صدمين سال مشروطيت - از اين تاريخ عبرت بگيريم / دكتر يدالله جواني
بصيرت ـ مقاله 13/4/85
ين سوال همواره پيش روي هر مسلمان ايراني دلسوز و متعهد قرار دارد كه چرا نهضت مشروطيت به انحراف كشيده شد؟ عوامل انحراف چه بود؟ چگونه مي توان از تكرار تاريخ حوادث مشروطيت جلوگيري كرد؟
يكصد سال پيش يعني 14 مرداد سال 1285 شمسي، مظفرالدين شاه به ناچار تمامي درخواست هاي علما و متحصنين در نهضت مشروطه را پذيرفت و در نهايت با صدور فرمان سلطانيه انتخابات برگزار گرديد و در 71 مهر 1285 اولين مجلس افتتاح شد. توسط دولت و مجلس اولين متن قانون اساسي مشتمل بر 51 اصل و با نام نظامنامه سياسي تنظيم و در تاريخ 8 دي 1285 از طرف مظفرالدين شاه تصويب و امضا شد و پس از 10 روز شاه درگذشت و محمدعلي ميرزا جانشين شاه شد. نواقص و كمبودهاي قانون اساسي طي متممي كاهش يافت و با تلاش ها و مقاومت هاي شيخ فضل الله نوري ماده اي بر متمم افزوده شد تا براساس آن پنج تن از علماي طراز اول هر عصر بر مصوبات مجلس نظارت داشته باشند تا چيزي بر خلاف اسلام به تصويب مجلس نرسد.
اين متمم پس از تصويب مجلس، در 15 مهرماه 1286 به امضاي محمدعلي شاه رسيد.
نهضت مشروطيت كه عليه ظلم و ستم و استبداد پادشاهان قاجار و استيلاي خارجي و با هدف عمل به اسلام و شريعت از سوي علماي اسلام رهبري شد به پيروزي هاي اوليه دست يافت. اما سه سال بعد، يعني در 11 مرداد 1288 آيت الله شيخ فضل الله نوري از رهبران برجسته نهضت، با حكم يك روحاني نما به اتهام طرفداري از استبداد و مخالفت با مشروطه به دار آويخته شد. يازده سال بعد يعني در سال 1299 رضاخان با كمك انگليس تهران را تصرف و سرانجام در سال 1304 شاه ايران شد و استبداد داخلي، استيلاي خارجي و اسلام زدايي در دوره رضاشاه و پسرش محمدرضا تا سال 1357 به شكل مدرن و در قالب هاي جديد استمرار يافت. اين سوال همواره پيش روي هر مسلمان ايراني دلسوز و متعهد قرار دارد كه چرا نهضت مشروطيت به انحراف كشيده شد؟ عوامل انحراف چه بود؟ چگونه مي توان از تكرار تاريخ حوادث مشروطيت جلوگيري كرد؟
سوالات مذكور و مشابه آن، سوالات ضروري است كه بايد به آن پاسخ بدهيم. نيروهاي مدافع انقلاب اسلامي اعم از توده هاي مردم، احزاب، گروه ها، شخصيت ها، علما، همه و همه بايد به اين سوالات پاسخ بدهند. امروز ما موظف به حفظ انقلاب اسلامي هستيم. اكنون و در اين عصر حفظ نظام اسلامي براي ما از اوجب واجبات است. انقلاب اسلامي، از نظر ريشه ها، بسترها، زمينه هاي سياسي، اجتماعي و از نظر آرمان ها و اهداف شباهت هاي زيادي با نهضت مشروطه دارد. هر چند تفاوت هاي اساسي بين اين دو نيز وجود دارد.
حضرت امام خميني(ره) براي جلوگيري از ايجاد انحراف در انقلاب اسلامي در چندين نوبت بر روي يك جمله تاكيد داشته اند و آن اينكه «بايد از اين تاريخ (نهضت مشروطيت) عبرت ببريم.»
عبرت آموزي از تاريخ مشروطيت، يعني پاسخگويي به همان سوالات پيش گفته و مشابه آن، براي هوشيار بودن در برابر دسيسه ها و توطئه هاي دشمنان خارجي و داخلي كه همواره در كمين نشسته اند. بر همين اساس، روايت مي كنيم گوشه هايي از حوادث اين تاريخ را از زبان آن عزيز سفر كرده، باشد تا عبرتي براي همه ما باشد:
1- حاشيه نشيني مردم: امام(ره) مي فرمايند: «در طول تاريخ مشروطيت نمي توانيد پيدا كنيد كه همه ايران خودشان راي داده اند» -«انتخابات هيچگاه به طور كلي در دست مردم نبوده است» - « در زمان قاجار، من يادم هست، آن وقت خان ها بودند، شاهزاده ها بودند، خان ها دسته دسته اين مردم را به زور مي آوردند به صندوق ها، راي براي خودشان مي گرفتند. مردم هيچ كاره بودند. نمي دانستند كه چيست، يك ورقه اي به آنها مي دادند، اينها هم مي آوردند در صندوق مي انداختند.
