معيشت عاشورا - قسمت اول
نكتـﻪي دوم
دومين نكته بر ارتباط بين اعمال دنيا و آخرت تكيه مـﻰكند.
وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً (اسراء: 72)
و هر كه در اين [دنيا] كور[دل] باشد در آخرت [هم] كور[دل] و گمراهتر خواهد بود
سلفـﻰها و وهابـﻰها معتقد هستند كه فقط بايد به ظاهر قرآن عمل كرد و اصلاً نبايد تفسيري از قرآن ارائه كرد. يكي از علماي شيعه در زمان بن باز – مفتي سابق عربستان – كه نابينا بوده به ديدار او رفته و تقاضاي مباحثه مـﻰكند. بن باز مـﻰگويد اگر مـﻰخواهيد با ما بحث كنيد فقط بايد به قرآن استناد كنيد و حديث و روايت براي ما نخوانيد. اين عالم بزرﮒوار فرمودند اگر از قرآن سند و مدرك مـﻰخواهيد كه كار ما بسيار ساده است و ديگر حرفي با هم نداريم، و آيـﻪي 72 سورﻩي اسراء را قرائت كرده و مـﻰفرمايند با استناد به اين آيه شما كه در اين دنيا كور هستيد در آخرت هم نابينا خواهيد بود.
لذا اين آيه به هيچ وجه به ظاهر دلالت نمـﻰكند، و منظور كوري دل و باطن است نه كوري چشمان سر. حال بايد ديد كه چه كساني كور هستند و چه عواملي موجب مـﻰشود كه كسي كور شود.
1. گناه
2. فقر مادي باعث مـﻰشود كه انسان از معنويات دور شود، مشكلات روحي پيدا مـﻰكند و فرهنگي به بار مـﻰآورد كه انسان را به حيوان تبديل مـﻰكند. منظور فقري است كه انسان گرفتار شده و هيچ چارﻩاي نداشته باشد.
دو سال قبل سازمان يونيسف تصميم گرفت كه به كشور اتيوپي كمك كند و به اندازﻩي سه سال به آﻥها غذا و مواد خوراكي دادند، ولي در مدت 6 ماه تمام آن مواد خوراكي مصرف شد!
3. كسالت اعم از جسمـﻰ و روحي.
حضرت علي – عليه السلام مـﻰفرمايند: «زماني كه كسالت داريد توقع نداشته باشيد كه بتوانيد با خدا ارتباط خوبي برقرار كنيد.»
حضرت آيت الله العظما شاه آبادي، استاد حضرت امام – رحمة الله عليهما – در وصاياي خود مـﻰفرمودند: «اگر براي زيارت يكي از معصومين – عليهم السلام – مشرف شديد، قبل از زيارت سياحت كنيد و با استراحت خستـﻪگي را از تن خود دور كنيد چون كسالت جسمـﻰ ارتباط شما با خدا را با مشكل مواجه مـﻰكند.»
البته بايد توجه كرد كه مريض با كسل فرق مـﻰكند، كسل بد و بـﻰحوصله نماز مـﻰخواند و خلق تنگي دارد؛ اما مريض در دامنـﻪي رحمت خداست.
4. بـﻰانصافي
انصاف يعني هر چه مـﻰبينيم اول بايد آن را وزن كنيم و بعد در مورد آن قضاوت كنيم. كسي كه بـﻰانصافي مـﻰكند چون موقعيت موجود را دقيق و كامل نمـﻰسنجد، ناخواسته خودش را نسبت به برخي امور كور مـﻰكند.
5. طمع و آز
وحشـﺖناﻙترين عامل كوري است. انسان فكر مـﻰكند اگر پول كمـﻰ داشته باشد از طرف خدا بوده و خيلي راحت از آن انفاق مـﻰكند؛ اما اگر مبلغ هنگفتي به دستش برسد چون از خودش مـﻰداند نمـﻰتواند از آن بگذرد و ببخشد.
6. محبت افراطي به هر چيز غير از خدا.
7. تنفر افراطي
هيـﭻكدام از اين دو مورد گناه نيستند اما نهايتاً كوري را به سراغ انسان مـﻰآورند.
