درگيري نظامي حزب الله لبنان با ارتش رژيم صهيونيستي و مقاومت پيروزمندانه اي كه حزب الله درطول بيش از يك ماه درگيري ازخود نشان داده است، تعجب همگان را برانگيخت. باوراينكه تعداد اندكي ازجوانان مسلمان ومعتقد وازجان گذشته با در اختيار داشتن حداقل تجهيزات نظامي بتوانند در اين مدت طولاني دربرابر ارتشي بسيار پيشرفته وتجهيزشده با پيشرفته ترين سلاحهاي روز مقاومت كند بسيار سخت است. آنچه كه مي تواند تا حدودي بازگو كننده ارزش مقاومت و دفاع سلحشورانه حزب الله در برابر ارتش جنايتكار رژيم صهيونيستي باشد، مروري بر جنگهاي گذشته ارتش رژيم صهيونيستي با ارتش تعدادي ازكشورهاي عربي است كه درآن جنگها صهيونيست ها با واردساختن خسارات سنگين به اين ارتشها توانستند برآن پيروزشوند. متن حاضر ترجمه مطلبي كوتاه در اين ارتباط است.

پنج جنگ
تاسيس اسرائيل درماه مه سال 1948 بلافاصله با اولين جنگ پيگيري شد. اين جنگي بود كه عليه مصر، اردن وسوريه آغازشد وپاي عراق ولبنان را نيز به ميان كشيد. فلسطيني ها به دشواري دراين نزاع مشاركت كردند، اما صدها هزارتن ازآنان آواره شده وبيشتر به لبنان، اردن( كرانه باختري ) وغزه پناهنده شدند. با آتش بس هايي كه درپي اين جنگ ميان طرف هاي درگيربرقرارشد، اسرائيل توانست به منطقه وسيعي كه بسيار بيشترازميزان اوليه بود، استيلا يافته وحدود 80 درصد ازمنطقه تحت حاكميت فلسطين را به اشغال خود درآورد.با اين وجود اسرائيل هنوز خود را آسيب پذير مي دانست و اين احساس ناامني تنها ازبيت المقدس دو تكه شده و مرزهاي به شدت نا آرام ريشه نمي گرفت. توافق وتباني اسرائيل با انگليس و فرانسه برسربحران سوئز درسال 1956( دومين جنگ) خيلي سريع اسرائيل را صاحب سپري دفاعي ازنيروهاي صلح بان سازمان ملل كرد. اين نيروها توانستند ميان اسرائيل و مصر در صحراي سينا فاصله بيندازند. پس ازآن درخواست ناصربراي عقب نشيني نيروي فوق العاده سازمان ملل به اصلي ترين عامل براي آغاز جنگ 6 روزه در ژوئن 1967( سومين جنگ ( تبديل شد. اسرائيل دراين جنگ كرانه باختري، صحراي سينا وبلندي هاي جولان را به اشغال خود در آورد. به نظربسياري ازاسرائيلي ها جنگ 6 روزه نزاعي بود كه بايد امنيت پايدار را برايشان به ارمغان مي آورد، آنها براي خود دلايلي هم داشتند. اردن روحيه اش را باخته بود ومصرو سوريه هم انگيزه چنداني براي ادامه مبارزه نداشتند. اما درحالي كه يك ميليون فلسطيني وحتي بيشتر تحت اشغال ارتش اسرائيل بودند، پايان دهه 60 شاهد رشد ملي گرايي فلسطيني بود. دراوايل دهه 70 اسرائيل جنبش هاي آزادي بخش فلسطيني را اصلي ترين تهديد براي خود مي دانست به گونه اي كه حتي جنگ رمضان / يوم كيپور(جنگ چهارم) دراكتبر1973 بسياري از اسرائيلي ها را در بهت فرو برد. دراين جنگ مصر وسوريه تلاش كردند تا اراضي ازدست داده خود را احيا كنند وحتي اسرائيلي ها را مجبوركنند كه به يك توافق با فلسطيني ها تن دهند. اما اين دو كشور موفق نشدندوجنگ تقريبا همان طوركه شروع شده بود با تلفات سنگين مصري ها وسوري ها وبهت وحيرت جامعه اسرائيلي درغم ازدست دادن برخي ازنيروهاي زبده نظامي خود به پايان رسيد. اين تجربه به همراه رسوايي هاي متعدد رشوه خواري دردولت اسرائيل به سقوط دولت اتئلاف سه ساله حزب كارگر وبه قدرت رسيدن حزب راست گراي ليكود منجرشد. مناخم بگين وسايرين تلاش هاي خود را بركنترل نوارغزه وكرانه باختري متمركز كرده وبا وجود برخي مخالف هاي داخلي، بامصري ها در كمپ ديوپد براي عقب نشيني ازصحراي سينا ودستيابي به يك قرارداد صلح شكننده، وارد مذاكره شدند. اين جنگ كوچكترين خللي درعزم و اراده فلسيطني ها وارد نكرد واز آنجايي كه كه بسياري از فعاليت هاي آنان از لبنان سازماندهي مي شد، اسرائيل درسال 1982 مبادرت به اشغال جنوب لبنان ومحاصره غرب بيروت (جنگ پنجم) كرد. نزاعي كه درپي اين اشغال با گروه تازه شكل يافته حزب الله درگرفت، زمينه شكست نيروهاي اسرائيلي را فراهم آورد. اين درحالي بود كه حمايت هاي داخلي اسرائيل نيز به دليل تلفات پي درپي اين نيروها درجنوب لبنان به شدت كاهش يافته بود. اسرائيل درسال 1985 ازبخش اعظم اين منطقه عقب نشيني وتا ماه مه 2000 تنها به حفظ نوارباريكي ازآن قناعت كرد.

ظهورانتفاضه
با پايان دهه 80 اسرائيل احتمالا خود را ازهمسايه هايي نظيرسوريه ومصردرامان مي ديد، اما اين رژيم بلافاصله باانتفاضه اول مواجه شد. به كارگيري سربازان جوان و تنومند اسرائيلي وهمچنين استفاده ازخشونت بيشترعليه شهروندان فلسطيني به خصوص دركرانه باختري موجب رنجش شديد بسياري ازاسرائيلي ها شد وبه يكي از دلايل اوليه آغاز روند صلح اسلو دردهه 90 تبديل شد، اما آغاز اين روند دلايل ديگري نيز داشت و فقط به ترور اسحاق رابين توسط يك صهيونيست تندرو درنوامبر سال 1995 محدود نمي شد. در دهه 80 حدود يك ميليون يهودي از اتحاد جماهيرشوروي سابق به اسرائيل مهاجرت كردند. بيشتر اين مهاجرين عزم خود را جزم كرده بودند كه به هر ترتيب ممكن براي اولين بار در زندگيشان امنيت واقعي را براي خود تضمين كنند. اين رويكرد باعث شد تا اسرائيل بيشتر به سوي راست منحرف شود. اين تحول به همراه شكست هاي سنگين دولت خود گردان فلسطيني درسپتامبر 2000 زمينه ظهورانتفاضه الاقصي را مهيا كرد.

پل راجرز- استاد مطالعات صلح در دانشگاه برادفورد آمريكا ومشاورگروه تحقيق آكسفورد
منبع : open Democracy