2- دخالت هاي دولت انگليس: امام(ره) مي فرمايند: «عمال انگليس به دستور ارباب خود اساس مشروطه را به بازي مي گيرند و مردم را نيز فريب مي دهند.» - «توطئه اي كه دولت استعماري انگليس در آغاز مشروطه كرد به دو منظور بود: يكي كه در همان موقع فاش شده اين بود كه نفوذ روسيه را در ايران از بين ببرد، و ديگري همين كه با آوردن قوانين غربي احكام اسلام را از ميدان عمل و اجرا خارج كند.»
3- بازگشت مستبدين به قدرت: امام(ره) مي فرمايند: «...يك دسته از همان مستبدين مشروطه خواه شدند و افتادند توي مردم. همان مستبدين بعدها آمدند و مشروطه را قبضه كردند و رساندند به آنجايي كه ديديد و ديديم.»
4- تحزب و گروه گرايي: امام(ره) مي فرمايند: «اصل اين احزابي كه در ايران از صدر مشروطيت پيدا شده است، آنكه انسان مي فهمد، اين است كه اين احزاب ندانسته به دست ديگران پيدا شده است وخدمت به ديگران بعضي از آنها كرده اند» - «درصدر مشروطيت هم با ايجاد گروه هاي مختلف نگذاشتند كه مشروطه به ثمر خودش برسد، او را برخلاف مسير خودش راندند.» -«اصل حزب بازي را به نظر من درصدر مشروطيت براي اين درست كردند كه نگذارند اين ملت با هم آشتي كند.» - «درصد مشروطيت كه احزاب مختلف پيدا شد، دنبال آن پيروزي كه ملت پيدا كرده بود، اين احزاب مختلف به جان هم افتادند و اين كشور را تباه كردند.
5- ايجاد اختلاف بين علما و روحانيون: امام(ره) مي فرمايند: «شما وقتي كه تاريخ مشروطه را مي خوانيد، مي بينيد كه در مشروطه بعد از اينكه ابتدا پيش رفت، دست هايي آمد و تمام مردم ايران را به دو طبقه تقسيم بندي كرد، نه ايران تنها، از روحانيون بزرگ نجف، يك دسته طرفدار مشروطيت، يك دسته دشمن مشروطه. علماي ايران يك دسته طرفدار مشروطه، يك دسته مخالف مشروطه، اهل منبر يك دسته بر ضد مشروطه صحبت مي كردند، يك دسته بر ضد استبداد صحبت مي كردند و...» - «در مشروطه در نجف بعضي علماي درجه اول مخالف بودند، بعضي علماي درجه اول موافق بودند. در ايران هم بين علما همين جور اختلاف ايجاد كردند و اين طور نبود كه خود به خود ايجاد شود، ايجاد كردند.»
6- كشتن و كنارگذاشتن علما و روحانيون: امام(ره) مي فرمايند: «همه ديديد و نسل هاي آتيه خواهند شنيد كه سياست بازان پيرو شرق و غرب، روحانيون را كه اساس مشروطيت را با زحمات و رنج ها بنيان گذاشتند از صحنه خارج كردند و روحانيون نيز بازي سياست بازان را خورده و دخالت در امور كشور و مسلمين را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب زدگان سپردند.»
- «...راجع به همين مشروطه و اينكه مرحوم شيخ فضل الله نوري، ايستاد كه «مشروطه بايد مشروعه باشد، بايد قوانين موافق اسلام باشد.» در همان وقت كه ايشان اين را فرمود و متمم قانون اساسي هم از كوشش ايشان بود، مخالفين، خارجي ها كه همچو قدرتي را در روحانيت مي ديدند كاري كردند در ايران كه شيخ فضل الله مجاهد مجتهد داراي مقامات عاليه را ، يك دادگاه درست كردند و يك نفر منحرف روحاني نما او را محاكمه كرد و در ميدان توپخانه شيخ فضل الله را در حضور جمعيت به دار كشيدند.»