مراد از حق يا حقوق در اين رسالهء شريفه امتياز يا نصيبي كه براي كسي در نظر گرفته شده است و ديگران موظف  برعايت آن هستند ؛ است و هر حقـي  دو طرف دارد ؛ يكي صاحب حق و ديگري مورد حق . زمام و اختيار حق بدست صاحب حق است يعني اگر او اسقاط كرد ؛ ساقط ميشود و اگر او اسقاط نكرد ساقط نميشود .

    مهم ترين خصوصيت حق آنست كه امري لازم است وموكول به عنايت ولطف ديگران نيست ؛ به ايـن معني كه رعايت حق صاحب حـق يك وظيفه اسـت ؛ كه قانون گزار يا شارع بواسطه جعل حق براي صاحب آن ؛ آنرا به عهده ديگران مي گزارد .

       پس از بيان  مقدمات فوق مي پردازيم به اصل مطلب و شرح رسالهء  شريفه با ذكر اين نكته كه امام عليه السلام در اول رساله ؛ حقوق را بطورفهرست ذكر ميفرمايند و بعد به تفصيل بيان ميكنند ؛ و اين به آن جهت است كه خواننده از اول متوجه حقوق ومطالبي كه در رساله است باشد ؛ تا با اشتياق به مطالعه آن بپردازد ضمنا ما فقط فهرست رساله را از كتاب       " تحف العقول" نقل مينمائيم .

إعلم رحمك الله أن لله عليك حقوقا محيطة لك فى كل حركة تحركتها او سكنة سكنتها او منزلة نزلتها او جارحة قلبتها و آلة تصرفت بها بعضها اكبر من بعض

    ترجمه : بدان خداوند ترا رحمت كند كه خداي را بر ذمه تو حقوقي است كـه محيط  و مسلط بر تو ميباشد در هرحركت و سكوني كه از تو سـر ميزند يا هر جا كه منزل مي كني يا هر كدام از اعضاي بدنت را كه مورد استفاده  قرار ميـدهي يا از هر وسيله كـه استفاده ميكني كه بعضي از اين حقوق بزرگتر از بعض ديگر است .

و اكبر حقوق الله عليك ما اوجبه لنفسه تبارك و تعالى من حقه الذي هو اصل الحقوق ومنه تفرع ؛ ثم (ما) اوجبه عليك لنفسك من قرنك الى قدمك على اختلاف جوارحك .

    ترجمه : بزرگترين حقوق خداوند بر تو حقيست كه آن ذات مقدس به عنوان حق خود رعايت آنرا برتو واجب نموده است ؛ حقـي كه اصل حقوق است و از آن حقـوق ديـگر منتشر ومتفرع ميشود و در درجه دوم حق خودت بر خودت  ميباشد ؛ كه اين حقوق از فرق سر تا كف پاي ترا شامل ميشود

فجعل لبصرك عليك حقا و لسمعك عليك حقا و للسانك عليك حقا

 و ليديك عليك حقا و لرجلك عليك حقا و لبطنك عليك حقا و لفرجك عليك حقا فهذه الجوارح السبع التى بها تكون الافعال .

    ترجمه : پس خداوند متعال بر تو واجب كرده رعايت حق چشمت و حق گوشت و حق زبانت و حق دستهايت و حق پايت و حق شكمت و حق عورتت را ؛كه اين اعضاي هفت گانه ؛ سبب افعال و اعمال تو ميباشد و از اين اعضا بعنوان وسيله اي براي رسيدن به اميال و آرزوهايت استفاده مينمائي .

ثم جعل عزوجل لافعالك عليك حقوقا فجعل لصلاتك عليك حقا و لصومك عليك حقا و لصدقتك عليك حقا و لهديك عليك حقا ولافعالك عليك حقا

    ترجمه : سپس خداوند متعال از براي افعال و كردار تو نيز به عهده تو حقوقي را قرار داد پس بر گردن تو گذاشت حـق نماز و حق روزه و حق صدقه و حق قرباني را و هم چنين ساير افعال و كارهائي كه از تو صادر ميشود همه را بر عهدهء تو حقـوقي است كه از طرف خداي متعال جعل شده است .

