخي از آنان و قصد فريب ملت توسط عده‌اي با مسجد ضرار، ابراز فرمودندكه لزوم تامل در این موارد دارا بودن بصيرت و هوشياري را مضاعف مي‌كند.

در شرايط كنوني سلاح برنده دلسوزان نظام اسلامي افزايش بصيرت سياسي است؛ چرا كه آنچه در صحنه سياسي كشور از سوي گروههاي اصلاح طلب و سربازان آشوب طلب آنها دنبال شد محصول يك جنگ رواني گسترده عليه نظام و سياه نمايي وضعيت كشور بود. گام اوليه ژنرالهاي شورشي با القاء ناكار آمدي دولت احمدي نژاد، خطرناك بودن وضعيت كشور، دروغگو بودن دولت و... برداشته شد و پيوند اين فضاسازي رواني با اعمال غير قانوني و ساختار شكنانه اين سران، سبب شد تا عدم بصيرت عده‌اي از جوانان و مردم كارساز شده و اين افراد به تبليغ دورغ بزرگ «تقلب» برخيزند. در ادامه با آشكار شدن ماهيت حقيقي رهبران آشوب‌طلب و خواست آنان مبني بر به رسميت نشناختن چارچوب‌هاي قانوني و ايستادگي در مقابل نظام اسلامي، مردم از آنان جدا شده و باقي مانده گروهي از ساختار شكنان شورشي بودند. در اين ميان خطبه‌هاي روشنگرانه رهبر معظم‌ انقلاب توانست فضاي رواني اصلاح طلبان و قانونشكنان را كه با تبليغات رسانه‌هاي غربي عليه نظام گره خورده بود، در هم شكند و آگاهي و بصيرت مردم را نسبت به حقايق مسائل شكوفا سازد.

در شرايط كنوني مردم نسبت به غيرقانوني بودن خواسته‌هاي نامزد اصلاح طلبان در انتخابات، دروغ بودن موضوع تقلب در انتخابات و استفاده از اين رمز جهت ايجاد شورش و اغتشاش توسط سران جريان اصلاح طلب، آگاهي يافته‌اند؛ اما كماكان دستگاه تبليغاتي غرب و دنباله‌هاي داخلي آنان سعي مي‌كنند تا با دامن زدن به موضوعات غير واقعي و كذب همچون آزار جنسي در بازداشتگاهها و برجسته نمودن اخبار عادي مربوط به زندانيان سياسي و... فضاي رواني جامعه را همچنان ملتهب نگه داشته و اعتماد مردم به نظام را خدشه‌دار كنند. خط تبليغاتي ديگر آنان، ادعاي حركت در چارچوب قانوني اساسي و ايجاد تشكيلات سياسي قانوني است كه با اين كار قصد دارند اين سوال كه چرا تاكنون در چارچوب قانون و نهادهاي قانوني حركت نكرده‌ايد؟ را به فراموشي بسپارند.

آنچه ميرحسين موسوي در قالب ايجاد تشكل راه سبز اميد دنبال مي‌كند و روزنامه‌هاي اصلاح طلب هم با تبليغات گسترده به انعكاس اخبار آن مي‌پردازند خود تاكتيك نااميد كننده ديگري است كه قصد دور كردن اذهان جامعه از مسئول بودن وي در قبال دعوت به تجمعات غيرقانوني و كشته شدن افرادي طي اين تجمعات، را دارد. موسوي با همراهي بي‌دريغ روزنامه‌هاي زنجيره‌اي اصلاح طلب و انديشه‌ورزي افراد و جريانات ضد انقلاب همچون گروهك منافقين، راديو فردا، روزنامه لس‌آنجلس تايمز و... قصد دارند تا از ايجاد تشكل راه سبز اميد دو بهره ببرند: اول با طرح اينكه اين تشكل قرار است در چارچوب قانوني فعاليت كند، سرپوشی بر اعمال غيرقانوني خود بنهد و دوم چنانچه اين تشكل از سوي دولت و نظام پذيرفته نشد و مجوز براي آن صادر نگرديد، گام بعدي جنگ رواني خود عليه نظام را آغاز كنند و از اين طريق حيات سياسي خود را كه در اذهان جامعه مرده است حفظ نمايند.

بنابراين در چنين شرايطي وظيفه مهم دلسوزان نظام اسلامي افزايش آگاهي و بصيرت سياسي و آگاه سازي توده‌هاي مردم است تا بار ديگر افيون رسانه‌اي اصلاح طلبان و دشمنان غربي نتواند مردم را فريب داده و سبب به هم ريختگي اوضاع داخلي شوند.