8. خودخواهي
نكتـﻪي سوم
در دنياي امروز زندگي تمام مردم دنيا به يـﻚديگر مرتبط است ئو اگر در آسيا اتفاقي بيافتد نتيجـﻪي آن در امريكا نيز مشاهده مـﻰشود. گاه پيش مـﻰآيد كه مثلاً به هر علتي از يك نوع كفش در كشوري استقبال نمـﻰشود، اما اگر همين كفش را در يك كشور ديگر، يك هنرپيشه يا خواننده و يا فرد مورد توجه ديگري بپوشد بلافاصله در كشور اول هم مد شده و به فروش مـﻰرسد. مد يعني ارتباطات. پس ما از نظر مادي به يـﻚديگر وصل هستيم، چون هيچ اقتصاد خصوصي وجود ندارد و مسايل اقتصادي به هم گره خورده است؛ از نظر روحي هم به همين ترتيب است و لذا اﻡروز بدون نگاه درست به دنيا نمـﻰتوان نگاه حقيقي به بالا كرد. زماني كه احكام شرعي بيان مـﻰشود جوان مـﻰگويد اين مسايل را نمـﻰتوان در اين جامعه پياده كرد، يعني عرف چنان قوي شده كه دين بايد فروع خودش – و نه اصول - را با آن تنظيم كند.
سرفصـﻞهايي كه در بحث معيشت عاشورا به آن مـﻰپردازيم عبارﺕاند از:
- تقدير معيشت؛
- تعديل معيشت؛
- سعادت و معيشت و
- عاقبت و معيشت.
تقدير معيشت
تقدير به معناي اندازﻩگيري است و معناي دقيق آن تأمل و انديشه در هـﻢوار نمودن يك امر مـﻰباشد، يعني انسان راه مقابـﻞاش را بـﻪگونـﻪاي باز و صاف كند كه تا آخرش را ببيند و بفهمد كه تا پايان عمر چگونه زندگي كند. بايد طوري مسير زندگي را هـﻢوار كرد كه تا انتهاي آن را بتوان ديد. بسياري از كساني كه به جايي رسيدﻩاند از بچـﻪگي قابليـﺖهاي خود را نشان دادﻩاند.
بهمنيار شاگرد خصوصي و در واقع تنها شاگرد بوعلي سينا بود، شهيد مطهري – رحمة الله عليه – فرمودند «اگر نبود بهمنيار كسي بوعلي را نمـﻰشناخت» زيرا او كتاﺏهاي ابوعلي سينا را گردآوري كرده است.
روزي ابن سينا در مغازﻩاي كودك سه سالـﻪاي را ديد كه براي خريد زغال آمده بود. مغازﻩدار به او گفت برو و ظرف بياور تا زغاﻝها را در آن بگذارم و دستت سياه نشود. پسر بچه فكري كرد و ديد فاصلـﻪي مغازه تا خانه زياد است، بلافاصله مقداري خاك از كنار مغازه برداشت و كف دستاﻥاش ريخت و گفت زغاﻝها را روي اين بريز.
اين ابتكار كودك به مذاق بوعلي خوش آمد و از پدر او خواست تا اجازه دهد كه بهمنيار، آن كودك سه ساله و باهوش، به عنوان شاگرد بوعلي به كسب علم و دانش بپردازد.
عدﻩاي فكر مـﻰكنند كه براي استفاده از عقل بايد هزينه بپردازند و به همين دليل زياد از آن استفاده نمـﻰكنند!
پس اولين مسأله در تقدير اندازﻩگيري عقلي است، يعني انسان سادﻩگذر نباشد و به هر موردي كه برخورد مـﻰكند به ذهن بسپارد و در وقت خود به آن بپردازد و پيرامون آن بيانديشد.
البته بايد در نظر داشت كه تأمل دو وجه دارد، يك وجه شيطاني و يك وجه الاهي. در تأمل الاهي عقل و دين هـﻢكاري و هـﻢفكري مـﻰكنند و در اين تفكر هم خود انسان راضي است و هم اطرافياﻥاش و هم خدا، در حالـﻰكه در تأمل شيطاني عقل و شهوت محور هستند و فقط نفس انسان راضي است.