    آنگاه افعال ما را به دو دسته تقسيم مينمايد :

    الف : افعال عبادي ؛ مثل نماز ؛ روزه ؛ صدقه و قرباني كه اين چهارتا به عنوان مثال و نمونه دركلام آنحضرت ذكر شده است و به اين معني نيست كه فقط همين چهارتا حق داشته باشد و بس ؛ بلكه حج و جهاد و امر به معروف و نهي از منكر و خمس و سايـر عبادات واجبه و مستحبه هم داراي حقوقي ميباشند كه ما بايد رعايت كنيم .

    ب : افعال غير عبادي يعني كارهاي كه عبادت نبوده بلكه جزء مباحات به شمار ميرود يا اگر رجحان و استحبابي در شريعت دارد ؛ فقـط براي ترتب ثـواب است بدون آنكـه جنبهء عبادي داشته باشد مثل كار كردن ؛ غذا خوردن ؛ آب آشاميدن ؛ مسافرت نمـودن و تفريحات سالم و كارهائي ازاين قبيل .

   پس تمام اين افعال را حقوقيست كه ما ملزم به رعايت آن هستيم .

ثم تخرج الحقوق منك الى غيرك من ذى ( ذوى ) الحقوق الواجبة عليك و اوجبها عليك حق ائمتك ثم حقوق رعيتك ثم حقوق رحمك .

    ترجمه : آنگاه حقوقي را كه غير تو برتو دارد از كساني كه داراي حقوق لازم و واجب الرعايه برتو ميباشند و خداوند آن حقوق و رعايت آنرا بر تو واجب نموده است  پس واجب ترين آن ؛ حق پيشوايان ؛ بعد حقوق زير دستان و بعد حقوق نزديكان ميباشد .

    شرح : بعد ازبيان اجمالي حق خدا و حق خود ؛ امام عليه السلام فهرست كساني را كه برما حقوقي دارند بيان مي فرمايد ؛ مثل حقوق پيشوايان و حقوق رعيت يا كساني كـه تحت سر پرستي ما قرار دارند و زير دست انسان گفته ميشوند چون فرزند و شاگـرد و هم چنين حقوق اقارب و ارحام مثل پدر ؛ مادر ؛ برادر ؛ خواهر و .......

    بعد حضرت امام زين العابدين عليه السلام اين دسته از حقوق را درجه بندي ميفرمايد به اين بيان كه گرچه رعايت همه اين حقوق از واجبات است ؛ اما واجب تر از همه و در درجه اول رعايت حقوق پيشوايان ميباشد ؛زيرا نظم مادي ومعنوي زندگي و پيشرفت هاي علمي و معنوي جامعه ؛ همه مرهون رهبريهاي خرد مندانه و صحيح اين دسته از صاحبان حقوقست و در درجه دوم ؛ واجبتر از بقيه  رعايت حقـوق رعيت و افراد تحت تكفل ويا به تعبير ساده زير دستان انسان ميباشد ؛ چون اگر حقوق آنها رعايت نشود ممكن است به گمراهي كشيده شوند و يا خود نيز حقوق ديگران را رعايت نكنند  و در درجه سوم واجبتر از ساير حقوق ؛ رعايت حقوق اقوام واقارب است ؛ زيرا آنان بسبب قرابت و نزديكي كه با ما دارند ؛ رعايت حقوقشان نسبت به غير ايشان اولويت دارد .

 

 

 

رساله حقوق  امام سجاد (عليه السلام)

 

حق خدا

1- حق الله  ( بزرگترين حق)  

حق نفس و حقوق اعضاي بدن

 2-. حق خود انسان برخودش 3- حق زبان . 4- حق گوش 5- حق چشم .

 6- حق پا 7- حق دست .8- حق شكم . 9- حق عورت .

حقوق افعال

10- حق نماز . 11- حق روزه .

12- حق صدقه . 13- حق قرباني .

حقوق رهبران

14- حق رهبر سياسي . 15- حق استاد ( رهبر علمي ) . 16- حق مالك .

حقوق زير دستان

17- حق رعيت . 18- حق متعلم بر استاد يا حق جاهل برعالم .

19- حق زن بر شوهر . 20- حق مملوك (خدمتكار)

حقوق ارحام واقارب

21- حق مادر . 22- حق پدر .

23- حق فرزند بر پدر و مادر . 24- حق خواهر و برادر .

حقوق نيكوكار

25- حق كسي كه بر تو احسان نموده است .

26- حق كسي كه تو به او احسان نموده اي .

27- حق كسيكه كار خوبي براي تو نموده است

حقوق نماز جماعت

28- حق مؤذن 29- حق امام جماعت .

حقوق دوستي و ارتباط

30- حق هم نشين . 31- حق همسايه . 32- حق هم صحبت .

33- حق شريك . 34- حق مال . 35- حق طلبكار . 36- حق معاشر.

حقوق خصومت

37- حق مدعي . 38- حق مدعي عليه .

حقوق مشاوره

39- حق كسيكه از تو مشورت ميخواهد .

40- حق كسيكه از او مشورت ميخواهي .

حقوق نصيحت

41- حق نصيحت شونده . 42- حق نصيحت كننده .

حقوق اخلاقي و اجتماعي

43- حق بزرگترها . 44- حق كوچكترها .

45- حق كسيكه از تو كمك مي خواهد .

46- حق كسيكه تو از او كمك ميخواهي .

47- حق كسيكه سبب خوشحالي تو شده است .

48- حقي كسيكه بسبب او نكبتي به تو رسيده است .

49- حق همه مسلمانان به طور عموم .

50- حق غير مسلماناني كه در حال جنگ با مسلمانان نباشند .

 

فهذه خمسون حقا محيطا بك لا تخرج منها فى حال من الا حوال يجب عليك رعايتها والعمل فى تأديتها والا ستعانة بالله جل ثنائه على ذلك ولا حول و لا قوة الا بالله

والحمد لله رب العالمين

    ترجمه : اين پنجاه حقي است كه ترا احاطه كرده است و از اين حقوق در هيچ حالي از احوال خارج نيستي ؛ برتو واجب است رعايت اين حقوق و تلاش براي اداي آن و طلب مساعدت و كمك از خداوند متعال بر رعايت اين حقوق ؛ و نيست قوتي مگر به خداونـد متعال و حمد و سپاس مخصوص آن ذات مقدس است .

    شرح : در اين رسالهء مختصر همانطور كـه متوجه شديد ؛امام سجـاد عليه السلام به پنجاه حق اشاره فرمودند . اين حقوق سراسر زندگي ما را طوري فرا گرفته است ؛كه در هيچ حال و موقعيتي نمي توانيم از آن دور باشيم . اگرتنها باشيم حق خدا و حق خود را به گردن داريم كه بايد رعايت كنيم و اگر در ميان خانواده باشيم بر علاوهء حق خدا و حق خود حق پدر ؛ مادر ؛ برادر ؛ خواهر ؛ همسر و فرزند و ديگر اقارب و ارحام است كه رعايت آن واجب است .

    اگر در اجتماع باشيم حقوق پيشوايان و زير دستان را بايد رعايت كنيم ؛و اگر با كسي رفيق شديم يا شريك شديم رعايت حق شان را بايد در نظر بگيريم .  آمر باشيم حق مامور را بر گردن داريم و اگر مامور باشيم حق آمر را بايد رعايت كنيم عالم باشيم جاهل بر گردن ما حقي دارد و جاهل باشيم حق عالم را ؛واجب است رعايت كنيم و خلاصه كه در هيچ حالي از حالات زندگي؛ نمي توانيـم از زير بار حقـوق شانه خالي كنيم و اگر لطف خداوند ياور ما نباشد ؛ممكن نيست كه بتوانيم از عهدهء اين حق ها برآئيم و تكليف خود را با موفقيت انجام دهيم .  به همين لحاظ امام زين العابدين عليه السلام ما را امر مي كند كه از خداوند طلب كمك و مساعدت نمائيم و سر آنكه امام عليه السلام در بسياري از موارد و پس از بيان حقي فرموده است      ( لا حول و لا قوة الا بالله )  همين است زيرا بدون كمك و استعانت خداوند متعال اداي اين حقوق ميسر نخواهد بود .